جستجو در   
امکانات

بررسی رابطه بین سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه شهر تهران
پدیدآورنده : خسروی، زهره-آقا جانی، مریم
بازدید : 1354
تاریخ درج : 1386/4/20
منبع :

 
دانشنامه پرتال علوم انسانی و اسلامی :: علوم سیاسی :: کنترل :: بررسی رابطه بین سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه شهر تهران

بررسی رابطه بین سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه شهر تهران


چکیده

هدف:این پژوهش به منظور بررسی رابطه بین سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه شهر تهران انجام شده است.

روش:نمونه ای که مورد بررسی قرار گرفت شامل 191 دانش آموز بودند.جهت انتخاب نمونه پژوهش ابتدا منطقه 7 شهر تهران به جهت انسجام نسبی یافت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی(طبق پیشنهاد اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران)انتخاب شد.سپس از بین مدارس دولتی دخترانه این منطقه، یک دبیرستان به طور تصادفی انتخاب شد.بدین ترتیب کلیه ی دانش آموزان سال اول مقطع متوسطه دبیرستان مذکور به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند.پس از آن پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ( QHG )و پرسشنامه منبع کنترل بر روی نمونه پژوهش(191- N )اجرا و سپس نمرات حاصل از اجرای پرسشنامه های مذکور با استفاده از روشهای آماری استباطی(ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یکطرفه AVONA و آزمون t دو گروه مستقل)مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها:نتایج و یافته های حاصل نشان داد که بین سلامت روان و شیوه مقابله ای و همچنین بین منبع کنترل و شیوه مقابله ای رارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.اما بین سلامت روان و منبع کنترل ارتباط مثبت و معناداری وجود ندارد.در ضمن یافته های جانبی پژوهش نیز بیانگر این امر است که بین سطح تحصیلات مادر، اشتغال مادر و عملکرد تحصیلی دانش آموزان با سلامت روان و شیوه مقابله ای آنان ارتباط معناداری وجود دارد.

کلید واژه:سلامت روان، منبع کنترل، شیوه مقابله ای، نوجوانان.

*دانشیار دانشگاه الزهرا(س) moc.oohay@ivarsohK-herhoZ:liam-E

**کارشناس ارشد روانشناسی

در مورد بهداشت روانی 1 دو تعریف مورد توجه قرار می گیرد:در تعریف اول، منظور از بهداشت روانی عبارت از رشته ای تخصصی از بهداشت عمومی است که در زمینه کاهش بیماری های روانی در یک جامعه فعالیت می نماید و بررسی انواع مختلف اختلالات روانی و عوامل مؤثری که در بروز آنها نقش دارند، در قلمروی کار این علم می باشد.شناخت علت ایجادکننده اختلالات روانی قدم اول برنامه ریزی برای اقدامات پیشگیرانه به حساب می آید.پس از شناخت علت های ایجادکننده اختلالات روانی، وظیفه متخصصان این رشته مطالعه راه های از بین بردن علت های مزبور و یا غلبه بر آنها می باشد.از آنجائیکه عوامل زیستی، روانی و اجتماعی در بروز اختلالات روانی نقش دارند، روش های پیشگیری از این اختلال ها نیز چند بعدی است و باید از ابعاد گوناگون مورد توجه قرار گیرد.در تعریف دوم، بهداشت روانی به معنای سلامت فکر است و به منظور نشان دادن وضع مثبت و سلامت روانی است که خود می تواند نسبت به ایجاد سیستم با ارزشی در مورد ایجاد تحرک، پیشرفت و تکامل در حد فردی، ملی و بین المللی کمک نماید.زیرا زمانی که سلامت روانی شناخته شد، نسبت به دستیابی به آن اقدام می شود و راه برای تکامل فردی و اجتماعی هموار می گردد.(حسینی، 1378).

طبق نظر«وایت» 2 (2001)افراد دارای سلامت روان، چندین ویژگی دارند که عبارتند از:

1-پذیرش خود و دوست داشتن خویش:این ویژگی دربرگیرنده دو مفهوم خودپنداره(تصوری که فرد از خودش دارد)و عزت نفس(پذیرش و قبول خود)است. چنانچه این دو مفهوم همراه با هم باشند، تکمیل کننده بخش از سلامت روانی (پذیرش و دوست داشتن خود)هستند.2-برقراری روابط با دیگران:زمانی که فرد خودپنداره و عزت نفس مثبتی داشته باشد و خود را بپذیرد و دوست داشته اشد، آنگاه بخوبی خواهد توانست با دیگران ارتباط مناسب برقرار کند.3-مقابله با نیازهای زندگی:مقابله با نیازها و احتیاجات زندگی و کنترل الزامات و چالش های زندگی htlaeH latneM-1

etihW-2

بخشی از سلامت روانی ات.این الزامات از جانب والدین، خانواده، دوستان، مدرسه، فعالیت ها، مشاغل و غیره می باشد.نکته اساسی در این زمینه موضوع مدیریت استرس است.زمانی که افراد تحت استرس هستند، باید مهارت های مقابله ای لازم را داشته باشند تا بدین وسیله بتوانند، اثرات استرس بر جسم و روان را کاهش دهند.چنانچه استرس مدیریت شود(کاهش یابد و یا کنترل شود)و مهارت های مقابله ای مؤثر موجود باشد.قطعا فرد بهتر قادر خواهد بود تا با نیازها و چالش های زندگی مقابله نماید.4- بروز مناسب هیجانات:افراد باید بتوانند هیجانات خود را شناسایی کنند و آن احساسات را به طور مناسب بروز دهند.در غیر این صورت سلامت روان خود فرد و همچنین دیگران در معرض آسیب قرار خواهد گرفت.

منظور از منبع کنترل 1 این است که شخص تا چه اندازه باور دارد که می تواند بر زندگی خود اثر داشته باشد.مفهوم منبع کنترل برای تقویت یک ساختار روانی است که از تئوری یادگیری اجتماعی«راتر» 2 (1954)نشأت می گیرد.منبع کنترل می تواند درونی یا بیرونی باشد.کسانیکه منبع کنترلی درونی دارند معتقدند که سازندگان اصلی زندگی خود هستند، اما کسانیکه منبع کنترل بیرونی دارند معتقدند که آنچه بر سر آنها می آید اصولا محصول شانس، تصادف و یا نتیجه اعمال افراد دیگر است.(گنجی، 1379)

مشاهده ی تفاوتی که افراد در برداشت هایشان از میزان کنترلی که بر زندگی شان دارند، سال هاست که توجه روانشناسان را به خود جلب کرده است.افرادی که مسؤولیت وقایعی را که برایشان اتفاق می افتد، می پذیرند، درونی ها نامیده می شوند، زیرا آنها دارای منبع کنترل درونی هستند و برعکس کسانی که معتقدند بیشتر مسائلی که برایشان اتفاق می افتد خارج از کنترل شان است، بیرونی ها نامیده می شوند زیرا آنها دارای منبع کنترل بیرونی هستند.لازم به ذکر است که منبع کنترل افراد بر اساس یادگیری و تجارب فرد در جریان رشد، ایجاد می شود.مطلب مهم تر اینکه چون منبع کنترل مبتنی lortnoc fo sucoL-1

retiuR-2

بر ادراکات فرد از زندگی است، لذا می توان آن را مجددا ارزیابی کرد و تغییر داد.(کلینکه 1 ترجمه:محمد خانی، 1380)

«راتر»(1966)به نقل از همان منبع مطرح کرده است که افراد درونی به باورهای زیر بیشتر معتقدند:

1-سرانجام، افراد در دنیا احترامی را که شایسته آن هستند بدست می آورند.

2-موفقیت نتیجه تلاش زیاد است و شانس نقش کمتری در موفقیت افراد دارد.

3-بدبختی های افراد نتیجه اشتباهات خودشان است.4-کسانی که نمی توانند کاری کنند که دیگران آنها را دوست داشته باشند، نمی دانند که چگونه با دیگران همراه شوند. 5-رابطه مستقیمی بین سخت درس خواندن و نمره گرفتن وجود دارد.

افراد بیرونی نیز بیشتر به باورهای زیر اعتقاد دارند:

1-متأسفانه بیشتر اوقات ارزش فرد هر قدر هم که باشد، ناشناخته می ماند.

2-بدست آوردن یک شغل خوب بیشتر بستگی به شرایط زمانی و مکانی دارد.

3-بسیاری از رویدادهای ناخوشایند در زندگی مردم تا اندازه ای به علت بدشانسی است.4-هر قدر هم که سعی خودمان را بکنیم، باز هم بعضی ها از ما خوششان نمی آید.5-سعی زیاد از حد برای راضی کردن مردم چندان فایده ای ندارد، اگر قرار است آنها از آدم خوششان بیاید، می آید.

«لازاروس و فولکمن» 2 (1992)معتقدند مقابله با بحران عبارت از تلاش های فکری و رفتاری مستمری است که برای برآوردن نیازهای خاص درونی و بیرونی به کار می رود.این احتیاجات ممکن است مطابق و یا افزون بر منابع و امکانات فرد باشد.(به نقل از اکبرزاده، 1376).در تعریف دیگری از«لازاروس و فولکم»(1984)به نقل از«ری و همکاران» 3 (1998)مقابله یا کنار آمدن با بحران عبارتست تلاش های رفتاری و شناختی جهت کنترل فشارها هستند.

ekneliK-1

namkloF

surazaL-2

la.te heeR-3

در چندین تحلیل، شیوه های مقابله ای 1 در سه طبقه بزرگ گروه بندی شدند:1- مقابله مثبت(حل مسأله دقیق و روشن، جستجوی کمک، جستجوی اطلاعات)2- مقابله معمولی و عادی(ارزیابی، حل مسأله مبهم و غیر دقیق و پذیرش کنترل هیجانی درونی)3-مقابله منفی(عدم آگاهی، فقدان یک راهبرد مناسب، فرار، تخلیه هیجانی نامناسب).نتایج نشان می دهند که حل مسأله دقیق پیامدهای بهتری به دنبال دارد در حالیکه پاسخ های مقابله ای هیجانی با نتایج نامطلوبی در ارتباط است.بنابراین باید بر آموزش مهارت های مقابله ای مؤثر و مثبت تأکید شود.(به نقل از کولینز و مووبرای 2 ، 1999)

در دوره ی نوجوانی تغییرات عمده ای در همه ابعاد زندگی(جسمانی، روانی، شناختی و اجتماعی)نوجوان رخ می دهد و از مهمترین و بحرانی ترین دوره های رشد است.از آنجا که، کسب احساس هویت از مهمترین رویدادهای نوجوانی است و با سلامت روانی ارتباط مستقیم دارد.به طوری که تحقیقات نشان می دهد، رشد هویت موفق در دوره نوجوانی با سطح رشد خود، 3 رشد تفکر صوری یا نتزاعی، رشد سطوح تکامل یافته قضاوت اخلاقی و منبع کنترل درونی ارتباط مثبت دارد.همچنین نوجوانان دارای هویت موفق به طور کلی از لحاظ روانی، سازگاری سالم و خوبی دارند و با مسائل به نحو مناسبی کنار می آیند.آنان کارآمد شخصی بالایی دارند و اضطرابشان پایین است.(واترمن 4 ، 1992، به نقل از اکبرزاده 1376).بنابراین دستیابی به هویت موفق، نوجوانان را از بسیاری از مشکلات بهداشت روانی مصون نگه می دارد.

طبق یافته های گوناگون نوجوانی دوره مهم و اساسی است که در عزت نفس تغییرات و دگرگونی هایی ایجاد می شود.این دوره از رشد یک ماهیت انتقالی منحصر به فرد دارد(اکلس و دیگران 5 ، 1993 به نقل از کواتمن و واتسون 6 2001)و مستلزم سازگاری ها و selhts gnipoC-1

yarbwoM

snilloC-2

ogE-3

namretaW-4

la.te selccE-5

nostaW

namtuQ

تغییراتی در شناخت خود است که به نظر می رسد موجب تغییر در عزت نفس می شود. (ویگفیلد و اکس 1 ، 1994 به نقل از همان منبع).افرادی که دارای عزت نفس بالایی هستند، بهبود افزاینده ای در کیفیت زندگی خویش تجربه می کنند، از طرف دیگر افراد دارای عزت نفس پایین در معرض بسیاری از اختلالات رفتاری و عاطفی مانند اضطراب، عدم انگیزش، رفتار خودکشی گرا، اختلالات خوردن، بزهکاری و افسردگی قرار می گیرند. (هارتر 2 ، 1990 به نقل از همان منبع).

بدین ترتیب عزت نفس به عنوان جنبه مهمی از سلامت روان محسوب می شود و این موضوع در دوره نوجوانی، از اهمیت ویژه ای برخردار است.لازم به توضیح است که پژوهش های گوناگونی در مورد ارتباط بین ابعاد مختلف سلامت روان، منبع کنترل و شیوه های مقابله ای انجام شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:

«اپستین و کموریتا» 3 (1971)به نقل از بیابانگرد(1378)با انجام تحقیقی دریافتند که آزمودنی هایی که عزت نفس پایین و متوسط دارند به طور معناداری دارای منبع کنترل درونی در مواجهه با شرایط استرس زا بوده و بیشتر از افراد دارای منبع کنترل بیرونی و آنانی که دارای عزت نفس بالا هستند، دارای منبع کنترل درونی می باشند.«پوپ و سوزان» 4 (1977)به نقل از قاسمی(1375)طی مطالعاتی به این نتیجه رسیدند که افراد دارای منبع کنترل بیرونی، عمل می کنند و داشتن منبع کنترل درونی به عنوان یک ویژگی شخصیتی می تواند بخشی از تأثیرات استرس را کنترل کند و فرد را در موضع مقابله با تهدید یا استرس قدرتمندتر سازد.«جو» 5 (1972)به نقل از بیابانگرد(1370)نتیجه گرفت که افراد دارای منبع کنترل بیرونی برخلاف درونی ها، دارای اضطراب بیشتر، عزت نفس کمتر، کم اعتمادتر، پرخاشگرتر و کم بینش تر هستند.

selccE

deifgiW-1

retraH-2

atiromoK

nietspE-3

nasuS

epoP-4

eoJ-5

در واقع از لحاظ سلامت روانی مشخص شده است که، دورنی ها سازگاری بهتری دارند و کمتر از بیرونی ها نگران هستند.اعتقاد بیرونی نشانه ای از اختلالات روانی مانند افسردگی و اسکیزوفرنیا می باشد و افراد درونی برعکس بیرونی ها مستقل تر و دارای پیشرفت هستند.(قاسمی، 1375)

بر اساس گفته های«لازاروس»به نقل از همان منبع افرادی که دارای منبع کنترل بیرونی هستند در مقایسه با درونی ها احساس درماندگی بیشتر، اضطراب بیشتر و استرس افزون تری دارند.

«فیتر» 1 (1967)بیان کرد که بیرونی ها در مقیاس اضطراب و فشار روانی نمرات بالاتری از درونی ها دارند.همچنین به نظر«فانلی» 2 (1972)زنان دارای منبع کنترل بیرونی در آزمون اضطراب پیشرفت تحصیلی، اضطراب بیشتری نسبت به زنان درونی از خود نشان می دهند.(به نقل از ساموئل بال. 3 ترجمه:مسدد، 1373؛امین یزدی، صالحی فدردی، 1378)

«فارز» 3 (1978)به نقل از قاسمی(1375)ادعا نمود که درونی ها از سلامت روانشناختی بهتری نیز برخوردارند.به بیان روشن تر، کمتر مضطرب می شوند، کمتر به بیماری های روانی مبتلا می شوند و از سازش یافتگی روانشناختی بهتری در ارتباط با موقعیت های اجتماعی و فردی و کلیه ابعاد زندگی برخوردار هستند.

«کوپر اسمیت» 5 (1967)، «گیفور، پوپوویچ و پاول» 6 (1990)، «ریدلورن» 7 (1995)و بیابانگرد(1370)بین عزت نفس و منبع کنترل درونی رابطه ی قوی و مثبت یافتند.(به نقل از میرهاشمیان، 1377)

rehtaeF-1

lienaF-2

llaB leumaS-3

zeraF-4

htimS repooC-5

llewoP

hciwopoP,nellaK,roffiG-6

eneroL dieR-7

در گزارش پژوهشی«راتر»(1975)ارتباط خطی بین منبع کنترل درونی-بیرونی و نشانه های روانی بیان شد و بدین ترتیب، آنهایی که گرایش به منبع کنترل دورنی ندارند، نسبت به افراد دارای منبع کنترل بیرونی نشانه های کمتری را از خود نشان می دهند. چنین یافته هایی در سالهای بعد نیز توسط پژوهشگران دیگر مورد تأیید قرار گرفت.در پژوهش دیگری توسط«هولدر ولوی» 1 (1988)که با استفاده از مقیاس -LCS 90 R- انجام شد، نتایج نشان داد که افراد دارای منبع کنترل بیرونی سطوح بالاتری از پریشانی روانی را، نشان می دهند.همچنین بررسی های«استریکند» 2 (1978)نشان داد که افراد مورد بررسی مضطرب و افسرده، گرایش به منبع کنترل بیرونی داشته اند.(بیان زاده، زمانی منفرد، حیدری پهلویان و همکاران، 1378)

همچنین ارتباط بین منبع کنترل سلامتی نوجوانان و سلامت روانی آنان نیز شرح داده شده است، به طور مثال«کوپرا-فرای، سالتز، جونز و دیکسون» 3 (1991)دریافتند که افراد دارای منبع کنترل سلامتی درونی بالا(افرادی که خود را مسؤول اولیه سلامتی خویش می دانند)، استرس و افسردگی کمتری دارند در حالیکه افراد دارای منبع کنترل سلامتی بیرونی(افرادیکه عوامل مافوق کنترل شخصی خویش مانند تصادفات، ویروس و بیماری را مسؤول اولیه وضعیت سلامتی خود می دانند)اضطراب، افسردگی، بزهکاری اجتماعی و نشانه های سایکوتیک بیشتری دارند.در ضمن درونی ها عزت نفس بالاتری دارند و کمتر رفتارهای ناسالم، از آنان سر می زند، در حالیکه بیرونی ها عزت نفس پایین تری دارند.(به نقل از ری و همکاران، 1998)

در کل داده های مربوط به افسردگی، استرس، اضطراب و عزت نفس پیشنهاد می کنند که نوجوانان دارای منبع کنترل سلامتی درونی، سلامت روانی بالاتری نسبت به بیرونی ها دارند.(ری و همکاران، 1998)

iveL

redloH-1

dnakcirtS-2

noxiD

senoJ,ztlaS,eyrF-arepoK-3

«ری، هیبرت و همکاران» 1 با تحقیق بر روی 480 دانش آموز به این نتیجه رسیدند که دانش آموزان دارای منبع کنترل سلامتی درونی، خودشان را از لحاظ جسمانی و روانی سالم تر تلقی می کنند.

«فورن هام و همکاران» 2 (1994)به نقل از نجفی(1379)به این نتیجه دست یافته اند که افراد دارای منبع کنترل بیرونی عزت نفس پایین تر و افسردگی بالاتری داشتند. «کلی» 3 (2000)نیز مطرح نمود که نتایج تحقیق نشان داده است که منبع کنترل یک پیش بینی کننده معنادار و قوی در مورد سلامت عمومی و رضایت خاطر از زندگی نوجوانان است

«زوبین و اسپرینگ» 4 (1977)اشاره کرده اند که بهبود مهارت های مقابله ای در زمینه تعامل اجتماعی، آسیب پذیری در مقابل اسکیزوفرنیا را کاهش می دهد.(داردن و گینتر 5 1996)

«آمیر کهام» 6 (1994 و 1990)، «پارکر و ایندلر» 7 (1990)سه نوع راهبرد مقابله ای حل مسأله، جستجوی حمایت اجتماعی و اجتناب را مطرح ساختند.به نظر ایشان، راهبردهای مقابله ای نقش مهمی را در سلامت روانی و جسمانی فرد در طول موقعیت های استرس آور زندگی اش ایفا می کنند.(به نقل از اسپانگنبرگ و ترون، 8 1999)

همچنین«کامپاس» 9 (1987)اظهار می دارد که بین وقایع زندگی که فشار به همراه دارند و اختلالات دوران نوجوانی همبستگی متوسطی وجود دارد، که در این بین، مهارت های مقابله ای اهمیت ویژه ای دارند.وی به دو نوع مهارت مقابله ای اشاره می کند:

la.te trebeiH,heeR-1

la.te mahnruF-2

yelleK-3

retniG

nibuZ-4

retniG

nedraD-5

mahkrimA-6

reldnE

rekraP-7

norehT

grebnegnapS-8

sapmoC-9

مترکز بر مشکل و متمرکز بر هیجان.در اغلب موارد گرایش متمرک بر مشکل، کارآمدی بیشتر دارد و با سلامت روانی نوجوانان همبستگی دارد.(به نقل از احمدی زاده، 1373)

نوجوانانیکه راهبردهای مقابله ای مؤثر را ندارند بیشتر در معرض خطر رشد مشکلات سلامت روانی و جسمانی قرار دارند.(دیکسون، هپلر و آندرسون 1 1991 به نقل از اری و همکاران، 1998)

همچنین سبک زندگی ناسالم با تلاش های مقابله ای در زندگی که بیشتر مربوط به ارزیابی شناختی و شیوه مقابله ای در رفتارهای ناسالم است، ارتباط تنگاتنگ دارد.بویژه یک رابطه معنادار بالایی با درماندگی در حل مسأله وجود دارد.پس رفتار ناسالم و سبک زندگی ناسالم نتیجه خلاقیت کمتر در حل مسأله و اطمینان کمتر به توانایی در حل مسأله است.اینگونه افراد، احساس درماندگی بیشتری دارند.آنان منبع کنترل بیرونی تری دارند، از اخلاق حرفه ای پایین تری برخوردارند، زیاده طلب هستند، احساس کنترل و مهارت کمتری تجربه می کنند، از حمایت اجتماعی و تحمل جسمانی کمتری برخوردارند، تحریک پذیری بیشتری دارند و اسنادهای درونی، ثابت و کلی بیشتری دارند.در حالیکه تصویر رفتار و سبک زندگی سالم، کاملا متفاوت است، اینگونه افراد شیوه مقابله ای و ارزیابی شناختی مثبت تری دارند، احساس درماندگی آنان کمتر است، خلاقیت بیشتری در حل مسأله دارند، کمتر زیاده طلب هستند، بیشتر در آرزوی مقام و منزلت بالاتری هستند و نمرات بالاتری در کنترل زندگی و مهارت در زندگی دارند. همچنین نگرش مثبت تری به سلامتی و ورزش دارند، کمتر از مشکلات فرار می کنند و بیشتر با آنها روبرو می شوند، حمایت بیشتری دریافت می کنند و از نظر هیجانی کمتر تحریک پذیرند.بنابراین رفتار سالم، سلامتی را پیش بینی می کند و همچنین ارزیابی شناختی و شناخت هایی که در رفتارهای سالم و ناسالم نقش دارند و در فرایند استرس و سلامتی نقش مهمی را ایفا می کنند.در نتیجه می توان گفت سلامت روانی و جسمانی افراد هم تحت تأثیر ارزیابی شناختی و هم شیوه مقابله ای آنان قرار دارد.(کاسیدی، 2 2000) nosrednA

reppeH,noxiD-1

ydissaC-2

«توتیز» 1 (1995)به نقل از«یونگر و همکاران» 2 (1998)معتقد است استفاده از راهبردهای مقابله ای مؤثر و مثبت اثرات منفی استرس را کاهش می دهد.

«بیلیگز و موس» 3 (1984)دریافتند که مقابله متمرکز بر حل مسأله و کنترل هیجانی با نابهنجاری های شدید، کمتر مرتبط است.به طور مشابه«آلدوین و رونسون» 4 (1987) دریافتند که فعالیت متمرکز بر مسأله یک عامل حفاظت کننده در مقابل استرس است.(به نقل از کولینز و مووبرای، 1999)

«ویتالیانو و دیگران» 5 (1990)نیز به نقل از همان منبع دریافتند که مقابله متمرکز بر مشکل با خلق افسرده، ارتباط منفی دارد.البته این ارتباط منفی زمانی است که استرس دریافت شده، قابل تغییر ادراک شود اما زمانیکه استرسور غیر قابل تغییر ادارک شده باشد، ارتباطی وجود ندارد.

بنابراین اغلب گزارش شده است که مقابله متمرکز بر مشکل مؤثرتر و سازگارانه تر از مقابله متمرکز بر هیجان است.به این دلیل که این نوع مقابله، موقعیت استرس آور را تغییر می دهند.استفاده از راهبردهای مقابله ای متمرکز بر هیجان احتمال افسردگی و ضعف جسمانی را افزایش می دهد در حالیکه راهبردهای متمرکز بر مشکل عامل حفاظت کننده در مقابل افسردگی و ضعف سلامت جسمانی است.(بارون و دیگران 6 ، 1994 به نقل از یونگو و دیگران، 1998)

«استپتو و واردل» 7 (2001)معتقدند که منبع کنترل درونی بالا با افزایش احتمال رفتارهای سالم، ارتباط مثبت دارد.«لفکورت و دیویدسون کاتز» 8 (1991)(به نقل از«کلینکه». ترجمه:محمد خانی، 1380)معتقدند که افراد دارای منابع کنترل بیرونی غالبا ضعیف مقابله stiohT-1

la.te regnU-2

sooM

sgnilliB-3

nosneveR

niwdlA-4

la.te onailatiV-5

la.te norraB-6

eldraW

eotpetS-7

ztaK-nosdivaD

truoqfeL-8

می کنند، زیرا هنگام ارزیابی اولیه رویدادهای زندگی، امید کمتری دارند که بتوانند کاری انجام دهند.

تحقیقات و پژوهش های فوق و دیگر پژوهش های انجام شده در این زمینه بیانگر ارتباط بین سه متغیر سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای است.پژوهش حاضر نیز در این راستا و با اهداف زیر انجام شده است:

1-بررسی رابطه بین شیوه مقابله ای مسأله مدار و سلامت روان.

2-بررسی رابطه بین دورنی تر شدن منبع کنترل و سلامت روان.

3-بررسی رابطه بین شیوه مقابله مسأله مدار و درونی تر شدن منبع کنترل.

فرضیات پژهش عبارت بودند از:

الف:بین شیوه مقابله ای مسأله مدار و سلامت روان ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.

ب:بین درونی تر شدن منبع کنترل و سلامت روان ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.

ج:بیون شیوه مقابله ای مسأله مدار و درونی تر شدن منبع کنترل ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.

روش:

پژوهش حاضر از نوع تحقیق همبستگی است که با هدف بررسی رابطه بین سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه شهر تهران انجام شده است.در این راستا جهت انتخاب نمونه از بین مناطق آموزش و پرورش شهر تهران، منطقه 7 به دلیل انسجام نسبی یافت فرهنگی و اقتصادی-بنا به پیشنهاد اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران-انتخاب شد.در مرحله بعدی از بین دبیرستان های دخترانه دولتی این منطقه، یک دبیرستان به طور تصادفی انتخاب شد.پس از آن کلیه دانش آموزان سال اول دبیرستان مذکور، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند

که حجم آن 91 دانش آموز است.در این مرحله«پرسشنامه سلامت عمومی«گلدبرگ» 1 (28- QHG )جهت بررسی سلامت روان دانش آموزان و«پرسشنامه منبع کنترل «لونسون» 2 جهت مشخص ساختن جهت گیری درونی و بیرونی منبع کنترل آنان بر روی 191 دانش آموز اجرا شد.

ابزارهای اندازه گیری در پژوهش حاضر به شرح ذیل بودند:

1-پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ( 28-QHG )

«گلدبرگ»(1972)، پرسشنامه سلامت عمومی را برای سرند اختلالات روانی غیر سایکوتیک در مراکز درمانی و جامعه طراحی و تدوین نموده است.فرم اصلی این پرسشنامه مشتمل بر 60 سؤال است که آزمودنی باید پاسخ های خود را بین چهار درجه «خیر، کمی، زیاد و خیلی زیاد»و یا«بیشتر از همیشه، مثل همیشه، کمتر از همیشه و خیلی بیشتر از همیشه»مشخص کند.فرم های کوتاه تر 12، 20، 28، 30 و 44 ماده ای این مقیاس نیز تهیه شده است.(هندرسون، 3 1990 به نل از اوتادی، 1380).در پژوهش حاضر از فرم 28 سؤالی پرسشنامه سلامت عمومی که توسط«گلدبرگ و هیلیر» 4 (1979)معرفی شده است، استفاده گردید.هدف این پرسشنامه دستیابی به یک تشخیص خاص در سلسله مراتب بیماری روانی نیست بلکه منظور اصلی آن ایجاد تمایز بین بیماری روانی و سلامت است.در واقع فرم 28 ماده ای این پرسشنامه دارای این مزیت است که برای تمامی افراد جامعه طراحی شده است.پرسشنامه مذکور دارای چهار مقیاس می باشد که هر یک 7 سؤال دارد.چهار مقیاس مذکور عبارتند از:

1-مقیاس نشانگان جسمانی( A )

2-مقیاس نشانگان اضطرابی( B )

3-مقیاس نارسا کنش وری اجتماعی( C )

(28-QHG)grebdloG eriannoitseuQ htlaeH lareneG-1

nosneveL,eriannoitseuQ lortnoc fo sucoL-2

nosrednaH-3

reilliH

grebdloG-4

4-مقیاس نشانگان افسردگی( D ) (استورا 1 ، ترجمه:دادستان، 1377).

با توجه به روش های مختلف نمره گذاری این پرسشنامه، در پژوهش حاضر از روش یا مدل ساده«لیکرت» 2 جهت نمره گذاری استفاده گردید.لازم به توضیح است که هر چه نمره آزمودنی بالاتر باشد، از سلامت روان پایین تری برخوردار است.

2-پرسشناهم منبع کنترل لونسون

پرسشنامه دیگری که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت، پرسشنامه منبع کنترل لونسون بود.این پرسشنامه دارای سه مقیاس I، P و C است.مقیاس I که تحت عنوان «مقیاس درونی»از آن نام برده می شود، مربوط به توانایی فرد در کنترل امور زندگی اش است.مقیاس P ، تحت عنوان«مقیاس افراد قدرتمند»است و بدین معنا که فرد تا چه میزان معتقد است که آنچه در زندگی اش رخ می دهد نتیجه دیدگاه و اعمال افراد قدرتمند است، یا در نتیجه توانمندی خود فرد است و مقیاس C تحت عنوان«عامل شانس»است که میزان اعتقاد فرد به شانس و تصادف در زندگی اش را می سنجد. در واقع لونسون(1973)سه مقیاس خود را با توجه به مقیاس E-L راتر ارائه داده است (فراهانی، کوپر، جین 3 ، 1374)و این پرسشنامه دارای 24 سؤال می باشد.لازم به توضیح است که کسب نمره بالا در مقیاسهای I، P و C نشانگر جهت گیری بیرونی منبع کنترل می باشد.

پیشینه تحقیقاتی نشان داده است که عمده ترین شیوه های مقابله ای شامل شیوه مقابله ای متمرکز بر مسأله، شیوه مقابله ای متمرکز بر هیجان و جسمانی سازی مقابله می باشد.مقابله مسأله مدار شامل تلاش هایی است که برای انجام کارهای سازنده و انتخاب بهترین راه حل ممکن به تغییر شرایط استرس زا صورت می پذیرد.شیوه arotS-1

trekiL-2

niJ

repooC,inaharaF-3

مقابله ای هیجان مدار تلاش هایی است که جهت تنظیم و کنترل عکس العملهای هیجانی در مورد رویداد استرس زا صورت می گیرد.جسمانی سازی مقابله نیز بدین معناست که فردی که از این نوع شیوه مقابله ای استفاده می کند، هنگام برخورد با مشکل دچار علائم جسمانی(مانند سر درد، تپش قلب، تهوع، بی خوابی و...)می شود.از این رو در این پژوهش شیوه مقابله ای نوجوانان به عنوان یک امر حاشیه ای مورد بررسی قرار گرفته است.بدین منظور سه ماده دیگر در رابطه با عمده ترین شیوه های مقابله ای(متمرکز بر مسأله، مترمکز بر هیجان و جسمانی سازی مقابله)تحت عنوان مقیاس شیوه مقابله ای به پرسشنامه منبع کنترل لونسون اضافه شد.همچنین با استناد به طرح تحقیقی خسروی (1378)با موضوع«بررسی عوامل فشارزای شغلی اعضای هیأت علمی دانشگاه الزهرا(س)و رضایت شغلی آنان»نتایج نشان داده است که سه متغیر مذکور به خوبی می توانند موارد عمده شیوه های مقابله ای را مورد سنجش قرار دهند و در واقع می توان گفت که دارای بیشترین توان سنجش شیوه های مقابله ای هستند.لازم به توضیح است که کسب نمره بالا در مقیاس شیوه مقابله ای، نشانگر شیوه مقابله ای نامناسب و هیجان مدار است.

پس از اجرای پژوهش و نمره گذاری آزمونها، نتایج بدست آمده، با استفاده از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یکطرفه( AVONA )و آزمون t دو گروه مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.در ضمن پایایی 1 و اعتبار 2 پرسشنامه های پژوهش با استفاده از آلفای کرونباخ 3 ، بدست آمده و به شرح ذیل است:

ytilibaileR-1

ytidilaV-2

hcabnorC-3

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 1-نتایج پایایی حاصل از آلفای کرونباخ از دو پرسشنامه پژوهش

TSمقیاسها

پایایی:آلفای کرونباخ

A

69/0

B

78/0

C

62/0

جمع کل مقایس های فوق

92/0

I

82/0

C

62/0

P

59/0

جمع کل مقیاس های فوق

63/0

مقیاس شیوه مقابله ای

67/0ST

یافته ها

نتایج و یافته های حاصل از داده های پژوهش در جداول 2، 3، 4، 5، 6 و 7 نشان داده شده است.

نتایج ضریب همبستگی در جدول(2)نشان می دهد که بین برخی از مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه های مقابله ای، روابط معناداری وجود دارد.از جمله به موارد ذیل اشاره می شود:

بین مقیاس، نشانگان جسمانی( A )با مقیاس، نشانگان اضطرابی( B )، مقیاس افسردگی، ( D )، جمع کل مقیاس های آزمون سلامت عمومی، شیوه جسمانی سازی مقابله در سطح 001/0 P ، شیوه هیجانی مقابله در سطح 01/0 P و جمع کل مقیاس شیوه مقابله ای در سطح 001/0 P ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.بدین معنا که هر گونه افزایش و کاهش در میزان نمره مقیاس نشانگان جسمانی( A )همراه با افزایش و کاهش در میزان نمرات مقیاس های مذکور است و بالعکس.

بین مقیاس نشانگان اضطرابی( B )نیز با مقیاس کارکرد و کنش اجتماعی( C )، مقیاس افسردگی( D )، جمع کل مقیاسهای آزمون سلامت عمومی، شیوه هیجانی مقابله و جمع کل مقیاس شیوه مقابله ای در سطح 001/0 P ، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.بدین معنا که هر گونه افزایش و کاهش در میزان نمره مقیاس نشانگان اضطرابی ( B )همراه با افزایش و کاهش در میزان نمرات مقیاس های مذکور و بالعکس است.

همچنین بین مقیاس کارکرد و کنش اجتماعی( C )با مقیاس افسردگی( D )، جمع کل مقیاس های آزمون سلامت عمومی، مقابله مسأله مدار در سطح 001/0 P و جمع کل مقیاس شیوه مقابله ای در سطح 01/0 P ، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.بدین معنا که هر گونه افزایش و کاهش در میزاننمره مقیاس کارکرد و کنش اجتماعی( C ) همراه با افزایش و کاهش در میزان نمرات مقیاس های مذکور و بالعکس همراه است.

بین مقیاس نشانگان افسردگی( D )با جمع کل مقیاس های آزمون سلامت عمومی در سطح 001/0 P ، شیوه جسمانی سازی مقابله، مقابله مسأله مدار در سطح 001/0 P ، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.بدین معنا که هر گونه افزایش و کاهش در میزان نمره مقیاس افسردگی( D )همراه با افزایش و کاهش در میزان نمرات مقیاس های مذکور و بالعکس است.

به طور کلی بین جمع کل مقیاس های آزمون سلامت عمومی با شیوه جسمانی سازی مقابله و شیوه هیجانی مقابله در سطح 001/0 P ، مقابله مسأله مدار در سطح 01/0 P ، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.یعنی هر گونه کاهش یا افزایش در میزان نمره جمع کل مقیاس های آزمون سلامت عمومی با کاهش یا افزایش در میزان نمرات مقیاس های مذکور و بالعکس است.

بین مقیاس توانایی درونی( I )با مقیاس شانس( C )و مقیاس تأثیر دیدگاه افراد قدرتمند P در سطح 001/0 P ، ارتباط منفی و معناداری وجود دارد.بدین معنا که افزایش در میزان نمره قیاس توانایی درونی( I )همراه با کاهش در میزان نمرات دو مقیاس مذکور است و کاهش در میزان نمره ی مقیاس توانایی درونی( I همراه با افزایش در میزان نمرات دو مقیاس مذکور است.

همچنین بین مقیاس توانایی درونی( I )با مقابله مسأله مدار در سطح 01/0 P ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.بدین معنا که هر گونه کاهش یا افزایش در میزان نمره مقیاس توانایی درونی( I )با کاهش یا افزایش در نمره شیوه مقابله مسأله مدار و بالعکس همراه است.

بین مقیاس شانس( C )با مقیاس تأثیر دیدگاه افراد قدرتمند( P )و شیوه هیجانی مقابله در سطح 001/0 P ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد.یعنی هر گونه کاهش یا افزایش در میزان نمره مقیاس شانس( C )با کاهش یا افزایش میزان نمره در دو مقیاس مذکور همراه است.

همچنین بین مقیاس تأثیر دیدگاه افراد قدرتمند( P )با شیوه جسمانی سازی مقابله در سطح 01/0 P ، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.بدین معنا که هر گونه کاهش یا افزایش در میزان نمره مقیاس تأثیر دیدگاه افراد قدرتمند( P )همراه با کاهش و افزایش در میزان نمره شیوه جسمانی سازی مقابله می باشد و بالعکس.

در ضمن بین شیوه جسمانی سازی مقابله با شیوه هیجانی مقابله و جمع کل مقیاس شیوه مقابله ای در سطح 001/0 P ، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.و بین شیوه هیجانی مقابله و مقابله مسأله مدار با جمع کل مقیاس شیوه مقابله ای در سطح 001/0 P ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.بدین معنا که هر گونه افزایش یا کاهش در میزان نمرات مذکور منجر به افزایش یا کاهش در میزان نمرات دیگر می شود و بالعکس.

همانگونه که ملاحظه می شود بین اکثر مقیاس ها با یکدیگر ارتباط معناداری وجود دارد.به طور کلی با توجه به یافته های فوق دو نکته قابل اهمیت است:نکته اول اینکه بین جمع کل مقیاس های آزمون سلامت عمومی با کلیه مقیاسهای A، B، C و D این آزمون، شیوه جسمانی سازی مقابله، شیوه هیجانی مقابله، مقابله مسأله مدار و جمع کل مقیاس شیوه های مقابله ای، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.نکته قابل توجه دیگر اینکه بین مقیاس های آزمون سلامت عمومی و مقیاسهای منبع کنترل هیچگونه ارتباط معناداری مشاهده نشد.

جدول(3)نشان دهنده ضرایب همبستگی بین مقیاس های سلامت روان منبع کنترل و شیوه مقابله ای با عملکرد تحصیلی(معدل کتبی)دانش آموزان است.نتایج نشان می دهد که عملکرد تحصیلی(معدل کتبی)دانش آموزان تنها با شیوه جسمانی سازی مقابله و جمع کل مقیاس شیوه مقابله داری در سطح 01/0 P ارتباط منفی و معناداری دارد.بدین معنا که دانش آموزانی که عملکرد تحصیلی بالاتری داشته اند، در شیوه جسمانی سازی مقابله و جمع کل مقیاس شیوه مقابله ای، نمرات پایین تری کسب نموده اند.در واقع دانش آموزان مذکور، در مقابله با مشکلات کمتر دچار علائم جسمانی مانند سر درد، احساس تهوع، تپش قلب، بی خوابی و...می شوند، کمتر دچار علائم هیجانی مانند خشم و عصبانیت و...می شوند و بیشتر از مقابله مسأله مدار استفاده می کنند.

جدول(4)نتایج تحلیل واریانس یک طرفه( AVONA )بین میانگین های سطح تحصیلات مادر در سه گروه بی سواد و زیر دیپلم، دیپلم و فوق دیپلم و لیسانس و بالاتر را با مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای دانش آموزان نشان می دهد. همانگونه که نتایج نشان می دهد در نسبت F حاصل از میانگین شیوه هیجانی مقابله در سطح 01/0 P معنادار است.این بدان معناست که بین نمره های شیوه هیجانی مقابله و تحصیلات مادر در گروه های بی سواد و زیر دیپلم، دیپلم و فوق دیپلم و لیسانس و بالاتر در سطح تعیین شده تفاوت معناداری وجود دارد.جهت تعیین دقیق محل تفاوت مشاهده شده، مقایسه میانگین های گروهها به روش آزمون تعقیبی شفقه 1 نشان داد که بین میانگین نمره شیوه هیجانی مقابله در گروه مادران دارای سطح تحصیلات بی سواد و زیر دیپلم با میانگین نمرات گروههای دیگر در سطح 01/0 تفاوت معناداری وجود دارد. یعنی دانش آموزانی که مادرانشان دارای تحصیلات بی سواد و زیر دیپلم هستند در مقابله با مشکلات، بیشتر دچار علائم هیجانی مانند خشم و عصبانیت و...می شوند.

جدول(5)نشانگر نتایج تحلیل واریانس یکطرفه( AVONA )بین میانگین های سطح تحصیلات پدر در سه گروه بی سواد و زیر دیپلم، و فوق دیپلم و لیسانس و بالاتر effeheS-1

و مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای دانش آموزان است، همانگونه که نتایج نشان می دهد در نسبت F حاصل از کلیه مقیاس ها نسبت معناداری وجود ندارد.به عبارت دیگر بین میانگین های سطح تحصیلات پدر در سه گروه مذکور و مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه های مقابله ای، تفاوت معناداری وجود ندارد.

جدول(6)نشان دهنده نتایج تحلیل واریانس یکطرفه( AVONA )بین میانگین های شغل پدر در سه گروه شغلی کارمند و فرهنگی، آزاد و کارگر با مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای دانش آموزان می باشد.همنگونه که نتایج نشان می دهد در نسبت F حاصل از کلیه مقیاس ها، معناداری وجود ندارد.به عبارت دیگر بین میانگین های شغل پدر در سه گروه مذکور و مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای تفاوت معناداری وجود ندارد.

جدول(7)نشان دهنده میانگین، انحراف استاندارد، خطای استاندارد، مقدار t بدست آمده و سطح معناداری t بین دو گروه مادران خانه دار و شاغل در مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای دانش آموزان است.همانگونه که نتایج t دو گروه مستقل نشان می دهد، در مقیاس های نشانگان اضطرابی( B )، کارکرد و کنش اجتماعی ( C )، نشانگان افسردگی( D )و جمع کل مقیاس های آزمون سلامت عمومی بین میانگین های دو گروه دانش آموزان دارای مادران خانه دار و شاغل، تفاوت معناداری وجود دارد.به عبارت دیگر میانگین نمرات دانش آموزانی که دارای مادران خانه دار هستند، در مقیاس های مذکور بالاتر است.این بدان معناست که دانش آموزان دارای مادران خانه دار از سلامت روان پایین تری نسبت به دانش آموزان دارای مادران شاغل برخوردارند.همچنین بین میانگین های دو گروه دانش آموزان دارای مادران شاغل و خانه دار در نمره مقابله مسأله مدار، تفاوت معناداری وجود دارد.بدین معنا که دانش آموزان دارای مادران شاغل بیشتر از دانش آموزان دارای مادران خانه دار، از مقابله مسأله مدار استفاده می کنند.

همانگونه که ملاحظه شد از نتایج ضرایب همبستگی بین مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای چنین برمی آید که بین اکثر مقیاس ها همبستگی معناداری وجود دارد.به طوری که بین مقیاس های سلامت روان و شیوه های مقابله ای نیز همبستگی معناداری وجود دارد.این بدان معناست که بین دو متغیر مذکور ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.همچنین بین مقیاس های منبع کنترل و انواع شیوه های مقابله ای همبستگی معناداری وجود دارد.به عبارت دیگر بین دو متغیر منبع کنترل و شیوه مقابله ای ارتباط معناداری وجود دارد.در ضمن بین مقیاس های آزمون سلامت عمومی (نشانگان جسمانی، نشانگان اضطرابی، کارکرد و کنش اجتماعی و نشانگان افسردگی) نیز ارتباط مثبت و معناداری مشاهده شده است.به طوری که ضرایب همبستگی بین مقیاس ها اکثرا بالای 60/0- r می باشد.همین طور بین مقیاس های آزمون منبع کنترل (توانایی درونی، اعتقاد به شانس و تأثیر دیدگاه افراد قدرتمند)نیز ارتباط معناداری مشاهده شد.همانگونه که ملاحظه می شود بین شیوه جسمانی سازی مقابله، شیوه های هیجانی مقابله و جمع کل مقیاس شیوه مقابله ای نیز ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.بنابراین نتایج نشانگر ارتباط مستقیم و مثبت بین متغیرهای پژوهش(سلامت روان و شیوه مقابله ای، منبع کنترل و شیوه مقابله ای)می باشد، که البته علیرغم انتظار پژوهش، بین دو متغیر سلامت روان و منبع کنترل، ارتباط معناداری مشاهده نشده است.

بدین ترتیب فرضیه(2)پژوهش مورد تأیید قرار نگرفت.نکته قابل توجه دیگر این بود که در هر دو پرسشنامه، بین مقیاس ها ارتباط کاملا معناداری مشاهده شد، بطوریکه ضرایب همبستگی قابل قبول و رضایت بخشی بخصوص در آزمون سلامت عمومی، به دست آمده است.در ضمن با توجه به نتایج همبستگی این آزمون می توان نتیجه گرفت که درجه همبستگی بین هر زیر مقیاس آزمون سلامت عمومی با نمره کل مقیاس های آزمون بیشتر از درجه همبستگی بین زیر مقیاس ها است.این موضوع به خصوص در مورد مقیاس های نشانگان افسردگی، نشانگان اضطرابی و نشانگان جسمانی صدق می کند.این امر نشان دهنده اهمیت افسردگی و اضطراب در تشخیص نشانگان اختلال های روانی است.

در ضمن مشاهده شد که نتایج یافته های جانبی نشان دهنده ارتباط منفی و معنادار عملکرد تحصیلی(معدل کتبی)دانش آموزان با شیوه جسمانی سازی مقابله و جمع کل مقیاس شیوه مقابله ای است.بدین معنا که دانش آموزانی که معدل کتبی بالاتری داشتند در شیوه جسمانی سازی مقابله و جمع کل مقیاس شیوه مقابله ای نمرات پایین تری کسب کردند، یعنی در مقابله با مشکلات کمتر دچار علائم جسمانی مانند سردرد، احساس تهوع، تپش قلب، بی خوابی و...می شوند و بیشتر از مقابله مسأله مدار استفاده می کنند. همچنین نتایج تحلیل واریانس یکطرفه( AVONA )، حاکی از آن است که تحصیلات مادر در گروه بی سواد و زیر دیپلم با شیوه هیجانی مقابله ارتباط معنادرای دارد.بدین معنا که دانش آموزان دارای مادران بی سواد و زیر دیپلم در مقابله با مشکلات بیشتر دچار حالات هیجانی مانند، خشم، عصبانیت و...می شوند.لازم به ذکر است که بین میانگین های تحصیلات پدر با مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای، ارتباط معناداری مشاهده نشد.در ضمن بین نوع شغل پدر و مقیاس های مذکور نیز ارتباط معناداری حاصل نگردید.ولیکن بین وضعیت اشتغال مادر و مقیاس های اضطراب، نارساکنش وری اجتماعی، افسردگی و جمع کل مقیاس های سلامت عمومی و همچنین شیوه مقابله ای مسأله مدار ارتباط معناداری بدست آمد.بدین معنا که دانش آموزان دارای مادران شاغل، نمرات پایین تری در مقیاس های مذکور کسب نمودند، یعنی به عبارت دیگر، اضطراب، نارساکنش وری اجتماعی و افسردگی کمتری در مقایسه با دانش آموزان دارای مادران خانه دار، نشان دادند و در کل از سلامت روان بالاتری برخوردار هستند. در ضمن در هنگام مقابله با مشکلات بیشتر از شیوه مقابله ای مسأله مدار استفاده می کردند.

جداول 2، 3، 4، 5، 6 و 7 که بیانگر توضیحات فوق می باشند به ترتیب در صفحات بعدی ترسیم شده اند.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 2:ضرایب همبستگی بین مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه شهر تهران 191- n

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 3-ضرایب همبستگی بین مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای با عملکرد تحصیلی (معدل کتبی)دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه شهر تهران 191- n

01/0 P *

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 4:نتایج تحلیل واریانس یک طرفه( AVONA )بین میانگین های سطح تحصیلات مادر در سه گروه بی سواد و زیر دیپلم، و دیپلم و فوق دیپلم و لیسانس و بالاتر با مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه تهران 191- n

01/0 P *

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 5:نتایج تحلیل واریانس یک طرفه( AVONA بین میانگین های سطح تحصیلات پدر سه گروه بی سواد و زیر دیپلم، دیپلم و فوق دیپلم و لیسانس و بالاتر با مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه تهران 191- n

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 6:نتایج تحلیل واریانس یک طرفه( AVONA )بین میانگین های شغل پدر در سه گروه شغلی کارمند و فرهنگی، آزاد و کارگر با مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله ای دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه تهران 191- n

01/0 P

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 7:میانگین، انحراف استاندارد، خطای استاندارد، سطح معناداری و مقدار t بدست آمده بین دو گروه مادران خانه دار(167- n )و شاغل(24- n )در مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله دانش آموزان دختر سال مقیاس های سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه شهر تهران(191- n )

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

ادامه جدول 7

01/0 P

بحث و تبیین یافته ها:

بررسی یافته های پژوهش فرضیه مبنی بر ارتباط مثبت و معنادار بین شیوه مقابله مسأله مدار و سلامت روان را مورد تأیید قرار می دهد.نتایج تحقیقات گوناگون نشان می دهد که بین دو متغیر مذکور ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:

«زوبین و اسپرینگ» 1 (1977)به نقل از«داردن و گینتر» 2 (1996)بهبود مهارت های مقابله ای را در کاهش آسیب پذیری در مقابل بیماری اسکیزوفرنی مؤثر دانسته اند. «آمیرکهام» 3 (1990 و 1994)، «پارکر و ایندلر» 4 (1990)و«دیکسون و همکاران» 5 (1991)نقش راهبردهای مقابله ای را در سلامت جسمانی و روانی در موقعیت های gnirps

nibuZ-1

retniG

nedraD-2

mahkrimA-3

reldnE

rekaP-4

la.te noxiD-5

استرس آور زندگی مؤثر تلقی نمودند.همچنین«کامپاس» 1 (1987)آموزش مهارت مقابله ای مسأله مدار را در افزایش سازگاری کودکان و نوجوانان مؤثر دانست.«بیلینگز و موس» 2 (1984)دریافتند که مقابله متمرکز بر حل مسأله و کنترل هیجانی، با نابهنجاری های روانی شدید، کمتر مرتبط است.«آلدوین و رونسون» 3 (1987)معتقدند که فعالیت متمرکز بر حل مسأله یک عامل حفاظتی در مقابل استرس است«یونگر و همکاران» 4 (1998)نیز آموزش مهارت های مقابله ای حل مسأله را در کنترل استرس و سلامت جسمانی و روانی مؤثر دانسته اند.«ویتالیانو و دیگران» 5 (1990)دریافتند که مقابله متمرکز بر مشکل با خلق افسرده ارتباط منفی دارد.همچنین«بارون و دیگران» 6 (1994)نیز راهبرد متمرکز بر مسأله را عامل حفاظتی در مقابل افسردگی و ضعف سلامت جسمانی می داند.

همانگونه که ملاحظه می شود، نتایج تحقیقات فوق، تأییدکننده یافته پژوهش حاضر است.بدین معنا که همبستگی بالا و مطلوب دو متغیر مذکور در پژوهش حاضر با نتایج فوق کاملا هماهنگی و مطابقت دارد.بنابراین با توجه به تأیید فرضیه فوق و نتایج تحقیقات متعدد می توان گفت که برخورداری از شیوه مقابله ای مسأله مدار پیش بینی کننده سلامت روان فرد می باشد.

در ضمن یافته پژوهش حاضر نشان می دهد که بین درونی تر شدن منبع کنترل و سلامت روان ارتباط مثبت و معناداری وجود ندارد.بنابراین فرضیه(2)پژوهش مورد تأیید قرار گرفته است.در حالیکه تحقیقات متعددی بیانگر ارتباط بین دو متغیر مذکور می باشند، که به برخی از آنها اشاره می شود:

sapmaC-1

sooM

sgnilliB-2

nosneveR

niwdlA-3

la.te regnU-4

la.te nailatiV-5

la.te norraB-6

«فیتر» 1 (1967)بیان کرد که افراد دارای منبع کنترل بیرونی در مقیاس اضطراب و فشار روانی نمرات بالاتری نسبت به درونی ها کسب می کنند.«کوپر» 2 (1983)، «لفکورت» 3 (1982)، «کلی» 4 (1986)و«میریس» 5 (1988)معتقند که افراد دارای منبع کنترل درونی، کمتر به اختلالات روانی مانند افسردگی و اختلالات اضطرابی دچار می شوند.«هولدر و لوی» 6 (1988)معتقدند که افراد دارای منبع کنترل بیرونی سطوح بالاتری از پریشانی روانی را نشان می دهند.همچنین«استریکند» 7 (1978)و«ری و همکاران» 8 (1998)معتقدند که افراد دارای منبع کنترل درونی، اضطراب، افسردگی و استرس کمتری در مقایسه با افراد دارای منبع کنترل بیرونی نشان می دهند.

«گیفور و همکاران» 9 (1990)، «ریدلورن» 10 (1995)، «کوپر اسمیت» 11 (1967)، بیابانگرد(1370)، «فورن هام و همکاران»(1994)، «تیلر، کندی و دیگران» 12 (1995)و «ری و همکاران»(1998)بین منبع کنترل درونی و عزت نفس بالا ارتباط معناداری مشاهده کرده اندأ«کلی»(2000)نیز معتقد است که منبع کنترل یک پیش بینی کننده قوی و معنادار در مورد سلامت عمومی و رضایت خاطر از زندگی نوجوانان است.

تحقیقات متعدد دیگری نیز در تأیید نتایج فوق، ارتباط بین منبع کنترل درونی و سلامت روانی را مطرح نموده اند در حالیکه در پژوهش حاضر ارتباط معناداری بین دو متغیر مذکور مشاهده نشده است.بدین معنا که نتایج همبستگی بین دو متغیر، بیانگر rehtaeF-1

repooC-2

truoqfeL-3

yelleK-4

sirriM-5

iveL

redloH-6

dnakcirtS-7

la.te heeR-8

la.te reffiG-9

eneroldieR-10

htimS repooC-11

la.te ydenneK

relyT-12

عدم ارتباط معنادار است.در رابطه با علل عدم ارتباط معنادار بین متغیرهای مذکور در پژوهش حاضر می توان گفت با توجه به بررسی های عمیق و همه جانبه پژوهشگر، عواملی همچون ابهام سؤالات پرسشنامه منبع کنترل برای برخی از آزمودنی ها و نیز اعتقاد عمیق برخی از آنان به تأثیر عوامل بیرونی مانند اعتقاد به شانس در زندگی، بر نتایج پژوهش اثرگذار بوده اند.بنابراین در واقع علت اساسی این امر ابهام برخی سؤالات پرسشنامه منبع کنترل و در نتیجه بی دقتی آزمودنی ها در پاسخگویی به آزمون است.چرا در پی آنان می شد و علیرغم تلاش پژوهشگر در جهت رفع ابهامات احتمالا نتایج پژوهش، تحت تأثیر این امر قرار گرفته است.در نتیجه می توان گفت در صورتی که عوامل مذکور به نتایج پژوهش تأثیر نگذارند، نتایج مورد انتظار حاصل خواهد شد.

بررسی و تحلیل فرضیه سوم پژوهش مبنی بر ارتباط مثبت و معنادار بین شیوه مقابله ای مسأله مدار و درونی تر شدن منبع کنترل، نشانگر تأیید ارتباط معنادار و مثبت بین متغیرهای مذکور می باشد.تحقیقات متعددی از جمله تحقیقات«لفکورت و دیویدسون-کاتز» 1 (1991)و همچنین«کلینکه»نشانگر آن است که افراد دارای منبع کنترل بیرونی از شیوه های مقابله ای مثبت تری در حل مسأله استفاده می کنند.همان گونه که ملاحظه می شود نتایج تحقیقات قبلی با یافته پژوهش حاضر مطابقت دارد.بنابراین با توجه به نتایج و یافته ها می توان گفت برخورداری از منبع کنترل درونی پیش بینی کننده قوی و معناداری جهت استفاده از شیوه مقابله مسأله مدار است.

همان گونه که از نتایج و یافته های جانبی برمی آید، بین سطح تحصیلات مادر و شیوه مقابله ای دانش آموزان ارتباط معناداری وجود دارد.بدین معنا که هر چه سطح تحصیلات مادر بالاتر باشد، دانش آموزان از شیوه مقابله ای مثبت تری(شیوه مقابله مسأله مدار)استفاده می کنند.همچنین شاغل بودن مادر با سلامت روان دانش آموزان ارتباط معناداری دارد.بدین معنا که دانش آموزان دارای مادران شاغل از سلامت روان بالاتری ztaK-nosdivaD

truoqfeL-1

برخوردارند و در ضمن در مقابله با مشکلات بیشتر از شیوه مقابله ای مسأله مدار استفاده می کنند.یکی دیگر از یافته های جانبی، ارتباط معنادار و مثبت بین عملکرد تحصیلی دانش آموزان با شیوه مقابله ای آنان می باشد.این امر نشانگر آن است که دانش آموزان دارای عملکرد تحصیلی(معدل کتبی)بالاتر، بیشتر از شیوه مقابله ای مسأله مدار استفاده می کنند و هنگام مقابله با مشکلات کمتر دچار علائم جسمانی(مانند سر درد، تپش قلب، بی خوابی، تهوع و...)و علائم هیجانی(مانند خشم، عصبانیت و...) می شوند.در تبیین مطلب فوق می توان گفت که یافته های جانبی پژوهش حاضر مبنی بر ارتباط معنادار بین سطح تحصیلات مادر، شاغل بودن مادر و برخورداری از عملکرد تحصیلی بالاتر با سلامت روان و شیوه مقابله ای مسأله مدار، نشانگر اهمیت و تأثیر شرایط فرهنگی، خانوادگی و اجتماعی مطلوب بر افزایش سطح سلامت روان می باشد. بطوریکه اکثر یافته های پژوهشی دیگر نیز معتقدند که برخورداری از شرایط فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی مطلوب و مناسب می تواند پیش بینی کننده خوبی برای سلامت روان باشد.به طور کلی هر چند یافته های فوق در این پژوهش به صورت جانبی مورد بررسی قرار گرفته اند اما به هر حال نتایج و یافته های حمایت کننده از فرضیات پژوهش هستند که بیانگر بررسی عمیق تر و وسیعتر پیرامون موضوع است.

بنابراین با توجه به یافته های پژوهش حاضر و یافته های تحقیقات متعدد دیگر می توان گفت که افراد دارای سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی، کسانی هستند که احساس می کنند سرنوشت زندگی خویش را خودشان بر عهده دارند، زندگی خود را مسؤولانه و به طور مؤثر کنترل می نمایند، با موفقیت با موانع و مشکلات زندگی خویش مقابله می کنند و با ایمان و توکل بر خداوند متعال مسیر تکال را طی می نمایند و روز و روز به کمال مطلوب نزدیک تر می شوند.همه ما با نگاهی دقیق به اطراف خویش می توانیم دریابیم که اکثر افرادی که در ابعاد گوناگون زندگی به موفقیت هایی دست یافتند، از ویژگی های فوق برخوردار هستند.

منابع:

1-احمدی زاده، محمد جواد، (1373)، «بررسی اثربخشی آموزش مهارت حل مسأله بر برخی از ویژگی های شخصیتی نوجوانان تحت پوشش مراکز شبانه روزی بهزیستی». پایان نامه ارشد:روانشناسی تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی.

2-استورا، اچ.ب(1991)، تنیدگی یا استرس، ترجمه:دادستان، پریرخ.(1377). چاپ اول.تهران، انتشارات رشد.

3-اکبرزاده، نسرین(1376)، گذر از نوجوانی به پیری.چاپ اول.تهران، ناشر: مؤلف.

4-امین یزدی، امیر؛صالحی فدردی، جواد(1378)«بررسی رابطه سبک اسنادی با استرس ادراک شده».مجله علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد.سال اول.شماره 2.

5-اوتادی، مریم(1380)«تأثیر اشتغال زنان بر سلامت روان همسرانشان»پایان نامه ارشد:راهنمایی و مشاوره.دانشگاه الزهرا(س).

6-بیابانگرد، اسماعیل(1378).روشهای افزایش عزت نفس در کودکان و نوجوانان. چاپ پنجم، تهران.انتشارات انجمن اولیاء و مربیان.

7-بیان زاده، سید اکبر؛زمانی منفرد، افشین؛حیدری پهلویان، احمد و همکاران (1378)«بررسی وضعیت سلامت روانی کارکنان یک مجتمع صنعتی».فصلنامه اندیشه و رفتار.سال چهارم.شماره 4.

8-حسینی، سید ابو القاسم(1378).«مفاهیم و اهداف بهداشت درمانی».فصلنامه علمی-پژوهشی اصول بهداشت روانی.سال اول.شماره اول.

9-فراهانی، محمد نقی؛کوپر، ام:جین.پی(1374).«مکان کنترل یک بعدی است یا چند بعدی؟»داده هایی بر اساس ترجمه های فارسی مقیاس E-L راتر و مقیاسهای I,P و C لونسون».پژوهشهای روانشناختی.دوره 3.شماره 3 و 4.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

10-قاسمی، طاهره(1375).«بررسی ارتباط بین منبع کنترل و شیوه های مقابله و نیمرخ های روانی دختران در نظام جدید آموزش و پرورش در شهر تهران».پایان نامه ارشد:روانشناسی.دانشگاه الزهرا(س).

11-کلینکه، ال.کریس(1380)مهارت های زندگی.ترجمه:محمد خانی، شهرام. چاپ اول، جلد 1، تهران، انتشارات سپند هنر.

12-گنجی، حمزه(1379).بهداشت روانی، چاپ سوم، تهران، انتشارات ارسباران.

13-میرهاشمیان، حمیرا(1377).«تأثیر اعتقادات مذهبی در شکل گیری منبع کنترل و نیمرخ روانی دانشجویان دانشگاه های تهران».پایان نامه ارشد:روانشناسی، دانشگاه الزهرا(س).

14-نجفی، فرحناز(1379).«بررسی و مقایسه میزان عزت بدنی و اضطراب دانشجویان دانشگاه الزهرا(س)به عنوان یک دانشگاه تک جنسیتی با دانشجویان دختر دانشگاههای مختلط دولتی».پایان نامه ارشد:روانشناسی.دانشگاه الزهرا(س).

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است