جستجو در   
امکانات

تحلیل مشارکت اجتماعی در تهران (رویکرد خرده- فرهنگ دهقانی راجرز)
پدیدآورنده : موسوی، میر طاهر
بازدید : 886
تاریخ درج : 1386/4/9
منبع :

 
دانشنامه پرتال علوم انسانی و اسلامی :: علوم سیاسی :: فرهنگ :: تحلیل مشارکت اجتماعی در تهران (رویکرد خرده- فرهنگ دهقانی راجرز)

تحلیل مشارکت اجتماعی در تهران (رویکرد خرده- فرهنگ دهقانی راجرز)


میرطاهر موسوی*

طرح بحث: در زمینة مشارکت اجتماعی دو رویکرد اساسی روان شناختی و جامعه شناختی وجود دارد. در این مقاله، نظرات یکی از صاحب نظران رویکرد روان شناختی به نام راجرز مورد بررسی قرار می گیرد و سعی می شود نظریة راجرز از لحاظ واقعیت های مسلط بر جامعة ایران در طول دهه های گذشته (از لحاظ جغرافیایی، تاریخی، اجتماعی، فکری، فرهنگی و روان شناختی) مورد آزمون تجربی قرار گیرد و اینکه آیا این رویکرد نظری تبیین کننده واقعیت موجود در زمینه مشارکت اجتماعی در ایران می باشد یا خیر؟

روش تحقیق: روش بررسی تلفیقی از روش کتابخانه ای و میدانی است که در بررسی میدانی جامعة آماری را شهروندان 15 سال به بالا ساکن شهر تهران تشکیل می دهند.

یافته ها: بین ویژگی های شخصیتی افراد (ویژگی های خرده فرهنگ دهقانی) و مشارکت اجتماعی تاحدی رابطة معنی داری وجود دارد. چنان که داده ها نشان می دهد بین خرده فرهنگ دهقانی و تمایل ذهنی به مشارکت اجتماعی رابطة معنی داری وجود دارد؛ به طوری که جهت رابطه منفی می باشد.

نتیجه: هرچه افراد دارای خرده فرهنگ دهقانی کمتری باشند تمایل ذهنی بیشتری به مشارکت اجتماعی دارند.

کلید واژه ها: مشارکت اجتماعی، اعتماد، تقدیرگرایی، خرده فرهنگ دهقانی، محلی گرایی

تاریخ دریافت مقاله: 19/7/1384 تاریخ پذیرش مقاله: 26/11/1384

_______________________________

* دکترای جامعه شناسی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی <welfarecenter@uswr.ac.ir

مقدمه

توسعه در معنای عام، فرآیند تحولی پیچیده و همه جانبه و برنامه ریزی شده است که در زندگی اجتماعی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی یک جامعه رخ می دهد و آن را از وضع موجود به وضع مطلوب هدایت می کند. پذیرش مفهوم جدید توسعه و تلاش در جهت تحقق آن، قبول ویژگی های عصر عقلانیت و خردورزی است و در آن کنش منطقی و حسابگری و برنامه ریزی نهفته است؛ به طوری که برای تنظیم روند هر نوع توسعه، لازم است که بین اهداف و وسایل دست یابی به آنها هماهنگی ایجاد شود و از تمامی منابع و امکانات طبیعی و انسانی بالقوه به صورت مطلوب و حساب شده بهره برداری شود و تمامی این منابع در ابعاد مختلف خود ارزش گذاشته شود.

کمتر برنامه ریزی ملی و بین المللی وجود دارد که یکی از بخش های مهم آن مشارکت و انگیزش اجتماعی مردم نباشد؛ به عبارتی، مشارکت از شروط لازم تحقق توسعه در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می باشد که به نقش فعال و خلاق و اثربخشی مردم در روند توسعه توجه دارد. در واقع مشارکت فرآیندی است که دربرگیرندة انواع کنش های فردی و گروهی به منظور دخالت در تعیین سرنوشت خود و جامعه و تأثیرگذاردن بر تصمیم گیری دربارة امور عمومی است (محسنی تبریزی، 1375: 54).

بنابراین مشارکت و انگیزش اجتماعی در ابعاد عینی، بیشتر ناظر بر بالا بردن سطح زندگی عمومی از طریق ایجاد شرایط مطلوب و بهینه در زمینه های فقرزدایی، تغذیه، بهداشت، مسکن، اشتغال، آموزش و چگونگی گذران اوقات فراغت است و از این جهت مقدمة ضروری توسعة اجتماعی به شمار می رود.

بنابراین، مشارکت و انگیزش اجتماعی می تواند در سطوح مختلف خرد، میانی و کلان جامعه انجام پذیرد و برحسب ملاک های مختلف دارای تقسیم بندی گوناگون باشد. اگرچه وجود مشارکت به لحاظ انتزاعی و نظری بسیار مهم و اساسی است ولی عملی کردن و به اجرا درآوردن مشارکت به سادگی میسر نیست. شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه، نوع دید و نگاه مسئولان و برنامه ریزان، خلقیات و روحیات مردم، تجربیات و واقعیات گذشته

جامعه و... بر پذیرش یا عدم پذیرش یا نحوة اجرای مشارکت مؤثرند. هرچند که در این مقاله نگاه ما معطوف به خلقیات، روحیات مردم و خرده فرهنگ هایی است که در نتیجة جامعه پذیری در طول تاریخ در نهاد افراد درونی شده است و لازمة تغییر این خلقیات تغییر در ساختارهای کلان جامعه می باشد که به تدریج در شخصیت افراد تاثیرگذار می باشد.

1) ضرورت تحقیق

به رغم بیش از چند دهه بحث های گسترده و عمیق دربارة مشارکت به جرأت می توان گفت که هنوز هیچ تئوری کلی که به صورت روشن، همه یا اغلب متغیرهای مربوط به مشارکت را دربرداشته باشد ارائه نگردیده است. به نظر می رسد که مشارکت پدیده پیچیده ای است که به تعداد زیادی از متغیرهای دارای وزن نسبی متفاوت وابسته است. البته این بدان معنی نیست که هیچ مدل ادراکی را نمی توان برای تبیین مشارکت ارائه نمود. لازمه ارائة مدل دقیق از مشارکت اجتماعی آزمون نظری و تجربی رویکردهای مختلفی است که در زمینة مشارکت اجتماعی وجود دارد و با این کار اولاً میزان انطباق این رویکردها با جامعة ما شناخته می شود و ثانیاً شناخت همه جانبه ای از عواملی که در مشارکت اجتماعی تاثیرگذار می باشند، به دست خواهدآمد.

جامعة ایران به عنوان جامعه ای در حال گذار بیش از پیش نیاز به تحقق عملیاتی این مفهوم (مشارکت) به عنوان پیش نیاز توسعه و دموکراسی دارد. اگرچه نظریات مختلفی برای تبین مشارکت افراد جامعه مطرح شده ولی تاکنون الگویی جهت پیش بینی سطوح مختلف مشارکت اجتماعی ارائه نشده است. تحقیقات انجام شده در ایران نیز بیشتر در زمینه مشارکت سیاسی بوده و پژوهش های بسیار اندک و ناکافی در زمینه های مختلف مشارکت از جمله مشارکت روانی موجود می باشد. این مقاله با استناد به یکی از رویکردهای نظری و آزمون تجربی آن در زمینه مشارکت درصدد پاسخ به دو پرسش اساسی است.

ویژگی های روان شناختی تاثیرگذار بر مشارکت و انگیزش اجتماعی مردم در تهران کدام است و چگونه می توان با استفاده از متغیرهای خاصی سطوح مشارکت مردم را

پیش بینی نمود؟ نتایج حاصل از این پژوهش می تواند مورد استفادة مسئولان و برنامه ریزان نهادهای مدنی جهت افزایش و نهادینه کردن مشارکت و انگیزش اجتماعی مردم و همچنین در برنامه ریزی های توسعه قرار گیرد.

2) ملاحظات نظری

در میان نظریه پردازان توسعه و نوسازی از راجرز می توان به عنوان جامعه شناسی نام برد که با تأکید بر متغیرهای فردی و عناصر نظام های شخصیتی افراد، در قالب بحث خرده فرهنگ روستایی به بررسی پویش های نوگرایی و مشارکت و عدم مشارکت در میان روستاییان پرداخته است.

به نظر راجرز تغییر، چیزی جز اندیشه و نظری نیست که فرد آن را جدید و نو می پندارد و شیوع به معنای فرآیندی است که اندیشه و نظری نو از منبعی منتشر و اشاعه می یابد. بنابراین، قبول یک اندیشه به معنای تصمیم به تحقق بخشیدن کامل آن است.

راجرز با توجه به تعدادی از مطالعات خود چنین نتیجه می گیرد که در بعضی از فرهنگ ها اندیشة نو از دیگر فرهنگ ها بیشتر است. به نظر او فرآیند قبول یک اندیشة نو که متضمن یادگیری آن اندیشه و تصمیم گیری درباره آن است در پنج مرحله آگاهی، علاقه، ارزش یابی، آزمایش و قبول اندیشه نو عینیت می یابد.

راجرز در تحلیل نهایی خود بر ویژگی های فردی، روانی و انگیزشی تأکید نموده و معتقد است که از لحاظ روانی باید نوعی آمادگی در افراد برای پذیرش تغییرات نو و جدید وجود داشته باشد که آنها را تحت عنوان وجه نظر مطرح می کند. این جامعه شناس معتقد است که عناصری چون انگیزه ها، ارزش ها و وجه نظرها در قالب خرده فرهنگ دهقانی عناصر اصلی و کلیدی برای فهم رفتار به شمار می آیند. به نظر او عناصر خرده فرهنگ دهقانی، عناصری هستند که مانع نوآوری و پذیرش تغییرات در جوامع می شوند و به تعبیری مانع تجدد، نوسازی، و همچنین مشارکت یا عدم مشارکت می باشند. این عناصر به قرار زیر است:

الف) عدم اعتماد متقابل در روابط شخصی: به نظر راجرز یکی از ویژگی های مهم جوامع سنتی، عدم اعتماد متقابل، بدگمانی و حیله گری در روابط با یکدیگر می باشد هرچند که از نظر ردفیلد (Redfield, 1930:126) ممکن است در این رابطه، استثنایی وجود داشته باشد.

همچنین، تصور «خیر محدود»[1] به نظر راجرز سبب عدم اعتماد در روابط شخصی می شود چون چیزهای مطلوب در زندگی به میزان محدود و کمی وجود دارد منابع محدود، خواسته ها نامحدود و با توجه به قدرت و توانایی افراد میزان آنها را نمی توان افزایش داد، بنابراین دست یابی عده ای سبب محرومیت آنها می شود، و همین مسئله سبب بدگمانی افراد نسبت به یکدیگر می گردد.

ب) فقدان نوآوری: جوامع سنتی در عکس العمل نسبت به ایده های تازه، فاقد نوآوری می باشند. آنها اغلب اعمالی را که توسط اجدادشان رعایت می شده است، دنبال می کنند و در بسیاری موارد نسبت به شقوق دیگر شناخت و آگاهی ندارند.

ج) تقدیرگرایی[2]: راجرز تقدیرگرایی را به درجه ای از درک فرد نسبت به عدم توانایی اش در مورد کنترل آینده تعریف کرده است. او معتقد است دهقانان در مورد کنترل حوادث آتی دارای وجه نظرهایی نظیر بی ارادگی، بدگمانی، تسلیم، بردباری، نرمش و گریز می باشند، و در نتیجه روحیه تقدیرگرایی در میان آنان یکی از عواملی است که پذیرش نوسازی، تغییر و در نهایت مشارکت را مانع می شود.

د) پایین بودن سطح آرزوها: در جوامع سنتی میزان خواست ها و آرزوهای مردم بسیار پایین می باشد و همین امر مانع مشارکت بین افراد می شود. به نظر راجرز، منابع محدود، فرصت کم و محدود، تربیت مقتدرانه در کودکی و تاریخ طولانی استثمار توسط دیگران در جوامع سنتی سبب شده است که انگیزة پیشرفت ناچیزی در بین مردم جوامع سنتی وجود

_______________________________

[1]. Limited Good

[2]. Fatalism

داشته باشد.

ه) عدم توانایی چشم پوشی از منافع آنی بخاطر منافع آتی: این ارزش دلالت بر معوق گذاردن نیازهای فوری به منظور کسب نفع بیشتر در آینده دارد. در جوامع سنتی به خاطر عدم وضعیت مطلوب زندگی و اعتماد کم افراد منافع آنی را به منافع آتی ترجیح دهند.

و) دیدگاه زمانی محدود: در جوامع سنتی زندگی براساس ثانیه، دقیقه و یا ساعت نمی چرخد بلکه سنجش زمان بر طلوع و غروب خورشید، درآمدن و یا پنهان شدن ماه و یا به وسیله فصول و سال های دراز و بی پایان استوار است. چنانکه تاموس اشاره می کند: «در خاورمیانه اهمیت ندادن به عامل زمان یکی از ویژگی های عمده است.» (Tamous, 1956:70-79) این دیدگاه دارای تأثیرات خاص بر مشارکت خواهد بود.

ز) خانواده گرایی: وابستگی اهداف فردی به اهداف خانوادگی و اهمیتی که جوامع سنتی برای خانواده به عنوان یک گروه مرجع قائل گردیده، به عنوان خانواده گرایی تعریف شده است.

ح) وابستگی به قدرت دولت: در زندگی سنتی، نگرش نسبت به دولت های ملی و محلی ترکیبی از دشمنی و وابستگی به قدرت وجود دارد.

ط) دشمنی با دولت: مطالعات متعددی نشان می دهد که دهقانان نسبت به دولت بدگمان و بدبین هستند، در مطالعه ای، رابطة مردم معمولی با مأموران دولتی بر اساس فاصله، دوری کردن و عدم اعتماد قرار داشته است .(Dube, 1958:82, See, Levi,1947:76)

ی) وابستگی به دولت: از آن جا که درک مردم در جوامع سنتی از امکان خودیاری و مشارکت بسیار ناچیز است بنابراین وابستگی او به دولت بیشتر است (Lakshmana, 1963:60)

ک) محلی گرایی: محلی گرایی به میزان گرایش فرد نسبت به درون نظام اجتماعی خود تا خارج از آن اطلاق می گردد. جهان میهنی نقطة مقابل محلی گرایی است. بنابراین در جوامع سنتی سیاست بین المللی و یا حتی سیاست ملی اهمیت چندانی ندارد. عواملی که می توانند سبب گرایش فرد به جهان میهنی شود عبارت اند از: شهرنشینی، وسایل حمل و نقل و دسترسی به وسایل ارتباط جمعی.

ل) فقدان همدلی: راجرز همدلی را به میزان توانایی فرد در تصور خویش در نقش دیگران

تعریف کرده است. او همدلی را به عنوان عنصر مرکزی در نوسازی دهقانان می بیند که به مثابة میانجی و تسهیل کنندة سایر متغیرهای نوسازی نظیر سوادآموزی، شهرنشینی، استفاده از وسایل ارتباط جمعی و مشارکت اجتماعی و سیاسی و صنعتی شدن عمل می کند.

به نظر راجرز شیوة زندگی سنتی شامل بسیاری از موانع اجتماعی روانی است که مانع نوسازی و تغییر در این جوامع می گردد. چنین طرز تفکر و عناصر متشکلة آن را می توان به عنوان متغیر مستقل و مانع توسعة اقتصادی و اجتماعی فرض کرد.

راجرز تحلیل خود را متمرکز بر ویژگی های فردی، روانی و انگیزشی می کند و معتقد است که این ویژگی های روانی و انگیزشی افراد است که مانع مشارکت و توسعة جامعه می شود. او از این ویژگی ها تحت عنوان «خرده فرهنگ دهقانی» نام می برد. بنابراین عدم وجود خرده فرهنگ دهقانی در افراد سبب مشارکت آنها در فعالیت های اجتماعی می شود.

3) روش شناسی

1-3) روش مطالعه

برای آزمون نظریة خرده فرهنگ دهقانی راجرز در شهر تهران، از نتایج مطالعة تحلیل سطوح مشارکت اجتماعی و بررسی موانع مشارکت اجتماعی در کشورهای در حال توسعه (با تأکید بر ایران) به شیوة اسنادی و پیمایشی استفاده شده است.

2-3) ابزار

اطلاعات مورد نظر علاوه بر مستند تاریخی با استفاده از پرسش نامه ای مشتمل بر 72 سؤال پس از طی مراحل مطالعة مقدماتی و پیش آزمون تنظیم و با مراجعه حضوری به درب منازل شهروندان تهرانی، جمع آوری شده است. پس از جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه های پرشده بازبینی و پس از کدگذاری و استخراج داده ها، با استفاده از بستة نرم افزاریSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.

3-3) جامعة آماری و روش نمونه گیری

حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران با توجه به جمعیت شهر تهران 653 نفر تعیین شد، نمونه گیری از طریق نمونه گیری خوشه ای صورت گرفته است.

4-3) متغیرها

مفاهیمی که در این تحقیق باید تعریف نظری و عملیاتی شوند متغیرهای تحقیق هستند. «متغیرها از مهم ترین مباحث در تحقیقات اجتماعی و انسانی می باشند. هدف، شناخت علت یا عوامل پیدایی یا تغییر موضوع پژوهش است و چون تغییرپذیرند و قابل سنجش، آنان را متغیر می خوانیم» (ساروخانی، 1373: 123). برای سهولت کار، متغیرهای مستقل و وابسته در جدول شمارة 1 آورده شده است.

جدول 1: فهرست متغیرهای مستقل و وابسته

متغیر وابستهتعریف مفهومی
مشارکت اجتماعیدر برگیرندة انواع کنش های فردی گروهی به منظور دخالت در تعیین سرنوشت خود و جامعه و تأثیرنهادن بر فرآیندهای تصمیم گیری دربارة امور عمومی است. مشارکت می تواند در دو سطح مطرح باشد: الف) بعد ذهنی مشارکت که همان تمایل به مشارکت اجتماعی است و ب) بعد عینی و رفتاری مشارکت اجتماعی که به صورت عضویت، نظارت، اجراء و تصمیم گیری بروز می کند.
متغیر مستقلتعریف مفهومی
خرده فرهنگ دهقانی(سطح خرد)عناصری چون انگیزه ها، ارزش ها و وجهه نظرها عوامل شخصیتی هستند که نتیجة عوامل سطح کلان بر روی شخصیت افراد می باشد. این عناصر مانع مشارکت و در نتیجه نوآوری و پذیرش تغییرات در جوامع هستند. این عناصر عبارتند از: عدم اعتماد در روابط شخصی، فقدان نوآوری، تقدیرگرایی، پایین بودن سطح آرزوها، عدم توجه به آینده، خانواده گرایی، وابستگی به قدرت دولت و محلی گرایی.

4) یافته ها

1-4) ویژگی های فردی پاسخ گویان

از مجموع 653 نفر از شهروندان تهرانی که در این تحقیق نمونه واقع شده اند:

- 327 نفر (1/50 درصد) مرد و 326 نفر (9/49 درصد) زن بوده اند.

-440 نفرمجرد و 213 نفر متأهل می باشند.

- 30 نفر فاقد تحصیلات رسمی، 98 نفر در حد ابتدایی، 48 نفر در حد راهنمایی، 325 نفر در حد دبیرستان و دیپلم و 152 نفر در حد دانشگاه می باشند.

- 143 نفر در زیرمجموعة علوم تجربی، 196 نفر در زیر مجموعة علوم انسانی و 138 نفر در زیر مجموعه علوم ریاضی تحصیل می کنند.

- 294 نفر شاغل، 129 نفر خانه دار، 47 نفر بازنشته، 26 نفر دانشجو، 96 نفر بی کار، 61 نفر دانش آموز هستند.

- 294 نفر آنان در حال حاضر مشغول به کار بوده اند که از این تعداد، اکثریت (35 درصد) کارمند دفتریِ غیربدنی هستند.

- 6/32 درصد پاسخ گویان حدود 100 تا 150 هزار تومان و بعد از آن 21 درصد پاسخ گویان حدود 301 هزار تومان و بالاتر درآمد دارند.

2-4) خرده فرهنگ دهقانی

عناصری چون انگیزه‎ها، ارزش‎ها و وجه‎نظرها عوامل شخصیتی هستند که متأثر از عوامل سطح کلان برروی شخصیت افراد می‎باشد.

در این تحقیق پنج شاخص برای سنجش خرده فرهنگ دهقانی به طورکلی در سطح خرد جامعه در نظر گرفته شده است. برای هر شاخص تعدادی گویه در اختیار پاسخ گویان قرار داده شده تا میزان موافقت و مخالفت خود را با آنها مشخص نمایند.

1-2-4) عدم اعتماد در روابط شخصی

- از 653 نفر پاسخ گو، اکثریت یعنی252 نفر (6/38 درصد) معتقدند مردم تا حدودی قابل اعتماد هستند.

- اکثریت یعنی 4/44 درصد پاسخ گویان بیان کرده‎اند که ظاهر و باطن مردم یکی نمی‎باشد و تنها 7 درصد مردم اعتقاد داشتند که ظاهر و باطن مردم در حد زیاد یکسان می‎باشد.

- اکثریت یعنی 3/45 درصد پاسخ گویان اعتقاد داشتند در صورت بروز فرصت، مردم از فرصت‎های به‎دست آمده سوء استفاده می‎کنند.

- جمع‎بندی سه گویة قابل اعتماد بودن مردم، یکی بودن ظاهر و باطن مردم و سوءاستفاده از فرصت‎ها نشان می‎دهد که اکثریت یعنی 6/46 درصد مردم اصلاً قابل اعتماد نمی‎باشند.

2-2-4) فقدان نوآوری

- از 653 نفر پاسخ گو، 463 نفر(9/70 درصد) با گویه مورد نظر دربارة تغییر شیوة کار ابراز مخالفت کرده‎اند.

- اکثریت یعنی 1/57 درصد پاسخ گویان با گویه دربارة خطر قبول شیوه های جدید کار موافق و معتقد بودند که نباید دست به خطر و ریسک زد.

- اکثریت پاسخ دهندگان یعنی 505 نفر(3/77 درصد) با گویة وجود منابع محدود و عدم دسترسی به این منابع نظر موافق داشتند.

- جمع‎بندی سه گویة تغییر شیوه کار، خطر قبول شیوه‎های جدید و منابع محدود و عدم دسترسی به آن نشان می‎دهد که اکثریت، یعنی 1/57 درصد پاسخ گویان، فاقد نوآوری هستند و مخالفت خود را با نوآوری ابراز داشته‎اند.

3-2-4) تقدیرگرایی

- از 653 نفر پاسخ گو، 337 نفر (6/51 درصد) معتقدند مدار دنیا بر نظم نمی‎چرخد.

- 5/54 درصد پاسخ گویان معتقد به شانس و اقبال نیستند.

- جمع‎بندی دو گویة بی نظمی مدار دنیا و موفقیت ناشی از شانس و اقبال نشان می‎دهد که اکثریت یعنی 484 نفر(1/74 درصد) پاسخ گویان به شانس و اقبال اعتقاد دارند.

4-2-4) عدم توجه به آینده

- از 653 نفر پاسخ گو، 337 نفر(6/51 درصد) معتقدند مدار دنیا بر نظم نمی‎چرخد.

- 463 نفر(9/70 درصد) از پاسخ دهندگان نیز با گویه دربارة ضرورت تغییر شیوه کار نظر ابراز مخالفت کرده‎اند.

- جمع‎‎بندی دو گویة بی‎نظمی مدار دنیا و تغییر شیوه کار نشان می‎دهد که اکثریت یعنی 1/84 درصد پاسخ گویان نسبت به آینده بی‎توجه نمی‎باشند.

5-2-4) خانواده‎گرایی

- نتایج به‎دست آمده از پاسخ گویان نشان می‎دهد که اکثریت، یعنی 8/41 درصد پاسخ گویان، در حد متوسط با طایفه‎گرایی در استخدام موافقت دارند.

- نتایج به‎دست آمده از پاسخ گویان نشان می دهد که اکثریت یعنی 4/33 درصد پاسخ گویان در حد متوسط با گویه دربارة رأی دادن در انتخابات براساس طایفه موافقت دارند.

- جمع‎بندی دو گویة طایفه‎گرایی در استخدام و رأی دادن در انتخابات بر اساس طایفه‎گرایی نشان می‎دهد اکثریت یعنی 7/38 درصد پاسخ گویان تاحدی موافق، 5/31 درصد در حد کم، 5/18 درصد اصلاً با این شاخص موافق نمی‎باشند.

6-2-4) وابستگی به قدرت دولت

- 3/72 درصد با این گویه اطاعت بی چون و چرا از مسئولین موافق نمی‎باشند.

- 389 نفر (6/59 درصد) پاسخ گویان معتقدند که مقامات بالا هستند که در جامعه تعیین‎کننده می‎باشند.

- 378 نفر(9/57 درصد) با گویه ضرورت بالا بودن زور بر سر مردم برای انجام کارها مخالف بودند.

- جمع‎بندی سه گویة اطاعت بی چون وچرا از نظر مسئولین، تعیین‎کننده بودن مقامات دولتی و بالا بودن زور بر سر مردم برای انجام کارها نشان می‎دهد که اکثریت، یعنی 392 نفر(60 درصد) با شاخص وابستگی به قدرت دولت مخالف می‎باشند.

جمع‎بندی گویه‎های شش گانة خرده‎فرهنگ دهقانی نشان می‎دهد، اکثریت تاحدی دارای این خرده فرهنگ می‎باشند (6/10 درصد زیاد و 1/31 درصد کم)، هر چند از میان شش گویه با دو گویه موافق می باشند؛ بدین صورت که بی توجه به آینده و همچنین وابسته به قدر ت دولت نیستند، ولی در بقیة موارد افراد سنتی دارای عدم اعتماد در روابط شخصی، فاقد نوآوری، تقدیرگرا و خانواده‎گرا هستند.

3-4) مشارکت اجتماعی

مشارکت در برگیرنده انواع کنش های فردی و گروهی به منظور دخالت در تعیین سرنوشت خود و جامعه و تأثیر نهادن بر فرآیندهای تصمیم گیری دربارة امور عمومی است. مشارکت می تواند در دو سطح مطرح شود:

الف) بُعد ذهنی مشارکت که همان تمایل به مشارکت اجتماعی است.

ب) بعد عینی و رفتاری مشارکت اجتماعی که به صورت عضویت، نظارت، اجراء و تصمیم گیری بروز می کند.

برای سنجش مشارکت در بعد ذهنی هشت گویه، و مشارکت در بعد عینی دوازده گویه در نظر گرفته شده و در اختیار پاسخ گویان قرار داده شد.

1-3-4) بعد ذهنی مشارکت

- 8/83 درصد پاسخ گویان با گویة عدم اعتماد به دیگران در این روزها موافق می باشند.

- 4/80 درصد پاسخ گویان با این نظر که باید از مشورت دیگران صرف نظر کرد ابراز مخالفت کرده اند.

- اکثریت یعنی 72 درصد پاسخ گویان با انجام کارها به صورت فردی موافق می باشند و معتقدند کارها بهتر است به صورت جمعی انجام شود.

- اکثریت یعنی 7/75 درصد پاسخ گویان با گویه اولویت منافع فردی بر جمعی ابراز مخالفت کرده اند و برعکس معتقدند که باید منافع جمع بر فرد اولویت داشته باشد.

- از 653 نفر پاسخ گو، 2/81 درصد پاسخ گویان با گویة ضرورت توجه به پیشرفت فردی موافق می باشند.

- اکثریت یعنی 5/82 درصد پاسخ گویان معتقدند هرکس مسئول زندگی خود می باشد.

- اکثریت یعنی 8/51 درصد پاسخ گویان نیز معتقدند که برای حل مشکلات باید از کمک دیگران بهره مند شد.

- اکثریت یعنی 5/62 درصد پاسخ گویان معتقدند که مشکلات باید توسط دولت حل شود تا دست خود مردم.

- جمع بندی گویه های هشت گانه شاخص ذهنی مشارکت اجتماعی نشان می دهد که اکثریت یعنی 2/65 درصد پاسخ گویان تاحدودی از لحاظ ذهنی مشارکتی می باشند (4/7 درصد مشارکت کامل و 30 درصد عدم مشارکت)

2-3-4) بعد عینی مشارکت اجتماعی

در این تحقیق مشارکت اجتماعی در بعد عینی به صورت سه شاخص در نظر گرفته شده است: مشارکت در نهادها، مشارکت در خرید اوراق مشارکت و مشارکت در ایام مذهبی.

الف) مشارکت در نهادها

- از مجموع 653 نفر پاسخ گو، 509 نفر(9/77 درصد) پاسخ گویان عضو انجمن اولیا و

مربیان مدرسه نمی باشند.

- از مجموع 653 نفر، اکثریت یعنی 3/92 درصد در کارگاه های تولیدی عضویت ندارند.

- 612 نفر(7/93 درصد) در شرکت های تعاونی عضویت ندارند.

- 637 نفر(5/97 درصد) پاسخ گویان در این صندوق های مالی عضویت ندارند.

- 626 نفر(9/95 درصد) پاسخ گویان در این اتحادیه های صنفی عضویت ندارند.

- 627 نفر (96 درصد) پاسخ گویان در شوراهای اسلامی محل عضویت ندارند.

- 546 نفر (6/83 درصد) در مؤسسات عام المنفعه عضویت ندارند.

- 543 نفر (2/83 درصد) پاسخ گویان در بسیج عضویت ندارند.

- 635 نفر (2/97 درصد) پاسخ گویان در احزاب مختلف عضویت ندارند.

- جمع بندی گویه های شاخص عضویت در نهادها و مؤسسات نشان می دهد که تنها 7 درصد در این نهادها و مؤسسات عضویت دارند.

ب) کمک مالی به نهادها و مؤسسات: توزیع فراوانی شاخص مورد نظر نشان می دهد که اکثریت (9/94 درصد) کمکی به نهادها و مؤسسات انتفاعی و غیرانتفاعی ندارند.

ج) شرکت در جلسات نهادها و مؤسسات: توزیع فروانی شاخص کمک مالی به نهادها و مؤسسات نشان می دهد که اکثریت (3/96 درصد) هرگز در جلسات نهادها و مؤسسات شرکت نمی کنند.

د) شرکت در تأسیس نهادها و مؤسسات: توزیع فروانی شاخص کمک مالی به نهادها و مؤسسات نشان می دهد که اکثریت(3/98 درصد) هرگز در جلسات تأسیس نهادها و مؤسسات شرکت نمی کنند.

ه) مشارکت در نهادهای مدنی: جمع بندی چهار شاخص مذکور نشان می دهد که اکثریت6/91 درصد پاسخ گویان در نهادهای مدنی مشارکتی ندارند.

و) خرید اوراق مشارکت: 1/87 درصد پاسخ گویان بیان کرده اند که اوراق مشارکت را خریداری نکرده اند.

ز) مشارکت در ایام مذهبی: توزیع فراوانی شاخص مشارکت در ایام مذهبی نشان می دهد که اکثریت (5/54 درصد) تا حدودی در این مراسم شرکت می کنند. (3/36 درصد زیاد، 7/6 درصد کم و 5/2 درصد اصلاً).

جمع بندی سه شاخص مشارکت در نهادهای مدنی، مشارکت در خرید اوراق مشارکت و مشارکت در ایام مذهبی نشان می دهد، که اکثریت یعنی 2/81 درصد پاسخ گویان در نهادهای مدنی مشارکت ندارند.

هر یک از جنبه های مختلف مشارکت به عوامل مختلفی بستگی دارد. بررسی عوامل مختلفی که برروی مشارکت اجتماعی افراد تأثیرگذار می باشند، یکی از نکات بسیار مهمی است که در تحلیل مشارکت اجتماعی به عنوان متغیر وابسته باید مد نظر قرار داد. در غیر این صورت هرگونه تحلیل پیرامون مشارکت اجتماعی وافی به مقصود نخواهد بود و ما را در شناخت عوامل دخیل در مشارکت اجتماعی یاری نخواهد کرد. در این مقاله با توجه به اینکه هدف ما آزمون نظریه خرده فرهنگ دهقانی می باشد بنابراین تنها به عامل روان شناختی تأثیر گذار در مشارکت اجتماعی توجه شده است.

در این تحقیق مشارکت اجتماعی در بعد ذهنی به عنوان متغیر وابسته، در سطح ترتیبی با سه گزینه مشارکت کامل، مشارکت در حد متوسط و عدم مشارکت در نظر گرفته شده است.

برای سنجش متغیر وابسته از هشت گویة عدم اعتماد به دیگران در این روزها، عدم توجه به مشورت دیگران، انجام کارها به صورت فردی، اولویت منافع فردی بر جمعی، پیشرفت فردی، مسئولیت فردی، عدم تأثیرگذاری جمع در حل مشکلات و حل مشکلات توسط دولت استفاده شده است.

نتایج به دست آمده از توزیع فراوانی پاسخ گویان نشان می دهد که اکثریت یعنی 2/65 درصد پاسخ گویان از لحاظ ذهنی در حد متوسط آماده برای مشارکت می باشند.

در جدول شمارة 2 آزمون معنی داری رابطة بین متغیر های مستقل و مشارکت اجتماعی در بعد ذهنی به عنوان متغیر وابسته آورده شده است.

جدول2: آزمون معنی داری رابطه بین مشارکت ذهنی و سایر متغیرهای مستقل

یو من ویتنیتا او بی کندالسطح معنی داریمتغیرهای مستقل
500/41134-000/0فقدان نوآوریخرده فرهنگ دهقانی
000/35511-002/0تقدیرگرایی
500/23050-000/0عدم توجه به آینده
-095/0008/0خانواده گرایی
000/44121-000/0وابستگی به قدرت دولت
-116/0-002/0عدم اعتماد در روابط شخصی
-198/0-000/0شاخص خرده فرهنگ دهقانی

در این تحقیق مشارکت اجتماعی در بعد عینی به عنوان متغیر وابسته، به صورت سه شاخص در نظر گرفته شده است: شاخص مشارکت در نهادها، مشارکت در خرید اوراق مشارکت و مشارکت در ایام مذهبی.

شاخص مشارکت در نهادهای مدنی تحت چهار شاخص دیگر سنجیده می شود: عضویت در نهادها در سطح متغیر اسمی، کمک مالی به نهادها در سطح متغیر ترتیبی، شرکت در جلسات نهادها در سطح ترتیبی و شرکت در تأسیس نهادها در سطح اسمی.

برای سنجش چهار متغیر وابسته از نه گویة انجمن اولیا و مربیان مدرسه، کارگاه های تولیدی و غیره، شرکت های تعاونی، صندوق های مالی برای کمک به تولید، اتحادیة صنفی، شورای اسلامی محله، فعالیت های عام المنفعه، نیروی مقاومت بسیج، و احزاب استفاده شده است.

نتایج به دست آمده از توزیع فراوانی پاسخ گویان نشان می دهد که اکثریت پاسخ گویان از لحاظ عینی یعنی عضویت، کمک مالی، شرکت در جلسات و تأسیس نهادها مشارکت بسیار کمی دارند.

در جدول شمارة 3 آزمون معنی داری رابطه بین متغیر های مستقل و عضویت در نهادها به عنوان متغیر وابسته آورده شده است.

جدول 3: آزمون معنی داری رابطة بین مشارکت در نهادهای مدنی و سایر متغیرهای مستقل

کراسکال والیسخی دوسطح معنی داریمتغیرهای مستقل
-742/5017/0فقدان نوآوریخرده فرهنگ دهقانی
-792/0374/0تقدیرگرایی
-459/0498/0عدم توجه به آینده
161/5-160/0خانواده گرایی
-080/0777/0وابستگی به قدرت دولت
380/3-337/0عدم اعتماد در روابط شخصی
018/3-221/0شاخص خرده فرهنگ دهقانی

شاخص مشارکت در خرید اوراق مشارکت با یک گویه در سطح اسمی سنجیده شده است. از پاسخ گویان سؤال شد: «آیا تاکنون اوراق مشارکت خریداری کرده اید؟».

نتایج به دست آمده از توزیع فراوانی پاسخ گویان نشان می دهد که اکثریت یعنی 1/87 درصد پاسخ گویان از لحاظ عینی یعنی خرید اوراق مشارکت، مشارکت بسیار کمی دارند.

در جدول شمارة 4 آزمون معنی داری رابطة بین متغیر های مستقل و مشارکت در خرید اوراق مشارکت به عنوان متغیر وابسته آورده شده است.

جدول 4: آزمون معنی داری رابطة بین خرید اوراق مشارکت و سایر متغیرهای مستقل

کراسکال والیسخی دوسطح معنی داریمتغیرهای مستقل
-227/0634/0فقدان نوآوریخرده فرهنگ دهقانی
-860/4027/0تقدیرگرایی
-577/0447/0عدم توجه به آینده
738/5-125/0خانواده گرایی
-461/2117/0وابستگی به قدرت دولت
328/1-515/0عدم اعتماد در روابط شخصی
109/3-211/0شاخص خرده فرهنگ دهقانی

شاخص مشارکت در ایام مذهبی با سه گویه در سطح ترتیبی سنجیده شده است: شرکت در جشن نیکوکاری، برگزاری مراسم عزاداری و شهادت و برگزاری مراسم اعیاد ملی و مذهبی.

نتایج به دست آمده از توزیع فراوانی پاسخ گویان نشان می دهد که اکثریت یعنی 5/54 درصد پاسخ گویان از لحاظ عینی یعنی شرکت در ایام مذهبی، در حد متوسط مشارکت دارند.

در جدول شمارة 5 آزمون معنی داری رابطة بین متغیر های مستقل و مشارکت در ایام مذهبی به عنوان متغیر وابسته آورده شده است.

جدول 5: آزمون معنی داری رابطة بین مشارکت در ایام مدهبی و سایر متغیرهای مستقل

یومن ویتنیتا او بی کندالسطح معنی داریمتغیرهای مستقل
000/47455-025/0فقدان نوآوریخرده فرهنگ دهقانی
500/36756-027/0تقدیرگرایی
500/24623-012/0عدم توجه به آینده
-112/0001/0خانواده گرایی
000/49882-544/0وابستگی به قدرت دولت
-108/0003/0عدم اعتماد در روابط شخصی
-051/0-192/0شاخص خرده فرهنگ دهقانی

در جدول شمارة 6 آزمون معنی داری رابطة بین متغیر های مستقل و مشارکت در بعد عینی به عنوان متغیر وابسته آورده شده است.

جدول 6: آزمون معنی داری رابطة بین مشارکت در بعد عینی و سایر متغیرهای مستقل

کراسکال والیسخی دوسطح معنی داریمتغیرهای مستقل
-434/0510/0فقدان نوآوریخرده فرهنگ دهقانی
-986/1159/0تقدیرگرایی
-189/0664/0عدم توجه به آینده
216/4-239/0خانواده گرایی
-585/1208/0وابستگی به قدرت دولت
647/12-005/0عدم اعتماد در روابط شخصی
957/2-228/0شاخص خرده فرهنگ دهقانی

5) نتیجه

موانع مشارکت در ایران را از لحاظ سیرتاریخی می توان در حداقل پنج دسته جای داد: موانع اقلیمی و جغرافیایی، تاریخی، اجتماعی، فکری فرهنگی و شخصیتی.

با اینکه بعضی از این عوامل بیرونی هستند ولی به طور مستقیم یا غیرمستقیم در شکل گیری شخصیت افراد مؤثر می باشند. با توجه به اینکه بعضی از این عوامل جزء طبیعت ذاتی محیط جغرافیایی می باشند و همچنین در طول سال های متمادی شکل گرفته اند ولی با این حال بعضی از این عوامل قابل کنترل و در درازمدت قابل تغییر می باشند.

1-5) موانع اقلیمی و جغرافیایی

ایران به علت موقعیت جغرافیایی اش یکی از نواحی خشک و نیمه خشک به شمار می رود و همین وضعیت بالطبع برروی زندگی انسان هایی که در طول تاریخ در آن زیسته اند، تأثیرگذارده و آن را شکل داده است. نوع زندگی، شکل اجتماعات، مناسبات تولیدی، روابط مردم با یکدیگر، ساختار حکومت و سرانجام، پیشرفت یا بالعکس عقب ماندگی، رابطة مستقیمی با شرایط محیطی کشور ایران پیدا می کند.

در این میان سه عامل برجستگی بیشتری دارد: پراکندگی اجتماعات در ایران، پیدایش نظام ایلی و چادرنشینی و بالاخره تمرکز قدرت در دست حکومت (زیباکلام، 1376: 80-75).

2-5) موانع تاریخی

نخستین مقوله به نوع شیوه ی تولید تاریخی جامعه ی ایران بازمی گردد. برخی از مهم ترین ویژگی های شیوه ی تولید آسیایی که توسط تنی چند از صاحب نظران مطرح شده اند، به قرار زیر می باشند:

- بیشتر متفکران مالکیت حکومت بر زمین را پذیرفته اند (ویتفوگل، وارگا، اشرف، سوداگر، اندرسون، کاتوزیان و خنجی)؛

- نبود نظام طبقاتی بی انعطاف نیز از جمله ویژگی های جامعة آسیاییِ متکی به شیوه ی تولید آسیایی عنوان شده است (خنجی، اشرف و کاتوزیان)؛

- فقدان جامعه ی مدنی به علت غلبة حکومت مطلقه بر همة عرصه های زندگی (اشرف و کاتوزیان)؛

- عدم امکان انباشت سرمایه توسط فرد در مقیاس وسیع و مهم تر از همه، عدم امکان تبدیل ثروت به قدرت سیاسی و منزلت اجتماعی (اشرف، سوداگر، وارگا و خنجی)؛

- غلبة جمع بر فرد در تمامی عرصه های حیات (پیران) [همگی به نقل از پیروز، 1371: 78)].

دومین مقوله بر نقش استبداد سیاسی تکیه دارد. هرچند که استبداد یا «دسپوتیسم» از ویژگی های تفکیک ناشدنی شیوه ی تولید یا نظام آسیایی قلمداد می شود و این دو موضوع در واقع دو روی یک سکه به حساب می آید. پویش تاریخی جامعة ایران گویای این امر است که از دیرباز دو عامل اساسی بر تحولات تاریخی این مرز و بوم و بر ویژگی های ساختار اجتماعی آن تأثیر تعیین کننده داشته است.

در ایران، فرهنگ و نگرش سیاسی گروه حاکم به دلایل عمق تاریخی، اجتماعی و روان شناختی، نگرش پاتریمونیالیستی بوده که در آن، ساخت قدرت به عنوان رابطة عمودی و آمرانه از بالا به پایین میان حکام و مردم تصور می شده است (بشیریه، 1378: 29).

علاوه بر موانع درونزا، موانع برونزا نیز در عدم مشارکت و توسعه و شکل گیری دموکراسی در ایران مؤثر بوده اند. موانع خارجی از وضعیت نیمه استعماری و تحولات اقتصادی و سیاسی جامعة ایرانی در شرایط سلطة استعماری مایه می گیرد (اشرف، 1359: 46).

باتوجه به عوامل تاریخی ذکرشده در بالا، مشخص است که ساختار روانی و شخصیتی افراد متناسب با فرهنگ و نوع زندگی حاکم بر آن شکل می گیرد و اجازه هر نوع تغییر و نوسازی را نمی دهد و روابط متقابل افراد بر عدم همدلی، بی اعتمادی و... شکل می گیرد.

3-5) موانع اجتماعی

- یکی از اصول ثابت توسعة سیاسی و دموکراسی در هر جامعه این است که دولت تنها منبع فرهنگ اجتماعی نباشد و نهادهای غیردولتی در نظام اجتماعی، مؤثر و فعال باشند (سریع القلم، 1371: 28). با ملحوظ داشتن این اصل، ملاحظه می کنیم که از دیرباز موانع اجتماعی اساسی در فرایند مشارکت و توسعة جوامع آسیایی و از جمله ایران وجود داشته است.

- عدم شکل گیری گروه ها و طبقات مستقل از قدرت دولت به واسطة حکومت هایی با قدرت مطلقه (مایلی، 1379: 138-137). یکی دیگر از عوامل اجتماعی مؤثر در رشد و پویایی مشارکت و دموکراسی در هر جامعه، وجود طبقات متوسط است که بی تردید در پیدایش و تکوین مقولة مشارکت در غرب نقش آفرین بوده است. «در جامعة ایران برخلاف جوامع غربی، طبقة متوسط از یک سیر طبیعی برخوردار نبود.» (قادری، 1377: 169). باوجود این، با توجه به تغییراتی که بعد از انقلاب نیز شاهد آن بودیم، کیفیت فرهنگی طبقة متوسط چندان مطلوب نیست، به طوری که براساس پژوهش آر. دی. گاستیل دربارة ویژگی های عمدة فرهنگ سیاسی و نظام ارزشی در بین اقشار مختلف طبقة متوسط ایران، فرهنگ سیاسی ایران زمینة مساعدی برای مشارکت ایجاد نمی کند. در این پژوهش نشان داده شده است که ایرانیان معتقدند آدمیان طبعاً شرور و قدرت طلبند؛ همه چیز در حال دگرگونی و غیرقابل اعتماد است؛ آدمی باید نسبت به اطرافیانش بدبین و بی اعتماد باشد و حکومت، دشمن مردم است (گاستیل، 1975: 325).

برخی دیگر از موانع اجتماعی عبارتند از:

- شکاف و چندپارگی ها (بشیریه، 1378: 12-11)؛

- ضعف انسجام اجتماعی (رفیع پور، 1376: 420).

4-5) موانع فکری و فرهنگی

- ارتباطی کاملی بین واقعیت های اجتماعی و نظام فرهنگی و معرفتی مختلف وجود دارد

و قالب های اجتماعی هر جامعه با ذهنیت و معرفت افراد آن جامعه همساز هستند. در ایران، روابط اجتماعی براساس دو عنصر زور و پذیرش زور در طول تاریخ، آن چنان تداوم داشته و تثبیت شده که به یک پدیدة عمیق فرهنگی تبدیل گشته است، به طوری که با تغییر ساختار اجتماعی از دو قشری (ارباب و رعیت) به سه قشری و پیدایش قشر متوسط، این خصلت همچنان پابرجا و مستحکم مانده است (رفیع پور، 1376: 386).

برخی دیگر از موانع فکری و فرهنگی در جامعة ما عبارتند از:

- غایب بودن عنصر عقلانیت و تأکید بر مشیت نیروی نیروی غیرعقلانی در مناسبات اجتماعی؛

- عدم تحمل و مدارا و هم پذیری در میان بخش های مختلف (عظیمی 1378: 97)؛

- ضدتوسعه ای بودن آموزش عمومی (عظیمی، 1378: 79)؛

- موانع شخصیتی و روان شناختی.

یکی از جلوه های روابط عمودی استبدادی آن طور که جامعه ی ایرانی در طی تاریخ تجربه کرده و در فرهنگ و خصوصاً تعلیم و تربیت ایران انعکاس یافته است ، منش و خلق وخوی «پدرسالاری» است که نتیجة تسلط ایلات و عشایر بر مقدرات کشور بوده است.

در اینجا به ذکر پاره ای از موانع شخصیتی و روان شناختی به صورت فهرست وار اشاره می شود:

- تمجید و تملق گویی در بین کارگزاران؛ نتایج تحقیقی نشان می دهند که با کمال تأسف، تملقات در قالب تبریکات و تسلیت ها، بعد از انقلاب اسلامی کاهش، و سپس از سال 1365 و در سال 70 و 71 بیش از زمان قبل از انقلاب بوده است (رفیع پور، 1376: 397)؛

- تقدس گرایی، دوگانگی شخصیت، عاطفه گرایی در برابر خردگرایی، سنت گرایی در برابر نوگرایی، انفعال گرایی در برابر فعال گرایی، خاص گرایی در برابر عام گرایی، روحیة مبتنی بر سلسله مراتب محول (عبداللهی، 1371: 9) و روحیه ی تابعیت (فیروزراد، 1381: 68).

6) بحث

چنان که مطالعات اسنادی ما نشان می دهد، می بینیم که عوامل پنج گانه بالا مانع شکل گیری اندیشه، شخصیت و روحیة مشارکتی در مردم می شود.

با توجه به پیچیدگی و چند بعدی بودن مفهوم مشارکت اجتماعی و مدخلیت عوامل متعدد در مشارکت اجتماعی صرفاً تأکید بر یک دسته از عوامل چه در سطح خرد، یا میانه و حتی کلان نمی تواند تحلیل درستی در رابطه با مشارکت ارائه کند و از طرفی در بررسی موانع مشارکت اجتماعی در ایران اگر بخواهیم صرفاً جهات خاصی را مد نظر قرار دهیم، مطمئناً نتیجه گیری و تحلیل مان از موانع مشارکت در ایران بسیار سطحی و چه بسا دور از واقعیت باشد. اما باتوجه به این که تحقیقات چندانی در زمینه های مختلف مشارکت اجتماعی (خرد، میانه و کلان) صورت نگرفته است بنابراین ارائة مدل جامعی که بتواند تمام سطوح مشارکت اجتماعی را تبیین کند عملاً کار غیرممکنی خواهد بود. هم چنان که در مقدمه بیان کردیم این مقاله سعی در آزمون تجربی نظریة راجرز در زمینة خرده فرهنگ های دهقانی داشته است تا با این کار، مقدمه ای برای آزمون نظریات سایر نظریه پردازان فراهم آورد تا از این طریق بتوانیم تحلیل جامعی از مشارکت اجتماعی ارائه نماییم. از طرفی با توجه به اینکه در جامعة ایران شکاف بین دولت و ملت بسیار عمیق می باشد چنان که سطح اعتماد مردم به سطوح کلان جامعه بسیار پایین می‎باشد و از طرفی مردم معتقدند که در تصمیم‎گیری های سطح کلان جامعه نقشی ندارند و همچنین توزیع عادلانه امکانات و منابع در جامعه دیده نمی‎شود و از طرفی دولت با مخالفان خود به مدارا و تساهل برخورد نمی‎کند، اینها دلایلی است که نشان‎دهندة شکاف بین دولت و ملت می‎باشد. همچنین به دلیل اینکه تمایزپذیری در سطوح مختلف اجتماعی دیده نمی شود، بنابراین بسنده کردن به بررسی میدانی برای تحلیل موانع مشارکت اجتماعی راهگشا نخواهد بود بلکه باید از لحاظ سیر تاریخی نیز مورد مداقه قرار گیرد. چنان که در مبحث نخست از تحلیل مان در رابطه با موانع مشارکت اجتماعی در ایران؛ به چند عامل مهم در عدم تحقق مشارکت اجتماعی در ایران اشاره کردیم.

آن چه در بررسی میدانی و جمع آوری اطلاعات از شهروندان توسط پرسش نامه، در

سطح خرد به دست آمده، مشخص می کند که هرچند تا حدودی تغییراتی در سطح خرد و شخصیتی افراد مشاهده می شود. ولی با این حال، از لحاظ شخصیتی شهروندان تا حدودی دارای خرده فرهنگ دهقانی می باشند. چنان که شهروندان تقدیرگرایند، در روابط شخصی به یکدیگر بی اعتمادند و عدم نوگرایی و تا حدودی خانواده گرایی در بین شهروندان دیده می شود، هرچند آنها خود را وابسته به قدرت دولت نمی دانند که این نیز خود، ناشی از عدم اعتماد به دولت می باشد.

چنان که نتایج نشان می دهد هر چند شهروندان از لحاظ بعد ذهنی تاحدی تمایل به مشارکت دارند اما جهت مشارکت منفی می باشد. از طرفی، مشارکت شهروندان در بعد عینی بسیار ناچیز می باشد. بنابراین همان طور که از نتایج تحقیقات مشخص شده است تفاوت چندانی از لحاظ خرده فرهنگ های دهقانی بین شهروندان دیده نمی شود و همین امر سبب شده است که ما تفاوتی را از لحاظ سطح مشارکت در بعد عینی و ذهنی بین شهروندان مشاهده نکنیم.

بنابراین با توجه به موانع مورد اشاره در رابطه با عدم تحقق مشارکت اجتماعی و شناخت ما نسبت به این عوامل، انجام این تحقیق در سطح ایران ضروری به نظر می رسد.

در خاتمه به طور خلاصه اهم نتایجی که از فرضیات تحقیق به دست آمده است را به شرح ذیل بیان می کنیم:

- بین ویژگی های شخصیتی افراد (ویژگی های خرده فرهنگ دهقانی) و مشارکت اجتماعی تاحدی رابطة معنی داری وجود دارد.

- بین خرده فرهنگ دهقانی و تمایل ذهنی به مشارکت اجتماعی رابطة معنی داری وجود دارد، به طوری که جهت رابطه منفی می باشد؛ بدین صورت که هرچه افراد دارای خرده فرهنگ دهقانی کمتری باشند تمایل ذهنی بیشتری به مشارکت اجتماعی دارند.

- بین خرده فرهنگ دهقانی و مشارکت اجتماعی در بعد عینی رابطة معنی داری وجود ندارد که این عدم ارتباط ناشی از عواملی چون عدم اعتماد به نهادهای سطح کلان و عدم فراهم کردن شرایط لازم برای مشارکت می باشد.

1. آریانپور، عباس. (1371)، فرهنگ دانشگاهی انگلیسی فارسی، تهران، انتشارات امیرکبیر.

2. اشرف، احمد. (1359)، موانع تاریخی رشد سرمایه داری در ایران(دوره ی قاجار)، تهران، انتشارات زمینه.

3. بشیریه، حسین. (1378)، جامعه ی مدنی و توسعه ی سیاسی در ایران، تهران، مؤسسه نشر علوم نوین.

4. پیران، پرویز. (1376)، شهر و شهروندمدار، تهران، ماهنامه اطلاعات سیاسی اقتصادی، شماره 119و 120.

5. پیران، پرویز. (1380)، آسیب شناسی شورا در ایران: جمع بندی مطالعات انجام شده در تدوین منشور شهر تهران، تهران، دبیرخانه منشور شهر تهران.

6. پیران، پرویز. (1381)، شورا در ایران: نگاهی آسیب شناسانه، فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، تهران، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

7. پیروز، پوریا. (1371-1370)، موانع توسعه در ایران: برخی عوامل تاریخی، تهران، مجلة اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال ششم، شماره های 1،2،7،8،9،10،11،12.

8 . توسلی، غلامعباس. (1371)، طرح آسیب‎ها و انحرافات و رابطه آن با مشارکت اجتماعی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران.

9. توسلی, غلامعباس. (1379), ویژگی های رفاهی و فرهنگی کارکنان صنعتی اراک و مسئله مشارکت, فصلنامه پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی آشتیان.

10. حاجی آقایی, فرخنده. (1366), مشارکت و بررسی یک نمونه آن در ایران و یوگسلاوی. پایان نامة کارشناسی ارشد، تهران، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

11. رفیع پور، فرامرز. (1376)، توسعه و تضاد، تهران، دانشگاه شهید بهشتی.

12. زالی, زهرا. (1376), بررسی رابطه نظرات در مورد رضایت شغلی و مشارکت آنها در تصمیم گیری در دبیرستان دخترانه عادی شهر تهران. پایان نامة کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه شهید بهشتی تهران.

13. زیباکلام، صادق. (1376)، ما چگونه ما شدیم، تهران، نشر روزنه.

14. ساروخانی، باقر. (1373)، روش های تحقیق در علوم اجتماعی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ج اول.

15. سریع القلم، محمود. (1371)، اصول ثابت توسعه ی سیاسی، مجلة اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال ششم و هفتم.

16. سریع القلم، محمود. (1377-1388). مبانی عشیره ای فرهنگ سیاسی ایران، تهران، فصلنامه اطلاعات سیاسی اقتصادی شماره 136-135.

17. عبداللهی، محمد. (1371-1372)، جایگاه و نقش آموزش و پرورش در فرآیند توسعه ی ملی ایران، تهران، فصلنامة علوم اجتماعی، شماره 3 و 4.

18. عظیمی، حسین. (1369)، مسائل اساسی در باسازی و توسعه ی اقتصادی ایران، مجله ی مدرس، شمارة 1.

19. عظیمی، حسین. (1378)، ایران امروز در آینه ی مباحث توسعه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

20. عظیمی, لیلا. (1380), بررسی عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی زنان مطالعه موردی: زنان شهر شیراز, پایان نامه ی کارشناسی ارشد، شیراز، دانشگاه شیراز.

21. عنبری، موسی. ( 1378)، ارتباط زمینه‎های خانوادگی دانشجویان با مشارکت اجتماعی آنان؛ مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه تهران، پایان‎نامه کارشناسی ارشد، تهران، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

22. فرهادی، مرتضی. (1373)، فرهنگ یاریگری در ایران: درآمدی بر مردم شناسی و جامعه شناسی تعاون، تهران، نشر دانشگاهی.

23. فیروزراد، علی. (1381)، موانع استقرار دموکراسی در ایران، (از کتاب دولت، مردم و همگرایی نوشته فردرو، محسن)، تهران، آن.

24. قادری، حاتم. (1377)، موانع مشارکت سیاسی در ایران، (از کتاب مشارکت سیاسی، نوشته علی خان و دیگران)، تهران، نشر سفیر.

25. لمبتون. ر.ک.ا.ک.س. (1339)، مالک و زارع در ایران، (منوچهر امیری)، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

26. کاتوزیان، محمدعلی (همایون). (1376)، حکومت خودکامه: نظریه های تطبیقی دربارة دولت ، سیاست و جامعه ایران، (علی رضا طیب)، تهران، مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی.

27. کاتوزیان محمدعلی(همایون). (1377)، اقتصاد سیاسی ایران از مشروطیت تا پایان سلطه ی پهلوی (نفیسی و عزیزی)، تهران، نشر مرکز.

28. کریمی، زهرا. (1372)، برخی موانع توسعه در ایران، از کتاب توسعه، ج پنجم.

29. کوثری، مسعود. (75،1377)، بررسی تأثیر انسجام اجتماعی بر میزان مشارکت روستاییان خراسان، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

30. مایلی، محمدرضا. (1379)، نظام سیاسی و توسعه: بررسی موردی نقش نظام

سیاسی در روند توسعه ایران 57-1342، تهران، نشر ارائه.

31. محسنی‎تبریزی، علی رضا. (1375)، بیگانگی مانعی برای مشارکت و توسعه ملی، بررسی رابطه میان بیگانگی و مشارکت اجتماعی سیاسی، نامه پژوهش، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، شماره 1، تهران، مرکز پژوهش های بنیادی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی.

32. Dube, S.C.(1958), India''''s changing village: Human Factor in Community Development, Ithaca N.Y. Cornen University press.

33. Gastil, R.D. (1975), Middle Glass Impediments to Modernization, Public Opinion Quorterty, Vol.22.

34. Lakashmana, Rao. Y.C. Rac. (1963), Communication and Development: Study of two Indian village, Ph.D. Disseration, Minneapolis, University of Minnesota.

35. Levi, C. (1947) Christ Stopped Teboli, New York, Farrer smus.

36. Pye, Lucian. Verba, Sidney. (1965), Political Culture & Political Development, Princeton, Princeton University Press.

37. Redfield, R. Tepoztlain. (1930), A Mexican Village, Chicago, University of Chicago Press.

38. Tamous. (1956), Technical Exchange and Cultural Values: Case of The Middle East, Rural Sociology, Vol 21, No 1.

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است