جستجو در   
امکانات

درآمدی بر ردیه نویسی دینی در عصر صفویه و دوران نخستین قاجاریه
پدیدآورنده : عظیم زاده، طاهره
بازدید : 1511
تاریخ درج : 1386/2/3
منبع :

 
دانشنامه پرتال علوم انسانی و اسلامی :: فقه و اصول :: ایران :: درآمدی بر ردیه نویسی دینی در عصر صفویه و دوران نخستین قاجاریه

درآمدی بر ردیه نویسی دینی در عصر صفویه و دوران نخستین قاجاریه


چکیده :

در دوران صفویه و آغاز قاجاریه، بسیاری از مسیحیان و یهودیان در ایران زندگی می کردند، چنانکه شمار آنان از زرتشتیان ایرانی نژاد بیشتر بود.

به علت وضعیت سیاسی خاص این دوران شمار بسیاری از سفرا و نمایندگان سیاسی اروپا به ایران می آمدند و معمولاً هیئتهای تبلیغی مسیحی نیز آنها را همراهی می کردند. این هیئتها به تبلیغ آئین مسیحیت پرداخته همچنین زمینه را برای حکومتهای استعماری آماده می کردند. یکی از مهمترین فعالیتهای آنها نوشتن کتابهایی بر ضد اسلام و در دفاع از حقانیت مذهب خودشان بود. علمای مسلمان و نیز مسلمانان (جدید الاسلام ها) کتابهای زیادی بر ضد آنها نوشتند، چنانکه ادبیات گسترده ای در این زمینه به وجود آمد.

این مقاله این ادبیات را در عصر صفویه و قاجاریه مورد بررسی قرار می دهد.

کلیدواژه: مسیحیت و یهودیت در ایران، مبلغان مسیحی، علل و انگیزه های تغییر دین،جدیدالاسلام ها، ترجمه های فارسی و عربی کتاب مقدس، ردیّه نویسی.

بحث و مناظره بین مسلمانان و یهودیان و نصاری و رد نوشتن بر آئین یکدیگر پیشینه ای طولانی در تاریخ اسلام دارد. در ایران از عصر صفویّه به بعد بحثهای کلامی و اعتقادی میان پیروان این ادیان رشد بیشتری کرد و آثاری گسترده در زمینه رد نویسی، در جامعه مسلمانان بوجود آورد. این ردیّه ها بطور کلی به دو دسته تقسیم می شوند:

1 - مناقضاتی که توسّط علماء و صاحب نظران مسلمان نوشته شده اند.

2 - ردودی که جدید الاسلام ها بعد از مسلمانی بر ضد آئین خود نگاشته اند.

این نوشتار در صدد آن است که بعنوان پیش درآمدی، زمینه ها و چگونگی رد نویسی در ایران عصر صفویّه و دوران نخستین حکومت قاجار را بررسی کند. البتّه این مطالب بدین جهت مطرح نمی گردد که اختلافات بین مسیحیان و یهودیان و مسلمانان را آشکار کند، بلکه هدف آن این است که از یک سو با نوع فعالیتهای مبلغین اروپائی و نقشی که آنان و دولتهایشان در این دو قرن در بوجود آمدن کتب رد نویسی داشته اند آشنا شده و از سوی دیگر نگرش و نقش جدید الاسلام ها را در این زمان روشن کند.

همانطور که ذکر شد این نوشته مقدمه ای است بر یک بحث اساسی در تاریخ تفکّر مذهبی اجتماعی این مرز و بوم و ادبیّاتی که در این زمینه خلق شده اند.برای این منظور وضعیّت پیروان کیش مسیح و یهود در ایران؛ مبلغین اروپائی در ایران و آثارشان؛ واکنش اندیشمندان مسلمان ایرانی در برابر آنها؛ وضعیّت تغییر کیش و نوع تفکّر جدیدالاسلام ها مطرح شده اند.

وضعیت پیروان کیش مسیح و یهود در ایران

وسعت سرزمین ایران در روزگار صفویّه و موقعیّت خاص جغرافیائی و سیاسی آن سبب گردید که تعداد زیادی مسیحی و یهودی کنار مسلمین زندگی کنند؛ بطوریکه جمعیت پیروان این ادیان بسیار فزونتر از زرتشتیان گردید که پیروان دین رسمی ایران قبل از اسلام بودند.(1) شاه عباس یکم (سلطنت

______________________________

1- ارنست اورسل که در عصر قاجاریّه از ایران دیدن کرد جمعیّت زردشتیان ایران را کمتر از

1038-996/1629-1589) بعد از تسخیر گرجستان، یهودیان شهر زعم را که نسبت به شاه ایران اظهار اطاعت کرده بودند به مازندران (لوی، 3/1051) و مسیحیان را از گرجستان و ارمنستان به اصفهان و مازندران منتقل کرد. جمعیّت یهود ایران را در زمان سلطنت شاه عباس یکم سیصد هزار تن ذکر کرده اند که بتدریج این جمعیّت به عالی، چون از دست دادن نواحی یهودی نشین، کُشت و کشتار، تغییر کیش و مهاجرت تقلیل یافت؛ بطوریکه در آغاز سلطنت فتحعلیشاه (1250-1212/1834-1796) به پنجاه هزار تن رسیدند (همانجا).

مسیحیان نیز جمعیّت زیادی را تشکیل می دادند. شهر ارمنی نشین جلفا در نزدیکی اصفهان ابتدا با بیست هزار نفر توسّط شاه عباس تشکیل گردید. این عدّه بسرعت افزایش یافت. در سال 1110/1699 جمعیّت آن به حدود چهل هزار تن رسید (لاکهارت، 567). ژوبر(1) فرانسوی که در دوران سلطنت فتحعلیشاه به ایران آمد، جمعیّت ارامنه را هفتاد هزار تن ذکر کرده است (به نقل از رائین، 4).

همسایگی و رفت و آمد معتقدین به این ادیان با مسلمانان در تشویق علماء به نوشتن کتاب درباره مسیحیّت و یهودیّت نقش داشت. امّا مسأله اساسی که زمینه رشد و نوشتن کتاب بر ضد آراء مسیحیان و یهودیان را فراهم کرد، گسترش روابط بین ایران و اروپا از عصر صفویّه به بعد بود.

مبلّغین اروپائی در ایران و آثارشان

ایران در این زمان هر روز پذیرای سفراء و نمایندگان سیاسی کشورهای اروپائی بود که اکثراً با یک هیأت تبلیغاتی همراهی می شدند. این گروه تبلیغاتی مذهبی، همچون بازوی کشورهای اروپائی در کشورهای شرقی عمل کردند و زمینه را برای منافع استعماری آنها فراهم می آوردند. دکتر عبدالهادی حائری در کتاب نخستین رویاروئیهای اندیشه گران ایران با دو رویه تمدّن بورژوازی غرب، ثابت کرده است که

______________________________

8500 نفر ذکر می کند در حالیکه مسیحیان ارمنی 45000 نفر و مسیحیان نسطوری 23000 نفر و یهودیان 19000 نفر بودند. البته تعداد یهودیان در زمان صفویّه بیش از این بود و از بعد فتحعلیشاه تعداد آنها به این مقدار تقلیل یافت (ر.ک اورسل، ارنست، سفرنامه اورسل، 224).

1- Joubert

چگونه کلیسای کاتولیک ، کشیشان آزموده خود را با برخورداری از پشتیبانی پادشاهان اروپا به دربار ایران و کشورهای خاور زمین فرستاد، تا آن حاکمان بتوانند از راههای متعدد به خواستهای استعماری دست یابند (حائری، فصلهای 11 و 12).

در اواخر قرن 9 ه/ 15 م، پاپ سرزمینهای کشف و فتح شده را بین اسپانیا و پرتغال تقسیم کرد با این شرط که آن دو دولت استعمارگر در مسیحی ساختن مردم این سرزمینها کوشش کنند. پادشاه فرانسه، لویی سیزدهم به فرستاده خود لویی دهی(1) که در سال 1036/1626 به ایران اعزام شده بود، صریحاً خاطرنشان ساخت که علّت حقیقی که آقای دهی برای آن فرستاده می شود، برقراری مذهب کاتولیک در ایران و به دست آوردن تجارت و تفوق فرانسه در این کشور است (همو، 476). تأسیس کمپانی فرانسوی هند شرقی مدیون اطّلاعات و تجربیات یکی از همین کشیشان به نام رافائل دومان بود که سالها در ایران بسر برد (1108-1055/1696-1645) و منافع سیاسی دولت استعماری فرانسه را فراهم کرد.

وی آگاهیهای خود را بصورت کتابی به نام کشور ایران در سال 1071/1660 به رشته تحریر درآورد و در اختیار دولت فرانسه گذاشت (میراحمدی، 113). پس از این مبلّغین مسیحی وارد خاور زمین شدند. این مبلّغین از فرقه های اگوستین: شاخه ای از دومینکن ها، کاپوسین: شاخه ای از فرانسیسکنها، و کرملی بودند که بتدریج کشیشان پروتستان و یسوعی نیز به آنها اضافه گردیدند. این مبلّغین اروپائی کتبی به نفع آئین یهود و نصارا و مخالفت با اسلام تألیف کردند. علمای مسلمان هم در برابر آنها واکنش نشان دادند، در نتیجه یک سلسله ادبیات کلامی در زمینه ردّ آئین مسیح و یهود بوجود آمد.

از مشهورترین مبلّغین مسیحی که در عصر صفویّه برای اثبات دین خویش و ردّ بر اسلام به فارسی کتاب نوشت ژروم گزاویه(2) (متوفی 1617 م) بود. وی کتابی به

______________________________

1- Lovies des Hags

2- Jerome ×avier

نام آئینه حق نما نوشت و آن را به این جهت آئینه حق نما نامید که انسان خردمند و کنجکاو، بدی و خوبی مذهب خود را می تواند در آن مشاهده نماید. گزاویه که همراه هیأت تبلیغی به هند رفته بود زمان درازی را در دربار جلال الدّین اکبر پادشاه مغولی هندوستان گذراند. وی اکبر شاه را تشویق به ترجمه کتب مهم دین نصاری به زبان فارسی کرد. کتاب گزاویه دارای پنج باب است که هر باب فصول متعدد دارد.

شیوه کتاب به اینصورت است که حکیم مسلمان با پادری مسیحی وارد بحث می شود و سؤالات خود را مطرح می سازد. شخص دیگری هم وجود دارد که ملاّ خوانده می شود، او نیز از پادری سؤال کرده بر آئین مسیح ایراد وارد می کند، امّا استدلال پادری بارها ملاّ را به این اظهارات «خوب ثابت کردید.»، «بسیار بسیار پسندیده می نماید مرا آنچه از شما استماع نمودیم» وادار می کند. سرانجام حقّانیّت سخنان پادری را پذیرفته و مسیحی می شوند. آنگاه پادری می گوید:

«منت مر خدای را که چشم ایقان شما را توتیائی بینائی بخشید و به نور ایمان منوّر گردانیده بسوی خود کشید. اکنون امیدواری به عنایت باری چنانست که توفیق بخشید شما را تا استقامت در راه این دین که از همه اولی و اصوب است به تمام اطاعت و کوشش بلیغ نمایید زیرا که بی شک و شبه از این راه به دستیاری حضرت مسیح صاحب ما و به استمداد و استعانت دعاهای حضرت بی بی مریم مبارک پارسا که والده او و خداوند ماست به فرودس برین خواهید رسید.» (گزاویه، نسخه خطی).

نسخه ای از کتاب «آئینه حق نما» در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است که مؤلف آن ناشناس ذکر گردیده است. امّا در فهرست کتب خطّی آن کتابخانه، نویسنده کتاب، پادری زیر و نیمو شاویر ذکر شده است (ولایی، 1)، که ظاهراً همان گزاویه است (حائری، 502)(1).

______________________________

1- دکتر حائری در قسمت یادداشتها ضمن توضیح در مورد اصل کلمه گزاویه ذکر می کند که در کتاب آئینه حقّ نما خود نویسنده نام خویش را شاویر خوانده است. ولی تلّفظ گزاویه هر چند بی دلیل به شیوه ای همه گیر و فراگیر در نوشته های فارسی به کار رفته است (همانجا).

کتاب آئینه حق نما توسّط مؤلف آن تلخیص گردیده و به نام منتخب آئینه حق نما معروف است.(1) سیّد احمد علوی یکی از علمای اصفهان بر این کتاب ردّیّه ای به نام مصقل صفا در تجلیه آئینه حق نما در ردّ تثلیث نصاری نوشت. علوی از علمای عصر صفویّه و شاگرد و داماد میرداماد و نواده محقّق کرکی بود. وی تألیفاتی در زمینه های گوناگون از جمله فلسفه دارد، حدود چهل کتاب از او ذکر شده است (علوی، 102-99). پروفسور هانری کربن معتقد است که او به زبان عبری مسلط بوده و توانسته است کتاب عهد عتیق را شرح کند. وی احتمال می دهد که علوی ارتباط محرمانه با علمای یهود و احبار ایشان داشته است؛ به این دلیل توانسته به خوبی زبان عبری را بداند (همو، 22)(2)

سیّد احمد علوی دو کتاب دیگر نیز در ردّ بر مذهب یهود و مسیحیّت تألیف کرده بود به نامهای صواعق رحمان در ردّ مذهب یهودیان و اللوامع الربّانیّة فی ردّ شبه النصرانیّة. کتاب نخست در ردّ مذهب یهودیان و در بیان تغییر تورات و زبور و سایر کتابهای ایشان است. سال نوشتن این کتاب معلوم نیست، ظاهراً باید قبل از تألیف مصقل صفا باشد. فعلاً اطّلاع بیشتری در مورد این کتاب نداریم. کتاب دیگر اللوامع الربّانیّة در ردّ یکی از «قسیسان فرنگیان» نگاشته شده است و تاریخ تألیف آن محرم سال 1031 ه/1612 می باشد. نام قسیس فرنگی مشخص نشده است (آریان، 159).

کتاب گزاویه بوسیله مبلّغان مسیحی(3) به دست سیّد احمد علوی می رسد و او

______________________________

1- فهرست کتابخانه موزه بریتانیا. شیرو نیمر سوایر را خلاصه کننده کتاب «آئینه حقّ نما» معرّفی کرده است. قبلاً ذکر کردیم که این شخص ظاهراً همان گزاویه است (ر. ک: Rieu. 1/4).

2- هانری کربن سال رحلت سیّد احمد علوی را که صاحب الذریعه بین سالهای 1054 تا 1060 ه/ 1650 تا 1644 آورده، به اشتباه سال تألیف «مصقل صفا» ذکر کرده است (ر. ک: علوی، 21).

3- نام دو مبلّغ مسیحی را پادری جوان (Padre Juan) و پادری بریو (Padre Brio) ذکر کرده است. ر. ک مصقل صفا، تصحیح ناجی، ص 116؛ در نسخه خطّی «مصقل صفا» که به ش 256 در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی موجود است، مطلب به گونه ای نوشته شده است که نمی توان تشخیص داد که اینان دو پادری بوده اند زیرا لفظ جوان که در فارسی متضاد پیر است خواننده را به اشتباه می افکند. دقت کنید: «بعضی علمای نصاری مانند سخن سنج نکته دان

که بنا به نوشته خودش حضرت مهدی صاحب الزّمان علیه السّلام را در خواب دیده و مأمور شده بود که کتب نصاری را پاسخ گوید؛ اقدام به تألیف کتبی بر ضد تبلیغات مسیحیان از جمله کتاب گزاویه می کند. زمان تألیف کتاب سال 1032 ه/ 1622 است و در آن سخنان گزاویه را در کتاب آئینه حق نما، «خزعبلات» و «تُرّهات» می خواند. وی می نویسد چون «آن آئینه به کدورت شبه و شکوک غبار آلود» بود «فلامحاله آن را حاجت به مصقلی افتاد که رنگش را حک و تجلیّه و غبارش را محو و تصفیه کند.» کتاب مصقل صفا دارای یک مقدّمه و سه فصل می باشد و با خطاب «یا معشر النصاری» کتب مقدّس و باورهای مسیحیان را نقد می کند (علوی، نسخه خطی).

کتاب علوی بر ضدّ مسیحیّت مورد توجه نصاری واقع شد تا آنجا که مسیحیان کارملی(1) را به فکر پاسخ انداخت. به این جهت کتاب او را به رم فرستادند؛ چندی بعد از آن یکی از مسیحیان فرقه فرانسیسکن به نام فیلیپ گواد گندلی(2) پاسخی بر کتاب وی نوشت که در سال 1041 ه/ 1613 م، در رم منتشر شد. شخص دیگری به نام بوناوانتور مال والیا(3) در همان ایّام در سال 1038/1628 نیز جوابی بر ضدّ مصقل صفا نگاشت (آریان، 158). یکی از دوستان گزاویه هم کتابی در ردّ مصقل صفانوشت به نام «آلایشهای مصقل صفا» و ضمن ردّ سخنان علوی گفت که علوی کتاب آئینه حق نما را ندیده است و جوابهای او متکّی بر متخب آن کتاب بوده است (همو، 159).

کتاب فیلیپ گواد گندلی به ایران آمد و مجدّداً محرّک علماء برای نوشتن کتابهائی در ردّ مسیحیّت گردید. بطوریکه سیصد سال پس از او هم علماء از او یاد کرده و مطالبش را ردّ کردند. (مثلاً ر.ک: کاشانی).

______________________________

پادری جوان و عارف روابط الفاظ و معانی توی بریو پادری بریو از مصنّفات...» در فهرست کتابخانه بریتانیا هم نام دو پادری جداگانه ذکر شده است (Rieu, 1/4).

1- Carmelites

2- Philippo Guadagnolo

3- Bona Vanture malvalia

مبلّغ دیگری که بر ضدّ اسلام کتاب نوشت شزو(1) کشیش فرانسوی بود. وی که نخستین سرپرست بنگاه یسوعیین بشمار می رفت، کتابی در اثبات دین مسیح به فارسی نوشت و آنرا به اعتماد الدّوله - وزیر اعظم صفوبیّه - تقدیم کرد (شاردن، 91). اعتمادالدّوله نیز از علماء خواست تا مجالس مناظره با شزو ترتیب دهند. این مناظرات به مدّت چند سال (1070-1063/59-1652) طول کشید (حائری، 485).

گبرائیل افرنجی نیز مسیحی دیگری بود که کتابی در اثبات دین مسیح نوشت. او که مدّتها در اصفهان و تبریز بسر برده بود، با زبان ترکی و عربی و فارسی آشنا بود، کتاب خود را به زبان عربی نوشت و از ادلّه عقلیّه و نقلیّه برای احقاق عقاید نصارا استفاده کرد. بر ردّ کتاب او، ظهیر الدّین تفرشی از علمای عصر شاه سلیمان صفوی که مدّتی نیز در گرجستان پیشنماز بود کتاب نصرة الحقّ را نوشت. تفرشی از روش مناظره و سؤال و جواب برای ابطال آئین مسیح و اثبات دین اسلام استفاده کرد. این کتاب ابتداء مانند رساله افرنجی به عربی بود و چون شاه از تفرشی خواست که آن را به فارسی ترجمه کند او نیز این کار را انجام داد. بین تفرشی و افرنجی مجلس مناظره ای هم در گرجستان صورت گرفت (همو، 7-486).

کتاب دیگری که بر ضدّ اسلام بوسیله تبلیغگران اروپائی نوشته شد مقالة فی الاسلام به زبان عربی است. نویسنده آن جرجس سال انگلیسی (متوّفی 1149/1736 م) بود البتّه اصل کتاب به انگلیسی بوده و شخصی به نام هاشم آن را به عربی ترجمه کرده است. ترجمه کتاب بوسیله جمعیة الهدایة در مصر منتشر گردید. بعدها این کتاب نیز به ایران آمد و نویسندگانی بر ضد مطالب آن کتاب نوشتند. از جمله میرزا صادق فخرالاسلام که بعد از این درباره او صحبت می کنیم کتاب بیان الحقّ را در جواب او نوشت. شیخ محمّد جواد بلاغی نیز کتاب الهدی إلی دین المصطفی را در اثبات دین اسلام بر ضد باورهای جرجیس نوشت (آریان، 2-161). بلاغی از علمائی است که چندین کتاب بر ضدّ مسیحیّت و یهودیّت نوشته است. وی به زبان عبری نیز وارد بوده است. کتاب دیگر او الرحلة المدرسیة او

______________________________

1- Chesavit

المدرسیة السیّارة هم در ردّ این دو مذهب و فعالّیتهای کشیشان مسیحی است.(1)

تکاپوهای مبلّغین اروپائی بعد از انقراض صفویّه و ایجاد جنبش ردنویسی

با حمله افغانها به ایران و انقراض سلطنت صفویّه اوضاع کشور به شدّت آشفته شد. بعد از به حکومت رسیدن نادرشاه، سیاست این پادشاه نزدیک کردن ادیان به یکدیگر بود. نادر دستور داد که چهار کتاب مقدّس، یعنی تورات و زبور و اناجیل و قرآن به فارسی ترجمه شوند و افرادی را تعیین کرد که این کتابها را برای او بخوانند (لوی، 470). انجمن مسیح که از سالها قبل در دوران صفویّه در ایران فعالیّت می کرد؛ جامعه یهود تهران هم در این زمان (1158/1745 م) تأسیس گردید.(2) مبلّغین اروپائی علیرغم اوضاع نابسامان ایران دست از فعالیّت برنداشتند. دکتر شعبانی می نویسد که روابط ایران و فرانسه از نظر سیاسی در عصر افشاریّه نتیجه ای نداشت امّا روابط مذهبی شامل این مقوله نمی شود. چه در این بخش کماکان فرانسه به عنوان «دختر بزرگ کلیسا» نقش «متفوق و مرجحی در ایران داشت.» (شعبانی، 482) کشیشان پرتلاش ژزوئیّت همچنان فعالیّت می کردند. پربازن(3) کشیش فرانسوی نقش مؤثّری در دربار و بین طبقات عامی مسیحی ایران داشت. او که در سالهای (60-1154 ه/ 1747-1741) در ایران می زیست برای تبلیغ آئین مسیحیّت به ایران آمده بود، امّا نزد نادرشاه به دروغ خود را پزشک معرّفی کرد و نفوذش تا آنجا بالا گرفت که عنوان «طبیب اوّل» یافت (حائری، 163).

در عصر زندیّه فرمانهائی از فرمانروایان این سلسله کریم خان و علی مرادخان وجود دارد که آزادیهای مسیحیان و مبلّغین آنها را تأمین می کند. «عمدة المسیحیة پادری فرنسیه حکیم» نزد کریم خان و «عمدة المسیحیه پادری اورانوس حکیم» به حضور علی مرادخان رسید. خواست این پادریان، آزادی «پادریان فرنگیان و خلیفها در ممالک محروسه» بود و اینکه: «در هر کجا که خواسته باشند توقّف و

______________________________

1- این کتاب به فارسی هم ترجمه شده است:، الشیخ محمّد جواد البلاغی، مدرسه سیار، ترجمه الرحلة المدرسة السیّاره، ترجمه ع. و. (بی جا، نصر، بی تا).

2- لوی از یادداشتهای شلمو کهن صدق نقل می کند که تأسیس جامعه یهود تهران در سال 5596 عبری / 1745 م در عصر نادرشاه انجام شد ( ص 471).

3- Per Bazen

سکنی کرده، هر یک از ارامنه و عیسویان و اولاد ایشان که خواسته باشد نزد ایشان آمد و شد کرده، تعلیم گیرند.» (قائم مقامی، 6-105).

در دوره نخستین حکومت قاجاریّه رفت و آمد مبلغین مسیحی افزایش چشمگیری یافت. تکاپوی علماء نیز برای ردّ کردن و انتقاد آئین مسیح و یهود بیشتر شد؛ تا آنجا که بسیاری از اندیشمندان اهل قلم این عصر تألیفی در این زمینه دارند. حامد الگار روزگار ولیعهدی عباس میرزا رازمان بحبوحه فعالیّت مذهبی و تدوین رساله های جدلی علیه صوفیگری، اخباریگری و مسحیّت می داند. در این زمان علماء از مناظره لذّت می بردند. ولف(1) از ملاقات با یک مجتهد شیرازی سخن می گوید که مکالمه با خارجی ها را دوست داشت و می گفت به فهم حلوت می بخشد (الگار، 169).

هنری مارتین(2) از کشیشان معروف بود که در آغاز دوران قاجار به ایران آمد. وی با سرجان ملکم سفیر انگلستان در ایران ارتباط داشت و بعد از ورود به ایران تحت حمایت سرگوراوزلی(3) سفیر دیگر انگلستان قرار گرفت. اوزلی فراماسونر معروف نقش مهمی در اجرای سیاست استعماری انگلیس در ایران داشت و در معاهده گلستان به ضرر ایران کوشید. او طرفدار سیاست واگذشتن ایران در ناتوانی و وحشیگری بود. حمایت اوزلی بعنوان کارگزار قدرتمند کشور انگلستان از مارتین نشان می دهد که تا چه اندازه فعالیّتهای مارتین به نفع سیاست استعماری انگلستان بوده است.

«درست در هنگامی که ایران برای نخستین بار گام در گرداب سیاست جهانی گذاشته بود و با فقدان آزمودگی و آگاهیهای بسنده پیرامون دیپلماسی اروپا با دولتهای استعمارگر و فزونخواهی مانند انگلیس و روس و فرانسه دست به گریبان بود... هنری مارتین برای اجرای برنامه هائی در راستای سوداگری استعمار انگلیس و با برخورداری فراوان از دستیاری و راهنمائی کارگردانان آن سیاست، گام به خاک ایران نهاد. دستیابی به این خواست از سوی هنری مارتین نمی توانست جز از این راه ها چهره بندد: تبلیغ کیش مسیح، سست ساختن بنیاد باورهای

______________________________

1- Wolff

2- Henry Martin

3- Sir Gore Ouzely

مذهبی ایرانیان، متوجّه ساختن اندیشه های همگانی بویژه دستگاههای رهبری سیاسی و مذهبی ایران به مسائل فکری و عقیدتی و معنوی که در کشور انگلیس ریشه داشت و از آنجا سرچشمه می گرفت، و به یک سخن بازداشتن جامعه ایران از گزینش راهی درست برای آشنائی ژرف و بنیادی بر ژرفای دو رویه تمدن بورژوازی غرب و رویاروئی همه سویه با آن. اسناد و مدارک تاریخی نیک گزارشگر، آن است که هنری مارتین در درازای درنگ 16 ماهه اش (از مه 1811 تا سپتامبر 1812) در ایران این وظائف استعماری را در چارچوب توانائی خویش به بهترین شیوه انجام داده است.» (حائری، 516).

مارتین جلسات بحث در شیراز تشکیل داد، سپس از یکی از مجتهدین شیراز خواست که پیرامون دلایل پیامبری پیامبر اسلام کتابی بنویسد و چون مجتهد مزبور چنین کرد، مارتین دو کتاب در پاسخ او نوشت. ظاهراً یکی از آنها همان «میزان الحقّ» است که اشتهار زیادی کسب کرد. (همانجا). پس از آن سیلی از ردّیّه نویسی بر ضد مارتین جاری گردید که تا سالها بعد از مرگ او ادامه داشت. علمای مذهبی، متصوفه و سیاستمداران بر ضدّ مارتین کتاب نوشتند. مشهور است که مجتهد معروف آن زمان میرزای قمی (م 1231/1816) بعد از انتشار آراء مارتین رساله ای ناتمام بر ضدّ عقاید او نوشت و سخنانش را در مورد اسلام و مسحیّت رد کرد (همو، 525).

ملاّ احمد نراقی عالم معروف نیز کتابی به نام سیف الامّه بر ضدّ باورهای مارتین نگاشت. برای نوشتن این کتاب، وی ده تن از خاخامهای کاشان را دعوت کرد و به یاری آنان تعدادی از عبارات عهد عتیق و آثار مربوط به مذهب یهود را به فارسی برگرداند (الگار، 168).

ملاّ علی نوری اصفهانی (م 1246/1830) از علمای امامّیه که با میرزای قمی روابط دوستانه داشته است و سیّد محمّد باقر شفتی که از علمای بسیار مشهور آن عصر است به وی اقتدا می کرد، کتابی بر ضدّ مارتین نوشت. فتحعلیشاه و میرزا آقا بزرگ در تشویق او برای نگاشتن این کتاب نقش داشتند (مدرس، 6/246). نوری معتقد بود کسانی که با مارتین بحث کرده اند، بیشتر از بی خبرانی بودند که خود را در زمره علمای اسلام دانسته اند (حائری، 536). کتاب وی به نام: حجّة الاسلام فی ردّ

میزان الحقّ مشهور است.

از صوفیان بزرگ، آقا محمّد رضا همدانی متخلّص به کوثر علیشاه هم دو کتاب بر ضدّ باورهای مارتین نوشت به نامهای ارشاد المضلّین، فی اثبات نبوّة خاتم النّبین و مفتاح النبوه کتاب دوّم تکمیل کننده کتاب اوّل است. لی(1) استاد عربی دانشگاه کمبریج دوازده سال بعد از مرگ مارتین چند تا از ردود بین مسلمین و مسیحیان را در کتابی به انگلیسی ترجمه کرد و به نام رسالات مربوط به مناظرات بین مسیحیّت و آئین محمّدی چاپ کرد. از جمله کتاب ارشاد المضلّین همدانی را در این مجموعه قرار داد. لی کتابش(2) را کوششی را راه آشکار کردن و دروغ انگاشتن دیدگاههای مذهبی مسلمانان ایران دانست (آریان، 161).

از سیاستمداران، میرزا بزرگ قائم مقام (متوّفی 1239/1824) کتاب اثبات النبوه را بر ضدّ مارتین و نظریّات یهود و نصاری و اثبات پیامبری حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم نوشت. این کتاب به دستور فتحعلیشاه نوشته شد (حائری، 533). کتبی که بر ضدّ مارتین تألیف شدند بسیارند که در اینجا به نام تعداد دیگری از آنها اشاره می کنیم.

«ردّ پادری» کتابی است که سیّد محمّد حسین بن میر عبدالباقی خاتون آبادی (متوّفی 1233/1818) بر ضدّ مارتین نوشته است. مؤلّف الذریعه نام شش کتاب دیگر، از نویسندگان مختلف را ذکر می کند که به همین نام هستند (آغا بزرگ تهرانی، 10/5-214).

اثبات النّوة الخاصّة دیدگاههای یهودیان و مسیحیان را درباره اسلام و پیامبر آن نادرست می خواند. نویسنده این کتاب ظاهراً حاج محمّد جعفر همدانی ملّقب به مجذوبعلی شاه کبوتر آهنگی (متوفی 1239/1823) است.

نصرة الدّین از حاج محمّد کریم خان (متوّفی 1288/1871) کتابی است بر ضدّ عقاید مسیحیان از جمله مارتین و یک پادری دیگر که در سال 1252 قمری نوشته

______________________________

1- Lee

2- Controversial tracts on christianity and Mohammadanism [Cambridge, 1924].

شده است (کرمانی، 4).

هدایة الجاحدین و هدایة المسترشدین دو کتاب از ملاّ تقی کاشانی هستند که بر ضدّ تبلیغات پادریان و سؤالاتی که آنان در ذهن مردم القاء کرده اند، می باشد. کاشانی از فقهای شیعه بود که به زبان عبری و یونانی آشنائی داشت. کتاب هدایة الجاحدین را در سال 1305/1887 تألیف کرد و در آن به هفت سؤال پاسخ داد که برخی از سؤالات در کتاب پادری فرنگی میزان الحقّ مطرح شده بود (فاضل کاشانی، هدایة الجاحدین، چاپ سنگی). کتاب هدایة المسترشدین هم در جواب مارتین و پادری فیلیپ است که سیصد سال قبل رساله ای بر ردّ قرآن و دین نگاشته بود (همو، هدایة المسترشدین، 4).

یکی دیگر از مبلّغین اروپائی که در نوشته های اسلامی به نام فاندر یا فندر(1) یاد شده است، کتابی به نام میزا الحقّ یعنی همنام کتاب هنری مارتین دارد.(2) این کتاب و کتاب دیگر فاندر به نام طریق الحیاة و مفتاح الاسرار، که در اثبات دین مسیح بودند، مورد نقد علمای مسلمان قرار گرفتند. چون ای دو کتاب ابتدا در کلکته چاپ شدند، نخست علمای ساکن هند به پاسخگوئی پرداختند. سیّد علی حسن از اندیشمندان ساکن هند کتابی به نام استفسار بر ردّ فندر نوشت که در سال 1261/1844 چاپ شد.

فعالیّتهای فاندر در هندوستان سبب گردید که شیخ رحمت الله هندی از او دعوت به مناظره کند. مجلس مناظره در شهر اکبرآباد در سال 1270 ه/ 1853 م. برقرار گردید. کتاب اظهار الحقّ حاصل این مناظرات است که به زبان اردو تنظیم شده بود و بوسیله شیخ رفاعی الخولی به عربی ترجمه گردید. اساس بحث دربارؤ تحریف و نسخ است (اظهار الحق، چاپ 1412 ق).

______________________________

1- Pfander

2- همنامی کتاب مارتین و فاندر این شبهه را ایجاد کرده است که شاید فاندر همان فیلیپ بوده است که مارتین کتابش را بر اساس کتاب او تنظیم کرده است. (ر.ک: مصقل صفا، تصحیح ناجی، ص 33، قسمت پانوشت)؛ امّا با توجّه به مناظره ای که بین شیخ رحمت الله هندی در سال 1270 و فاندر وجود داشته، مشخّص می شود که او نمی تواند فیلیپ - که سالها قبل از مارتین (متوّفی 1227) می زیسته - باشد.

در ایران هم افرادی به کتاب فاندر پاسخ گفتند از جمله میرزا یوسف قره داغی تبریزی است که کتابی به نام لسان الحقّ فی اثبات مظالم المسیحین به زبان فارسی نوشت و در سال 1336 قمری در ایران چاپ شد. مطالب آن در نقد و ردّ سخنان فندر و کتاب میزان الحقّ او و نورتن(1) یکی دیگر از پادریان فرنگ است.

فعالیّت مبلّغان اروپائی در دوران پنجاه سال سلطنت ناصرالدین شاه همچنین در عصر مظفرالدّین شاه ادامه داشت. کتابهائی هم بر ضدّ اسلام پراکندند. که این بحث مجال پرداختن به آنها را ندارد. ولی نکته ای که لازم است تذکّر داده شود این است که: آنچه ذکر شد مربوط به فعالیّت مبلّغان مسیحی بود و نامی از یهودیان برده نشد. مشخص است که دین یهود جزء ادیان غیر تبلیغی(2) است که بیشتر جهت حفظ و نگهداری خود کوشش می کند و تأکید دارد که نژادها و ادیان دیگر آمیخته با یهودیان نگردند.(3) به این علّت نامی از مبلّغین یهودی برده نشد، البّته مأمورین روحانی یهود در دوران صفویّه و قاجاریّه به ایران آمدند و با یهودیان تماس گرفتند. چنانچه ربی مشه اهل صفات در سال 1002/1593 ابتدای حکومت شاه عباس اوّل به ایران آمد و با یهودیان ایران قرار گذاشت که هر مرد یهودی از بیست سال به بالا سالی نیم مثقال نقره برای امور مذهبی به نام (حص شقل) بپردازد. این موضوع تا اواخر عصر احمد شاه باقی بود (لوی، 3/515).

در سالهای بعد هم افراد دیگری آمدند از جمله در سال 1193/1779 م مأمورین روحانی یهودی که به ایران آمدند در مورد نماز به یهودیان تعلیماتی دادند

______________________________

1- نورتن از متعصّبین مسیحی بود که کتابی در سال 1837 م در بوستن چاپ کرد و در آن حتی المقدور از انجیل و کتب مقدّس حمایت کرده است (میرزا یوسف تبریزی، لسان الحقّ فی اثبات مظالم المسیحیین، تبریز، اسکندانی، 1336، ص 2-221).

2- ماکس مولر شش دین بزرگ جهان را به دو دسته تقسیم کرده است که این تقسیم بندی امروز نیز مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از ادیان تبلیغی و دیگری ادیان غیر تبلیغی که در ذیل دسته اوّل بودائیّت، مسیحیّت و اسلام است و تحت عنوان دوّم یهودیّت، برهمایی و زردشتی است. (آرنولد، توماس، چگونگی گسترش اسلام، ترجمه حبیب الله عاشوری، سلمان، بی تا).

3- در اسرائیل بین خاخام بزرگ و دولت اسرائیل نزاع بر سر اینکه چه کسی یهودی است درگرفت از نظر حکومت و دیوانهای اسرائیل هر اسرائیلی یهودی محسوب می شد. ولی خاخام بزرگ هر یهودی را که از پدر و مادر یهودی و مورد قبل کنیسه سنّتی، زاده نشده باشد بی اعتبار دانست (ظفر الاسلام خان، 36، ح).

(همو، 3/485). یکسال قبل از سلطنت آقا محمّد خان قاجار هم یکی از مأمورین روحانی ارض مقدّس وارد ایران شد و اصلاحاتی در ارتباط با دین یهودیان انجام داد که اثرات آن تا امروز باقی مانده است (همو، 3/511، 7-514).

گرچه خود یهودیان به تبلیغ دین خویش نپرداختند امّا با توجّه به اینکه مسیحیان تورات را قبول دارند، تبلیغگران مسیحی در بحثهای خود به تورات هم استناد می کردند.

غیر از علمای مسلمان که در صدد پاسخگوئی به تبلیغات پادریان اروپائی برآمدند و آثاری در زمینه ردنویسی آفریدند، نو مسلمانان که ابتدا مسیحی یا یهودی بودند هم به خلق کتبی در این زمینه پرداختند.

تغییر کیش و نوع تفکّر جدید الاسلام ها

برغم فعالیّت گسترده مبلغان اروپائی و مسیحی که ذکر شد، تغییر کیش دسته جمعی و خانوادگی از سوی مسلمانان به مسیحیّت دیده نشده است. فقط افراد انگشت شماری مسیحی شدند. آن هم کسانی بودند که به اروپا رفته تحت تأثیر فرهنگ آنجا قرار گرفتند. عکس قضیه یعنی مسلمان شدن مسیحیان و یهودیان در تاریخ ایران مکرر اتّفاق افتاده است. در عصر صفویّه و بعد از آن نیز همچنان تغییر کیش وجود داشت. این افراد ملّقب به جدید الاسلام می گردیدند. در مورد اینکه چه عواملی سبب تغییر کیش این افراد گردیده دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی عامل فشار را علّت اصلی اسلام آوردن این اقلیتها بویژه یهودیان در عصر صفویّه و قاجاریّه دانسته اند. مسیحیان اگرچه در اواخر عصر صفویّه گاه فشارهائی را متحمّل می شدند، ولی در مجموع، منابع از آزادی نسبی ارامنه در ایران سخن گفته اند. این آزادی در زمان قاجاریّه نیز وجود داشت. پیتر دولاواله، رافائل دومان و شاردن جهانگردان و مأموران اهل اروپا هستند که از ایران در عصر صفویّه دیدن کرده اند و وضع مسیحیان را خوب توصیف کرده اند (رائین، 34-30)(1). مادام

______________________________

1- رائین از قول دکتر کتابچی از ارامنه معروف تهران نقل می کند: «ایران همیشه درباره رعایای غیر مسلمانش و مخصوصاً ارامنه دارای سیاست آزادانه ای بوده است که دولتهای اروپائی خوب بود آن را سرمشق قرار دهند.» این مقاله در سال 1917 چاپ شد و بعد توسّط تقی زاده به فارسی ترجمه گردید (ر.ک. ایرانیان ارمنی، ص 15).

دیولافوا که در عصر قاجاریّه در ایران بوده است نیز از آزادی نسبی مسیحیان سخن گفته است (آریان، 95).

یهودیان در ایران کمتر مورد توجّه بودند. شاید خصومت اروپائیان با یهودیان و حمایت دولت عثمانی از یهودیان در این مورد نقش داشته است (ملکم، 2/149). ولی آنچه برخی از نویسندگان چون حبیب لوی در مورد بدی وضع یهودیان در ایران نوشته اند بدون شک خالی از اغراق نیست. لوی از مسلمان شدن اجباری مردم شهرهای مختلف بویژه در زمان شاه عباس دوّم یاد می کند (3/322-313). وی به اشعار بابایی لطف که از یهودیان عصر شاه عباس ثانی بود و کتابش را در سال 1655 م / 1066 نوشته است، استناد می کند. در صورتیکه اشعار بابائی لطف با توجّه به اسناد تاریخی چندان درست نمی باشد. منابع روابط شاه عباس اوّل را با اقلیتهای مذهبی خوب ذکر کرده اند. در مورد شاه عباس ثانی بیشتر منابع از عدم تعصّب او صحبت کرده اند. سرجان ملکم نوشته است که نسبت به هیچ یک از مذاهب تعصّب نداشت. کروسینسکی نیز عدم تعصب شاه عباس دوم را در مسائل مذهبی ستوده است. لکهارت هم درباره آنچه در تاریخ یهود اثر منظوم لطفی و فرهاد از تعقیب و آزار کلیمی ها و اسلام آوردن اجباری آنها آمده، می نویسد: «چون این نویسندگان کلیمی مطالب را به زبان شعر گفته اند، لذا در بیان تعقیب و آزار یهودیان در زمان شاه عباس دوّم مبالغه کرده اند.» (ص 33-32).

آنچه مسلم است تغییر مذهبی که از روی فشار باشد حقیقی نیست و این افراد تمایلی به نوشتن کتاب بر ضدّ دین خود و حقّانیّت دین جدید ندارند و هر زمان که آزادی پیدا کنند دوباره به دین اجدادی خود برخواهند گشت.

یادآوری این نکته لازم است که علل مذهبی تنها محرّک تعقیب کلیمیها نبود. همانطور که شاردن جهانگرد فرانسوی نوشته است، این عدّه گاهی متّهم به جادوگری می شدند (لوی، 3/420).

برخی عامل اقتصادی را سبب تغییر کیش ذکر کرده اند. این عامل را در تغییر کیش دادن افراد نمی توان دست کم شمرد. وضعیّت اقتصادی مسیحیان در زمان صفویّه و قاجاریّه نسبتاً مساعد بود (قس: پیکولوسکایا، 522). ولی یهودیان اکثراً

در فقر بسر می بردند و به شغلهای پست اشتغال داشتند (لوی، 3/420؛ اورسل، 107؛ ملکم، 2/185). برخی از پادشاهان صفویّه چون شاه عباس اوّل و دوم به افراد پول می دادند که مسلمان شوند. شاردن در سفرنامه خود می نویسد که شاه عباس به هر مرد یهودی 400 فرانک و به هر زن 300 فرانک می داد تا مسلمان شود و بدین ترتیب جمع بسیاری را مسلمان کرد (به نقل از لوی، 3/420). شاه عباس دوّم نیز همین کار را در اثر مشورت با نخست وزیر خود محمّد بیگ انجام داد. شاردن خود اظهار می دارد که این مسلمانی حقیقی نبود. موقعی که از این یهودیان که با پول مسلمان شده بودند، سؤال می شد که مسلمان هستی، اظهار می داشتند که من یهودی هستم. به من دو تومان دادند که اقراری غیر از حقیقت بنمایم (همانجا). عامل اقتصادی دیگری که به مسلمان شدن مسیحیان و یهودیان کمک می کرد، قانونی بود که در زمان شاه عباس اوّل مطرح گردید و آن اینکه با مسلمان شدن یکی از معتقدین به این ادیان، ارث اقوام او به شخص جدید الاسلام می رسید. این قانون تا دوران حکومت ناصرالدین شاه مُجری بود (لوی، همانجا؛ لکهارت، 83) و افرادی را که طمع به اموال خاندان خود داشتند تشویق به مسلمان شدن می کرد. کسانی که به این دلیل مسلمان می شدند معمولاً اطّلاعات وسیعی نسبت به دین اوّلیّه خود و نیز مطالعه ای در مورد دین اسلام نداشتند.

تناقضات و مطالب غیر عقلائی مذکور در کتب مقدّس هم عامل مهمّی برای تغییر کیش بود. در اینجا مناسب است که چند تن از افراد جدید الاسلام که تألیفاتی بر ضدّ مذهب قدیم خود داشته اند و عاملی که آنها سبب تغییر کیش خود می دانند مورد توجّه قرار گیرد. اینان معتقدند که در واقع تناقضات کتب مقدّس و اعتقادات پیروان دین اجدادیشان و مطالعه ای که درباره اسلام داشته اند سبب تغییر کیش آنها گردیده است.

علیقلی جدید الاسلام از علمای بزرگ مسیحی در عصر شاه سلطان حسین صفوی بود. وی در مورد زندگیش چنین می نویسد که ابتدا نصرانی بوده است و بعد مطالعه و تتبّع در کتب نصاری نموده و «بعد از بطلان دلایل ایشان که بر حقیقت مذهب خود دارند به بیّنه و برهان عقلی اختیار دین حقّ» کرده است. علیقلی جدید

الاسلام ابتدا مورد اعتماد نصاری و «سرامد پادریان» آنها بود. بطوریکه گمان می کردند که «روح القدس در قلب» او (علیقلی، دستنوشته 12116) طلوع کرده است. پس از مسلمانی، کتابی به زبان فرنگی در جواب اعتراضات آنها نوشت. بعد این کتاب را خود به فارسی ترجمه کرد و هدایة الضالین و تقویة المؤمنین نامید به این امید که:

«انشاء الله تعالی بعد از اتمام همچنانکه آن نسخه اوّلی به کار نصاری اگر عقل داشته باشند می آید، این نسخه فارسی نیز در میان شیعیان به یادگار مانده بعد از مطالعه بر حقیقت مذهب خود واقف و باعث مزید رسوخ ایشان گردد و از طریقه باطله نصاری اجتناب و احتراز لازم دانند.» (همانجا).

کتاب وی چهار جلد است که هر یک دارای فصول متعدّدی است:

جلد اوّل، ردّ اصول دین نصاری و ثبوت اصول دین مبین محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از کتب ایشان.

جلد دوّم، در ردّ فروع دین نصاری و ثبوت فروع دین محمّدی صلّی الله علیه و آله و سلّم از کتب ایشان.

جلد سوّم، در اثبات نبوّت و خاتمیّت و علامات ظهور رسول از کتب ایشان.

جلد چهارم، در اثبات امامت حضرات ائمه معصومین علیهم السّلام و ظهور علامات زمان قائم آل محمّد موافق کتب ایشان.

علیقلی کتاب دیگری به نام سیف المؤمنین دارد. وی این کتاب را در پاسخ تبلیغات میسونرهای اروپائی که در ایران بودند نوشت. در این کتاب سعی او این است که تحریفات کارگزاران کلیسا را افشاء کند. وی به این دلیل که به زبان فرنگیان آشنا بود متوجّه واژگون سازیهایی که یکی از پادریان نصارا در ترجمه کتب مقدّس از لاتین به عربی مرتکب شده می گردد و پرده از آن برمی دارد. سرّ این تحریفات را علیقلی در دو مسأله عنوان می کند. یکی اینکه «مردم از روی آن ترجمه عربی بر مضامین فقرات تورات آگاه گردیده، ایشان را در رسوخ به طریقه باطل ملامت نکرده»، و دیگر اینکه وقتی علمای مسلمان خواستند بر اساس استدلال به کتب نصاری، دین آنها را رد کنند و حق بودن دین اسلام را ثابت کنند، چون زبان لاتین

نمی دانند بر اساس آن ترجمه عربی اقامه حجّت می کنند «بنابر آنکه ترجمه عربی موافق خواهش نصارا به قالب زده شده بود بعد از آن که نصارا بر اجوبه و دلایل علمای اسلام مطّلع گردیدند از روی استخفاف ردّ اقوال علماء کرده، اظهار بی دانشی ایشان می نمودند.» (علیقلی، دستنوشته 6731).

از جمله تحریفات پادری نصاری این بود که دیباچه جرانیم را به عربی ترجمه نکرد. زیرا هر کس آن را می خواند «از آن دیباچه علم به بازیچه بودن کتب و طریقه نصاری بهم می رساند» و اعتمادش را نسبت به کتب آنها از دست می داد. به این جهت علیقلی تورات عربی را با لاتینی مقابله و دیباچه جرانیم را نیز به فارسی ترجمه کرد. پس از آن هر عبارتی را که به نظرش دلیل بر حقّانیّت دین اسلام و ردّ دین نصارا بود تفسیر و تأویل نمود. به این ترتیب کتاب قطور سیف المؤمنین بوجود آمد. در آخر هم یادآور گردید که با «ترجمه این دوازده فصل رشته غدر نصاری و یهود را بالکلّیّه منقطع و اعضای مذهب باطل ایشان را به این سیف قاطع از یکدیگر منفصل گردانیدیم.» (همو، صفحه آخر).

شخص دیگری از علمای نصاری که مسلمان شد و به نام جدید الاسلام معروف گردید، حسینقلی داغستانی است. وی که از ارامنه شیروان بود پس از فراگرفتن روسی و ارمنی به مطالعه کتب تاریخی و مذهبی پرداخت. آنگاه که به بطلان فرق مسیحیّت پی برد با علماء اسلام «تکلّم» کرده شبها «با لباس مبدّل به خدمت ایشان رسیده» با آنان گفتگو می کرد. بعد از مسلمان شدن به فراگیری دروس عربی و فارسی پرداخت و سپس به کشورهای روس و عثمانی مسافرت کرد و در بغداد در جوار «امام جوادین» ساکن شد. در آنجا کارخانه «جوهر نفط کشی» احداث کرد و در ضمن آن به تألیف کتب پرداخت. کتاب کشف ظلم الملل نتیجه تجربیّات اوست. در مورد فرق اسلامی هم تحقیق کرده و کتاب اخبار النجاری را نوشت. کتابهایی نیز راجع به وضعیّت مسلمین و برای اصلاح آنها تألیف کرد که از جمله تذکرة الذّاکرین و تذکرة المدبّرین است.

کتاب کشف الظلم عن معتقدات البابیة و بیان معتقدات المسیحیین وی در سال 1324 هجری چاپ شده است. بیش از نیمی از این کتاب در ردّ تفکّرات مسیحیان

است. آثار حسینقلی نشان می دهد که او فرد پرکاری بوده است و نسبت به مسائل اعتقادی و اجتماعی واکنش نشان می داده است. زمانی که وی ضعف ملّت ایران را در مقابل اروپا می بیند، کتاب تذکرة المدبّرین را می نویسد تا به حکومت و مردم نصیحت کند و شیوه صحیح زمامداری را نشان دهد. یکی از سفارشهای او در مورد رعایای اجنبی و اقوام یهودی و نصاری چنین است که «باید برایشان (رعایای اجنبی) ظلم و تعدّی نشود و حکّام باید با ایشان مدارا و با عدالت و انصاف و بصیرت حکم کنند. اقوام یهودی و نصارا و غیر ذلک باید در امن و امان باشند نه سر بلند کنند که به اسلام زیادتی کنند و نه اسلام آنها را در زیر پا پامال کند، بلکه حکومت چنان باید حکم و عدالت کند و چنین اظهار کند که این حکم خدا و رسول است تا که هر زمان مدح پادشاه کنند و از احکام محمّد راضی شوند.» (حسینقلی، دستنوشته 14244).

از جدید الاسلام های پرآوازه عصر ناصری محمّد صادق فخرالاسلام است. وی نیز ابتدا مسیحی بوده و به درجه کشیشی رسیده بود. سپس به تحقیق و تفحّص پرداخته مسلمان گردید. بعد از آن به تحصیل علوم اسلامی پرداخت. شانزده سال در نجف تحصیل علم کرد و اجازه اجتهاد گرفت. اهل منبر هم بود و در تأسیس مدرسه و روزنامه نیز دست داشته است. آثار زیادی دارد از جمله تعجیز المسیحیین و خلاصة الکلام فی افتخار الاسلام که به اشاره مرحوم آیة الله العظمی بروجردی چاپ شده است (فخرالاسلام، 1/ «و»). کتاب معروف او انیس الاعلام فی نصرة الاسلام درباره تحریف عهدین و ابطال اعتقادات کلیسا می باشد. این کتاب در شش جلد با پاورقی های عبدالرحیم خلخالی چاپ گردیده است. ناصرالدّین شاه علّت اسلام آوردن او را پرسید. وی ادلّه کافی در این مورد ارائه کرد آنگاه شاه او را ملقّب به فخر الاسلام ساخت (همو، «د»).

در بین یهودیان نیز افرادی زیادی مسلمان شدند. دو اثر معروف از علمای جدید الاسلام یهود وجود دارد که به انتقاد دین یهود و ردّ آن و اثبات دین اسلام می پردازد. یکی از اینها توسّط اسماعیل حاجی بابا و دیگری توسط محمّد رضای جدید الاسلام نوشته شده است.

محمّد اسماعیل جدید الاسلام از علمای معروف یهود در یزد بود. وی پس از تحقیق درباره اسلام، مسلمان شد. پس از آن روابط خود را با یهودی ها قطع نکرد. بلکه جلسات بحث و مناظره با آنان تشکیل می داد. فرزندش اسماعیل حاجی بابا قزوینی که در دوران جوانی در این بحثها شرکت داشته بعدها به فکر نوشتن کتابی در ردّ عقاید یهود افتاد (ص 10) و کتاب محضر الشهود فی ردّ الیهود را با توجّه به بحثهای پدر نوشت. وی چون زبان عبری می دانسته از منابع عبری استفاده کرده است. از کتاب محضر الشهود نسخه های خطّی متعددی وجود دارد. آقای سیّد احمد حسینی نسخه خطّی کتابخانه وزیری یزد را بدون اینکه توضیحات و حواشی بر آن اضافه کند به چاپ رسانده است. نسخه ای از این کتاب در کتابخانه آستان قدس رضوی وجود دارد که تاریخ کتابت آن از نسخه یزد جدیدتر است و در پایان مطالبی اضافه تر از نسخه یزد دارد (حاج بابای قزوینی، مخطوط 904).

صاحب الذریعه تاریخ تألیف کتاب را 1211 قمری نوشته است (آغابزرگ، 20/152) که ظاهراً باید تاریخ کتابت آن باشد. کتاب دارای هفت باب است که هر باب شامل فصول متعددی است. اساس بحث بر کتب مورد قبول یهود گذاشته شده است و پیامبری حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم را هم بر اساس آن کتابها اثبات می کند.

از نویسنده محضر الشهود در کتابهای کلامی و اعتقادی یاد شده است (کاشانی، 116). در کتابهای تاریخی تا آنجا که مورد مطالعه قرار گرفت ذکری از او نشده است. کتاب تاریخ یهود ایران که مطالب مربوط به یهود حتی مطالب جزئی و افسانه ای تاریخ یهود را هم ذکر کرده است نامی از این نویسنده نمی برد. به این جهت برای آشنایی با شخصیّت او نیاز به بررسی بیشتر و عمیق تری داریم.

محمد رضای جدید الاسلام معروف به ملا آقا بابا یکی دیگر از علمای یهود است که در سال 1237 ه ق / 1822 م مسلمان گردید. وی ابتدا از ملایان بزرگ یهود بود و در هنگام تشرّف او به اسلام جمعی از علماء و رجال سیاسی چون ملاّ احمد نراقی و میرزا بزرگ قائم مقام حضور داشتند (ملاّ آقا بابا، 10). اسلام آوردن ملاّ آقا بابا موجب ناراحتی یهودیان گردید و با ارسال افرادی علّت را جویا شدند او

نیز به نوشتن کتاب اقامة الشهود فی ردّ الیهود پرداخت. کتاب ابتدا به زبان عبری بود و بعد از مرگ مؤلف در سال 1292 ه ق / 1875 م بوسیله علی بن الحسین الحسینی و با کمک برادرزاده مؤلف که به زبان عبری آشنا بود، به زبان فارسی ترجمه و چاپ سنگی گردید. محمّد رضا در ابتدای کتابش می نویسد:

«کمترین حقیر فقیر از سلسله علمای بنی اسرائیل بودم و در میان ایشان از افاضل و اعیان بودم و همگی علمای بیت المقدّس و ارباب فهم آن طایفه به فضل و تتّبع من معترف بودند و در تمام عمر مشغول به تحصیل علوم و مطالعه کتب سماوی و در مقام و متابعت رسوم انبیاء سلف و علمای خلف بودم و در آن تجسس و طلب به غیر از تمیز میانه حقّ و باطل ادیان و وصول به طریق حقّ و ایقان مطلبی و مقصودی نداشتم و پیوسته ظهور راه صواب را از مفتح الابواب سائل... بودم.» (همو، 8).

صاحب الذّریعه او را از اکابر علمای یهود خوانده است و علاوه بر کتاب اقامة الشهود کتابهای محضر الشهود مفتاح النبوّة (آغابزرگ، 2/263) را به او نسبت داده است. پیش از این ذکر شد که کتاب محضر الشهود متعلّق به حاجی بابا اسماعیل قزوینی یزدی است و نویسنده مفتاح النبوّة هم محمّد رضا کوثر علیشاه می باشد. ظاهراً شباهتهای اسمی سبب اشتباه صاحب الذریعة گردیده است و این اشتباه در ریحانة الادب (مدرس، 1/2) و فرهنگ دهخدا(دهخدا، 272). هم راه یافته است.

در کتاب تاریخ یهود ایران نام او ملاّ آقا بابا فرزند رحیم ذکر شده، وی در اصل از یهودیان شیراز بوده که به تهران آمده اند. ملاّ آقا بابا یکی از دو خاخام جامعه یهود تهران بوده و به سبب رقابت اسلام آورده است. کتاب تاریخ یهود ایران که بشدّت به جانبداری از یهود نوشته شده است اسلام آوردن او را ضربه بزرگی به پیکر نحیف یهود در آن روزگار ذکر می کند. اطلاعات علمی و دانایی محمّد رضت، هم از جانب نویسندگان یهودی و هم از جانب نویسندگان مسلمان تأیید شده است. شلمو کهن صدق او را از رهبر دیگر یهودیان که در آن عصر زندگی می کرده، داناتر دانسته است (لوی، 3/570). سال رحلت محمّد رضا جدید الاسلام مشخص نیست، اما بنا به گفته شلموکهن صدق در قبرستان مسلمانان بر سر قبر آقا دفن گردیده و بر روی

سنگ قبر او نوشته شده است:

از منزل عدم بوجود آشنا شدم در امّت کلیم خدا پیشوا شدم
در مصحف کلیم و در احکام انبیاء دیدم محمّد است محمدرضا شدم
رفتم از این جهان بِه برِ دوست شادمان از بهر آنکه طالب دین خدا شدم
(ملا آقابابا، 413؛ لوی، همانجا).

کتاب اقامة الشهود دارای چهار باب است که بوسیله مترجم آن تفسیر و توضیح داده شده است. به این جهت تشخیص این موضوع که کدام مطلب از نویسنده است و کدام از مترجم مشکل می باشد. متن عبری کتاب فعلاً در دسترس نیست. مترجم کتاب نوشته است که یهودیان زمانی که متوجّه مسلمان شدن ملاّ آقا بابا شدند سعی در اذیّت و بدنام کردم او کردند و بعد در صدد از بین بردن نسخه اصلی کتاب برآمدند ولی تا زمان مترجم موفّق نشدند؛ حتّی آنان سعی کردند که از ترجمه و چاپ کتاب هم جلوگیری کنند (ملا آقا بابا، 289).

مطالب کتاب اقامة الشّهود که بوسیله مترجم منقول رضائی نامیده شده است در قسمتهائی شباهت به کتاب محضر الشهود دارد. احتمال می رود که این قسمتها توسّط مترجم کتاب به آن اضافه شده باشد. بهرحال تا زمانی که متن عبری کتاب به دست نیامده است، این موضوع بصورت یک احتمال باقی می ماند.

منابع :

آرنولد، توماس، چگونگی گسترش اسلام، ترجمه حبیب الله عاشوری، سلمان، بی تا.

آریان، قمر، چهره مسیح در ادبیات فارسی، تهران، معین، 1369 ش.

آغا بزرگ تهرانی، محمد، الذریعة الی تصانیف الشیعه، بیروت، دارالاضواء، 1403 ق.

الگار، حامد، دین و دولت ایران، نقش عالمان در دوره قاجار، ترجمه ابواقاسم سری، تهران، توس، 1369 ش.

اورسل، ارنست، سفرنامه اورسل، ترجمه علی اصغر سعیدی، تهران، شرکت افست، چاپخانه 25 شهریور، 1353 ش.

البلاغی، الشیخ محمد جواد، الرحلة المدرسة السیاره، ترجمه ع. و، بی جا، نصر، بی تا.

پیکو لوسکایا و دیگران، تاریخ ایران از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی، ترجمه کریم

کشاورز، تهران، پیام، 1353 ش.

حائری، عبدالهادی، نخستین رؤیائیهای اندیشه گران ایران با دورویه تمدّن بورژوازی غرب، تهران، امیرکبیر، 1362 ش.

حاج بابای قزوینی، اسماعیل، محضر الشهود فی ردّ الیهود، به کوشش سید احمد حسینی، یزد، کتابخانه وزیری، بی تا.

همو، محضر الشهود فی ردّ الیهود، آستان قدس رضوی، دستنوشته 904، بی صفحه شمار.

حسینقلی جدید الاسلام، تذکرة المدّبرین، آستان قدس رضوی، دستنوشته 14244، بی صفحه شمار.

دهخدا، فرهنگ دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، 1338 ش.

رائین، اسماعیل، ایرانیان ارمنی، تهران، چاپخانه تهران مصوّر، 1349 ش.

شاردن، سیاحتنامه شاردن، تهران، امیر کبیر، 1345 ش.

شعبانی، رضا، تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه، تهران، خوشه، 1369 ش.

ظفر الاسلام خان، نقد و نگرش برتلمود، ترجمه محمد رضا رحمتی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1369 ش.

علوی عاملی، سید احمد، مصقل صفا در نقد کلام مسیحیت، تصحیح حامد ناجی اصفهانی، قم، امیر، 1373 ش.

علیقلی جدید الاسلام، هدایة الضالین و تقویة المؤمنین، کتابخانه آستان قدس رضوی، دستنوشته ش 12116، بی صفحه شمار.

همو، سیف المؤمنین فی قتال المشرکین، آستان قدس رضوی، دستنوشته 6731، بی صفحه شمار.

فاضل کاشانی، محمد تقی، هدایة الجاحدین، تهران، سنگی، 1309 ق.

فخرالاسلام، محمد صادق، انیس الاعلام فی نصرة الاسلام، به کوشش سید عبدالرحیم خلخالی، تهران، مرتضوی، 1351 ش.

قائم مقامی، جهانگیر، یکصد و پنجاه سند تاریخی از جلایریان تا پهلوی، تهران، چاپخانه ارتش، 1348.

کاشانی تهرانی، آخوند ملا محمّد تقی، هدایة المسترشدین، تهران، چاپ سنگی، 1312 ق.

کرمانی، محمد خان، حسام الدین در اثبات تحریف توریة و انجیل، کرمان، سعادت، 1353 ش.

گزاویه، ژروم، آئینه حقّ نما، دست نوشته کتابخانه آستان قدس رضوی، مشهد، کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، 1364 ش.

لکهارت، لارنس، انقراض سلسله صفویّه، ترجمه اسماعیل دولتشاهی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1344 ش.

لوی، حبیب، تاریخ یهود ایران، تهران، بروخیم.

مدرس تبریزی، محمد علی، ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیة او اللقب، تهران، خیّام، 1374 ق.

ملاّ آقا بابا، محمد رضا جدید الاسلام، منقول رضائی، تهران، چاپ سنگی، بی تا.

ملکم، سرجان، تاریخ ایران، تهران، سعدی، بی تا.

میراحمد، مریم، دین و مذهب در عصر صفویه، تهران، امیر کبیر، 1363 ش.

ولایی، مهدی، فهرست خطّی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، مشهد، کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، 1364 ش.

Rieu, Chartes, catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum, London, 1966.

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است