جستجو در   
امکانات

بررسی اثر تورم بر کسری بودجه از بعد هزینه ای و درآمدی در ایران
پدیدآورنده : فرزین وش، اسدالله-اصغر پور، حسین-محمود زاده، محمود
بازدید : 1836
تاریخ درج : 1385/12/26
منبع :

 

بررسی اثر تورم بر کسری بودجه از بعد هزینه ای و درآمدی در ایران


چکیده

به طور کلی اثرات تورم بر کسری بودجه مبهم بوده، با توجه به وضعیت اقتصادی کشورها، نتایج متفاوتی در بر خواهد داشت.مقاله حاضر، به بررسی دو دیدگاه تئوریک در خصوص اثرات تورم بر کسری بودجه از جهت درآمدهای مالیاتی(فرضیه تانزی)و هزینه های دولت(فرضیه پاتینکین)پرداخته و از لحاظ تجربی این دو دیدگاه را در اقتصاد ایران، با استفاده از داده های فصلی طی دوره (4:1379-3:1360)به بوته آزمون گذارده است.نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در بلندمدت، اثر"تانزی"به دلیل پایین بودن کشش قیمتی مالیاتی و وجوه وققه های مالیاتی بشدت عمل کرده است و بدین ترتیب با افزایش تورم، کسری بودجه از طریق کاهش درآمد واقعی مالیاتی افزایش می یابد؛اما در بلندمدت اثر"پاتینکین"، به دلیل بالابودن کشش قیمتی هزینه های دولت سهم بالای هزینه های جاری دولت، عمل نمی کند؛بنابراین تورم از طریق هزینه های دولت بر کسری بودجه فشار آورده و آن را گسترش می دهد؛لذا در اقتصاد ایران، طی دوره مورد بررسی، تورم موجب افزایش کسری بودجه شده است.

کلیدواژه ها

اقتصاد ایران، تورم، کسری بودجه، اثر تانزی، اثر پاتینکین (1)-این مقاله برگرفته شده از طرح تحقیقی با"بررسی اثر تورم بر کسری بودجه در ایران"است که با حمایت مالی جهاد دانشگاهی اجرا شده است.

(*)-عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران.

(**)-دانشجوی دکترای اقتصاد و پژوهشگر پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس.

(***)-دانشجوی دکترای اقتصاد و پژوهشگر مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی.

1-مقدمه

ارتباط بین کسری بودجه دولت و تورم، به عنوان یکی از مهم ترین مباحثی است که در اقتصاد کلان مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، از کسری بودجه به عنوان ابزار سیاست مالی استفاده می کنند.اصولا از ویژگیهای کشورهای در حال توسعه این است که به دلیل مشکلات اجتماعی، اقتصادی و ساختاری، سرمایه بخش خصوصی بسیار ناچیزبوده؛بنابراین وظیفه افزایش نرخ سرمایه گذاری خالص در اقتصاد بر عهده دولت است؛اما به علت کمبود منابع سرمایه ای برای سرمایه گذاری، دولت به اجبار متوسل به سیاست کسری بودجه شده و استفاده از آن را در کشورهای در حال توسعه مجاز می داند؛لذا می توان برای توسعه اقتصادی و سرمایه گذاری در طرحهای بالاسر اجتماعی از این روش استفاده نمود.هر چند این سیاست می تواند تنگناهای اقتصادی و کمبودهای زیربنایی را تا حدی مرتفع و به بهره وری و بازدهی تولید بیفزاید 1 ، لیکن استفاده از این سیاست ممکن است پیامدها و تبعات منفی زیادی در پی داشته باشد.

به طور کلی ارتباط بین این دو متغیر مهم کلان اقتصادی از لحاظ تئوری مبهم می باشد و کارهای تجربی انجام یافته در داخل و خارج، به نتایج متفاوتی رسیده اند. برخی از پژوهش ها، تأثیر کسری بودجه را بر تورم تأیید و بعضی از مطالعات رابطه علت و معلولی بین این دو متغیر را رد نموده اند.تعدادی نیز ارتباط آنها را مبهم می دانند.در برخی از مطالعات تجربی، افزایش تورم موجب کسری بودجه شده و در برخی دیگر، کاهش و یا بر آن تأثیری نداشته است؛بنابراین از لحاظ تئوریک، اثر تورم بر کسری بودجه به طور قطعی مشخص نیست و با توجه به ساختار اقتصادی هر کشور ممکن است اثر منفی، مثبت یا خنثی داشته باشد.

برخی از محققین، از جمله کاردوسو(1998)، 2 نشان دادند که نه تنها ممکن است کسری بودجه بر تورم اثر بگذارد، بلکه تورم از طریق وققه های مالیاتی و مخارج حقیقی بر کسری بودجه اثر می گذارد.مطابق مطالعه کاردوسو در اقتصاد برزیل، اثر تانزی 3 به خاطر (1)-قره باغیان، مرتضی(1371)؛اقتصاد رشد توسعه؛ص 613.

(2)-cardoso(1998).

(3)-tanzi effect.

انعطاف پذیری سیستم مالیاتی، کوتاه بودن وقفه های مالیاتی و شاخص بندی مالیات های تأخیری و اعمال جریمه بر مالیاتهای معوقه نتوانسته است از بعد درآمدی بر کسری بودجه اثر منفی گذارد.از طرف دیگر، اثر پاتینکین 1 به خاطر عکس العمل برخی از اقلام مخارج نسبت به تورم(آنهایی که شاخص بندی نشده اند و یا امکان آن وجود ندارد)فعال بوده و با افزایش تورم از بعد مخارج موجب کاهش کسری بودجه گردیده است؛به بیان دیگر، برایند اثر تانزی و پاتینکین موجب برقراری رابطه معکوس بین تورم و کسری بودجه شده است.

تانزی(1987) 2 بر این عقیده است که افزایش نرخ تورم ممکن است درآمدهای مالیاتی حقیقی را کاهش و لذا موجب تشدید کسری بودجه گردد.امّا پاتینکین اظهار می دارد که با افزایش نرخ تورم ممکن است مخارج حقیقی دولت کاهش و به دنبال آن کسری بودجه دولت تعدیل شود؛بنابراین با بررسی های تجربی، واقعیت امر مشخص می شود.

همچنین شواهد آماری مربوط به این دو متغیر برای برخی کشورهای جهان نشان می دهد که ارتباط بین کسری بودجه دولت با تورم برای کشورها متفاوت است؛برای مثال، کشورهای فنلاند، فرانسه، ایتالیا و انگلستان با وجود اینکه از نسبت کسری بودجه بالایی برخوردارند، نرخ تورم در آنها بسیار پایین است.از سوی دیگر برخی از کشورها مانند شیلی و مکزیک، از مازاد بودجه برخوردارند؛ولی با این حال، نرخ تورم در آنها دو رقمی است.برخی از کشورهای دیگر، مانند رومانی و ترکیه، هر چند که نسبت کسری بودجه چندان زیادی ندارند، ولی تورم بسیار بالایی دارند 3 .

در اقتصاد ایران، اکثر کارهای تجربی انجام یافته به بررسی تأثیر کسری بودجه بر روی تورم پرداخته و عمدتا به این نتیجه رسیده اند که کسری بودجه منجر به تشدید تورم می گردد و رابطه علی قوی از کسر بودجه به سمت تورم وجود دارد.این در حالی است که به تأثیر تورم بر روی توجه شده و یا مطالعه دقیق در خصوص تأثیر تورم، از بعد هزینه ای و درآمدی صورت نگرفته است؛به هیمن منظور، در مقاله حاضر سعی بر (1)-patinkin effect.

(2)-tanzi(1987).

(3)-بانک جهانی، 2000.

این است که اثر تورم بر کسری بودجه از ابعاد درآمدی و هزینه ای در اقتصاد ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.از بعد درآمدی، تأثیر تورم بر وقفه های جمع آوری مالیات و کاهش درآمدهای حقیقی مالیاتی و از بعد مخارج نیز اثر آن بر ایجاد وقفه در پرداختهای دولت و احتمال کاهش مخارج حقیقی بررسی خواهد شد؛به عبارت بهتر، مقاله حاضر در پی پاسخ به این سئوال است که اثر تورم بر کسری بودجه در ایران چگونه است؟در ادامه، مقاله به صورت زیر سازمان دهی شده است:

در قسمت دوم، پیشینه نظری در زمینه اثر تورم بر کسری بودجه(به ویژه تانزی و پاتینکن)ارائه شده و کارهای تجربی مرتبط با موضوع به صورت خلاصه در قسمت سوم بیان می شود.در قسمت چهارم توضیحی مختصر در مورد داده های آماری و انتخاب مدل ارائه خواهد شد.قسمت پنجم مقاله به تصریح مدل، تخمین و تفسیر نتایج مورد توجه اقتصاد پرداخته شده است.در قسمت ششم، جمعبندی و نتیجه گیری در نهایت توصیه های سیاستی ارائه خواهد شد.

2-تورم و کسری بودج:پیشیه نظری

در ادبیات اقتصادی، اکثر دانشمندان اقتصادی، بودجه را بدین گونه تعریف کرده اند: بودجه عبارت است از نگاه داشتن دخل و خرج دولت و ایجاد توازن میان درآمدها و هزینه ها 1 .

معمولا در ادبیات اقتصادی، فزونی هزینه های دولت نسبت به درآمدهای آن را کسری بودجه می نامند.در یک دسته بندی کلی، انواع کسری بودجه به کسری بودجه اداری، ساختاری و اواری تقسیم می شود.کسری بودجه اداری در اثر فقدان یک سازمان صحیح اداری به وجود می آید و نبود این سازمان اداری هماهنگ و منسجم باعث می شود تا بازدهی دستگاههای دولتی پایین آمده، نسبت به هزینه های آن کارایی پایین تری از خود نشان دهند 2 .کسری بودجه ساختاری به ساختار ناصحیح اقتصادی برمی گردد.در این فضا بخشهای اقتصادی به صورت مطلوب به هم ارتباط ندارند و هر (1)-صراف، فریدون؛بودجه ریزی دولتی ایران.

(2)-فرزیب، علی رضا؛بودجه ریزی دولتی در ایران؛ص 80.

کدام از وظایف محوله خود را به طور صحیح انجام نمی دهند. 1 کسری بودجه ادواری نیز از اوضاع و احوال اقتصادی کشورها نشأت می گیرد.زمانی که اقتصاد در دوران رونق قرار دارد، مسلما درآمدهای دولت رو به تزاید است و همین طور هزینه های دولت افزایش می یابد، ولی هنگامی که این شرایط تغییر کرده و دوران رکود آغاز می گردد، درآمدهای دولت بشدت رو به کاهش می گذارد، امّا هزینه های دولت چندان تغییر نمی کند و از این رو مسئله کسری بودجه به وجود می آید.از طرف دیگر زمانی که اقتصاد دوران رکود را می گذراند، دولت ناچار است که هزینه های خود را در سطحی حفظ کند تا ضمن پرکردن جای خالی سرمایه گذاری بخش خصوصی، در بازار ایجاد تقاضا نماید؛از این رو دولت با کسری بودجه مواجه می گردد 2 ، اما نحوه تأمین مالی آن بسیار مهم و آثار متفاوتی را در بر دارد.

به طور کلی در ادبیات اقتصادی، راههای تأمین کسری بودجه عبارتند از:افزایش درآمدها، کاهش هزینه ها و استقراض از منابع داخلی و خارجی؛که هر کدام از آنها نتایج خاصی را به دنبال خواهد داشت 3 .در خصوص کسری بودجه، دیدگاههای متفاوتی از سوی مکاتب اقتصادی مطرح شده و ادبیات گسترده ای را در اقتصاد به خود اختصاص داده است که توضیح آن در بحث حاضر ضرورتی ندارد.برای مطالعه بیشتر در مورد دیدگاه کلاسیک ها و کینزینها می توانید به(فرزیب، 1375)در مورد نظریات نئوکلاسیک ها به(بارو، 1989) 4 و برای ریکاردینها به منابع(بوچانان، 1976) 5 رجوع شود.

در ادبیات اقتصادی موجود در زمینه نقش و اثر تورم بر درآمدهای مالیاتی، "تانزی برای اولین بار مطرح کرد که تورم باعث کاهش ارزش حقیقی درآمدهای مالیاتی می گردد 6 (تانزی 1987).تانزی معتقد است که افزایش تورم ممکن است درآمدهای مالیاتی (1)-همان، ص 13.

(2)-همان، ص 81.

(3)-برای توضیحات بیشتر ن.ک.برانسون، ویلیام اچ؛تئوری و سیاستهای اقتصاد کلان.

(4)-barro(1989).

(5)-buchanan(1976).

(6)-tanzi,v.(1987);inflation,real tax revenues...

حقیقی را به خاطر تأخیر در پرداخت مالیات ها که یک پدیده بسیار مرسوم در کشورهای در حال توسعه می باشد، کاهش دهد و احتمال وقوع کسری بزرگتر را بالا ببرد و هر چقدر تأخیر در پرداخت مالیات بیشتر باشد و سیستم مالیاتی انعطاف پذیر نباشد، تأثیر تورم بر درآمدهای حقیقی مالیاتی و به تبع آن گسترش کسری بودجه مؤثر خواهد بود؛این فرایند در ادبیات اقتصادی به اثر تانزی 1 مشهور است، در حالی که تجربیات کشورهای صنعتی جهان عکس این مطلب را نشان می دهد.در این کشورها معمولا تورم با افزایش حقیقی درآمدهای مالیاتی همراه است و مشکل کشورهای مزبور، ساماندهی نحوه برخورد آنان جهت خنثی نمودن اثرات نامطلوب این افزایش می باشد.احتمالا افزایش تورم موقعی منجر به افزایش درآمدهای حقیقی مالیاتی می شود که الف)وقفه های جمع آوری مالیات کوتاه باشد، ب)نظام مالیاتی با کشش باشد.وقتی در کشوری درآمدهای مالیاتی با وقفه های طولانی جمع آوری می گردد و کشش قیمتی درآمد مالیاتی کمتر از یک است، نتایج تأثیر تورم می تواند متفاوت باشد؛به ویژه وقتی که نرخ تورم بالا باشد.در اینگونه کشورها، تورم موجب کاهش درآمدهای حقیقی مالیاتی می شود.وقتی نظام مالیاتی کشش ناپذیر و وقفه های جمع آوری مالیات طولانی و نرخ تورم بالا باشد، تحلیل در مورد اینکه چه اتفاقی بر مالیات می افتد، دشوارتر بوده و نمی توان حکم کلی برای تمامی کشورها در این زمینه صادر کرد.

حال سوال این است که عدم انعطاف پذیری کافی سیستم مالیاتی و وجود تأخیرات زمانی طولانی در جمع آوری مالیاتها و نرخ های تورم نسبتا بالا، چه تأثیری بر درآمدهای مالیاتی حقیقی خواهد داشت؟واقعیت آن است که در صورت بروز فشارهای تورم نسبتا شدید و تأخیرات اجتناب ناپذیر و طولانی در جمع آوری مالیاتها، عدم انعطاف پذیری و کشش درآمدهای مالیاتی باعث کاهش بسیار شدید درآمدهای مالیاتی می گردد.

از سوی دیگر در ادبیات اقتصادی تورم، دولت نیز می تواند بر مخارج حقیقی اثر بگذارد.برسکین تورونی 2 اولین اقتصاددانی بود که رابطه بین کسری بودجه و تورم را مورد مطالعه قرار داد و به این نتیجه رسید که رابطه بین کسری بودجه و تورم می تواند (1)-tanzi effect.

(2)-brescian turroni(1937).

منفی باشد.پاتینکن در سال 1993 نشان داد که چگونه فشارها، از جمله مصالح سیاسی، می توانند به استفاده از تورم به منظور از بین بردن بار سنگین اختلاف مخارج اسمی دولت از درآمدهایش منجر شوند.به بیان دیگر ایشان معتقد است زمانی که تقاضای مخارج بیش از درآمدهای دولت باشد، دولت برای تأمین مخارج مورد تقاضا می تواند از بانک مرکزی استقراض نماید.این عمل موجب افزایش نرخ تورم و به تبع آن کاهش مخارج حقیقی دولت خواهد شد.اثر منفی تورم بر مخارج حقیقی دولت، به اثر پاتینکین 2 مشهور است.

اگر چه تعهد مالیاتی در اقتصاد بلافاصله پس از کسب درآمد و یا فروش نوع معینی از کالا، اتفاق می افتد، اما دریافتی دولت از این بابت، با وقفه زمانی نسبت به این لحظه انجام می پذیرد.وجود این تأخیرات زمانی در جمع آوری مالیاتها، پیچیدگیهایی را در تعریف کشش مالیاتی و حتی در تعیین نرخ متوسط مالیات در هر مورد ایجاد می نماید؛ در صورتی که تعهدات مالیاتی دقیقا بدون وقفه پرداخت گردد، کشش درآمدی مالیاتی نسبت به کل درآمدها و یا پایه مالیاتی تحت تأثیر تأخیر زمانی قرار نمی گیرد.چنانچه درآمد ملی تغییر نماید، درصد تغییر در مالیاتهای جمع آوری شده، مساوی، کمتر و یا بیشتر از درصد تغییر در درآمد ملی خواهد بود؛بنابراین از نظر تئوریک، کشش مالیاتی، برابر، بزرگتر و یا کوچکتر از واحد خواهد شد.اگر کشش درآمد مالیاتی بیش از یک باشد، تورم باعث افزایش ارزش حقیقی مالیاتهای مأخوذه خواهد شد 3 ؛چرا که طبق تعریف کشش، درصد افزایش درآمدهای اسمی نسبت به درصد تغییرات تورم بیشتر بوده، در نتیجه با افزایش تورم، درآمدهای حقیقی مالیاتی افزایش خواهد یافت.

تورم، درآمد حقیقی و مالیاتی و تأمین مالی تورمی

اغلب اقتصاددانان معتقدند که کشورهای در حال توسعه برای تأمین مالی از طریق سیستم مالیاتی، به لحاظ نامناسب بودن پایه های مالیاتی برای تنظیم تعهدهای مالیاتی بالا، ناکارابودن سیستم مالیاتی کشورها برای گرفتن مزایا از مودیان مالیاتی و (1)-patinkin(1993).

(2)-patinkin effect.

(3)-tanzi,v.(1977);"inflation,lags in collection,and..."staff paper;pp.67-155.

بالاخره نامناسب بودن ساختار سیاسی برای تنظیم تعهدات مالیاتی، با مشکلات عدیده ای مواجه اند 1 .در شرایط یاد شده، چنانچه تمام یا بخشی از کسری های مالی اغلب از طریق بانک مرکزی(خلق پول)تأمین شود، منجر به افزایش سطح عمومی قیمت ها شده، بنابراین ارزش حقیقی واحد پول کاهش خواهد یافت.این کاهش ارزش حقیقی پول، در واقع به عنوان یک نوع مالیات برای اشخاصی که پول نگهداری می کنند، می باشد.

اگر رشد واقعی اقتصاد صفر(یا قابل چشم پوشی)باشد و روند نرخ تورم

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

به خودی خود تثبیت گردد، تعادل های حقیقی مطلوب با تراز واقعی 2 برابر خواهد بود؛در این صورت نرخ تورم با نرخ تغییر در عرضه پول و همچنین نرخ مالیات برابر خواهد شد.از سوی دیگر، پایه مالیاتی با حجم حقیقی پول

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

برابر می گردد؛بنابراین درآمد مالیاتی تورمی 3

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

به صورت زیر خواهد بود که در آن

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

مبین نرخ تورم می باشد:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

اگر g بیانگر رشد اقتصادی باشد و کشش درآمدی تقاضا برای پول واحد فرض شود، معادله(1)به صورت زیر در می آید:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

با صرفنظر از رشد واقعی اقتصاد، به ناچار در وضعیت کوتاه مدت معادله(1)درآمد حاصل از مالیات تورمی را نشان خواهد داد.عنصر مهم مورد توجه در بحث، این است که در شرایط تأمین مالی تورمی، اثر تورم بر سیستم مالیاتی چگونه خواهد بود؟با توجه به شاخصه های سیستم مالیاتی هر کشوری، تورم ممکن است موجب افزایش و یا کاهش گردد و یا اینکه بر درآمد حقیقی مالیاتی تأثیری نداشته باشد.

(1)-tanzi,v.(1987);op.cit.,pp.147.

(2)-actual real balances.

(3)-inflation tax revenue.

درآمد حاصل از تأمین مالی تورمی

همانگونه که بیان شد، درآمد حاصل از تأمین مالی تورمی برابر با حاصلضرب نرخ تورم در حجم حقیقی پول

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

خواهد بود.با فرض ثابت بودن

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

، افزایش نرخ تورم-از طریق خلق پول برای تأمین مالی کسری-درآمد حاصل از آن را افزایش خواهد داد.همچنین با انتظارات تورمی معین، افزایش

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

منجر به افزایش

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

خواهد شد؛ضمن اینکه

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

از طریق انتظارات تورمی متأثر می گردد.هر چقدر انتظارات تورمی بالا باشد،

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

کمتر خواهد شد؛زیرا با افزایش تورم، هزینه نگهداری پول نقد افزایش می یابد و مردم سعی در بهینه نمودن تعادل های حقیقی می نمایند.تقاضای واقعی پول، زمانی که ارزش خدماتی(مطلوبیت)آخرین واحد پول نگهداری شده کمتر از هزینه نگهداری پیش بینی شده واحد پولی باشد، کاهش می یابد.با این فرض که تورم پیش بینی شده با تورم انتظاری برابر باشد، این روابط در شکل(1)نشان داده شده است.ll بیانگر تقاضا برای حجم حقیقی پول می باشد.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

اگر

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

باشد، در این صورت

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

خواهد بود.در نقطه a برای تأمین مالی هیچ پولی ایجاد نمی شود، مالیات تورمی صفر بوده و

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

بیشتر از هر نقطه ای که

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

باشد

خواهد بود.اگر فرض شود که نرخ تورم مثبت است، درآمد حاصل از مالیات تورمی مثبت خواهد بود؛در این صورت، حالت اثر مثبت بر

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

ناشی از افزایش ارزش

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

، بیشتر از اثر منفی حاصل از کاهش

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

خواهد بود.ترکیبات

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

و

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

و حاصلضرب این دو متغیر، درآمد مالیاتی تورم را حداکثر خواهد نمود.فرض شود که در شکل(1)این اتفاق در نقطه c رخ دهد، در این صورت درآمد حاصل برابر obcd می باشد.در نقطه c درصد افزایش در نرخ حجم پول دقیقا برابر درصد کاهش در

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

خواهد بود و همچنین در نقطه مذبور کشش منحنی ll برابر(1-)می باشد.تحت شرایط تورمی، بیشتر مطالعات تجربی در خصوص تقاضا برای پول حقیقی براساس مدل کی گان 1 به صورت زیر بوده است:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

در کوتاه مدت داریم:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

-نسبت تقاضای اسمی پول نسبت به y؛a-عکس سرعت پول، زمانی که انتظارات تورمی صفر است؛

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

-انتظارات تورمی؛e-پایه لگاریتمی طبیعی، b حساسیت تقاضای حجم حقیقی پول نسبت به نرخ تورم انتظاری.همچنین مقدار مطلق توان

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

برابر کشش تقاضا برای پول

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

می باشد؛ترکیب معادلات(4)و (1)و با این فرض که تغییرات قیمت برابر با انتظارات تورمی است، معادله

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

می تواند به صورت رابطه(5)درآید:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

اگر b مشخص باشد، این معادله می تواند برای تخمین

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

برای نرخ های مختلف تورم حاصل از b اسمی پول به کار برده شود.اگر

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

باشد در این صورت

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

می گردد و آن زمانی ماکزیمم می شود که کشش تقاضا برای حجم حقیقی پول برابر واحد باشد(نقطه c در شکل 1)؛بنابراین در این نقطه، نرخ تورم حداکثرکننده مالیات برابر

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

خواهد بود.

(1)-cagan.

با b داده شده، ارزش

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

متناسب با نرخ تورم های متناظر به آسانی قابل استخراج است. شکل(2)منحنی درآمد مالیاتی(om)را نشان می دهد.om(مقدار ماکزیمم درآمد حقیقی)زمانی به دست می آید که نرخ تورم

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

برابر ب

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

باشد.

تورم و درآمدهای مالیاتی

تقریبا در همه کشورها، مالیات ها با وقفه جمع آوری شده و این موضوع همواره مشکل زا بوده است.با توجه به اینکه کشش درآمدهای کل مالیاتی ممکن است کمتر، مساوی و یا بیشتر از یک باشد، درآمدهای مالیاتی حقیقی ممکن است کاهش، بدون تغییر و یا افزایش یابد.سیستم مالیاتی در کشورهای پیشرفته، با وقفه های جمع آوری کوتاه و کشش بالا همراه است(بیش از یک)و بدون شاخص بندی مالی آنها در این کشورها، کشش مالیاتی واحد فرض می شود و در کشورهای درحال توسعه به نظر می رسد که سیستم مالیاتی با کشش پایین و وقفه های طولانی جمع آوری مالیات همراه باشد.اگر وقفه های جمع آوری به کوتاه و طولانی تقسیم شده باشند، می توان ترکیب زیر را در نظر گرفت:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

حالتهای f و d بیشتر در کشورهای صنعتی اتفاقی می افتد.حالت d برای کشورهائی است که شاخص بندی مالیات ها صورت می گیرد و حالت f برای آنهائی است که شاخص بندی مالیات ها وجود ندارد.حالتهای c و a بیشتر برای کشورهای در حال توسعه مصداق دارد.حالت d نیز ترکیبی از وقفه های طولانی جمع آوری مالیات با کشش واحد سیستم مالیاتی را نشان می دهد.حالت f وقفه های کوتاه کشش بیش از یک را بیان می کند و دلالت بر این که تورم موجب افزایش درآمدهای حقیقی مالیاتی خواهد شد.حالت c نیز وقفه های طولانی با کشش واحد سیستم مالیاتی را که به طور اجتناب ناپذیر موجب کاهش درآمدهای مالیاتی حقیقی همراه با افزایش سطح قیمت ها خواهد شد نشان می دهد.این کاهش زمانی خیلی معنادار خواهد بود که وقفه های طولانی با بی کششی مالیاتی همراه باشد که در واقع حالت نهایی c است(ترکیب a).با چشم پوشی از ترکیبات e و b، با محدودکردن بحث به ترکیبات c، d و f، در شکل(3) خلاصه بحث نمایش داده شده است:

اگر

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

، در این صورت

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

خواهد بود.اگر کشوری وضعیت d را دارا باشد (1-e و وقفه طولانی باشد)، در این صورت درآمد مالیاتی حقیقی خیلی کم متأثر می گردد(خط vd).اگر ترکیب f مدنظر باشد، درآمدهای حقیقی مالیاتی افزایش خواهد یافت(خط vd).اگر ترکیب c(یا a)اتفاق افتد، تورم موجب کاهش درآمدهای مالیاتی حقیقی خواهد شد(خط vc).

اما هدف اصلی، مورد آخر است(vc)که در آن درصد کاهش درآمدهای مالیاتی حقیقی فقط به نرخ تورم بستگی نداشته، بلکه در شرایطی که کشش مالیاتی واحد فرض شود، به وقفه های جمع آوری نیز بستگی دارد؛البته با وجود اینکه مقدار مطلق کاهش به نسبت اولیه مالیات بر درآمد ملی بستگی دارد(تعهدات مالیاتی اولیه) 1 ، در تعهدات مالیاتی بالا، با افزایش نرخ تورم، زیان های مطلق درآمدهای مالیاتی بیشتر خواهد بود.

درآمد حاصل از تورم در یک دوره تورمی، به صورت رابطه(6)می باشد:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

و درآمد حقیقی مالیاتی عبارت است از:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

و لذا درآمد کل خواهد شد:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

اگر داشته باشیم

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

از معادله فوق نرخ تورمی که درآمد کل را حداکثر می نماید نتیجه خواهد شد.نمایش هندسی این مسأله در شکل شماره(4)تشریح گردیده است: (1)-initial tax burden.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

منحنی om، درآمد حاصل از مالیات تورمی و منحنی vc عکس العمل درآمد مالیاتی را نسبت به نرخ های مختلف تورم نشان می دهد.جمع منحنی om و vc، vr خواهد بود.به فرض اینکه درآمد دولت در نرخ تورم

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

ماکزیمم شود(جایی که منحنی vr در شرقی ترین نقطه قرار دارد(e)، درآمد کل oz خواهد بود و درآمد تورمی به اندازه on و درآمد مالیاتی نرمال(ok-nz)می باشد.از آنجائی که درآمد حاصل از مالیاتهای نرمال در اثر تورم به kz کاهش یافته است، اثر خالص تأمین تورمی به اندازه vz خواهد بود که خیلی کمتر از on می باشد.عکس العمل سیستم مالیاتی نسبت به تغییرات تورم از کشوری به کشور دیگر بوده و بستگی به کشش وقفه های جمع آوری سیستم مالیاتی دارد.اثر تورم بر درآمدهای مالیاتی در یک شرایط خاص که به صورت خط vd در شکل(3)نشان داده است.می تواند نتایج صحیحی به دنبال داشته باشد(تحلیل تعادل جزئی)؛ولی در بیشتر موارد صادق نیست.اینکه درآمدهای نرمال مالیاتی افزایش یا کاهش می یابد، بستگی به افزایش بدهیهای حاصل از تأمین مالی

تورمی دارد.

بیان ریاضی تأثیر وقفه های جمع آوری مالیات بر درآمدهای حقیقی مالیاتی

به طور کلی درآمدهای حقیقی مالیاتی از رابطه زیر محاسبه می گردد:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

که در آن، r ارزش حقیقی درآمد مالیاتی در دوره صفر است که در n دروه بعد دریافت خواهد شد، t ارزش اسمی مالیات در دوره صفر، 0p سطح عمومی قیمتها در زمان صفر،

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

نرخ تورم و n طول وقفه بر حسب ماه می باشد؛بدین ترتیب کشش مالیات نسبت به سطح عمومی قیمتها خواهد شد:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

اگر انتگرال بگیریم، داریم:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

که در آن c ثابت انتگرال گیری است.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

با جاگذاری معادله(8)در(6)خواهیم داشت:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

معادله(12)نشان می دهد، به شرطی که باشد، ارزش حقیقی مالیات(r)با افزایش نرخ تورم کاهش می یابد.اگر o-n باشد، در این صورت r با افزایش p، صرفنظر از اندازه کشش(e)، تغییری نمی کند.معادله(13)بیان می کند که در

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

اگر e برابر واحد باشد.r به سطح مطلق قیمت ها بستگی ندارد، بلکه به نرخ تورم(p) و طول وقفه(n)بستگی دارد.معادله(14)نشان می دهد که با توجه به سطح قیمت معین(p 0)و نرخ تورم معین(p)، هر چه(e)بالاتر باشد، ارزش حقیقی درآمدهای مالیاتی(r)بالاتر خواهد بود.از معادله(15)آشکار می شود که با توجه به یک نرخ تورم مثبت، هر چه طول وقفه(n)طولاتی تر باشد، ارزش حقیقی درآمدهای مالیاتی کمتر خواهد شد.به طور خلاصه نتایج اساسی این بحث به شرح زیر است:

الف-چنانچه کشش سیستم مالیاتی نسبت به قیمتهای مساوی یک باشد، با هر نرخ تورم معین، هر چه زمان تأخیر در جمع آوری مالیاتها بیشتر باشد، خالص کاهش درآمدهای حقیقی مالیاتی به دلیل اثر تورم بیشتر خواهد بود.

ب-با فرض تأخیر زمانی معین در جمع آوری درآمدهای مالیاتی، هر چه نرخ تورم

بیشتر باشد، ارزش درآمدهای حقیقی مالیاتی کمتر خواهد بود.

ج-از این بحث می توان نتیجه گرفت که یک کشور چگونه با کاهش تأخیر زمانی در جمع آوری مالیاتهای خود قادر است درآمدهای بیشتری را در اختیار داشته باشد؛به عنوان مثال، کشوری که در شرایط تورمی به سر می برد، می تواند مالیات بر درآمدهای خود را با نوعی مالیات بر ارزش افزوده کالاها جایگزین نماید که با تأخیر زمانی کمتری قابل جمع آوری است.

دیدگاه پاتینکین

برسکین تورونی 1 در سال 1937 جزء اولین اقتصاددانانی بود که رابطه بین نرخ تورم و کسری بودجه را مطالعه نمود و نشان داد زمانی که تورم شتابان است، رابطه کسری بودجه و تورم می تواند منفی باشد.پاتینکین(1993) 2 تصور نمود که ممکن است بین نرخ تورم و کسری بودجه رابطه منفی برقرار باشد و لذا نظریه تورونی را مورد تأکید قرار داد.وی معتقد است که در نرخ تورم های بالا مخارج حقیقی کمتر از زمانی که تورم وجود ندارد و یا پایین است، ظاهر شد.به نظر وی، اثر پاتینکین تثبیت کننده قوی در نرخ های بالای تورم خواهد بود.تعدیل کسری بودجه به خاطر کاهش مخارج حقیقی که از افزایش تورم حاصل می گردد، به اثر پاتینکین مشهور است 3 .

اثر تانزی و پاتینکین در کشورهائی که تجربه تورم را داشته اند، به نحوی خودشان را نشان می دهند و بسته به شرایط اقتصادی، شدت و ضعف آنها متفاوت بوده و خواهد بود؛ در واقع اثر تانزی از ناحیه درآمدها و اثر پاتینکین از ناحیه هزینه ها، کسری بودجه را تحت تأثیر قرار می دهند.تورم از طرف درآمد و با فعال شدن اثر تانزی موجب انباشته شدن کسری بودجه دولت و تشدید آن می گردد.از سوی دیگر تورم از سوی هزینه ها بر مخارج دولت اثر می گذارد و بسته به شرایط اقتصادی و دامنه تورم، بودجه را تحت تأثیر قرار می دهد.وقفه های مالیاتی و کشش سیستم مالیاتی بر درآمدهای مالیاتی و تأخیر در سیستم پرداخت دستمزدها، مستمریها و هزینه های پرداختی به اداره امور کشور، بر (1)-brescin turroni(1937).

(2)-patinkin(1993).

(3)-cardoso(1998).

مخارج دولت تأثیر می گذارند و در کشور موجب کاهش مخارج حقیقی دولت خواهد شد 1 .

کاردوسو معتقد است که تورم شدید فرایند ناپایدار داشته، این ناپایداری با وجود اثر تانزی تقویت می شود؛چرا که با افزایش تورم، کسری بودجه به سبب کاهش درآمدهای حقیقی مالیاتی تشدید می گردد.اما شواهد تجربی نشان داد که اثر قوی دیگری در سوی دیگر و از طریق کاهش سطح مخارج حقیقی به عمل می افتد که به اثر پاتینکین مشهور است.عوامل مختلفی این پدیده را توضیح می دهند که در ذیل به چند مورد از آنها اشاره می شود:

1-حقوق و دستمزد به عنوان جزء مهمی از مخارج دولت، در زمان تورم در مراحل نخست اغلب همگام با افزایش قیمت ها تعدیل نشده و در مراحل بعدی به طور نامنظم تعدیل می شود.در نتیجه متوسط حقوق و دستمزد حقیقی بخش دولتی در طول دوره های تورم کاهش می یابد.

2-در شرایط تورمی، پرداخت های اسمی بهره بر بدهی های داخلی دولت کمتر از نرخ تورم است.در نتیجه بهره حقیقی دولت منفی می شود.

3-ارزش حقیقی پرداخت های دولت به وام های بلندمدت کاهش می یابد.

4-اگر چه دولتها سعی دارند شکاف بین مالیات های جمع آوری شده و شاخص تأخیری تورم را در خصوص پرداخت های مالیاتی کاهش دهند، اما برنامه مخارج با تورم پیش بینی شده صورت می گیرد که معمولا کمتر از تورم تحقق یافته می باشد؛بنابراین مخارج حقیقی کمتر از مخارج برنامه ریزی شده خواهد بود.زمانی که تورم از بین می رود، مخارج حقیقی به مخارج برنامه ریزی شده نزدیک می شود.

5-تورم مخارج حقیقی را کاهش می دهد، نه مالیاتهای حقیقی را؛چرا که دولت ها به طور کامل مالیات ها را شاخص بندی می نمایند و شکاف های موجود در جمع آوری مالیات ها را کاهش می دهند؛بنابراین تورم می تواند برای همسان کردن برنامه های مخارج دولت در سطوح مختلف به کار برده شود.

6-در دوره های تورمی، یارانه پرداختی به شرکت های دولتی افزایش می یابد؛زیرا قیمت فروش کالاهای این شرکت ها در زمان تورمی به میزان هزینه ها افزایش نمی یابد.

(1)-cardoso,eliana)1998(;virual deficits and the patinkon effeet",imf working paper;p.5.

در نرخ تورم های بالا، کشورها مخارج را شاخص بندی می نمایند.به دلیل اینکه شاخص بندی کامل نبوده و معمولا وابسته به تورم دوره گذشته می باشد، لذا افزایش تورم موجب کاهش دستمزدهای حقیقی می شود.علاوه بر این، دولتها در برخی مواقع که پول کمتری برای پرداخت دستمزدها و سایر مخارج داشته باشند، از تأخیر در پرداخت دستمزدها استفاده می کنند.

بنابراین می توان در کل چنین استنباط نمود که کسری بودجه با کاهش تورم افزایش می یابد و در نرخ های پایین تورم شاید هیچ انگیزه ای برای شاخص بندی مالیات ها و کاهش شکاف وصول مالیات ها وجود نداشته باشد و اثر تانزی رابطه مثبت بین کسری و تورم را به وجود بیاورد.برعکس زمانی که تورم بالاست، انگیزه آشکاری برای شاخص بندی مالیات ها وجود دارد.همچنین در این وضعیت، یک شاخص بندی برای جلوگیری از زیان درآمدهای مالیاتی به وجود می آید.این تصمیمات حتی اگر تورم روند نزولی داشته باشد، مورد استفاده قرار می گیرد؛لذا در کشورهائی که سابقه طولانی در زمینه تورم دارند، نمی توان رابطه مثبت بین تورم و کسری بودجه را متصور گشت؛زیرا اثر تانزی متوقف خواهد شد.هنوز هم شاخص بندی به عنوان مکانیسمی که ممکن است تورم را دائمی کند، عمل می نماید.

پیشینه تجربی تحقیق

در ارتباط با این موضوع، در سایر کشورها برخی کارهای تجربی صورت گرفته است که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

براون یوسفی(1996) 1 در یک کار مشترک، براساس یک نظریه پولی به بررسی رابطه علیت میان کسری بودجه دولت و تورم در کشورهای در حال توسعه هند، اندونزی، اسرائیل، مکزیک، پاکستان، فیلیپین، آفریقای جنوبی، تایلند، ترکیه و ونزوئلا پرداخته است.به نظر او و همکارانش عدم استقلال بانک مرکزی از دولت، سبب پولی کردن کسری بودجه دولت ها و تورم خواهد شد.اما نتایج تجربی رابطه علت و معلولی میان تورم و کسری بودجه را در این کشورها رد می کند.

(1)-brown

yosefi(1996).

چادری و پارئی(1991) 1 با استفاده از داده های فصلی مربوط به دروه(88-1973) و با استفاده از مدل عرضه و تقاضای پول و انتظارات عقلایی، به بررسی نقش و اثر کسری بودجه بر نرخ تورم بالا در اقتصاد پرو پرداختند.نتایج حاصل از براورد داده های فصلی نشان داد که کسری های بودجه بالا به اندازه نرخ رشد عرضه پول اثر معنی داری بر نرخ تورم دارد.

فریدمن(1981) 2 در یک مقاله تحلیلی-نظری و بدون استفاده از روشهای اقتصادسنجی به بررسی کسری بودجه دولت و تورم پرداخته است.وی در کار خود، به مقایسه کسری های بودجه کشورهای ایالات متحده آمریکا، آلمان و ژاپن پرداخته و بیان داشته است که کسری بودجه آمریکا به طور مداوم بین 2 الی 3 درصد درآمد ملی این کشور می باشد و این نسبت برای کشورهای ژاپن و آلمان به ترتیب در حدود 6 و 2 درصد است، در حالی که تورم ژاپن و آلمان کمتر از آمریکا می باشد؛لذا نتیجه می گیرد که ارتباط این دو متغیر قوی نیست.

کی ویلسیم(1995) 3 در تحقیقی به بررسی پدیده تورم با استفاده از یک مدل همجمعی چند متغیره در اقتصاد ترکیه پرداخته است.نتیجه این مطالعه نشان می دهد که تقاضای اضافی در بخش دولتی و بروز کسری بودجه، عامل تعیین کننده و اصلی نرخ تورم در کشور ترکیه بوده است.

کاردوسو(1998) 4 با انجام تحقیقی تحت عنوان"کسری بودجه حقیقی و اثر پاتینکین"به تشریح تأثیر تورم بر کسری بودجه در اقتصاد برزیل پرداخته است.به طور کلی یافته های تجربی گسترده بر صحت این فرضیه که بین کسری بودجه و نرخ تورم بالا در برزیل رابطه منفی وجود دارد، دلالت می نماید.براساس این پژوهش، در اقتصاد برزیل، اثر تانزی به خاطر انعطاف پذیر سیستم مالیاتی، کوتاه بودن وقفه های مالیات و شاخص بندی مالیات های تأخیری و اعمال جریمه ها نتوانسته است از بعد درآمدی بر کسری بودجه اثر منفی گذارد.از طرف دیگر، اثر پاتینکین به خاطر عکس العمل برخی از (1)-chadry and paraei(1991).

(2)-friedman(1981).

(3)-kivilsim(1995).

(4)-cardoso(1995).

اقلام مخارج نسبت به تورم(آنهایی که شاخص بندی نشده اند و یا امکان آن وجود ندارد) فعال عمل نموده و با افزایش تورم از بعد مخارج بر کسری بودجه اثر منفی گذاشته و رابطه معکوس بین تورم و مخارج حقیقی برقرار بوده است.برایند این دو اثر(اثر تانزی و پاتینکین)رابطه منفی بین تورم و کسری بودجه را سبب شده است.

تانزی(1997) 1 در زمینه وقفه های مالیاتی در آرژانتین دو مطالعه انجام داده است: در مطالعه اول که با عنوان تورم، تأخیری در جمع آوری و ارزش حقیقی درآمدهای مالیاتی انجام شده، به تشریح سیستم مالیاتی در اقتصاد آرژانتین پرداخته و در پژوهش یاد شده به نتایج قابل توجهی دست یافته است.ایشان متوسط تأخیر زمانی در هر یک از گروههای مالیاتی را براورد کرده است.با توجه به نتایج به دست آمده، در صورتی که مالیات بر خدمات تأمین اجتماعی لحاظ شود، متوسط تأخیر زمانی جمع آوری مالیاتها برابر 3/4 ماه و بدون آن به 7/5 ماه افزایش می یابد.نسبت کل مالیات ها به تولید ناخالص داخلی در 1974، 7/17 درصد و در سال 1975 به 24/12 درصد رسیده است.با لحاظ نمودن مالیات بر خدمات تأمین اجتماعی، این نسبت به 8/7 درصد کاهش می یابد.اگر تورم سال های 1975 و 1974 را در نظر بگیریم(شاخص عمده فروشی کالاها در سال 1974، 5/1 درصد و در سال 1975، 4/9 درصد افزایش نشان می دهد)، این کاهش درآمدهای مالیاتی قابل توجیه خواهد بود.با فرض تأخیر زمانی 4 ماهه، افزایش نرخ تورم از 5/1 درصد به 4/9 درصد، کاهشی معادل 26 درصد در ارزش حقیقی درآمدهای مالیاتی به همراه داشته است و اگر تأخیر زمانی به 5 یا 6 ماه افزایش یابد، کاهش درآمدهای حقیقی مالیاتی به ترتیب 31 و 36 درصد خواهد بود.محقق در ادامه می افزاید:کشورهایی که با مسایل تورمی قابل توجهی مواجه هستند و یا در آینده بروز اینگونه فشارها را پیش بینی می نمایند، باید به اثرات تأخیر زمانی در جمع آوری مالیات ها بیشتر توجه کنند.

تانزی(1978) 2 در مطالعه دیگری تحت عنوان"تورم، درآمد مالیاتی حقیقی و تأمین مالی تورمی(بحث تئوریکی و مطالعه موردی آرژانتین)"، با استفاده از مدلهای اقتصادسنجی به مقایسه نسبی بین هزینه تأمین مالی تورمی(کاهش درآمدهای (1)-tanzi(1997).

(2)-tanzi(1978).

حقیقی مالیاتی)و فوائد حاصل از آن(افزایش درآمدهای مالیاتی به خاطر افزایش تورم) پرداخته است.با توجه به شرایط خاص آرژانتین، مدل با استفاده از داده های فصلی برای دو دوره 72-1968(نرخ تورم بسیار پایین)و 76-1973(نرخ تورم بسیار بالا) براورد شده است.نتایج حاصله نشان می دهد که طی سال های 76-1968 امکان افزایش درآمد کلی از طریق استقراض از بانک مرکزی بسیار محدود می باشد.در دوره اول، دولت توانسته است درآمد کل را فقط به اندازه 2/1 درصد gdp افزایش دهد، در حالی که زیان درآمدهای مالیاتی، به خاطر افزایش تورم، به سرعت بر عایدات حاصل از تورم فزونی داشته است.در سالهای 76-1973 دولت این سهم را به 4/2 درصد gdp افزایش داده، اما هزینه نرخ تورم 100 درصد شده و درآمد به شدت کاهش یافته است.

نتیجه اصلی که محقق براساس نتایج تجربی از این پژوهش می گیرد، این است که براساس یک سری مفروضات، وجود وقفه ها در جمع آوری مالیات ها عایدات حاصل از تأمین مالی تورمی را تحت تأثیر قرار می دهد.اگر وقفه ها طولانی و نسبت درآمدهای مالیاتی به درآمد ملی

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

بالا باشد، شاید زیان درآمد خیلی بالا بوده و هر گونه عایدات حاصل از تأمین مالی تورمی را که برای تأمین کسری بودجه صورت می گیرد، خنثی نماید و این کاملا برخلاف نظر اقتصاددانانی است که تأمین مالی تورمی را برای افزایش درآمدهای دولت مناسب می دانند.

چودری(1990) 1 در مطالعه ای تحت عنوان"درآمد مالی و تأمین مالی تورمی"، وجود وقفه های مالیاتی را در 28 کشور درحال توسعه، از جمله ایران، در طی دروه 87-1970 با استفاده از تلفیق داده های مقطعی و سری زمانی مورد مطالعه قرار داده است.در مطالعه یاد شده، کشش درآمدی برای ایران 43/1 و وقفه جمع آوری مالیات ها حدود 4 ماه تخمین زده شده است.نتایج تجربی برای تعداد زیادی از کشورها، این فرضیه را که افزایش تورم منجر به کاهش درآمدهای حقیقی می شود، تأیید می نماید؛ بنابراین استفاده از مالیات تورمی منجر به زیان درآمدی در سایر بخش ها و در نهایت گسترش کسری بودجه با فرض ثابت بودن مخارج حقیقی دولت خواهد شد.

همچنین چودری(1991) 2 در پژوهش دیگری و با استفاده از روش داده های (1)-choudhry(1990).

(2)-choudhry(1991).

مقطعی و سری زمانی، وقفه جمع آوری مالیات برای ایران حدود 5/7 ماه برای دوره 88-1977 تخمین زده است.ماحصل هر دو پژوهش این است که در کشورهای درحال توسعه، به دلیل وقفه های طولانی در جمع آوری مالیات و وجود کسری بودجه، افزایش تورم منجر به کاهش درآمدهای حقیقی دولت می شود.

در ایران، درباره تأثیر تورم بر کسری بودجه، پژوهش جامعی صورت نگرفته و بیشتر تحقیقات انجام یافته در ارتباط با تأثیر کسری بودجه بر تورم بوده است؛مانند مطالعات داد خواه(1985)، دارات(1978)، جعفری صمیمی(1372)، مکیان(1369)، کمیجانی(1372)، علائی(1370)، نظیفی(1379)، تقی پور(1380)و....نتیجه اکثر مطالعات مذکور این است که کسری بودجه منجر به تورم می گردد و کسری بودجه های پی درپی، چنانچه از طریق استقراض از بانک مرکزی صورت گیرد، موجب تشدید تورم خواهد شد.

در ارتباط با تأثیر تورم بر کسری بودجه، معروف خانی(1377)در رساله فوق لیسانس خود، به بررسی ارتباط کسری بودجه و تورم در اقتصاد ایران طی دوره 75-1338 پرداخته است.ایشان ضمن تأیید اثر کسری بودجه بر تورم، رابطه علیت بین تورم و کسری بودجه را یک طرفه و از کسری بودجه به سمت تورم می داند.

"تقی پور"در سال 1379 در زمینه ارتباط تورم، کسری بودجه و وقفه های جمع آوری مالیات، در مطالعه ای تحت عنوان"وقفه های جمع آوری مالیاتی حقیقی دولت"، به بررسی تأثیر وقفه های مالیاتی بر درآمدهای مالیاتی طی دروه 77-1342 پرداخته است. ایشان در این پژوهش از مدل تانزی برای تخمین کشش مالیاتی و وقفه ها استفاده نموده و متوسط طول وقفه جمع آوری کل مالیات را حدود 16 ماه(4/1 سال)و کشش قیمتی درآمدهای مالیاتی را حدود 9/0 براورد کرده است.

{43-داده های آماری و معرفی مدل G

داده های مورد استفاده در این تحقیق به صورت فصلی و از سه ماهه سوم سال 1360 تا سه ماهه چهارم سال 1379 می باشد.به طور کلی داده های فصلی متغیرها، به

استثنای تولید ناخالص ملی، از نشریات بانک مرکزی 1 استخراج شده است.با توجه به اینکه یکی از متغیرهای کلیدی، تولید ناخالص داخلی می باشد، لذا برای فصلی کردن آن از روش منجذب(1376)استفاده شده است.

با توجه به بررسی هایی که در بخش پیشیه نظری تحقیق به عمل آمد، برای محاسبه وقفه مالیاتی از مدل تانزی به صورت زیر استفاده شده است:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

که در آن trd درآمدهای حقیقی مالیاتی(درآمدهای اسمی که بوسیله شاخص تعدیل کننده gdp تعدیل شده است)، tr درآمدهای اسمی مالیاتی، p نرخ تورم سالانه و n متوسط وقفه جمع آوری مالیات بر حسب سال می باشد.اگر معادله(16)به صورت فصلی در نظر گرفته شود، داریم:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

که

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

نرخ تورم فصلی می باشد.حالت پیوسته رابطه(17)به صورت زیر می باشد:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

اگر از طرفین معادله(18)لگاریتم گرفته شود:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

چون درآمدهای مالیاتی نیز تابعی از gdp می باشد، بنابراین برای درست مشخص نمایی مدل باید وارد معادله(19)شود.در نهایت معادله موردنظر برای تخمین وقفه مالیاتی به صورت زیر می باشد:

(1)-مجله بانک مرکزی، گزارش اقتصادی بانک مرکزی در سالهای مختلف.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

که در آن،

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

درصد تغیرات فصلی شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی، fgdp برابر تولید ناخالص ثابت داخلی به قیمت عوامل و

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جزء اخلال مدل می باشد.

مدل اقتصادسنجی برای محاسبه کشش قیمتی درآمدهای مالیاتی و کشش قیمتی مخارج دولت نسبت به سطح عمومی قیمت ها به ترتیب معادلات(21)و(22)در نظر گرفته شده اند:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

که در آن

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

و

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

اجزاء اخلال معادلات، ptg کل پرداخت های اسمی دولت، oilre درآمدهای نفتی دولت و ln نماد لگاریتم می باشد.از نظر علایم انتظار می رود

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

و سایر ضرایب متغیرها مثبت باشد.

5-تخمین و تفسیر نتایج

قبل از تخمین مدلها، ابتدا آزمون ریشه واحد کل دیکی-فولر به صورت های مختلف و ممکن براساس معنی داربودن هر یک از عوامل جبری(مقادیر ثابت و روند)برای کلیه متغیرهای موجود در مدل آزمون گردید.نتایج آزمونها دلالت بر این دارد ک کلیه متغیرهای مدل در سطح داده ها غیرساکن است(جدول شماره 1)، لیکن تکرار آزمون در مورد تفاضل آنها نشان می دهد که کلیه متغیرها پس از یک بار تفاضل گیری ایستا می باشند(جدول شماره 1)؛به عبارتی تمامی متغیرها ملحوظ در مدل، انباشته از درجه یک((1)i)می باشند.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

با توجه به اینکه تمامی متغیرهای مدل انباشته از مرتبه اول می باشند، لذا می توانیم برای تخمین مدل، آزمون هم انباشتگی استفاده کنیم.در تحقیق حاضر به دلیل وجود ضعف در آزمون هم انباشتگی انگل-گرنجر، فرض بر نرمال بودن پسماندها و وجود یک بردار هم انباشتگی، از آزمون هم انباشتگی یوهانسون و یوسیلیوس استفاده گردید؛بدین منظور ابتدا طول وقفه بهینه واحد با استفاده از معیار اکائیک و شوراتز مشخص شد و سپس آزمون اثر برای تعیین تعداد بردارهای هم انباشتگی(یک بار بدون در نظر گرفتن متغیر مجازی جنگ و بار دوم با در نظر گرفتن آن)بین متغیرهای مدل استفاده گردید.

نتایج آزمون اثر، بدون در نظر گرفتن متغیر مجازی جنگ، به تفکیک معادلات نشان می دهد که در سطح 5 درصد، وجود دو بردار هم انباشتگی برای معادله(20)و وجود یک بردار هم انباشتگی برای هر دو معادله(21)و(22)تأیید می شود؛بنابراین با توجه به علائم انتظاری ضرایب و معقول بودن مقادیر کمی، نتایج بردارهای نرمال شده برای معادلات سه گانه به شرح زیر می باشد:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

همانگونه که ملاحظه می شود، علامت ضرایب تمامی متغیرهای معادلات مطابق انتظار می باشد.از آنجا که ممکن است دوره جنگ بر اقتصاد تأثیر گذاشته باشد، به منظور بالابردن اطمینان، آزمون اثر برای وجود هم انباشتگی یوهانسون و یوسیلیوس با در نظر گرفتن متغیر مجازی جنگ نیز صورت گرفته است که با توجه به نتایج به دست آمده، برای معادله(20)سه معادله هم انباشتگی و برای سایر معادلات فقط یک بردار هم انباشتگی تأیید می شود که نتایج آنها به شرح زیر می باشد:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

با توجه به توضیحاتی که مطرح شد، بردارهای انتخابی در شرایط یاد شده به صورت زیر خواهد بود:

تحلیل نتایج

نتایج حاصل از براورد نشان می دهد که متوسط طول وقفه مالیاتی در ایران حدود 16 ماه می باشد؛یعنی از زمانی که مودیان به طور قطعی موظف به پرداخت مالیات می شوند، به طور متوسط حدود 16 ماه طول می کشد تا این مالیات به دست دولت برسد.با توجه به اینکه متوسط نرخ تورم سالانه در ایران طی دروه(79-1378)تقریبا 14 درصد می باشد، ارزش حال یک واحد مالیات بعد از تقریبا 16 ماه، فقط به اندازه 8/0 واحد خواهد بود.با توجه به اینکه زیان مالیاتی هنگامی حداقل می گردد که کشش قیمتی درآمدهای مالیاتی برابر واحد فرض شود، 1 امّا مطابق مقادیر محاسباتی، مقدار کشش قیمتی درآمدهای مالیاتی(72/0)می باشد؛بنابراین زیان مالیاتی خیلی بیشتر از این مقدار خواهد بود.نکته دیگر اینکه درآمدهای مالیاتی از دست رفته می توانست صرف تأمین کسری گردد و لذا انتشار پول را کاهش دهد.محاسبه دقیق زیان مالیاتی خیلی پیچیده می باشد؛همان گونه که در بخش مبانی نظری نیز به تفسیر توضیح داده شد، وقفه های طولانی جمع آوری مالیات یکی از مهمترین عوامل کاهش درآمدهای حقیقی مالیاتی محسوب می شوند.تخمین ضرایب معادله با لحاظ نمودن متغیر مجازی جنگ، تأیید می کند که در طول جنگ، دولت به دلیل نیاز شدید به درآمد جهت تأمین مخارج دفاعی و پوشش دادن سایر هزینه ها، تا حدودی بر سیستم مالیاتی فشار آورده و وقفه (1)-در"مبانی نظری"، توضیحات کاملی در این زمینه ارائه شده است.

مالیاتی را به 10 ماه رسانده است.

وجود راههای فراوان گریز مالیاتی، عدم شاخص بندی مالیات های به تعویق افتاده، عدم اعمال جریمه بر مالیات های معوقه و...می تواند از مهمترین عوامل وقفه های طولانی جمع آوری مالیات در اقتصاد ایران محسوب شوند.در راستای این عوامل، وجود درآمدهای نفتی به عنوان مهمترین منبع تأمین درآمدی نیز موجب می شود تا دولت آسان ترین راه را برای تأمین مخارج خود در پیش گیرد.

افزایش شاخص قیمت ها دارای اثر مثبت بر درآمدهای اسمی مالیات است.کشش قیمتی درآمدهای اسمی مالیات، با در نظر گرفتن متغیر مجازی جنگ، 76/0 و بدون آن، 72/0 براورد شده است که در هر دو صورت کمتر از یک می باشد.مطابق مبانی نظری، چون کشش قیمتی درآمدهای مالیاتی کمتر از واحد است، سیستم مالیاتی نسبت به تورم بی کشش بوده، از کارایی لازم برخوردار نیست، تا به نسبت تورم، مالیات ها را تغییر دهد؛به عبارتی با افزایش تورم، درآمدهای حقیقی مالیاتی کاهش خواهد یافت.این مسأله با طولانی بودن وقفه های جمع آوری مالیات تشدید می شود.در اقتصاد ایران، هم وقفه طولانی بوده و هم سیستم مالیاتی کم کشش می باشد.از طرف دیگر، نرخ تورم در ایران بالاست، لذا شرایط کاملا برای کاهش درآمدهای حقیقی مالیاتی مهیاست و فرضیه تانزی مبنی بر اینکه افزایش تورم، درآمدهای حقیقی مالیاتی را کاهش می دهد و موجب تشدید کسری بودجه می گردد، تأیید می شود.بنابراین نتیجه این قسمت این است که که جریان ورود درآمدهای مالیاتی بسیار کند بوده و کسری بودجه به شدت تشدید می گردد.

کشش درآمدهای حقیقی مالیاتی نسبت به تولید ناخالص داخلی حقیقی، بدون لحاظکردن متغیر مجازی 19/1 درصد و با لحاظ آن 37/1 درصد می باشد؛به عبارت دیگر، یک درصد افزایش تولید ناخالص داخلی حقیقی، درآمدهای حقیقی مالیاتی را به ترتیب 19/1 و 37/1 درصد افزایش می دهد؛یعنی gdp بیانگر پایه مالیاتی است.

کشش درآمدهای اسمی مالیاتی نسبت به تولید ناخالص داخلی حقیقی 44/2 و 57/2 درصد براورد شده است که بیانگر با کشش بودن سیستم مالیاتی نسبت به تولید ناخالص داخلی می باشد.همانگونه که مشاهده می شود، در شرایط جنگ، دولت تا حدودی به سیستم مالیاتی فشار می آورد و شاید تأمین مخارج جنگ و عدم ثبات

درآمدهای نفتی، از عوامل تأثیرگذار در این زمینه باشند.

میزان حساسیت(کشش)مخارج دولت نسبت به سطح عمومی قیمت ها بدون در نظر گرفتن متغیر مجازی 37/1 و با لحاظ آن 39/1 می باشد.اگر سطح عمومی قیمت ها یک درصد افزایش یابد، مخارج دولت به ترتیب 37/1 و 39/1 درصد افزایش خواهد یافت.این ضرایب نشان می دهد که مخارج دولت نسبت به تورم با کشش بوده، حتی بیش از سطح تورم تعدیل می شود.با توجه به اینکه سهم بالایی از بودجه دولت را مخارج جاری تشکیل می دهد از طرفی ماهیت این مخارج به گونه ای است که در مدت معینی پرداخت می شود، لذا مخارج دولت در شرایط تورمی در ایران بشدت افزایش می یابد؛ ضمن اینکه این ضرایب نشان دهنده حجم گسترده دولت در اقتصاد نیز می باشد؛ بنابراین فرضیه پاتینکین مبنی بر اینکه افزایش تورم، مخارج حقیقی دولت را کاهش می دهد، به خاطر ساختار اقتصادی ایران و اختصاص حجم عظیمی از بودجه به هزینه های جاری، صادق نمی باشد و در واقع افزایش تورم از بعد مخارج کسری بودجه را تشدید می نماید.

میزان پاسخ نسبی مخارج دولت نسبت به تورم، بسیار بیشتر از میزان آن برای درآمدهای نفتی و درآمدهای مالیاتی حقیقی می باشد.نکته جالب توجه این است که کشش مخارج دولت نسبت به درآمدهای حقیقی مالیاتی، بیشتر از کشش آن نسبت به درآمدهای نفتی است.عدم ثبات درآمدهای نفتی و وابستگی آن به تحولات بین المللی، می تواند یکی از دلایل باشد.افزایش کشش مخارج نسبت به درآمدهای مالیاتی با در نظر گرفتن متغیر مجازی می تواند گویای این مورد است.

6-جمعبندی و نتیجه گیری

در این مطالعه، اثر تورم بر کسری بودجه از بعد درآمدی و مخارج در اقتصاد ایران، با استفاده از داده های فصلی طی دروه سه ماهه سوم 1360 تا سه ماهه چهارم 1379 و روشهای اقتصادسنجی مورد تحلیل قرار گرفت و به طور خلاصه نتایج زیر حاصل شد: 1-وقفه های مالیاتی در ایران طولانی و سیستم مالیاتی بی کشش است، بنابراین اثر تانزی بشدت در اقتصاد ایران عمل می نماید.

2-اثر پاتینکین به خاطر شرایط خاص اقتصادی ایران فعال نبوده و برخلاف این

دیدگاه، با افزایش تورم، مخارج حقیقی دولت افزایش یافته است.ب 3-تورم از طریق اثر تانزی و پاتینکین بشدت کسری بودجه را گسترش می دهد و کسری بودجه نیز بر تورم مؤثر است؛یعنی یک ارتباط مثبت دوطرفه بین تورم و کسری بودجه برقرار بوده است.

مطابق نتایج به دست آمده، طول وقفه مالیاتی 16 ماه براورد شده است؛لذا با فرض نرخ تورم 14 درصد، یک واحد مالیات فقط به اندازه 8/0 ارزش خواهد داشت و 2/0 ارزش خود را از دست خواهد داد؛در ضمن، مقدار یاد بیانگر حداقل زیان مالی می باشد.در طول جنگ، دولت با فشار بر سیستم مالیاتی، وقفه را به 10 ماه کاهش داده است.وجود راههای گوناگون گریز مالیاتی، عدم شاخص بندی مالیات های معوقه، عدم استفاده از جریمه بر مالیات های به تأخیر افتاده و وجود درآمدهای نفتی به عنوان آسان ترین راه تأمین بودجه، از مهمترین عوامل به حساب می آیند.

با توجه به اینکه سیستم مالیاتی ایرانی کم کشش بوده و با وقفه های طولانی جمع آوری مالیاتی مواجه است و در ضمن نرخ تورم نیز بالا می باشد، لذا شرایط برای کاهش درآمدهای حقیقی مالیاتی کاملا مهیا بوده و فرضیه تانزی مبنی بر اینکه افزایش تورم، درآمدهای حقیقی مالیاتی را کاهش دهد و موجب تشدید کسری بودجه می گردد، در اقتصاد ایران کاملا صادق می باشد.همچنین میزان حساسیت مخارج دولت نسبت به تورم، بیش از واحد است و افزایش تورم، مخارج حقیقی دولت را افزایش می دهد.به دلیل اینکه سهم بالایی از مخارج دولت را هزینه های جاری که در مدت معینی پرداخت می شود، تشکیل می دهد، لذا مخارج حقیقی دولت در شرایط تورمی افزایش می یابد.این موضوع به نوعی گسترده بودن دولت در اقتصاد را نیز نشان می دهد؛ بنابراین فرضیه پاتینکین مبنی بر اینکه افزایش تورم، مخارج حقیقی دولت را کاهش می دهد، به خاطر ساختار اقتصاد ایران، تأیید نمی شود و افزایش تورم از بعد مخارج نیز کسری بودجه را تشدید می نماید.

7-توصیه های سیاستی

براساس نتایج به دست آمده، می توان به توصیه های سیاستی مختلفی اشاره کرد؛ مانند:

کاهش تأخیرات قانون مالیات ها به مقدار ممکن و بر حسب گروههای مالیاتی مختلف؛

-کاهش تأخیرات غیرقانونی وقفه های مالیاتی از طریق برقراری نرخ های انعطاف پذیر در رابطه با تورم؛شاخص بندی مالیات های تشخیص داده شده با توجه به نرخ تورم؛

-گسترش پایه مالیاتی از طریق حذف معافیت های غیرضروری؛

-ایجاد سیستم اطلاعاتی مناسب و کارا برای ساماندهی سیستم دریافت مالیات ها؛

-ایجاد کد اقتصادی برای شناسایی کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی و ردیابی آنها در موقع عدم پرداخت مالیات ها و فرار از آن؛

-تأمین کسری بودجه از طریق روش های دیگر و عدم تأمین آن از طریق استقراض از بانک مرکزی به منظور از بین بردن ارتباط متقابل و تشدیدکننده بین تورم و کسری بودجه.

فهرست منابع

1-بانک جهانی؛شاخص توسعه جهانی؛2000.

2-بانک مرکزی؛گزارش های اقتصادی طی دروه 1378-1360.

3-بانک مرکزی؛مجله بانک مرکزی طی دوره 1378-1360.

4-اصغر پور، حسین؛براورد تابع تقاضای سرمایه گذاری بخش خصوصی در ایران، تحلیل رابطه بلندمدت و کوتاه مدت با استفاده از هم انباشتگی؛پایان نامه کارشناسی ارشد؛فصل چهارم، دانشگاه علامه طباطبایی، 1379.

5-برانسون، ویلیام اچ.؛تئوری و سیاست های اقتصاد کلان؛ترجمه عباس شاکری؛ تهران؛نشر نی، 2 ج، چ 1، 1376.

6-تقی پور، انوشیروان؛"وقفه های جمع آوری مالیات، تورم و درآمدهای مالیاتی حقیقی دولت"، مجله برنامه و بودجه؛تهران:ش 42، 1378.

7-تقی پور، انوشیروان؛"بررسی ارتباط بین کسری بودجه دولت، رشد پول و تورم در ایران:به روش معادلات همزمان"، مجله برنامه و بودجه؛تهران:ش 66 و 65، 1380.

8-جعفری صمیمی، احمد؛"بررسی رابط تورم و کسری بودجه در ایران"، مجله اقتصاد و مدیریت؛شماره 12.

9-صراف، فریدون؛بودجه ریزی دولتی؛تهران:انتشارات مؤسسه عالی بازرگانی، 1356.

10-علائی فرادبنه، حسن؛کسری بودجه و فرایند تورمی آن در ایران؛پایان نامه کارشناسی ارشد؛دانشگاه شهید بهشتی، 1370

11-فرزیب، علیرضا؛بودجه ریزی دولتی در ایران؛تهران:نشر مرکز آموزش مدیریت دولتی، چ 2 1375.

12-فرهنگ، منوچهر؛فرهنگ علوم اقتصادی؛تهران:انتشارات آزاده، 1363.

13-قره باغیان، مرتضی؛اقتصاد رشد و توسعه؛چ 1 و 2، تهران:نشرنی، 1371.

14-قره باغیان، مرتضی؛فرهنگ اقتصاد و بازرگانی؛تهران:مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1372.

15-معروف خانی، علی؛بررسی ارتباط کسری بودجه و تورم در اقتصاد ایران؛ پایان نامه کارشناسی ارشد؛دانشگاه شهید بهشتی، شهریور 1377.

16-مکیان، نظام الدین؛بررسی ارتباط کسری بودجه و عرضه پول در ایران؛ پایان نامه کارشناسی ارشد؛دانشگاه تربیت مدرس، 1369.

17-منجذب، محمد رضا؛داده های فصلی شده محاسبات ملی ایران؛تهران: مؤسسه نشر جهاد، چ 1، پاییز 1376.

18-نیلی، مسعود؛اقتصاد ایران؛تهران:مؤسسه عالی پژوهش و برنامه ریزی و توسعه، چ 1، 1376.

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است