جستجو در   
امکانات

اثر بخشی گروه درمانی شناختی- مذهبی بر نیمرخ روانی معلولان جسمی زن در شهر اصفهان
پدیدآورنده : مولوی، حسین-کلانتری، مهرداد-مرادی، اعظم-طاهر نشاط دوست، حمید
بازدید : 1008
تاریخ درج : 1385/12/21
منبع :

 
دانشنامه پرتال علوم انسانی و اسلامی :: علوم سیاسی :: گروه :: اثر بخشی گروه درمانی شناختی- مذهبی بر نیمرخ روانی معلولان جسمی زن در شهر اصفهان

اثر بخشی گروه درمانی شناختی- مذهبی بر نیمرخ روانی معلولان جسمی زن در شهر اصفهان


چکیده

این پژوهش به بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-مذهبی بر میزان کل علایم مرضی و نیز میزان شکایات جسمانی، وسواس-اجبار، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب و روان پریشی معلولان شهر اصفهان 26 نفر به شیوه تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند.پیش از برگزاری اولین جلسه گروه درمانی با استفاده از پرسشنامه SCL-90-R در مورد گروه آزمایش و گواه پیش آزمون اجرا شد.سپس برای گروه آزمایش، 8 جلسه هفتگی 90 دقیقه ای برنامه گروه درمانی شناختی-مذهبی برگزار شد.محتوای (1)-کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

(2)-عضو هیأت علمی گروه روان شناسی دانشگاه اصفهان

(3)-عضو هیأت علمی گروه روان شناسی دانشگاه اصفهان

(4)-عضو هیأت علمی گروه روان شناسی دانشگاه اصفهان

جلسات گروه درمانی که بر اساس مدل درمان شناختی-مذهبی تنظیم شده بود شامل بحث در مورد لزوم یافتن هدف و توجیهی برای رنجهای زندگی، بهبود رابطه با خود و خودشناسی، ارتقای رابطه با خداوند، ایجاد نگرش مثبت به جهان و آینده و بهبود بخشیدن به روابط خانوادگی و اجتماعی بود.بلافاصله بعد از اتمام جلسات گروه درمانی بر روی هر دو گروه آزمایش و گواه، پس آزمون اجرا شد و 8 هفته بعد نیز آزمون پیگیری اجرا گردید.تحلیل نتایج با استفاده از تحلیل کواریانس نشان داد که گروه درمانی شناختی-مذهبی در مرحله پس آزمون، باعث کاهش معنادار وسواس-اجبار(038/0- P )و حساسیت بین فردی(038/0- P )شده است، اما بر میزان شاخص کلی علایم مرضی، شکایات جسمانی، افسردگی، اضطراب، و روان پریشی تأثیر معناداری نداشته است.در مرحله پیگیری گروه درمانی شناختی-مذهبی باعث کاهش معنادار شاخص کلی علایم مرضی(001/0- P )، شکایات جسمانی(004/0- P )، وسواس-اجبار(003/0- P )، حساسیت بین فردی(022/0- P )، اضطراب(009/0- P )و روان پریشی(01/0- P )شد و فقط بر میزان افسردگی تأثیر معنادار نداشت.

کلید واژه ها:گروه درمانی شناختی-مذهبی، مدل درمان شناختی-مذهبی، معنادرمانی، معلولان جسمی، نیمرخ روانی.

مقدمه

معلولیت بحرانی است که هرکسی ممکن است در مسیر زندگی خود با آن رو به رو شود و بر اثر آن در موقعیتی متفاوت با گذشته یا متمایز از دیگران قرار گیرد.ناتوانی جسمی دارای ابعاد جسمانی و روان شناختی است و همان طور که سلامت جسمی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد، سازگاری روانی-اجتماعی و سلامت روان او را نیز متأثر می سازد (نوری، 1374).بسیاری از بیماریهای جسمی، تغییر شکل یا قطع عضو، از بین رفتن بعضی از تواناییها و معلولیتها می تواند به عنوان منبع تنش عمل کرده و به افسردگی منجر شود.در کل، انسانها ممکن است واکنش های روانی-اجتماعی متعددی نسبت به ناتوانی نشان دهند؛مهمترین این واکنش ها عبارت اند از:ضربه یا شوک، اضطراب،

انکار، افسردگی، خشم فروخورده یا درونی شده، خصومت یا تنفر آشکار و پذیرش و سازگاری(لیونه و آنتوناک، 1992).هیوابنر و همکاران(1999)در تحقیقی پی بردند که دانشجویان معلولی که مشکلات روان شناختی دارند، بیشتر از دیگر دانشجویان معلول در مورد نداشتن امنیت در روابط بین فردی فکر می کنند و بیشتر انتظار خصومت دارند. نتایج تحقیق اید و ریسمب(2002)نشان داد که در افراد معلول، فعالیتهای تعاملی در پیش بینی میزان مشکلات روان شناختی نقش دارند، اما مشکلات روان شناختی میزان فعالیتهای تعاملی را پیش بینی نمی کنند.نوسک و همکاران(2003)در تحقیقی دریافتند که زنان معلول نسبت به زنان غیر معلول به طور معناداری خودشناسی کمتر و عزت نفس پایین تری دارند و از لحاظ اجتماعی منزوی ترند.نتایج تحقیق دواولین(2000)نشان می دهد که در میان افراد معلول شاغل، بیماری روانی بیش از بیماری جسمی بر روی میزان بهره وری تأثیر دارد.این تحقیقات نشان می دهد که تلاش در جهت بهبود وضعیت روان شناختی معلولان در توانبخشی آنها از اهمیت خاصی برخوردار است.راهبردهای درمان روان شناختی در مراحل مقدماتی و با جهتگیری شناختی-رفتاری در مراحل بعدی(لیونه، 1989)و نیز وارد کردن معلولان در محیطهای شغلی و اجتماعی هماهنگ و یکپارچه(کی یرنان و همکاران، 1989)در بهبود وضعیت آنها مؤثر شناخته شده است.از میان مجموع خدماتی که برای افراد دارای ناتوانی فراهم شده است، بیشترین نیاز به خدمات مشاوره ای و کمترین علاقه به درمان بیماریهای روانی عمده گزارش شده است(تارر و راجرز، 1987).

در عصر حاضر معنای اصلی ناتوانی از«بقای جسمی»به«جست و جوی معنا» تغییر یافته است(استابینز، 1988).معنادرمانی به معلولان در تغییر دادن معنی رنجهای زندگی کمک می کند.فرانکل 1 (1986)با صراحت می گوید حتی در مواردی که بیمار اختلال عضوی دارد، خود مسؤول طرز تلقی خویش از این حالت است.تامپسون و همکاران(2003)در تحقیقی پی بردند که داشتن هدف در زندگی، سازگاری و کیفیت زندگی افراد مبتلا به آسیب نخاعی را افزایش می دهد.

(1)- Frankl

مذهب نیاز به یافتن هدف هستی و فلسفه وجود انسان را برآورده می سازد (هالامی و آرجایل، 1997).وبر 1 (1922)معتقد است که دین با معنای آن دسته از پدیده های زندگی که در علم پاسخی ندارند-شر، رنج و مرگ ارتباط دارد(نقل از هالامی و آرجایل، 1997)علامه جعفری(1368)معتقد است که فقط با پاسخگویی معقول به چهار مسأله ارتباط با خویشتن، خداوند، جهان هستی و همنوع خود بر اساس آموخته های دین است که می توان به هدف و فلسفه قانع کننده ای برای زندگی دست یافت.از طرف دیگر به نظر می رسد که یکی از روشهای مناسب برای پاسخگویی به مسائل چهارگانه فوق ترتیب دادن جلسات گروهی است، چرا که در این صورت اعضا علاوه بر بهره مندی از سایر مزایای گروه(شناخت بیشتر احساسات، برداشتها و ارزشهای خود و دیگران، کسب مهارتهای اجتماعی و یادگیری رفتارهای تطابقی مطلوبتر...ثنایی، 1374)، می توانند تجارب عملی خود را در مورد به کارگیری تعالیم مذهبی در زمینه ارتباط با خود، خداوند، جهان هستی و روابط خانوادگی و اجتماعی و نتایج آن با یکدیگر در میان بگذارند تا هرکدام از آنها به این باور برسد که می توان آموزشهای مذهبی را به عمل درآورد و از نتایج شیرین آن بهره مند شد.این امر در مورد معلولان نیز صادق است.تا کنون تأثیر مثبت گروه درمانی از یک سو و معنادرمانی و روان درمانی مذهبی از سوی دیگر، به صورت مجزا بر افزایش سلامت روان افراد جوامع و فرهنگهای مختلف و با موقعیتهای اجتماعی متفاوت و آشفتگیهای روانی افراد جوامع طی تحقیقات متعدد نشان داده شده(مک درموت و همکاران، 2001؛سیمپسن و همکاران، 2001؛کن و همکاران، 2002؛وا و همکاران، 2002؛تایلر و جاسون، 2002؛تامپسون و همکاران، 2003؛فرانکل، 1375، پراست وهمکاران، 1992؛از هر وهمکاران، 1994)؛اما در مورد اثربخشی تلفیقی از این سه روش درمانی تا به امروز تحقیقی منتشر نشده است.از طرف دیگر چه در سطح جهان و چه در سطح ایران در مورد اثربخشی روشهای روان درمانی مختلف در بهبود وضعیت روان شناختی معلولان جسمی تحقیقات اندکی صورت گرفته است.با توجه به آنچه مطرح شد، هدف این تحقیق تدوین یک برنامه گروه درمانی شناختی-مذهبی آزمایش تجربی اثربخشی آن (1)- Weber

بر سلامت روانی گروهی ازمعلولان جسمی زن شهر اصفهان است.در این تحقیق از یک مدل درمانی شناختی-مذهبی استفاده شده که محقق ساخته است و برای اولین بار در این تحقیق به کار رفته است.از معدود تحقیقاتی که در مورد اثربخشی گروه درمانی شناختی-مذهبی صورت گرفته، تحقیق عرب ورنو سفادرانی(1378)است که در آن اثربخشی این روش درمانی(که چارچوب نظری مورد استفاده در آن از مدل نظری به کار رفته در تحقیق حاضر متفاوت است)بر کاهش میزان اضطراب و افسردگی معتادان خود معرف مورد بررسی قرار گرفته است و نتایج آن نشان می دهد که گروه درمانی شناختی-مذهبی در مقایسه با گروه درمانی شناختی و گروه گواه میزان افسردگی را کاهش داده، اما بر میزان اضطراب تأثیر معناداری نداشته است.

مدل درمان شناختی-مذهبی:در نظام فکری یک انگیزش بنیادی وجود دارد، اراده معطوف به معنا یعنی«تلاش بنیادی برای یافتن معنا و هدف»که چنان نیرومند است که می تواند همه انگیزشهای دیگر انسان را تحت الشعاع قرار دهد.اراده معطوف به معنا برای سلامت روانی حیاتی و در اوضاع و شرایط حاد برای بقا ضروری است(شولتس 1 1977، ترجمه خوشدل 1378).بحران معنا که فرانکل آن را خلأ وجودی می نامد وقتی رخ می دهد که یک پوچی درونی و فقدان معنا وجود داشته باشد.این خلأ باید با ایجاد احساس معنا پر شود و گرنه به بروز مشکلاتی نظیر اضطراب، گیجی، افسردگی، سوء مصرف مواد و بعضی از مشکلات روان تنی منجر می شود(لانتز، 1989).

دین نیاز به یافتن فلسفه هستی و معنای وجود انسان را برآورده می سازد، همان طور که همه ادیان ادعا کرده اند که تبیین جامعی در مورد جهان و جایی که انسان در آن زندگی می کند ارائه کرده اند(هالامی و آرجایل، 1997).مذهب مفاهیم معنای غایی، فوق معنا و خدا را در بر دارد.دین راستین با معنویت عمیق برابر است(فرانکل 1985، ترجمه ایزدی 1375).به اعتقاد وبر دین با فلسفه آن دسته از پدیده های زندگی که در علوم [کلاسیک ]پاسخی ندارند-شر، رنج و مرگ-ارتباط دارد(نقل از هالامی و آرجایل، 1997).مذهب مجموعه ای از شناختهای جمعی به وجود می آورد که تفسیری از واقعیت، تعریفی از خود و منبعی برای جهت دهی رفتار فراهم می کند (برجر و لاکمن ، 1967).

(1)- Sehultz

علامه جعفری(1368)تعریفی از دین ذکر می کند که از این قرار است«اعتقاد به وجود خداوند یگانه عالم قادر غنی عادل مطلق و جامع همه صفات کمالیه که جهان هستی را بر مبنای حکمت و عدل آفریده و انسان را در میدان مسابقه برای وصول به کمال به حرکت در آورده است»(جعفری، 1368، ص 13)و معتقد است که مبدأ و مقصد حرکت مطرح شده در این تعریف، همان طور که در قرآن آمده است، خداوند است 1 و آنچه می تواند حیات انسان در این جهان را دارای فلسفه و هدف قابل قبولی نماید، دین به همین معنی است.وی می گوید:«هیچ متفکر و مکتبی بدون پیدا کردن پاسخی معقول و قانع کننده برای چهار مسأله ارتباط انسان با خود، خدا، جهان هستی و همنوع، توانایی رسیدن به یقین و شناخت هدف و فلسفه معقول و فانع کننده برای زندگی را نخواهد داشت و در تعریف ذکر شده از دین پاسخ معقول به چگونگی این ارتباطات چهارگانه ملحوظ شده است و هدف و فلسفه زندگی انسانها، به صورت قانع کننده تبیین شده است»(جعفری، 1368، ص 14).

حال با توجه به اینکه تلاش برای یافتن معنی و هدف زندگی برای سلامت روانی حیاتی است و با توجه به اینکه دین نیاز به یافتن فلسفه هستی و معنای وجود انسان را برآورده می سازد و با توجه به دیدگاه علامه جعفری در مورد لزوم پاسخگویی به چهار مسأله ارتباط انسان با خود، خداوند، جهان هستی و همنوع برای یافتن هدف و فلسفه معقول و قانع کننده ای برای زندگی، می توان نتیجه گرفت که از نظر ادیان الهی(که دین اسلام کاملترین آنهاست) 2 بیماریهای روانی از انحراف از دین و در نتیجه عدم دستیابی به هدف و فلسفه راستین زندگی(اطاعت از خداوند و رسیدن به وصال او)و در پی آن ارتباط نادرست با خود، خداوند، جهان هستی و همنوع نشأت می گیرد و راه درمان آن باور و عمل به دین و در نتیجه دستیابی به هدف و فلسفه راستین زندگی(اطاعت از خداوند و رسیدن به وصال او)و در پی آن ارتباط صحیح با خود، خداوند، جهان هستی و همنوع است؛یعنی انسان هرچه بیشتر در جهت عمل به دستورات دین و کسب رضایت خداوند تلاش کند، کمتر دچار بیماریهای روانی خواهد شد و از سلامت روانی بیشتری (1)-انا للّه و انا الیه راجعون(سوره بقره آیه 156).

(2)-انّ الذین عند الله الاسلام(سوره آل عمران، آیه 19).

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

برخوردار خواهد بود.با توجه به آنچه که مطرح شد می توان در مورد سبب شناسی و درمان بیماریهای روانی یک مدل شناختی-مذهبی در نظر گرفت که نمودار آن به این شکل است.

نمودار1-سبب شناسی و درمان بیماریهای روانی بر اساس مدل شناختی-مذهبی

درمان شناختی-مذهبی را می توان هم به صورت فردی و هم به صورت گروهی انجام داد.مزیت روش گروهی نسبت به روش انفرادی این است که در درمان گروهی (گروه درمانی)اعضا با تجارب یکدیگر در مورد رابطه با خود، خداوند، جهان هستی و همنوع و پیامدهای آن آشنا می شوند و آنچه به صورت نظری مطرح می شود برای آنها قابل فهم تر و ملموس تر می گردد و می یابند که می توان این مباحث نظری را به عمل درآورد و از نتایج مثبت آن بهره مند شد.در این روش دیگر نیازی به القای مستقیم نظر درمانگر به مراجع نیست، بلکه او صرفا از طریق طرح سؤالات خاصی در مورد لزوم یافتن فلسفه و هدفی برای زندگی و رنجهای آن و رابطه با خود، خداوند، جهان هستی و همنوع و اجرای روشهای گروه درمانی و کمک به اعضا در جمع بندی و نتیجه گیری از مباحث مطرح شده، در جهت رسیدن به نتیجه مطلوب یعنی بهبود در وضعیت روان شناسی اعضا تلاش می کند و بدین ترتیب این اصل درمانی معنادرمانی که درمانگر نباید معیارها و ارزشهای خود را به بیمار تحمیل کند(فرانکل، 1375)و فقط باید بیمار را برای دستیابی به زمینه های بالقوه معنا به چالش بطلبد و راهنمایی کند(ولتر، 1987) به خوبی رعایت می شود.بدیهی است که مدل درمان شناختی-مذهبی را برای کسانی می توان به اجرا درآورد که به اصل دین اعتقاد داشته باشند.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

فرضیه های پژوهش

1-گروه درمانی شناختی-مذهبی در مرحله پس آزمون میزان کلی علایم روانی و نیز میزان شکایات جسمانی، وسواس-اجبار، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب و روان پریشی معلولان جسمی زن را در مقایسه با گروه گواه کاهش می دهد.

2-گروه درمانی شناختی-مذهبی در مرحله پیگری میزان کل علایم روانی و نیز میزان شکایات جسمانی، وسواس-اجبار، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب و روان پریشی معلولان جسمی زن را در مقایسه با گروه گواه کاهش می دهد.

روش تحقیق

در این تحقیق از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه همراه با آزمون پیگیری استفاده شده است.طرح تحقیق در جدول 1 نشان داده شده است.

جدول 1-طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه همراه با آزمون پیگیری

در تحقیق حاضر متغیر مستقل گروه درمانی شناختی-مذهبی و متغیرهای وابسته نمرات پس آزمون و نمرات آزمون پیگیری در هر یک از مقوله های شاخص کلی علایم مرضی، جسمی سازی وسواس اجبار، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب و روان پریشی آزمون SCL-90-R است.

جامعه آماری این تحقیق کلیه اعضای جامعه معلولان 1 شهر اصفهان است که تعداد آنها 290 نفر است.

(1)-جامعه معلولان تشکلی ملی است که با هدف افزایش همبستگی بین معلولان جسمی-حرکتی و فراهم آوردن زمینه گفت و شنود و تبادل نظر آنها درباره مشکلاتشان و نیز ارائه خدمات فرهنگی، آموزشی، تفریحی و ورزشی به آنها تشکیل شده است و عضویت در آن داوطلبانه و اختیاری است.

نمونه و روش نمونه گیری

برای تعیین حجم نمونه از فرمول حجم نمونه کوهن استفاده شد.نمونه مورد پژوهش 26 نفر از اعضای زن جامعه معلولان شهر اصفهان بودند که به شیوه تصادفی انتخاب و در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند.در طول اجرای جلسات گروه درمانی 3 نفر از اعضای گروه ریزش کردند و بنا بر این به منظور رعایت تساوی اندازه گروهها 3 نفر از آزمودنیهای گروه گواه نیز به صورت تصادفی حذف شدند تا تعداد آزمودنیهای هر کدام از گروههای آزمایش و گواه برابر با 10 شود.در مرحله پیگیری نیز در گروه آزمایش از 10 نفر شرکت کننده در مرحله پس آزمون، 8 نفر در جلسه پیگیری حاضر شدند؛بنا بر این در این مرحله نیز از آزمودنیهای گروه گواه که 10 نفر بودند 2 نفر به صورت تصادفی حذف شد تا تعداد آزمودنیهای هر کدام از گروههای آزمایشی و گواه برابر با 8 شود. میانگین سنی گروه آزمایش 8/30 سال و میانگین سنی گروه گواه 5/31 سال بود.

میانگین سطح تحصیلات در گروه آزمایش 1/9 سال و در گروه گواه 3/12 سال بود.در گروه آزمایش 4 نفر با ویلچر 2 نفر با عصا و 4 نفر بدون عصا بودند و در گروه گواه 2 نفر با ویلچر، 2 نفر با عصا و 6 نفر بدون عصا بودند.در گروه آزمایش 2 نفر شاغل و 8 نفر بیکار بودند و در گروه گواه 6 نفر شاغل و 4 نفر بیکار بودند.باید گفت که در این تحقیق متغیرهای سن، سطح تحصیلات، شدت معلولیت و وضعیت اشتغال با استفاده از تحلیل کواریانس و متغیرهای جنسیت و وضعیت تأهل با انتخاب آزمودنیهای زن مجرد کنترل شد و به این ترتیب گروه آزمایش و گروه گواه از لحاظ این متغیرها همسان شدند.

شیوه اجرا

پس از انتخاب آزمودنیها، طی ملاقاتی حضوری از آزمودنیهای گروه آزمایش دعوت شد که در جلسات گروه درمانی که در محل جامعه معلولان شهر اصفهان تشکیل می شود شرکت کنند.درست قبل از برگزاری اولین جلسه گروه درمانی پیش آزمون 1 در مورد هر (1)-در این پژوهش برای ارزیابی وضعیت روان شناختی معلولان جسمی زن نمره آزمودنیها در کل پرسشنامه SCL-90-R و ابعاد شکایات جسمانی، وسواس-اجبار، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب و روان پریشی مورد ارزیابی قرار گرفت و نمره آنها در سه بعد دیگر SCL-90-R یعنی پرخاشگری، ترس مرضی و افکار پارانوئید به علت پایایی آنها در هنجاریابی میرزایی(1359)کمتر از 8/0 بوده است و نیز به علت اینکه احتمالا برای بهبود آنها درمانهای درازمدت و چندگانه لازم است در این تحقیق مورد ارزیابی قرار نگرفت.

دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد.سپس برای گروه آزمایش برنامه گروه درمانی شناختی- مذهبی در قالب 8 جلسه هفتگی 90 دقیقه ای برگزار شد.پس آزمون بر روی هر گروه آزمایش و گواه انجام شد.8 هفته بعد نیز جلسه پیگیری برگزار شد و بلافاصله بعد از اتمام جلسات گروه درمانی پس آزمون بر روی هر دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد. گفتنی است، از طریق تماس تلفنی ضمن دعوت مجدد از آزمودنیهای گروه آزمایش برای شرکت در جلسه پیگیری از آنها خواسته شد که یک هفته قبل از برگزاری جلسه پیگیری، هر شب تأثیر نکات فراگرفته شده در جلسات گروه درمانی را بر افکار، احساسات و رفتار آن روز خود یادداشت نمایند تا در جلسه پیگیری در مورد آن بحث شود.

روش برگزاری جلسات گروه درمانی شناختی-مذهبی:نحوه کار در جلسات گروه درمانی که به کمک استاد راهنما اداره می شد، به این ترتیب بود که در هر جلسه بعد از جمع آوری تکالیف خانگی مربوط به موضوع جلسه قبل از تک تک اعضا در مورد نتیجه ای که از انجام آن تکلیف خاص گرفته اند، سؤال می شد.سپس موضوع مورد بحث آن جلسه مطرح شده و از اعضا خواسته می شد که نظر خود را در مورد آن بیان کرده و به تبادل نظر بپردازند.برداشت درمانگر و کمک درمانگر گروه از گفته های اعضا و نظرات شخصی خود آنها نیز مطرح می شد(خود درمانگر نیز معلول بوده و از ویلچر استفاده می کند).سپس بحثهای مطرح شده در آن جلسه جمع بندی شده و از آن نتیجه گیری به عمل می آمد.در پایان برگه های تکلیف خانگی در بین اعضا توزیع می شد که در آن بندهای در مورد موضوعات مورد بحث در آن جلسه آورده شده بود و اعضا می بایست هر شب مقابل بندهایی که در آن روز در مورد آنها صحت داشته علامت بزنند.

سرفصل مباحث مطرح شده در جلسات با استفاده از مدل درمان شناختی- مذهبی مبنی بر باور و عمل به دین و در نتیجه دستیابی به هدف و فلسفه راستین زندگی (اطاعت از خداوند و رسیدن به وصال او)و در پی آن ارتباط صحیح با خود، خداوند، جهان هستی و همنوع تنظیم شد.با توجه به این امر در هریک از جلسات هشتگانه گروه درمان شناختی-مذهبی به ترتیب یکی از موضوعات زیر مورد بحث قرار گرفت: معارفه و آشنایی و شناخت اهداف و روشها و قوانین؛لزوم یافتن هدف و توجیهی برای رنجهای زندگی و بررسی نگرشهای مذهبی در این مورد؛بررسی چگونگی رابطه با خود و خودشناسی؛بررسی روش پذیرش شرایط خود و بهبود بخشیدن به رابطه با خود

با توجه به نگرش مذهبی؛بررسی چگونگی ارتباط با خداوند و ارتقای آن؛بررسی نگرشها نسبت به جهان و آینده و چگونگی بهبود بخشیدن به آنها با توجه به دیدگاههای مذهبی؛بررسی چگونگی بهبود بخشیدن به روابط خانوادگی و اجتماعی با توجه به آموزه های مذهبی؛جمع بندی و نتیجه گیری از مباحث مطرح شده در جلسه پیگیری نیز تأثیر مباحث مطرح شده در جلسات گروه بر زندگی روزمره اعضا مورد بررسی قرار گرفت.

ابزار پژوهش

برای ارزیابی وضعیت روان شناختی معلولان از پرسشنامه SCL-90-R استفاده شد.این پرسشنامه شامل 90 سؤال برای ارزیابی علایم روانی است و میزان ناراحتی از این علایم را در طول هفته قبل می سنجد.فرم اولیه این پرسشنامه را در سال 1973 دراگویتیس، لیپمن، و کووی 1 ارائه داد(به کیش، 1373 و میرزایی 1359).میرزایی این پرسشنامه را در ایران در سال 1359 هنجاریابی کرد.هریک از پاسخهای ارائه شده به سؤالات این پرسشنامه که شامل گزینه های به هیچ وجه، کمی، در حد متوسط، نسبتا زیاد و خیلی زیاد است.بر اساس یک مقیاس چهار درجه ای به ترتیب از صفر که نشان دهنده نداشتن ناراحتی است تا 4 که بیانگر شدیدترین درجه ناراحتی است درجه بندی می شود.90 سؤال این پرسشنامه 9 بعد شکایات جسمانی، وسواس-اجبار، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب پرخاشگری، ترس مرضی، افکار پارانوئید و روان پریشی به علاوه سؤالات اضافی را در بر می گیرد.شاخص کلی علایم مرضی از تقسیم حاصل جمع نمره کل سؤالات بر تعداد سؤالات پرسشنامه یعنی 90 به دست می آید.نمره هر بعد از تقسیم حاصل جمع نمره سؤالات مربوط به آن بعد بر تعداد سؤالات آن بعد به دست می آید(به کیش، 1373 و میرزایی، 1359).روایی این پرسشنامه و ابعاد نه گانه آن در تحقیقات مختلف بین 36/0 تا 78/0 و پایانی این پرسشنامه و ابعاد نه گانه آن در پژوهشهای مختلف بین 47/0 تا 93/0 به دست آمده است.این پرسشنامه در مورد افراد دارای ناراحتیهای شدید جسمی با موفقیت به کار رفته است(به کیش، 1373).

(1)- Derogatis

Lipman Covi

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

روش تحلیل داده ها

در تحقیق حاضر برای تجزیه داده ها از روش تحلیل کواریانس استفاده شده است.

نتایج

در این قسمت ابتدا هریک از فرضیه ها مطرح و سپس نتایج حاصل از آزمون آنها بررسی می گردد.

فرضیه 1-گروه درمانی شناختی-مذهبی در مرحله پس آزمون میزان کلی علایم روانی و نیز میزان شکایات جسمانی، ، وسواس-اجبار، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب و روان پریشی معلولان جسمی زن را در مقایسه با گروه گواه کاهش می دهد.جدول 2 نتایج حاصل از آزمون فرضیه 1 را نشان می دهد.

جدول 2-بررسی معناداری تفاوت گروه آزمایش و گواه در میزان شاخص کلی علایم مرضی و شش بعد مورد بررسی SCL-90-R در مرحله پس آزمون

همان طور که جدول 2 نشان می دهد، گروه درمانی شناختی-مذهبی در مرحله پس آزمون باعث کاهش معنادار وسواس-اجبار(038/0- P )، حساسیت بین فردی (038/0- P )شده است، اما بر میزان شاخص کلی علایم مرضی(072/0- P )، شکایات

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جسمانی(292/0- P )، افسردگی(186/0- P )، اضطراب(138/0- P )و روان پریشی (203/0- P )تأثیر معناداری نداشته است.بنا بر این فرضیه 1 در کل رد می شود.

فرضیه 2-گروه درمانی شناختی-مذهبی در مرحله پیگیری میزان کلی علایم روانی و نیز میزان شکایات جسمانی، وسواس-اجبار، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب و روان پریشی معلولان جسمی زن را در مقایسه با گروه گواه کاهش می دهد.جدول 3 نتایج حاصل از آزمون فرضیه 2 را نشان می دهد.

جدول 3-بررسی معناداری تفاوت گروه آزمایش و گواه در میزان شاخص کلی علایم مرضی و شش بعد مورد بررسی SCL-90-R در مرحله پیگیری

چنانکه جدول 3 نشان می دهد، گروه درمانی شناختی-مذهبی در مرحله پیگیری باعث کاهش معنادار شاخص کلی علایم مرضی(001/0- P )، شکایات جسمانی (004/0- P )، وسواس-اجبار(003/0- P )، حساسیت بین فردی(022/0- P )، اضطراب(009/0- P )و روان پریشی(01/0- P )شده است و فقط بر میزان افسردگی تأثیر معناداری نداشته است(063/0- P )بنا بر این فرضیه 2 در کل تأیید می گردد.

بحث

در این قسمت با توجه به جدید بودن موضوع و مدل نظری مورد استفاده در تحقیق حاضر، نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها در قالب مقایسه یافته های به دست آمده از هر یک از مراحل پس آزمون و پیگیری تبیین می شود.

همان طور که در قسمت نتایج اشاره شد، گروه درمانی شناختی-مذهبی در مرحله پس آزمون کلی علایم روانی معلولان جسمی زن را کاهش نداده است، اما در مرحله پیگیری باعث کاهش معنادار این علایم شده است.در تبیین این موضوع دلایل مختلفی می توان ذکر کرد، از جمله اینکه آزمون R-90-LCS صرفا وضعیت روان شناختی هفته قبل را می سنجید و در هفته آخر برگزاری جلسات گروه اعضا به خاطر پایان یافتن گروه وضعیت روحی مطلوبی نداشتند، کما اینکه بسیاری از آنها خیلی صریح به این موضوع اشاره می کردند و طبعا این حالت در پاسخگویی آنها به سؤالات آزمون R-90-LCS که بلافاصله پس از اجرای آخرین جلسه گروه اجرا شد، منعکس شده است. اما در این حالت در مرحله پیگیری وجود نداشته است.«در گروههای کوتاه مدت و گاهی گروههای بلند مدت پایان یافتن گروه ممکن است برای هر یک از اعضا مسائلی مانند احساس کمبود، رهاشدگی و جدایی به وجود آورد.علاوه بر این چون پایان یافتن گروه ناخاسته است، مراجعان با مسأله کمبود کنترل و احساس عدم اتمام کار روبرو هستند» (ایرلی، 1999)در هر گروهی که یک رابطه عمیق، با صفا و توأم با صمیمیت به وجود آید اعضای آن اکراه دارند که به پایان رسیدن آن را ببیند(ثنایی، 1374).در گروه بسته به خصوص اگر به صورت یک واحد همبسته در آید، اعضای آن معمولا در مقابل ترک گروه مقاومت نشان می دهند، غالبا نگرانند که آیا می توانند به افراد خارج از گروه به اندازه اعضای گروه اطمینان کنند و با آنها باز باشند، آیا در خارج از گروه هم می توانند با سایرین همین نزدیکی و عطوفت و فضای عاری از پیشداوری و توأم با حمایتها را داشته باشند(کوری و دیگران 1 ، 1998 ترجمه ثنایی، 1379).علاوه بر این در تبیین عدم اثربخشی گروه درمانی شناختی-مذهبی بر میزان کلی علایم روانی معلولان جسمی در مرحله پس آزمون و اثربخشی آن بر میزان کلی این علایم در مرحله پیگیری می توان گفت (1)- la ie yeroqK

که در این مرحله پس آزمون از اعضا خواسته نشده بود که در قالب یک تکلیف خانگی به تعمق در آثار گروه بر زندگی خود بپردازند، ولی در مرحله پیگیری چنین تکلیفی برای آنها در نظر گرفته شده بود؛ضمن اینکه تفاوت بین میانگین نمرات باقی مانده شاخص کلی علایم مرضی گروه آزمایش و گروه گواه در مرحله پس آزمون به سطح معنادار نزدیک بود(072/0- P )که این با توجه به کم بودن حجم نمونه در خور توجه است.

در تبیین عدم اثر بخشی گروه درمانی شناختی-مذهبی بر کاهش میزان شکایات جسمانی آزمودنیها در مرحله پس آزمون و اثر بخشی آن بر کاهش این اختلال آنها در مرحله پیگیری می توان گفت که در مرحله پس آزمون احتمالا خود آمدن به جلسات گروه به خصوص برای اعضایی که معلولیت شدیدی داشته اند دردهای جسمی در پی داشته است؛علاوه بر این ممکن است در بعضی از اعضا علایم غم و اندوه ناشی از پایان یافتن گروه به شکل شکایات جسمی بروز کرده باشد، ولی در مرحله پیگیری چنین مسائلی مصداق نداشته است.

در تبیین اثر بخشی گروه درمانی شناختی-مذهبی بر کاهش میزان وسواس-اجبار آزمودنیها در هر یک از مراحل پس آمون و پیگیری می توان گفت با توجه به اینکه از علایم بارز وسواس-اجبار اشتغال ذهنی با افکار ناخوشایند و تصور خالی شدن مغز از هر گونه فکر و تردید در تصمیم گیری است، احتمالا در طول برگزاری جلسات گروه درمانی شناختی-مذهبی فکر اعضا معطوف به پاسخ سؤالات تکالیف خانگی بوده و افکار مربوط به آن جای افکار ناخوشایند را می گرفته است و بنا بر این یکی از روشهای عمده درمان وسواس یعنی ایجاد وقفه در فکر و جایگزین کردن افکار دیگر به جای آن (هاتون 1 1989، ترجمه قاسم زاده 1380)اجرا شده است.در متون اسلامی نیز اشاره شده است که یکی از راههای درمان وسواس، تفکر در مورد مسائل مذهبی است (نراقی، 1351).از طرف دیگر احتمالا بحثهای مطرح شده در جلسات گروه باعث شده است که توانایی تفکر سازنده در اعضا تقویت شود و نشانه هایی از قبیل احساس خالی بودن مغز از هر گونه فکر تخفیف یابد و علاوه بر این اعتماد به نفس آنها به علت دریافت بازخوردهای مثبت از سوی دیگر اعضا افزایش یابد و در نتیجه تردید در تصمیم گیری که یکی از علل آن اعتماد به نفس است، در آنها کاهش پیدا کند

(1)- notwaH

درتبیین اثر بخشی گروه درمانی شناختی-مذهبی بر کاهش میزان حساسیت بین فردی آزمودنیها در هر یک از مراحل پس آزمون و پیگیری می توان گفت از آنجا که از اهداف مهم گروه درمانی کمک به اعضا برای کسب مهارتهای اجتماعی و رفع مشکلات معاشرتی، شناخت بیشتر احساسات و برداشتها و یادگیری رفتارهای تطابقی مطلوبتر است(ثنایی 1374)، بنا بر این ویژگیهای گروه می تواند حساسیت بین فردی اعضا را که از مشخصات آن زود رنجی، احساس عدم درک شدن توسط دیگران، دوستانه نبودن رفتار دیگران نسبت به خود، حقارت در مقابل دیگران و ناراحتی به هنگام ارزیابی شدن توسط دیگران است، کاهش دهد.نتیجه آزمون پیگیری نشان می دهد که تأثیر گروه درمانی شناختی-مذهبی بر حساسیت بین فردی موقت نبوده و تا زمان اجرای آزمون پیگیری ادامه داشته است.

نتایج حاصل از آزمون اثر بخشی گروه درمانی شناختی-مذهبی بر کاهش میزان افسردگی در مراحل پس آزمون و پیگیری با نتایج تحقیق عرب ورنو سفادرانی(1378) که در آن گروه درمانی-شناختی مذهبی در کاهش میزان افسردگی معتادان مؤثر شناخته شده بود و نتایج تحقیق کن و همکاران(2002)که در آن زنان شرکت کننده در گروه درمانی سازگار شده با فرهنگ آنها نسبت به زنان شرکت کننده در گروه درمانی سازگار شده با فرهنگ آنها نسبت به زنان شرکت کننده در گروه درمانی عادی در میانگین نمرات پرسشنامه افسردگی بک، کاهش بیشتری داشتند همخوانی ندارد.

در تبیین عدم اثر بخشی گروه درمانی شناختی-مذهبی بر کاهش میزان افسردگی معلولان جسمی می توان گفت که احتمالا افسردگی در آزمودنیهای این تحقیق به علت شرایط خاص آنها شدیدتر از آن است که گروه درمانی شناختی-مذهبی بتواند باعث کاهش معنادار آن شود.معلولیت جسمی زمینه را برای ابتلا به افسردگی فراهم می سازد و در واقع یکی از بازتابهای روانی ناشی از معلولیت افسردگی است.بنا بر این ناهمخوان بودن نتایج این تحقیق با تحقیقات گذشته، ممکن است ناشی از پیامدهای روانی معلولیت باشد.از طرف دیگر به علت اینکه افسردگی نسبت به بسیاری از اختلالات روانی دیگر حالت پایدارتری دارد، بنا بر این برای بهبود آن نیز صرف وقت بیشتری لازم است و احتمالا تعداد جلسات گروه درمانی شناختی-مذهبی برای تغییر این حالت کافی

نبوده است؛ضمن اینکه تفاوت بین میانگین نمرات باقی مانده گروه آزمایش و گروه گواه در مرحله پیگیری به سطح معنادار نزدیک بود(063/0- P )که این با توجه به کم بودن حجم نمونه درخور توجه است.

نتیجه حاصل از آزمون اثر بخشی گروه درمانی شناختی-مذهبی بر کاهش میزان اضطراب در مرحله پس آزمون با نتیجه عرب ورنو سفاوردانی(1378)مبنی بر عدم اثر بخشی گروه درمانی شناختی-مذهبی در کاهش میزان اضطراب معتادان همخوانی دارد، اما نتیجه حاصل از آزمون اثر بخشی گروه درمانی شناختی-مذهبی بر کاهش میزان اضطراب آزمودنیها در مرحله پیگیری آزمون با نتیجه عرب ورنو سفاوردانی همخوانی ندارد.در تبیین این نتایج می توان به آثار پایان یافتن گروه بر حالات روحی اعضا اشاره کرد.احساس اضطراب ناشی از اختتام گروه مسأله ای متداول به هنگام پایان یافتن جلسات گروه است(ایرلی، 1999).بنا بر این در مورد این گروه نیز احتمالا پایان گروه باعث ایجاد اضطراب در اعضا شده است؛اما در مرحله پیگیری چنین حالتی وجود نداشته است و از طرف دیگر تکالیف مربوط به جلسه پیگیری باعث تعمق بیشتر در آثار گروه بر حالات اضطرابی و به کارگیری بیشتر آموخته های گروه در کاهش این حالات ولو به صورت ناخودآگاه شده است.

در تبیین عدم اثر بخشی گروه درمانی شناختی--مذهبی بر کاهش میزان روان پریشی آزمودنیها در مرحله پس آزمون و اثر بخشی آن بر کاهش اختلال آنها در مرحله پیگیری می توان به همان دلایل ذکر شده برای اثر بخشی نبودن گروه درمانی شناختی-مذهبی بر کاهش علایم روانی آزمودنیها در مرحله پس آزمون و اثر بخشی آن بر کاهش میزان علایم روانی آنها در مرحله پیگیری اشاره کرد.البته میزان روان پریشی آزمودنیها این تحقیق در دامنه بهنجار قرار داشته است؛اما پایان یافتن گروه احتمالا باعث تشدید مجدد علایم روان پریشانه دامنه بهنجار شده است.از آنجا که نتایج این تحقیق نشان داد که گروه درمانی شناختی--مذهبی بر کل کاهش میزان انواع اختلالات روانی معلولان جسمی مؤثر است، پیشنهاد می شود، چنین برنامه ای به صورت منظم در مؤسسات مربوط مثل سازمان بهزیستی و بنیاد جانبازان اجرا گردد.

منابع

به کیش، پرویز.(1373)آزمودنیهای روانی، تهران، دانشگاه تهران.

ثنایی، باقر.(1374)، مشاوره و روان درمانی گروهی، تهران، شرکت سهامی چهر.

جعفری، محمد تقی.(1368).ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج 22، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

شولتس، دوان.(1977)، روان شناسی کمال(الگوهای شخصیت سالم)، ترجمه گیتی خوشدل، (1378)، تهران مؤسسه گسترش فرهنگ و مطالعات.

عرب ورنو سفادرانی، مهدی.(1378)، «بررسی اثر بخشی گروه درمانی شناختی-مذهبی بر کاهش میزان اضطراب و افسردگی معتادان خود معرف شهر یزد»، پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی (چاپ نشده)، تهران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رود هن.

فرانکل، ویکتور.(1985)، خدا در نا خود آگاه، ترجمه ابراهیم ایزدی(1375)، تهران مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.

فرانکل، ویکتور.(1965)، پزشک و روح، ترجمه فرخ سیف بهزاد، (1366)، تهران نشر ویس. کوری، جرالد.کوری ماریان.شیندر، کالانان، پاتریک و راسل، مایکل.(1998)، فنون گروهی مشاوره و روان درمانی، باقر ثنایی، (1379)تهران، مؤسسه انتشارات بعثت.

میرزایی، رضا.(1359)، «ارزیابی و اعتبار یابی آزمون R-90-LCS ایران»، پایان نامه کارشناسی ارشد تهران، دانشگاه علوم پزشکی ایران.

نراقی، ملا احمد.(1351)، معراج السعاده، تهران مطبوعات علمی.

نوری، ابو القاسم.(1374)جنبه های روان شناختی ناتوانی جسمی:اشتغال به عنوان مهمترین عامل»، مجله پژوهشی دانشگاه اصفهان، جلد هفتم، 106-85.

هاوتون، کیت و همکاران.(1989)، رفتار درمانی شناختی، ترجمه حبیب اللّه قاسم زاده، (1380)، تهران انتشارات ارجمند.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

وصول:29/9/83

پذیرش:12/11/83

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است