جستجو در   
امکانات

مقایسه تأثیر فنون حساسیت زدایی تدریجی، جرأت آموزی و تلفیقی در درمان اختلال هراس اجتماعی
پدیدآورنده : احدی، حسن-اکبری، بهمن
بازدید : 775
تاریخ درج : 1385/12/21
منبع :

 
دانشنامه پرتال علوم انسانی و اسلامی :: فلسفه و کلام :: ترکیب :: مقایسه تأثیر فنون حساسیت زدایی تدریجی، جرأت آموزی و تلفیقی در درمان اختلال هراس اجتماعی

مقایسه تأثیر فنون حساسیت زدایی تدریجی، جرأت آموزی و تلفیقی در درمان اختلال هراس اجتماعی


چکیده

به منظور مقایسه تأثیر فنون حساسیت زدایی تدریجی، جرأت آموزی و تلفیقی و مقایسه آن با گروه گواه در درمان اختلال هراس اجتماعی، 32 نفر از افراد مبتلا انتخاب و به صورت جایگزینی تصادفی در چهار گروه درمان و گواه قرار گرفتند.سؤال کلی پژوهش حاضر این است که«آیا روشهای درمان حساسیت زدایی جرأت آموزی و تلفیق آن، در مقایسه با گروه گواه در پایان دوره درمان و سه ماه بعد از آن(ارزیابی پیگیری)در درمان اختلال هراس اجتماعی مؤثر می باشد».فرضیه کلی پژوهش عبارت بود از روش درمان تلفیقی (حساسیت زدایی تدریجی+جرأت آموزی)بیشتر از روش حساسیت زدایی تدریجی، جرأت آموزی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره درمان و پس از آن، باعث کاهش علایم مبتلایان به هراس اجتماعی می گردد.

روش تحقیق، نیمه آزمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه بالینی و (*)-این مقاله بر اساس دکترای روان شناسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران به مشاوره دکتر حسین آزاد و دکتر علی دلاور تهیه شده است.

(1)-دکتری روان شناسی.

(2)-استاد دانشگاه علامه طباطبایی.

پرسشنامه های اضطراب زونگ، پرسشنامه ترس از ارزیابی منفی و اجتناب و فشار اجتماعی واتسون و فرند و پرسشنامه جرأت ورزی گمبریل و ریچی بود.

داده های پژوهش با استفاده از تجزیه و تحلیل واریانس لیند کوئیست و آزمون تعقیبی توکی مورد تحلیل قرار گرفتند.نتایج آزمون F در سطح 01/0 نشان داد که فقط فرضیه های مربوط به دوره درمان تأیید و فرضیه های مربوط به ارزیابی پیگیری تأیید نگردیدند.به عبارت دیگر روشهای درمان حساسیت زدایی تدریجی، جرأت آموزی و تلفیقی فقط در دوره درمان مؤثر بوده و بعد از درمان از اثربخشی آنها کاسته شده است.همچنین روش تلفیقی نسبت به دو روش دیگر دارای اثربخشی بیشتری بوده است.

کلید واژها:حساسیت زدایی تدریجی، جرأت آموزی، تلفیقی(ترکیب حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی)، هراس اجتماعی.

مقدمه

اختلال هراس، به ویژه هراس اجتماعی 1 (اختلال هراس اجتماعی) 2 یکی از انواع اختلالات اضطرابی است که مقابله با آن در بهبود عملکرد افراد و کاهش اضطراب موقعیتی آنها اهمیت فروان دارد.هراس اجتماعی به صورت تجربه ناراحت کننده در حضور دیگران تعریف می شود این گونه اضطراب مشخصا در روابط بین فردی ایجاد می شود و با هر منشئی که کارآمدی در مهارتهای اجتماعی را حتی در مواردی که فرد مهارت بالایی داشته، پایین آورده و بازداری می کنند(بردی 3 1984 به نقل از جلالی، 1376).

ولپی(1990)نشان داده که بسیاری از بیمارانی که اضطراب اجتماعی دارند، جرأت ورز نیستند.به نظر ولپی در این افراد بازداری از رفتار جرأت ورزانه در گفتن کلمه «نه»و«اصرار بر خواسته های صحیح خود»بیشتر است و به همین دلیل پاسخ های جرأت ورزانه این اشخاص به عنوان پاسخ های جمع ناپذیر با اضطراب در نظر گرفته می شود.این اختلال اغلب در دوران نوجوانی یا اوایل دهه سوم آغاز می شود و شروع آن در سنین قبل از بلوغ یا بعد از 30 سالگی بسیار نادرست است(کاپلان و سادوک ترجمه پورافکاری، 1370).افراد مبتلا معمولا نگران ارزشیابی دیگران در مورد خود هستند و این نگرانی و اضطراب مورد انتظار به رفتار اجتنابی کامل می انجامد.گفته می شود (1)- Social Phobia

(2)- Social Anxiety Disorder

(3)- Bredy

هراس اجتماعی بر خلاف هراس های دیگر، در مردان و زنان به طور مساوی شایع است و بیشتر از هراس های دیگر با افسردگی و سایر اختلالات روانپزشکی رابطه دارد (دیوید سون، 2000).افراد مبتلا به هراس اجتماعی در تمامی موقعیت های اجتماعی خارج از محیط خانواده، مثل ترس از صحبت کردن و سخنرانی درجمع، غذا خوردن در مکانهای عمومی، رو به رو شدن با جنس مخالف، ترس از استفراغ کردن در جمع دچار مشکل می شوند(کاپلان و سادوک، ترجمه پورافکاری، 1370).

هایمبرگ و بارلو(1991)معتقدند که افراد مبتلا به هراس اجتماعی در واقع افرادی هستند که با وجود شروع و ادامه تعامل اجتماعی و به علت نداشتن مهارت اجتماعی و یا به دلیل خجالتی بودن، نمی توانند تعامل اجتماعی داشته باشند و گوشه گیر می شوند.

درمانهایی که بیشترین اثر بخشی را بر روی بیماران مبتلا به هراس اجتماعی داشته اند، رفتار درمانی هایی هستند که در دهه 70-60 ابداع شده اند و محور اصلی آنها رویارویی با عامل ترسناک است.البته سابقه این گونه درمانها به سالهای 1924-1920 می رسد.این نوع درمانها با کارهایی که پاولف و واتسون بر روی شرطی سازی انجام دادند، آغاز شد و از دهه 1950 با کارهای اسکینر 1 (1953)، آیزنک(1956)، ولپی (1958)، بندورا 2 (1961)استفاده عملی از آن رایج گردید(به نقل از آمالی خامنه، 1373). زمینه نظری درمان اختلال هراس به خصوص هراس اجتماعی رفتار درمانی هایی است که به طور مستقیم از یافته های روان شناختی تجربی، به خصوص کارهای ولپی(1961-1958) درباره حساسیت زدایی منظم 3 به دست آمده اند.این نوع درمان بر این فرضیه استوار است که اکثر رفتارهای نابهنجار یاد گرفته می شوند، لذا نتیجه پذیرش این فرضیه این خواهد بود که هرچه را که فرا گرفته می شود، می توان از یاد زدود و به جای آن واکنش های سازگارتری نشاند و این از طریق نزدیک شدن به شی ء مورد ترس به شیوه رویارویی مرحله به مرحله حاصل می شود نه از طریق اجتناب کردن از آن.بنا بر این در درمان از بیمار خواسته می شود که به طور مکرر با اشیای مورد ترس تماس حاصل کند و این تماس آنقدر ادامه یابد تا ترس شروع به کم شدن نماید و رویارویی دور باطلی را که نشانه ها را حفظ می کند، از میان برمی دارد و یادگیری جدیدی را تسهیل می سازد.از سوی دیگر طبق نظر بعضی محققان بهتر است، قبل از مواجه با عامل ترسناک از فنون و مهارتهای دیگری (1)- Skinner

(2)- Bendura

(3)- Systematic desensitization

مانند آرمیدگی عضلانی، حساسیت زدایی تدریجی، تجویز داروهای آرام بخش، خوردن، خندیدن و موسیقی برای کاهش اضطراب موقعیتی استفاده کرد(آستا 1 ، 1987، برنشتاین و بورکویک، 1973، جانسون، 1982، ولپی، 1981، به نقل از سیف، 1375).

پژوهشهای ترنر 2 ، دی توماسو 3 ، دی لوتی 4 ، (1985)نیز اثربخشی روش حساسیت زدایی تدریجی را مورد بازنگری قرار داده اند و ضمن اشاره به مشکلات روش شناختی آنها که ویژه اکثر پژوهشهای روان درمانی است، گزارش کردند که در هر حال روش حساسیت زدایی تدریجی برای رفع پاره ای از اختلالات مفید است.به ویژه معلوم شده که این روش برای اختلالات هراس بزرگسالان مفید است

در مطالعه شرمن(1972)که با دانشجویان مبتلا به هراس انجام داد معلوم شد که برخورد تدریجی با موقعت ترس آور واقعی باید در ضمن حساسیت زدایی انجام گیرد نه در پایان آن، بنا بر این بسیاری از درمانگران، درمانجویان خود را تشویق می کنند که قبل از پایان یافتن دوره حساسیت زدایی خود را در برخورد با شرایط طبیعی امتحان کنند (به نقل از سیف، 1375).

نوع دیگری از رفتاردرمانی پیشنهاد شده در مورد هراس اجتمایی، جرأت آموزی 5 با روش چندمحتوایی است که اولین بار سالتر 5 (1949)این روش درمانی را به کار برد.البته ولپی و لازاروس 7 (1966)، جرأت آموزی را به همان شیوه آرمیدگی تفسیر کردند و اصل درمانی مؤثر را همان«بازداری متقابل اضطراب»دانستند (به نقل از آمالی خامنه، 1373).

در رفتاردرمانی، جرأت ورزی نداشتن به منزله یک نقص مهارتی یا بازداری رفتارهایی تلقی می شود که احتمالا ناشی از تجارب یادگیری اجتماعی نادرست است (دیوید سون و گلد فرید 8 1976).

استراس(1988)یک برنامه چند محتوایی را پیشنهاد کرد که شامل آموزش مهارتهای اجتماعی یا جرأت آموزی، حساسیت زدایی در واقعیت و تخیل و نیز درمانهای شناختی است.هیوز(1988)درمانهای شناختی-رفتاری را که شامل راهنمایی کردن، الگوسازی، کنترل همایندی، تمرینهای منظم و روش عقلانی-عاطفی(به عنوان یک روش (1)- Asta

(2)- Turner

(3)- Ditomasso

(4)- Deluty

(5)- Assertive Trainig

(6)- Salter

(7)- Lazarus

(8)- Gold Freed

خود کنترلی برای تشخیص شناخت های ناسازگارانه که منجر به فشارهای هیجانی می شود) می باشد، را اجزائی مهم در مداخله های درمانی افراد مبتلا به هراس اجتماعی می داند.

ولپی(1990)نیز معتقد است روش کاهش اضطراب از طریق جلوگیری از پاسخ متقابل وارد عمل می شود که بر روش جرأت آموزی استوار است.او معتقد است که پاسخ های ابراز وجود باعث بازداری متقابل اضطراب می شود.

باتوجه به این دیدگاهها درباره کاربرد رفتاری در مهار اضطراب به ویژه حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی که یکی از شیوه های رایج در درمان هراس هاست و با توجه به کمبود و عدم دسترسی به پژوهشهای آزمایشی جدید در این زمینه در داخل کشور و با عنایت به اهمیت دست یافتن به یک روش درمانی مؤثر برای آن دسته از اختلالهای اضطرابی که میزان شیوع آنها بالاست و احتمالا در کارکردهای روزانه اختلال ایجاد می کند، ضرورت اجرای یک برنامه پژوهشی درمانی برای پژوهشگران و درمانگران اهمیت می یابد.بنا بر این سؤال و مسأله اساسی پژوهش حاضر این خواهد بود که چگونه می توان با استفاده از فنون حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی و ترکیب آن دو مبتلایان به هراس اجتماعی را درمان کرد و یا در کاهش اضطراب موقعیتی آنهاموفق شد.

فرضیه پژوهش

در پژوهش فعلی با توجه به دیدگاههای مطرح شده و نتایج به دست آمده، فرضیه های زیر طرح و مورد بررسی قرار گرفت. 1-روش درمان تلفیقی(حساسیت زدایی تدریجی+جرأت آموزی)بیشتر از روش جرأت آموزی و حساسیت زدایی تدریجی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره درمان و پس از درمان باعث کاهش اضطراب مبتلایان هراس اجتماعی می شود.

2-روش درمان تلفیقی بیشتر از روش جرأت آموزی و حساسیت زدایی تدریجی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره درمان و پس از درمان باعث کاهش ترس از ارزیابی منفی در مبتلایان هراس اجتماعی می شود.

3-روش درمان تلفیقی بیشتر از روش جرأت آموزی و حساسیت زدایی تدریجی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره درمان و پس از درمان باعث کاهش فشار و اجتناب اجتماعی در مبتلایان هراس اجتماعی می شود.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

4-روش درمان تلفیقی بیشتر از روش جرأت آموزی و حساسیت زدایی تدریجی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره درمان و پس از درمان باعث کاهش رفتار جرأت ورزانه (درجه ناراحتی)در مبتلایان هراس اجتماعی می شود.

5-روش درمان تلفیقی بیشتر از روش جرأت آموزی و حساسیت زدایی تدریجی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره درمان و پس از درمان(میزان بروز رفتار جرأت ورزانه) مبتلایان هراس اجتماعی می شود.

باید گفت که این فرضیه های پنجگانه هر یک به دو فرضیه فرعی تقسیم شده است که در بخش نتایج، فرضیه ها و رد و تأیید آن بر حسب فرضیه های فرعی صورت گرفته است.

روش پژوهش

طرح حاضر یک طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون، پس آزمون چند گروهی با گروه گواه است که هدف آن مقایسه اثربخشی روشهای حساسیت زدایی و جرأت آموزی به تنهایی و ترکیب آنها با هم در مقایسه با گروه گواه در درمان مبتلایان به هراس اجتماعی است. متغیر مستقل در این پژوهش روشهای درمانی و متغیرهای وابسته اضطراب، ترس از ارزیابی منفی، فشار و اجتناب اجتماعی، جرأت آموزی(درجه ناراحتی)و جرأت آموزی (میزان بروز رفتار)در مبتلایان به هراس اجتماعی بوده است.

متغیرهای مستقل متغیرهای وابسته

جامعه آماری این پژوهش 2500 دانشجویی دختر 18 تا 22 ساله از رشته های تحصیلی آموزش ابتدایی، ادبیات فارسی، ریاضی، علوم تجربی، معارف اسلامی، پرستاری و مامایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت بودند که در سال تحصیلی 82-81 در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بودند.

روش نمونه گیری بدین صورت بود که در جلساتی که با همکاران روان شناس و مشاور برگزار شد، مسائلی در مورد اهداف طرح مطرح و قرار شد که افرادی که مشکوک به هراس اجتماعی هستند به مرکز مشاوره دانشگاه معرفی شوند و پس از مدت یک ماه حدود 150 نفر معرفی شدند که با همکاری یکی از روانپزشکان این افراد با پرسشنامه های خودسنجی آزمون و سپس با مصاحبه بالینی مورد سنجش قرار گرفتند در نهایت 32 نفر از افرادی که ملاکها و معیارهای تشخیصی هراس اجتماعی را بر طبق DSM-IV داشتند، انتخاب شدند و سپس به صورت جایگزین تصادفی در چهار گروه درمان و گواه قرار گرفتند.تا حدّ امکان در این فرایند سعی شده تا گروهها از لحاظ سن (18 تا 22 سال)، جنس(مؤنث)، وضعیت تأهل(مجرد)، مقطع تحصیلی(کارشناسی)، وضعیت اقتصادی(متوسط)مشابه و همسان باشند.

به دنبال مصاحبه تشخیصی، هر یک از آزمودنیها مورد پیش آزمون قرار گرفتند. سپس هر گروه به طور جداگانه و به صورت گروهی در معرض متغیر مستقل قرار گرفتند. برای گروه حساسیت زدایی تدریجی و گروه جرأت آموزی و ترکیب گروه حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی هر هفته دو جلسه به مدت یک ساعت تشکیل می شد و برای گروه گواه هیچ گونه مداخله درمانی صورت نمی گرفت، روش درمان به صورت گروهی بود.تعداد جلسات درمانی برای هر گروه 16 جلسه بود که در پایان دوره درمان آزمودنیها مورد آزمون قرار گرفتند.همچنین پس از سه ماه یک مرحله ارزیابی پیگیری انجام پذیرفت.در روش حساسیت زدایی تدریجی پس از چند جلسه آموزش آرام سازی عضلات و تهیه فهرستی از سلسله مراتب اضطراب از طریق درمانگر و بیماران، به تدریج آنها با موقعیت اضطراب زا روبه رو شدند و توانستند تنش و اضطراب خود را مهار نمایند.در روش جرأت آموزی نیز از شیوه هایی چون راهنمایی و هدایت (شناسایی مشکل و رفتار هدف، شناسایی موقعیت های تهدید کننده، منطق درمان، فراهم آمدن موقعیت های تمرینی برای اجرا)، ایفای نقش و تمرین و مرور رفتاری (به کار گیری بیان احساسات، ارتباط کلامی و غیر کلامی، تمرین در تصریح عقاید مخالف

و بیان این مخالفت، تمرین در استفاده از«من»، تمرین برای بیان موافقت و ستایش، تمرین برای طرح درخواست های قاطعانه)، تکالیف خانگی و بازخورد استفاده شد.

ابزار پژوهش

در این پژوهش مقیاس اضطراب زونگ 1 ، مقیاس ترس از ارزیابی منفی(واتسون و فرند) 2 ، مقیاس فشار و اجتناب اجتماعی(واتسون و فرند)و پرسشنامه جرأت آموزی(گمبریل و ریچی) 3 برای میزان بروز رفتار و درجه ناراحتی بودند، که ضرایب پایایی آنها در حد قابل قبول بوده است.گزارش شده است که پایایی آزمونها به روش بازآزمایی در فاصله دو هفته بر روی 150 دانشجو به ترتیب برای این پرسشنامه ها 66/0، 88/0، 79/0، 87/0، 68/0، محاسبه شده است(نگارنده 1382).همچنین در جلسه هشتم مقیاس ارزیابی درمانگر برای بررسی یکی بودن رفتار درمانگر با درمانجویان تکمیل شد.

روشهای تحلیل داده ها

در پایان یافته ها با استفاده از آمار توصیفی(میانگین، انحراف معیار، نمودار)و همین طور در سطح آمار استنباطی شکل ساده شده تجزیه و تحلیل واریانس لیند کوئیست استفاده شد که در صورت معنادار شدن نسبت F از آزمون تعقیبی توکی برای مقایسه جفتی میانگین ها استفاده گردید.داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

نتایج

مطابق طرح پژوهش و به منظور آزمون فرضیه ها با آزمونهای آماری، روش آماری تجزیه و تحلیل واریانس لیند کوئیست برای ساده کردن به دو بخش تقسیم شد:

ابتدا میانگین های نمرات افتراقی( D )پیش آزمون و پس آزمون چهار گروه درمانی در متغیرهای اضطراب، ترس از ارزیابی منفی، فشار و اجتناب اجتماعی، کاهش رفتار جرأت ورزانه(درجه ناراحتی)، افزایش رفتار جرأت ورزانه(میزان بروز رفتار)از طریق (1)- Zung

(2)- Watson

Freiend

(3)- Ganbril

Richey

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

تجزیه و تحلیل واریانس یکطرفه مورد بررسی قرار گرفت که در صورت معنادار شدن F آزمون تعقیبی توکی برای مشخص شدن تفاوت جفتی میانگین های گروههای درمانی استفاده گردید.

قسمت دوم تجزیه و تحلیل واریانس یکطرفه به مقایسه میانگین های نمرات افتراقی( D )پس آزمون و آزمون پیگیری چهار گروه درمانی در متغیرهای اضطراب، ترس از ارزیابی منفی، فشار و اجتناب اجتماعی، کاهش رفتار جرأت ورزانه(درجه ناراحتی)، افزایش رفتار جرأت ورزانه(میزان بروز رفتار)می پردازد که در صورت معنادار شدن F از آزمون تعقیبی توکی برای مقایسه جفتی میانگین های گروههای درمانی استفاده گردید.

در زیر ابتدا میانگین و انحراف معیار خصوصیات جمعیت شناختی آزمودنیها در چهار گروه درمانی و سپس نمره های میانگین و انحراف معیار آزمودنیها در چهار گروه آزمایشی و سه مرحله ارزیابی آورده شده است(جدول 1و2).

جدول 1-میانگین و انحراف معیار خصوصیات جمعیت شناختی آزمودنیها

جدول 1-میانگین و انحراف معیار آزمودنیها را بر حسب سن، تحصیلات و مدت ابتلا(به ماه)نشان می دهد.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 2-میانگین و انحراف معیار نمرات آزمودنیها در چهار گروه آزمایشی و سه مرحله ارزیابی

جدول 2-میانگین و انحراف معیار آزمودنیها را در چهار گروه آزمایشی(حساسیت زدایی تدریجی، جرأت آموزی تلفیقی و مهار)و سه مرحله ارزیابی(پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری)نشان می دهد.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

همچنین به منظور بررسی اثر سوگیری درمانگر نسبت به روند درمان و گروهها درمانجویان گروههای درمانی سه گانه، پرسشنامه ارزیابی درمانگر در جلسه هشتم درمان برای هر سه گروه اجرا شد که نتایج آن در جدول 3 آمده است.

جدول 3-خلاصه تجزیه و تحلیل واریانس گروههای آزمایشی در مقیاس ارزیابی درمانگر در جلسه هشتم درمان

چون F بدست آمده(27و2)از F مورد انتظار در سطح 01/0(78/5)کوچکتر است، بنا بر این نتیجه می گیریم که تفاوتی بین سه گروه درمانی دیده نمی شود و نحوه رفتار درمانگر نسبت به گروههای درمانی یکسان بوده است.

فرضیه اول:روش درمان تلفیقی(حساسیت زدایی تدریجی+جرأت آموزی)بیشتر از روش جرأت آموزی و حساسیت زدایی تدریجی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره درمان باعث کاهش اضطراب مبتلایان به هراس اجتماعی می گردد.به منظور بررسی این فرضیه، تحلیل واریانس انجام شد که نتایج آن در جدول 4 آورده شده است.

جدول 4-خلاصه تجزیه و تحلیل واریانس نمرات افتراقی پیش آزمون و پس آزمون در دوره درمان مربوط به پرسشنامه اضطراب زونگ گروههای درمانی

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

به علت معنادار شدن F (وجود تفاوتی بین گروههای درمانی)و تأیید فرضیه اول برای مشخص شدن تفاوت بین میانگین ها به صورت جفتی از آزمون تعقیبی توکی استفاده شده که در جدول 5 نتایج آن ارائه شده است.

جدول 5-مقایسه جفتی میانگین های پیش آزمون و پس آزمون در دوره درمان مربوط به پرسشنامه اضطراب زونگ در چهار گروه درمان و گواه

*نشان دهنده تفاوت معنادار جفت میانگین ها در سطح 01/0 می باشد.

مقایسه جفتی میانگین ها نشان می دهد که به استثنای روش حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی بین روشهای حساسیت زدایی تدریجی و تلفیقی، حساسیت زدایی تدریجی و گواه، جرأت آموزی و تلفیقی، جرأت آموزی با گروه گواه و تلفیقی با گروه گواه تفاوت معناداری وجود دارد.

فرضیه دوم:روش درمان تلفیقی(حساسیت زدایی تدریجی+جرأت آموزی)بیشتر از روش جرأت آموزی حساسیت زدایی تدریجی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره بعد از درمان(ارزیابی پیگیری)باعث کاهش اضطراب مبتلایان به هراس اجتماعی می گردد، به منظور بررسی فرضیه دوم تحلیل واریانس انجام شد، که نتایج آن در جدول 6 آورده شده است.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 6-خلاصه تجریه و تحلیل واریانس نمرات افتراقی پس آزمون و پیگیری مربوط به پرسشنامه اضطراب زونگ گروههای تحت درمان

چون F محاسبه شده(95/0)کوچکتر از F مورد انتظار(57/4)می باشد بنا بر این در سطح 01/0 معنی دار نمی باشد و این نشان می دهد که بین چهار گروه درمانی و گروه گواه تفاوت معناداری در کاهش اضطراب بیماران مبتلا به هراس اجتماعی در دوره بعد از درمان وجود ندارد.به علت معنادار نشدن F نیازی به استفاده از آزمونهای توکی نمی باشد و بنا بر این فرضیه دوم رد می شود.

فرضیه سوم:روش درمان تلفیقی بیشتر از روش جرأت آموزی و حساسیت زدایی تدریجی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره درمان باعث کاهش ترس از ارزیابی منفی مبتلایان به هراس اجتماعی می گردد.به منظور بررسی این فرضیه، تحلیل واریانس انجام شد که نتایج آن در جدول 7 آورده شده است.

جدول 7-خلاصه تجزیه و تحلیل نمرات افتراقی پیش آزمون و پس آزمون( D )در دوره درمانی مربوط به پرسشنامه ترس از ارزیابی منفی در گروههای تحت درمان

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

به علت منادار شدن F (وجود تفاوت بین گروهای درمانی)و تأیید فرضیه سوم برای مشخص شدن تفاوت بین میانگین ها به صورت جفتی از آزمون تعقیبی توکی استفاده شده که در جدول 8 نتایج آن ارائه شده است.

جدول 8-مقایسه جفتی میانگین های پیش آزمون و پس آزمون در دوره درمان مربوط به پرسشنامه ترس از ارزیابی منفی در گروههای تحت درمان

*نشان دهنده تفاوت معنادار جفتی میانگین ها در سطح 01/0 می باشد.

مقایسه جفتی میانگین ها نشان داد که به استثنای روش حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی، میان روشهای حساسیت زدایی تدریجی و گروه گواه، جرأت آموزی و تلفیقی، جرأت آموزی و گروه گواه و تلفیقی با گروه گواه تفاوت معنادار از لحاظ آماری وجود دارد.

فرضیه چهارم:روش درمان تلفیقی(حساسیت زدایی تدریجی+جرأت آموزی)بیشتر از روش حساسیت زدایی و جرأت آموزی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره بعد از درمان باعث کاهش ترس از ارزیابی منفی در مبتلایان هراس اجتماعی می شود.به منظور بررسی این فرضیه تحلیل واریانس انجام شد که نتایج آن در جدول 9 آورده شده است.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 9-خلاصه تجزیه و تحلیل واریانس نمرات افتراقی پس آزمون و آزمون پیگیری مربوط به پرسشنامه ترس از ارزیابی منفی گروههای تحت درمان

چون F محاسبه شده(638/1)کوچکتر از F مورد انتظار(57/4)می باشد بنا بر این در سطح 01/0 معنی دار نمی باشد، لذا فرضیه چهارم مورد تأیید قرار نگرفت. این موضوع دلالت بر آن دارد که تفاوت معناداری بین گروههای درمانی و گواه در ارزیابی پیگیری وجود ندارد به عبارت دیگر چهار روش درمان و گواه در کاهش ترس از ارزیابی منفی مبتلایان به هراس اجتماعی با هم تفاوت ندارد.

فرضیه پنجم:روش درمان تلفیقی بیشتر از روش حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره درمان باعث کاهش فشار و اجتناب اجتماعی در مبتلایان به هراس اجتماعی می گردد.به منظور بررسی این فرضیه تحلیل واریانس انجام شد که نتایج آن در جدول 10 آورده شده است.

جدول 10-خلاصه تجزیه و تحلیل واریانس نمرات افتراقی پیش آزمون و پس آزمون در دوره درمان مربوط به پرسشنامه فشار و اجتناب اجتماعی گروههای تحت درمان

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

چون F محاسبه شده(733/76)بزرگتر از F مورد انتظار(57/4)می باشد، بنا بر این در سطح 01/0 معنی دار است و بنا بر این فرضیه پنجم مورد تأیید قرار می گیرد.این موضوع دلالت بر آن دارد که چهار روش درمان با گروه گواه در کاهش فشار و اجتناب اجتماعی مبتلایان به هراس اجتماعی با هم تفاوت دارند.به علت معنادار شدن F ، برای روشن شدن تفاوت جفتی میانگین ها از آزمون تعقیبی توکی استفاده شده که نتایج آن در جدول 11 ارائه شده است

جدول 11-مقایسه جفتی میانگین های پیش آزمون و پس آزمون در دوره درمان مربوط به پرسشنامه فشار و اجتناب اجتماعی

*نشان دهنده تفاوت معنادار جفتی میانگین ها در سطح 01/0 می باشد.

مقایسه جفتی میانگین ها نشان می دهد که به استثنای روش حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی، میان روش حساسیت زدایی تدریجی و تلفیقی، حساسیت زدایی تدریجی و گروه گواه، جرأت آموزی و تلفیقی جرأت آموزی و گروه گواه و تلفیقی با گروه گواه تفاوت معناداری از لحاظ آماری وجود دارد.

فرضیه ششم:روش درمان تلفیقی بیشتر از روش حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره بعد از درمان باعث کاهش فشار و اجتناب اجتماعی مبتلایان به هراس اجتماعی می گردد.به منظور بررسی این فرضیه تحلیل واریانس انجام شد که نتایج آن در جدول 12 آورده شده است.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 12-خلاصه تجزیه و تحلیل واریانس نمرات افتراقی پس آزمون و آزمون پیگیری مربوط به پرسشنامه فشار و اجتناب اجتماعی

چون F محاسبه شده(66/2)کوچکتر از F مورد انتظار(57/4)می باشد بنا بر این در سطح 01/0 معنی دار نمی باشد، بنا بر این تفاوتی بین روش درمانی و گروه گواه در کاهش فشار و اجتناب اجتماعی وجود ندارد.به عبارت دیگر روشها از اثربخشی یکسانی برخوردارند و به علت معنادار نشدن F ، نیازی به استفاده از آزمون توکی نمی باشد، لذا فرضیه ششم رد می شود.

فرضیه هفتم:روش درمان تلفیقی بیشتر از روش درمان حساسیت زدایی و جرأت آموزی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره درمان باعث کاهش رفتارجرأت ورزانه (درجه ناراحتی)در مبتلایان به هراس اجتماعی می شود.به منظور بررسی این فرضیه تحلیل واریانس انجام شد که نتایج آن در جدول 13 آورده شده است.

جدول 13-خلاصه تجزیه و تحلیل واریانس نمرات افتراقی پیش آزمون و پس آزمون در پرسشنامه جرأت آموزی(درجه ناراحتی)دوره درمان

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

چون F محاسبه شده(079/107)بزرگتر از F جدول(57/4)می باشد، بنا بر این بین این روشهای درمانی و گروه گواه در کاهش رفتار جرأت ورزانه(درجه ناراحتی)تفاوت معناداری وجود دارد.بنا بر این فرضیه هفتم تأیید می شود.به علت معنادار شدن F ، به منظور مقایسه جفتی میانگین ها از آزمون تعقیبی توکی استفاده شده که نتایج آن در جدول 14 ارائه شده است.

جدول 14 مقایسه جفتی میانگین پیش آزمون و پس آزمون در پرسشنامه جرأت آموزی(درجه ناراحتی)

*نشان دهنده تفاوت معنادار جفتی میانگین ها در سطح 01/0 می باشد.

مقایسه جفتی میانگین ها نشان می دهد که به استثنای روش حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی، میان روشهای حساسیت زدایی تدریجی و تلفیقی، حساسیت زدایی تدریجی و گروه گواه جرأت آموزی و تلفیقی، جرأت آموزی و گروه گواه و تلفیقی و گروه گواه تفاوت معناداری وجود دارد.

فرضیه هشتم:روش درمان تلفیقی بیشتر از روش حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره بعد از درمان باعث کاهش درجه ناراحتی مبتلایان به هراس اجتماعی می شود.به منظور بررسی این فرضیه تحلیل واریانس انجام شد که نتایج آن در جدول 15 آورده شده است.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 15-خلاصه تجزیه و تحلیل واریانس نمرات افتراقی پس آزمون و آزمون پیگیری مربوط به پرسشنامه جرأت آموزی(درجه ناراحتی)

چون F محاسبه شده(52/1)بزرگتر از F جدول(57/4)می باشد، بنا بر این در سطح 01/0 معنادار نمی باشد، بنا بر این تفاوتی بین روشهای درمانی و گروه گواه در کاهش رفتار جرأت ورزانه(درجه ناراحتی)وجود ندارد.به علت معنادار نشدن F ، نیازی به استفاده از آزمون تعقیبی توکی برای مقایسه جفت میانگین نمی باشد، بنا بر این فرضیه هشتم این پژوهش رد می شود.

فرضیه نهم:روش درمان تلفیقی بیشتر از روش درمان حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره درمان باعث افزایش رفتار جرأت ورزانه در مبتلایان به هراس اجتماعی می گردد.به منظور بررسی این فرضیه، تحلیل واریانس انجام شد که نتایج آن در جدول 16 ارائه شده است.

جدول 16-خلاصه تجزیه و تحلیل واریانس نمرات پیش آزمون و پس آزمون در دوره درمان مربوط به پرسشنامه جرأت آموزی(میزان بروز رفتار)

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

چون F محاسبه شده(813/159)بزرگتر از F جدول(57/4)می باشد، بنا بر این در سطح 01/0 معنادار است، بنا بر این فرضیه نهم مورد تأیید قرار می گیرد.یعنی بین روشهای درمانی و گروه گواه در افزایش رفتار جرأت ورزانه(میزان بروز رفتار)تفاوت معناداری وجود دارد.به علت معنادار شدن F ، به منظور مقایسه جفتی میانگین ها از

آزمون تعقیبی توکی استفاده شده که نتایج آن در جدول 17 ارائه شده است.

جدول 17-مقایسه جفتی میانگین های پیش آزمون و پس آزمون در پرسشنامه جرأت آموزی(میزان بروز رفتار)

*نشان دهنده تفاوت معنادار جفتی میانگین ها در سطح 01/0 می باشد.

مقایسه جفتی میانگین ها نشان می دهد که به استثنای روش حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی، میان روشهای حساسیت زدایی تدریجی و تلفیقی، حساسیت زدایی تدریجی و گروه گواه، جرأت آموزی و تلفیقی، جرأت آموزی و گروه گواه و تلفیقی و گروه گواه تفاوت معناداری از لحاظ آماری وجود دارد.

فرضیهه دهم:روش درمان تلفیقی بیشتر از روش درمان حساسیت زدایی جرأت آموزی به تنهایی در مقایسه با گروه گواه در دوره بعد از درمان باعث افزایش رفتار جرأت ورزانه در مبتلایان به هراس اجتماعی می شود.به منظور بررسی این فرضیه تحلیل واریانس انجام شد که نتایج آن در جدول 18 آورده شده است.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 18-خلاصه تجزیه و تحلیل واریانس میانگین نمرات افتراقی پس آزمون و آزمون پیگیری مربوط به پرسشنامه جرأت آموزی(میزان بروز رفتار)

چون F محاسبه شده(21/1)کوچکتر از F مورد انتظار(57/2)می باشد، بنا بر این در سطح 01/0 معنی دار نمی باشد، یعنی بین روشهای درمانی و گروه گواه تفاوتی در افزایش رفتار جرأت ورزانه وجود ندارد.به علت معنادار نشدن F نیاز به استفاده از آزمونهای توکی نمی باشد.بنا بر این فرضیه دهم مورد تأیید قرار نگرفت و رد شد.

بحث و نتیجه گیری

همان طور که ملاحضه شد از فرضیه های مطرح شده فقط فرضیه هایی که مربوط به دوره درمان بودند، تأیید شدند و فرضیه های دیگر که مربوط به دوره بعد از درمان(ارزیابی پیگیری)بودند، تأیید نشدند.نتیجه ای که از یافته های فرضیه پنجگانه مربوط به دوره درمان برای مثال جدول(4، 7، 10، 13، 16)گرفته می شود، این است که روش حساسیت زدایی تدریجی، جرأت آموزی و تلفیقی در مقایسه با گروه گواه در کاهش علایم وابسته به اختلال هراس اجتماعی دارای اثربخشی بیشتری است و این یافته ها در راستای پژوهشهای گذشته؛ هایمبرگ(1991)، میلبورن و کارتلج(1995)، استراس(1988)، بارلو و هایمبرگ(1991)، ابو القاسمی(1382)می باشد.درضمن روش تلفیقی نسبت به دو روش حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی مؤثرتر بوده است.همچنین نتایج فرضیه های مربوط به ارزیابی پیگیری در راستای فرضیه های مربوط به دوره درمان نبوده است.یعنی اینکه روشهای حساسیت زدایی تدریجی، جرأت آموزی و تلفیقی نسبت به گروه گواه در دوره بعد از درمان به اندازه دوره درمان مؤثر نبوده و بنا بر این اثربخشی این روشها در ارزیابی پیگیری ثبات ندارد و از اثربخشی آن کاسته شده است(به جدولهای 6، 9، 12، 15، 18).

مطابق با این یافته ها می توان نتیجه گرفت که تأثیرات روشهای درمانی حساسیت زدایی تدریجی جرأت آموزی و تلفیقی در دوره درمان بالا بوده، ولی در دوره بعد از درمان از اثربخشی هر سه روش کاسته شده و حتی به اضطراب و علایم وابسته بیماران مبتلا به هراس اجتماعی مقداری افزوده شده است، ولی اگر گروه گواه در دوره درمان هیچ گونه کاهش علایم مرضی را تجربه نکرده، اما در دوره بعد از درمان مقداری از اضطراب آن کاسته شده است(جدول 2).شاید علت کاهش تأثیرات درمان روشهای سه گانه مربوط به بی ثباتی و ناپایداری اثربخشی این روشها که هر سه از روشهای رفتار درمانی می باشند، بوده باشد.در طول پژوهشهای مختلف ثابت شده است که روشهای رفتاری تنها علایم و نشانه های اختلالات اضطرابی و غیره را در کوتاه مدت کاهش می دهند و تأثیر درمانی ریشه ای بر جا نمی گذارند.باید گفت که عدم تأثیر روشهای رفتاری در دوره بعد از درمان و پژوهش حاضر در راستای پژوهشهای گذشته که در آنها علاوه بر روشهای رفتاری از روشهای شناختی نیز استفاده شده است، نمی باشد.(رابی 1991، لادر و دیگران 1994، بایدرمن 1990، به نقل از ابو القاسمی 1382).علت کاهش علایم اضطرابی بیماران گروه گواه ممکن است ناشی از تأثیرات ارزیابی پیگیری، متغیرهای پیش بینی نشده مثل انجام درمانهای دارویی و دیگر روشهای تسکین خاطر باشد.

به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داده است که روشهای حساسیت زدایی تدریجی جرأت آموزی و تلفیق آنها، روشهای مؤثر در کاهش کوتاه مدت علایم اضطرابی در مبتلایان به هراس اجتماعی می باشد.از طرفی این نتایج نظریه عده ای از پژوهشگران(امل کمپ، واندرهات، 1983، فریدمن و لازاروس، 1991، راچمن 1966 به نقل از قاسم زاده، 1376).را مورد تأیید قرار می دهد و نشان می دهد که روشهای رفتاری به سه دلیل روشهای مؤثری در کاهش کوتاه مدت علایم اضطرابی بیماران مبتلا به هراس اجتماعی می باشند: -حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی یک درمان چند محوری است که اجزای آن همگی از روشهایی تشکیل شده اند که در کاهش علایم اضطرابی بر اساس نظریه بازداری متقابل مؤثرند.

-زیربنای روشهای جرأت آموزی و حساسیت زدایی تدریجی نوعی روش رویارویی است که ممکن است در ابتدا و در چند جلسه سطح علایم اضطرابی را افزایش دهد،

ولی به مرور و با گذشت زمان و تکرار تمرین و آرام سازی عضلانی علایم اضطرابی کاهش خواهد یافت.

-در این روش بر بررسی اثربخشی روشهای جرأت آموزی و حساسیت زدایی تدریجی و تلفیق آنها در درمان هراس اجتماعی که علایم اضطرابی در آن مربوط به یک اضطراب موقعیتی می باشد و اضطراب صفت مطرح نمی باشد، متمرکز بوده است.بنا بر این حساسیت زدایی تدریجی و جرأت آموزی و تلفیق آن دو ممکن است باعث کاهش کوتاه مدت علایم اختلال هراس اجتماعی نوجوانان و جوانان شود.نتیجه نهایی که می توان گرفت آن است که این روشها و فنون، اختصاص به یک جامعه و فرهنگ ندارد و می توان آن را با در نظر گرفتن زیر بناهای فرهنگی و منطبق کردن با آنها در جوامع مختلف به کار بست.در این حال از آنجا که پژوهش بر روی دانشجویان دختر انجام شده است، لازم است که تحقیقات مشابه دیگری با گروههای دیگر به ویژه دانشجویان پسر هم تکرار شود، تا نتایج تعمیم پذیری و نتیجه گیری قطعی تر را داشته باشند.

منابع

آمالی خامنه، شهره.(1373).بررسی تأثیر جرأت آموزی همراه با بازسازی شناختی در درمان اضطراب اجتماعی جوانان، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم پزشکی ایران.

ابو القاسمی، شهنام.(1382)، مقایسه روشهای درمانی شناختی-رفتاری، دارویی و پلاسبو در درمان اختلال اضطراب تعمیم یافته، رساله دکتری، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی.

برنشتاین، کلاس آوبور کویک، توماس.(1973)، آموزش آرامش تدریجی، ترجمه مختار ملک پور(1368)، انتشارات بامداد.

دیویسون، ج.سی.ام، آر، گلد فرید.(1976)، رفتاردرمانی بالینی، ترجمه احمد احمدی علون آبادی، (1371)، مرکز نشر دانشگاهی تهران.

جلالی، محمد رضا.(1376)، بررسی اثر روشهای آموزش و سرمشق پذیری و تمرین سرمشق پذیری و آرمیدگی عضلانی در درمان رفتارهای غیر جرأت ورزی و آموزش رفتارهای جرأت ورزانه، رساله دکتری، دانشگاه تربیت مدرس.

دلاور علی.(1380)، مبانی پژوهش در علوم انسانی، تهران، انتشارات رشد.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

سیف، علی اکبر.(1375)، تغییر رفتار، رفتاردرمانی نظریه ها و راهبردها، تهران، انتشارات رشد.

کاپلان، هارلد، بنیامین، سادوک.چکیده روانپزشکی، ترجمه نصرت اللّه پورافکاری، (1370)، تبریز، انتشارات ذوقی.

کارتلج، جی.جی اف، میلبورن.(1995)، آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان، ترجمه حسین نظری نژاد، (1369)، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی.

هاوتون، کرک.سالکو و سکیس، کلارک.(1989)، رفتار درمانی شناختی، ترجمه حبیب الله قاسم زاده، (1376)، تهران انتشارات ارجمند.

وصول:20/8/82

پذیرش:13/11/82

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است