جستجو در   
امکانات

کاربرد روش های تحلیلی در حسابرسی
پدیدآورنده : سجادی، سید حسین-اوستا، سهراب
بازدید : 860
تاریخ درج : 1385/12/7
منبع :

 
دانشنامه پرتال علوم انسانی و اسلامی :: علوم قرآن و حدیث :: آزمون :: کاربرد روش های تحلیلی در حسابرسی

کاربرد روش های تحلیلی در حسابرسی


چکیده

این تحقیق، به بررسی کاربرد روش های تحلیلی در حسابرسی پرداخته است.بدین منظور، کاربرد روش های تحلیلی در سه مرحله، برنامه ریزی، آزمون محتوا و بررسی نهایی صورت های مالی توسط حسابداران رسمی شاغل عضو جامعه حسابداران رسمی ایران مورد آزمون قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که کلیه اعضای جامعه حسابداران رسمی به استثنای حسابداران رسمی شاغل انفرادی، کاربرد روش های یاد شده را، در مراحل برنامه ریزی، آزمون محتوا و بررسی نهایی صورت های مالی تأیید می کنند؛ولی حسابداران رسمی شاغل انفرادی، ضمن تأیید کاربرد روش های تحلیلی در مراحل برنامه ریزی و آزمون محتوا، کاربرد روش های تحلیلی را در بررسی نهایی صورت های مالی تأیید نکرده اند.

واژه های کلیدی:1.حسابرسی 2.روش های تحلیلی 3.آزمون محتوا 4.برنامه ریزی 5.بررسی نهایی صورت های مالی.

1.مقدمه

رشد کمی و پیچیدگی روز افزون فعالیت های اقتصادی در دهه های گذشته نزدیک موجب شده است که اطلاعات مالی در ارزیابی افراد و واحدهای اقتصادی نقش به سزایی داشته باشد.به طوری که وجود اطلاعات مالی قابل اتکا، لازمه بقای جامعه امروزی است.

سرمایه گذاران، اعتباردهندگان، دولت و دیگران برای اتخاذ تصمیمات منطقی و معقول به اطلاعاتی اتکا می کنند که توسط دیگران تهیه شده است.در بسیاری از موارد، هدف های تهیه کنندگان این اطلاعات با اهداف استفاده کنندگان از آن ها مغایر است؛پس نیاز به وجود حسابرسان مستقل نیز در چنین استدلالی نهفته است.

در دنیای پررقابت امروز که در همه جا، کاهش هزینه و افزایش بازدهی مطرح است، رقابت در حرفه حسابرسی نیز در پهنه جهان و به خصوص در کشورهای پیشرفته صنعتی به طور محسوس تشدید شده است.این موضوع موجب شده است که حسابرسان کوشش کنند تا بر کارآیی روش های خود بیافزایند.یکی از مهم ترین راه های افزایش کارآیی در حسابرسی، استفاده از روش های تحلیلی است؛زیرا این روش ها با سرعت، صرف وقت کم و هزینه اندک انجام شدنی است.

پیشینه روش های تحلیلی در آمریکا، به سال 1972 میلادی برمی گردد.در آن سال، روش های تحلیلی در استاندارد شماره 23 حسابرسی مطرح شد(ایکپا:1972)استاندارد یاد شده حدود 16 سال مورد استفاده حسابرسان (*)استادیار حسابداری

(**)کارشناس ارشد حسابداری

مستقل بود تا این که در سال 1988 میلادی، استاندارد شماره 56 جایگزین استاندارد قبلی گردید.استاندارد جدید مانند سایر استانداردهای حرفه، فاقد توضیحات اضافی در مورد روش های اجرایی بود و به بیان کلی و عمومی موضوع پرداخته است(حساس یگانه:1376).

بیانیه استاندارد حسابرسی شماره 56 آمریکا(ایکپا:1988)در خصوص روش های تحلیلی به این نکته اشاره دارد که روش های تحلیلی را می توان در سه مرحله از حسابرسی به کاربرد که عبارتند از:

1.در مرحله برنامه ریزی حسابرسی؛

2.به عنوان آزمون محتوا؛

3.در مرحله بررسی نهایی؛

بیانیه استانداردهای حسابرسی، حسابرسان را ملزم به استفاده از روش های تحلیلی در مراحل برنامه ریزی و بررسی نهایی صورت های مالی نموده و استفاده از این روش ها را به عنوان آزمون محتوا پیشنهاد می کند.

هنگام کاربرد روش های تحلیلی در عملیات حسابرسی، حسابرس از ارتباط بین داده ها برای تعیین حساب هایی که ممکن است دارای تحریف مهم باشند، استفاده می کند.حسابرس انتظار دارد که ارتباط بین داده ها منطقی و قابل قبول بوده و این ارتباط در طول زمان ادامه داشته باشد و یا اگر شرایط تغییر کرد به میزان قابل پیش بینی تغییر کند.

انواع زیادی از روش های تحلیلی در دسترس می باشد.بعضی از این روش ها، بسیار ساده اند، درحالی که بعضی دیگر به داده های پرحجمی نیاز دارند.بعضی از روش ها نیز برای کشف تحریفات در برخی حساب ها از سایر روش ها مفیدتر هستند(کلبرت:1991).

2.کاربرد روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی حسابرسی

هدف از به کارگیری روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی حسابرسی، کمک به حسابرس در برنامه ریزی، ماهیت، زمان بندی و حجم روش های حسابرس است که برای جمع آوری شواهد اساسی جهت مانده حساب های خاص یا طبقه ای از عملیات به کار خواهد رفت.برای نیل به این هدف، روش های تحلیلی مورد استفاده در مرحله برنامه ریزی حسابرسی(جورج و دیگران:2001)شامل موارد زیر می باشد:

1.افزایش شناخت حسابرس از فعالیت و عملیات صاحب کار که از تاریخ آخرین حسابرسی تا به حال اتفاق افتاده است.

2.شناسایی محدوده ای که ممکن است احتمال خطر حسابرسی را نشان دهد.

3.توجه به زمینه هایی از حسابرسی که دارای توان بالقوه قابل توجهی برای تحریف باشد.

کاربرد روش های تحلیلی طی مرحله برنامه ریزی به حسابرس کمک می کند تا موضوعات مهمی را که در مراحل بعدی کار حسابرسی نیاز به توجه دارد، شناسایی کند.برای مثال، محاسبه نسبت گردش موجودی کالا و مقایسه آن با سال گذشته، قبل از آزمون اثبات ارزش موجودی ها، ممکن است نشان دهد که در طی این آزمون ها باید دقت خاصی اعمال شود.

3.مقایسه تطبیقی استانداردهای روش های تحلیلی حسابرسی در مرحله برنامه ریزی

استانداردهای حسابرسی آمریکا(56.oNSAS)، استاندارد حسابرسی بین المللی(ایزنو:12)استانداردهای حسابرسی استرالیا(512.oNSUA)و استانداردهای حسابرسی انگلستان(اپبنو:410)در خصوص کاربرد روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی دارای محتوای یکسانی بوده و استاندارد شماره 52 ایران نیز(سازمان حسابرسی:1379) از تمامی جنبه های با اهمیت در خصوص کاربرد روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی با استانداردهای یاد شده مطابقت دارد.هرچند که موضوع هرکدام با بندها و بیان متفاوت ارائه شده اند، نقطه اشتراک تمام آن ها به شرح زیر می باشد:«هدف از به کارگیری روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی حسابرسی کمک به حسابرس در برنامه ریزی

ماهیت، زمان بندی و دامنه(حدود)سایر روش های حسابرسی که برای جمع آوری شواهد به کار خواهند رفت، می باشد.

در استفاده از روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی حسابرسی، حسابرس باید به این موارد توجه داشته باشد:

الف.افزایش شناخت حسابرس از فعالیت صاحب کار.

ب.شناسایی نقاطی که ممکن است نشان دهنده ریسک های حسابرسی باشند».

4.کاربرد روش های تحلیلی در مرحله آزمون محتوا

روش های تحلیلی ممکن است به عنوان قسمتی از آزمون های محتوا برای دستیابی به اهداف مطلوب حسابرسی به روش مؤثری مورد استفاده قرار گیرد(جورج و دیگران:2001).

حسابرس سطحی از اطمینان را(اگر وجود داشته باشد)در نظر دارد؛او می خواهد بداند برای یک تصمیم یا یک هدف خاص، کدام روش یا ترکیبی از روش های آزمون محتوا می تواند آن سطح اطمینان را ارائه کند.برای بررسی بعضی از اظهار نظرهای مدیریت، روش های تحلیلی جهت دستیابی به سطح مناسب از اطمینان مؤثرتر هستند.برای رسیدگی به سایر اظهار نظرهای مدیریت ممکن است روش های تحلیلی در ارائه ی سطح معقول از اطمینان مؤثر یا سودمند نباشند.تأثیر و سودمندی روش های تحلیلی در شناسایی اشتباهات قابل پیش بینی بستگی دارد به:

الف.ماهیت اظهار نظرهای مدیریت؛ب.معقول بودن و قابلیت پیش بینی نسبت ها؛ج.در دسترس بودن و قابلیت اعتماد اطلاعات به کار رفته برای برآورد نتایج مورد انتظار؛د.دقت پیش بینی ها.

5.مقایسه تطبیقی استانداردهای روش های تحلیلی حسابرسی در مرحله آزمون محتوا

استانداردهای حسابرسی آمریکا(56.oNSAS)، استانداردهای حسابرسی بین المللی (12.oNSAI)، استانداردهای حسابرسی استرالیا(512.oNSUA)و استاندارد حسابرسی انگلستان (410.oNBPA)در خصوص کاربرد روش های تحلیلی در مرحله آزمون محتوا، دارای محتوای یکسانی است و الزامات مندرج در استاندارد شماره 52(سازمان حسابرسی:1379)ایران نیز از تمامی جنبه های با اهمیت در خصوص کاربرد روش های تحلیلی در مرحله آزمون محتوا با استانداردهای یاد شده، مطابقت دارد.نقطه اشتراک تمامی استانداردهای یاد شده به شرح زیر است:

«حسابرس برای کاهش خطر عدم کشف در صورت های مالی می تواند بر نتایج حاصل از آزمون جزییات، روش های تحلیلی یا ترکیبی از هر دو، اتکا کند».

6.کاربرد روش های تحلیلی در مرحله بررسی کلی صورت های مالی

پس از تکمیل مراحل مختلف حسابرسی، صورت های مالی از نظر کلی مورد بررسی نهایی قرار می گیرند تا اطمینان بیشتری حاصل شود که نکات مهمی نادیده نمانده باشد.این بررسی نهایی به طور اجمالی انجام می شود و ضوابط و معیارهای دقیقی ندارد.

هدف نهایی حسابرسی صورت های مالی، کاهش خطر حسابرسی به سطحی منطقی برای اظهار نظر نسبت به صورت های مالی است که به دلیل وجود روابط متقابل بین اجزای خطر حسابرسی، حسابرس می تواند برای حسابرسی یک ادعا، میان چند روی آورد حسابرسی ممکن، یکی را برگزیند(مهام:1381).استفاده از روش های تحلیلی در مرحله بررسی نهایی صورت های مالی، حسابرس را در ارزیابی موارد ذیل کمک می کند:

1.کفایت آزمون های محتوای انجام شده؛

2.کفایت شواهد به دست آمده؛

3.اعتبار نتایج به دست آمده؛

4.ارزیابی ارائه ی کلی صورت های مالی؛

5.اظهار نظر درباره صورت های مالی؛

در بررسی کلی صورت های مالی باید موارد زیر مورد توجه قرار گیرد:

الف.کفایت شواهد جمع آوری شده برای توجیه مانده های غیر معمول یا غیر متنظره که در مرحله برنامه ریزی و یا در طول حسابرسی شناسایی نشده اند.

ب.مانده ها یا روابط غیر معمول و یا غیر منتظره که قبلا مشخص شده اند(کلبرت:1991).

7.مقایسه تطبیقی استانداردهای روش های تحلیلی حسابرسی در مرحله بررسی نهایی صورت های مالی

استانداردهای حسابرسی آمریکا 56.oNSAS ، استانداردهای حسابرسی بین المللی (12.oNSAI)، استانداردهای حسابرسی استرالیا(512.oNSUA)و استانداردهای حسابرسی انگلستان (410.oNBPA)در خصوص کاربرد روش های تحلیلی در مرحله بررسی نهایی صورت های مالی، دارای محتوای تقریبا یکسانی بود.و الزامات مندرج در استاندارد شماره 52 ایران(سازمان حسابرسی:1379)نیز از تمامی جنبه های با اهمیت در خصوص کاربرد روش های تحلیلی در مرحله بررسی نهایی با استانداردهای یاد شده مطابقت دارد.نقطه اشتراک تمامی استانداردهای مزبور به شرح زیر است:«هدف استفاده از روش های تحلیلی در این مرحله، کمک به حسابرس در ارزیابی نتایج به دست آمده و ارزیابی ارائه ی کلی صورت های مالی می باشد».

8.فرآیند روش های تحلیلی

روش های تحلیلی در عمل، از سه مرحله زیر تشکیل می شود:

1.8.مانده سنجی یا آزمون برآورده مانده

این آزمون به طور معمول از ملاحظات و محاسبات ساده نشأت می گیرد و با استفاده از اطلاعات مالی و عملیاتی، به رقمی برآوردی می انجامد(اکبری و علی مدد:1379).

نمونه بارز آزمون برآورد مانده، برآورد هزینه مطالبات دریافت نشده احتمالی است که براساس اطلاعات مربوط به فروش جاری و حساب های دریافتنی محاسبه می شود.نمونه های دیگری از آزمون برآورد مانده عبارتند از:مقایسه اطلاعات صاحب کار با نتایج برآورد شده با استفاده از اطلاعات غیر مالی، مقایسه اطلاعات صاحب کار با نتایج پیش بینی شده توسط حسابرس، مقایسه عملکرد واقعی صاحب کار با بودجه.

2.8.تحلیل روندها

در این روش، حسابرس مانده و وضعیت حساب را در سال مورد رسیدگی با روند گذشته مقایسه می نماید تا معلوم کند که آیا نسبت به گذشته در حد قابل قبولی باقی مانده است یا نه؟نمونه بارز تحلیل روند، مقایسه اطلاعات صاحب کار با اطلاعات مشابه یک یا چند سال قبل می باشد.

3.8.تحلیل نسبت ها

در تحلیل نسبت های مالی، حسابرس انتظار دارد که رابطه بین مانده حساب های یک واحد در طول زمان و یا در مقام مقایسه با سایر واحدهای مشابه ثابت بماند.نمونه بارز، این روش مقایسه اطلاعات صاحب کار با شاخص های صنعت می باشد.

در برخی از کشورها، سازمان هایی وجود دارند که شاخص های اصلی را به صورت نسبت یا درصد برای هر رشته از فعالیت تجاری یا صنعتی تهیه و منتشر می کنند.

مقایسه با شاخص های صنعت ممکن است حسابرسان را از اشتباهات طبقه بندی، کاربرد غلط اصول حسابداری یا اشتباهات موجود در برخی از اقلام صورت های مالی صاحب کار آگاه سازد.افزون بر این، مقایسه یاد شده می تواند نقاط قوت و ضعف عمل کرد صاحب کار را در مقایسه با شرکت های مشابه برای حسابرسان مشخص کند(ارنز و لئوبک :1992).

9.سابقه تحقیقات و مطالعات انجام شده 1.9.تحقیقات داخلی

با بررسی های به عمل آمده در داخل کشور، تحقیقی میدانی در این خصوص صورت نگرفته است؛فقط مقاله ای نظری توسط آقای حساس یگانه(1376)ارائه گردیده است.در این مقاله بیشتر به بررسی مدل ها پرداخته شده و به شرح زیر نتیجه گیری شده است:ذکر این نکته ضروری به نظر می آید که در کشورمان شناخت اندکی درباره ماهیت و قابلیت های روش های تحلیلی در تئوری و عمل و استفاده از مدل ها وجود دارد و لازم است، استادان، حسابداران، حسابرسان خبره و صاحب نظران؛نسبت به آموزش، تهیه مقاله و اجرای روش های مختلف تحلیلی و کاربردهای مدل های مختلف، اقدام نمایند.

2.9.تحقیقات خارجی

تحقیقی تحت عنوان«روش های تحلیلی در حسابرسی»توسط اریک هایرست و لیزا کونس(1996)انجام گرفته است.هدف این تحقیق، چگونگی کاربرد روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی، آزمون محتوا و مرحله بررسی نهایی صورت های مالی بود.در این تحقیق، مصاحبه هایی با 36 حسابرس حرفه ای در سطوح مختلف از لحاظ تجربه و مسؤولیت(مثل حسابداران ارشد، مدیران و شرکا)شاغل در 6 شرکت بزرگ حسابرسی آمریکا انجام گرفته است.نتایج تحقیق به شرح زیر بود:

1.اطلاعات کامل تری در خصوص نحوه اجرای روش های تحلیلی در حسابرسی ارائه شد که می تواند مبنای مناسبی برای پژوهش های بعدی درباره مشکلات اجرای روش های تحلیلی در حسابرسی باشد.

2.اطلاعات مناسبی درباره نحوه کاربرد روش های تحلیلی در حسابرسی به کمیته تدوین استانداردهای حسابرسی جهت ارائه راهنمایی برای انجام روش های تحلیلی، پیشنهاد گردید.

3.ویژگی های روش های تحلیلی آن گونه که اجرا می شوند به استادان، دانشجویان، حسابداران و حسابرسان ارائه گردید.

تحقیق دیگری با عنوان«نقش روش های ارائه مشکلات در فرآیند تصمیم گیری حسابرسان در روش های تحلیلی» توسط بدارد و بیگز(1999)انجام گرفت.هدف این تحقیق این بود که ببینند، چگونه روش های ارائه ی مسایل می تواند حسابرسان را به دید بهتری در مورد تبیین احتمالی مغایرت ها سوق داده و فرآیند تصمیم گیری حسابرسان را در روش های تحلیلی بهبود بخشد.یافته های تحقیق نشان می دهد که دستیابی به یک اظهار نظر مؤثر در مورد مشکل فرآیند تصمیم گیری، رسیدن به فرآیند تصمیم گیری موثر و تشخیص اشتباه مورد بررسی در روش های تحلیلی، حیاتی است.

10.فرضیه های تحقیق

روش های تحلیلی در سه مرحله و در طول اجرای عملیات حسابرسی مورد استفاده قرار می گیرند.برخی از روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی مورد استفاده قرار می گیرند؛زیرا در تعیین ماهیت، حجم و زمان بندی رسیدگی هایی که باید انجام شود، مؤثر می باشند.اجرای روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی به حسابرس امکان می دهد، مواردی را که نیازمند توجه بیشتری است، پیشاپیش مشخص و محدوده ای را که احتمال خطر بالاتری دارد، تعیین و در برنامه به آن ها عنایت نماید.

استفاده از روش های تحلیلی در طول عملیات حسابرسی نیز ضرورت دارد و موجب نشان دادن خطاهای احتمالی است و در نهایت انجام روش های تحلیلی در بررسی کلی و نهایی صورت های مالی نیز موجب اطمینان خاطر حسابرسان از تکمیل عملیات حسابرسی می گردد.با این مقدمه و براساس مبانی نظری روش های تحلیلی، فرضیه های تحقیق عبارتند از:

فرضیه اول:حسابرسان مستقل از روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی حسابرسی استفاده می کنند.

فرضیه دوم:حسابرسان مستقل از روش های تحلیلی در مرحله آزمون محتوا استفاده می کنند.

فرضیه سوم:حسابرسان مستقل از روش های تحلیلی در بررسی کلی صورت های مالی در پایان کار حسابرسی استفاده می کنند.

فرضیه فرعی اول:بین میزان تحصیلات حسابرسان مستقل و کاربرد روش های تحلیلی در حسابرسی رابطه معنی داری وجود دارد.

فرضیه فرعی دوم:بین سابقه خدمت حسابرسان مستقل و کاربرد روش های تحلیلی در حسابرسی رابطه معنی داری وجود دارد.

11.روش تحقیق

با توجه به نوع تحقیق و نمونه آماری موردنظر، روش تحقیق برمبنای روش تحقیق پیمایشی انتخاب شده است. در این تحقیق، به منظور کسب اطلاعاتی پیرامون کاربرد روش های تحلیلی در حسابرسی توسط حسابرسان مستقل در ایران، ابتدا به کتب و استانداردهای حسابرسی و مقالات معتبر حسابرسی مراجعه گردید؛سپس براساس این مطالعات، مقدمات تهیه پرسش نامه فراهم گردید.پرسش نامه موردنظر شامل 23 پرسش بود که به گونه ای شایسته عوامل کیفی را به اندازه های کمی تبدیل می کند.جدول شماره(6)شاخص های فرضیه های تحقیق را به همراه میانگین و انحراف معیار آن ها نشان می دهد.

12.مقیاس های سنجش متغیرها

با شناسایی متغیرهای تحقیق در قسمت قبلی و برای تبدیل فرضیه پژوهشی به فرضیه های آماری، لازم است، مقیاس سنجش آن ها تدوین شود.مقیاس اندازه گیری، مجموعه قواعدی برای انتساب آزمودنی ها به مقوله ها یا اعداد می باشد.مقیاس سنجش تحقیق، مقیاس رتبه ای(ترتیبی)می باشد.مقصود از سنجش آن است که یک موضوع و مطلب با واحدها یا مقیاس هایی که به صورت ذهنی کم و بیش ملموس باشند، اندازه گیری شود.در این تحقیق، از مقیاس لیکرت استفاده شده است.در طیف لیکرت، گویه ها را محقق تهیه می کند.بدین ترتیب که او جملاتی را که حدس می زند با موضوع مورد مطالعه در رابطه است می سنجد و برمی گزیند.طیف به کار برده شده در این تحقیق و کلمات مشخصه هر قسمت، شامل خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد می باشد.

پس از جمع آوری پرسش نامه ها، محقق به تحلیل گویه ها و شماره گذاری طیف می پردازد.از پاسخ گویان خواسته شد که گویه ها را برمبنای مقیاس پنج قسمتی یاد شده بررسی نماید، اما این مقیاس با اعداد مشخص نشده است تا بر روی پاسخ دهندگان تأثیر بگذارد.پس از بازگشت پرسش نامه ها از طرف پاسخ دهندگان، طیف یاد شده به صورت زیر با اعداد شماره گذاری گردید.

13.جامعه آماری، نمونه و حجم نمونه

جامعه آماری، تعداد حسابداران رسمی شاغل عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشد.تعداد اعضای جامعه یاد شده در زمان انجام تحقیق، 889 نفر بود.روش نمونه گیری به طریق تصادفی طبقه ای است.بدین صورت که جامعه آماری به سه طبقه، حسابداران شاغل در سازمان حسابرسی، حسابداران شریک در مؤسسات عضو جامعه و حسابداران شاغل انفرادی تقسیم گردیده؛سپس به نسبت هر طبقه به کل جامعه آماری، اعضای گروه نمونه از طبقات چهارگانه

یاد شده، به تعداد 102 نفر برگزیده شد.از پرسش نامه های ارسالی برای نمونه انتخابی، 12 پرسش نامه ناقص بود که در نهایت تجزیه و تحلیل براساس داده های 90 پرسش نامه صورت گرفت.

14.اعتبار و روایی 1.14.روایی

برای تعیین روایی پرسش نامه تحقیق انجام شده؛ابتدا پرسش نامه در سطح محدود توزیع گردید و با محاسبه های به عمل آمده در نمونه کوچک پیش آزمون، پرسش ها متناسب با درک و نگرش و فرهنگ جامعه آماری اصلاح و تنظیم گردید.

2.14.پایایی

در این تحقیق، با توجه به حجم بالای داده ها، از برنامه اس پی اس اس استفاده گردید و رابطه 38/92%-?a (آلفای کرونباخ)از مجموع پرسش نامه ها به دست آمد که حاکی از اعتبار بالای پرسش نامه است.

15.روش های آماری مورد استفاده

روش های استفاده شده برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه ها عبارتند از:

1.ترسیم جدول ها و نمودارها و آمار توصیفی(شامل شاخص های مرکزی و شاخص های پراکندگی)و توصیف پرسش های تحقیق؛

2.روش های آماری Z ؛

3.روش های ناپارامتری 1

4.آزمون استقلال کای-دو 2

16.نتایج تحقیق

به طور کلی، این تحقیق با سه فرضیه صورت بندی شد که تمامی این فرضیه ها در سطح اطمینان 95%مورد آزمون قرار گرفتند.همان طور که در جدول شماره(1)مشاهده می شود، هر سه فرضیه مطرح شده مورد تأیید قرار گرفته؛ولی فرضیه های فرعی یک و دو نیز با توجه به جدول شماره(2)، تأیید نشدند.

آزمون فرضیه اول:حسابرسان مستقل از روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی حسابرسی استفاده می کنند.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول شماره(3)مشاهده می شود که:

الف.کل نمونه آماری:برای کل نمونه، آماره آزمون 57/23-Z در مقایسه با مقدار بحرانی در ناحیه 1H قرار گرفته است.بنابراین، فرض o H در سطح اطمینان 95%رد شده و فرضیه پژوهشی مبنی بر کاربرد روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی توسط حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی ایران تأیید می شود.

ب.حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی:برای حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی، آماره آزمون 388/15-Z در مقایسه با مقدار بحرانی در ناحیه 1H قرار گرفته است.بنابراین، فرض o H در سطح اطمینان 95%رد شده و فرضیه پژوهشی تأیید می شود.به عبارت دیگر، حسابداران رسمی شاغل در استخدام سازمان حسابرسی نیز اعتقاد دارند که حسابداران رسمی عضو جامعه از روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی استفاده می نمایند.

ج.حسابداران رسمی شریک در مؤسسات عضو جامعه:برای حسابداران رسمی شریک در مؤسسات عضو جامعه، سطح معنی داری فرضیه 002/0 محاسبه شده که چون 05/0002/0 است بنابراین، با اطمینان 95%می توان بیان نمود که فرض o H رد شده و فرضیه پژوهشی تأیید می شود به عبارت دیگر، حسابداران رسمی شریک در مؤسسات عضو جامعه اعتقاد دارند که حسابداران رسمی عضو جامعه از روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی استفاده می کنند.

د.حسابداران رسمی شاغل انفرادی:برای طبقه سوم، حسابداران رسمی شاغل انفرادی، سطح معنی داری فرضیه 002/0 محاسبه شده است که چون 05/0002/0 می باشد بنابراین، با اطمینان 95%می توان ادعا کرد که فرض o H رد شده و فرضیه پژوهشی تأیید می شود.به عبارت دیگر، حسابداران رسمی شاغل انفرادی اعتقاد دارند که حسابداران رسمی عضو جامعه از روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی استفاده می کنند.بنابراین، نتیجه گرفته می شود که حتی بین طبقات مختلف اعضای جامعه در مورد کاربرد روش های تحلیلی در حسابرسی اتفاق نظر کامل وجود دارد.

آزمون فرضیه دوم:حسابرسان مستقل از روش های تحلیلی در مرحله آزمون محتوا استفاده می کنند.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول شماره(4)مشاهده می شود که:

الف.کل نمونه:برای کل نمونه آماری، آماره آزمون 54/25-Z در مقایسه با مقدار بحرانی در ناحیه 1H قرار می گیرد.بنابراین، فرض o H در سطح اطمینان 95%رد شده و فرضیه پژوهشی مبنی بر کاربرد روش های تحلیلی در مرحله آزمون محتوا توسط حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی تأیید می شود.

ب.حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی:برای حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی، آماره آزمون 99/14-Z در مقایسه با مقدار بحرانی در ناحیه 1H قرار گرفته است.بنابراین، فرض o H در سطح اطمینان 95%رد می شود و فرضیه پژوهشی تأیید می شود.به عبارت دیگر، حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی، اعتقاد دارند که حسابداران رسمی عضو جامعه از روش های تحلیلی در مرحله آزمون محتوا استفاده می کنند.

ج.حسابداران رسمی شریک در مؤسسات عضو جامعه حسابداران رسمی:برای حسابداران رسمی شریک در مؤسسات عضو جامعه، سطح معنی داری فرضیه 002%بوده که چون 05%002%است.بنابراین، با اطمینان 95% می توان بیان کرد که فرض o H رد می شود و فرضیه پژوهشی تأیید می شود.به عبارت دیگر، حسابداران رسمی شریک در مؤسسات عضو جامعه اعتقاد دارند که حسابداران رسمی از روش های تحلیلی در مرحله آزمون محتوا استفاده می کنند.

د.حسابداران رسمی شاغل انفرادی:برای حسابداران رسمی شاغل انفرادی، سطح معنی داری فرضیه 002/0 محاسبه شده که چون 05/0است.بنابراین، با اطمینان 95%می توان ادعا نمود که فرض o H رد می شود و فرضیه پژوهشی تأیید می شود.به عبارت دیگر، حسابداران رسمی شاغل انفرادی اعتقاد دارند که حسابداران رسمی عضو جامعه روش های تحلیلی را در مرحله آزمون محتوا به کار می برند.همان طورکه ملاحظه می شود، تمام طبقات جامعه حسابداران رسمی، معتقد به کاربرد روش های تحلیلی در مرحله آزمون محتوا هستند.

آزمون فرضیه سوم:حسابرسان مستقل از روش های تحلیلی در مرحله بررسی نهایی صورت های مالی استفاده می کنند.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول شماره(5)مشاهده می شود که:

الف.کل نمونه آماری:برای کل نمونه، آماره آزمون 95/11-Z در مقایسه با مقدار بحرانی در ناحیه 1H قرار گرفته است بنابراین، فرض o H در سطح اطمینان 95%رد شده و فرضیه پژوهشی مبنی بر کاربرد روش های تحلیلی در مرحله بررسی نهایی صورت های مالی توسط حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی ایران تأیید می شود.

ب.حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی:برای حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی، آماره آزمون 34/10-Z در مقایسه با مقدار بحرانی در ناحیه 1H قرار گرفته است، بنابراین، فرض o H در سطح اطمینان 95%رد شده و فرضیه پژوهشی تأیید می شود.به عبارت دیگر، حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی، اعتقاد دارند که حسابداران رسمی عضو جامعه از روش های تحلیلی در مرحله بررسی نهایی صورت های مالی استفاده می نمایند.

ج.حسابداران رسمی شریک در مؤسسات عضو جامعه:برای حسابداران رسمی شریک در مؤسسات عضو جامعه، سطح معنی داری فرضیه 023/0 بوده که چون 05/0023/0 می باشد بنابراین، با اطمینان 95%می توان بیان نمود.

که فرض o H رد شده است.به عبارت دیگر حسابداران رسمی شریک در مؤسسات، عضو جامعه اعتقاد دارند که حسابداران رسمی از روش های تحلیلی در مرحله بررسی نهایی صورت های مالی استفاده می نمایند.

د.حسابداران رسمی شاغل انفرادی:برای حسابداران رسمی شاغل انفرادی، سطح معنی داری فرضیه 344/0 محاسبه شده است که چون 05/0<344/0 می باشد بنابراین، با اطمینان 95%می توان بیان نمود که فرض o H را نمی توان رد کرد به عبارت دیگر، حسابداران رسمی شاغل انفرادی کاربرد روش های تحلیلی را در مرحله بررسی نهایی صورت های مالی تأیید نمی کنند.در تحقیقی که توسط سیمونیک و دوپاچ(1980)انجام گرفت بیان شده که مؤسسات بزرگ حسابرسی، از شهرت بالاتری برخوردارند و معمولا هزینه بیشتری را صرف آموزش حسابرسان خود کرده و کنترل کیفیت قوی تری دارند.هم چنین در تحقیقی که توسط داتار و همکارانش(1980)انجام گرفت، مدلی را ارائه کردند که رابطه مثبت میان ارزش مؤسسه حسابرسی و کیفیت حسابرسی را نشان می داد.با توجه به این تحقیقات می توان گفت شاید به دلیل این که مؤسسات انفرادی، کوچک تر هستند و تنها یک شریک دارند، کنترل کیفیت پایین تری دارند و شرکای دیگری نیست که بر کار آن ها نظارت و یا شرکت داشته باشد.بنابراین، به استثنای حسابداران رسمی شاغل انفرادی، تمام طبقات جامعه حسابداران رسمی معتقد به کاربرد روش های تحلیلی در مرحله بررسی نهایی صورت های مالی هستند.

آزمون فرضیه فرعی یک:بین میزان تحصیلات حسابرسان مستقل و کاربرد روش های تحلیلی در حسابرسی رابطه معنی داری وجود دارد.

برای آزمون های فرضیه های فرعی از آزمون کای-دو استفاده شده است.آزمون کای-دو برای بررسی فرضیه استقلال دو متغیر که حد اقل یکی از آن ها کیفی است استفاده می شود.در این آزمون فراوانی های مشاهده شده با فراوانی های مورد انتظار استقلال دو متغیر مقایسه می شوند(آذر و مؤمنی:1377).

متغیر کاربرد از روش های تحلیلی با طبقه بندی مجدد به سه گروه تقسیم شده است:بدین ترتیب که نظرات خیلی زیاد و زیاد با نمره های 5 و 4 در گروه یک قرار گرفتند، نظرات متوسط با نمره 3 نیز در گروه دو قرار گرفت و هم چنین نظرات کم و خیلی کم با نمره های 2 و 1 در گروه سه قرار گرفتند.از طرف دیگر متغیر تحصیلات آزمودنی ها به دو گروه لیسانس و فوق لیسانس و بالاتر، براساس موقعیت موجود تقسیم بندی شده اند.

با توجه به اطلاعات جدول شماره(2)، 2 K محاسبه شده توسط نرم افزار اس پی اس اس برابر با 071/1 است. هم چنین، سطح معنی داری فرضیه فرعی یک 585/0 محاسبه شده است.با توجه به مقدار بحرانی 05/0، آماره آزمون در ناحیه o H قرار می گیرد(585/005/0)به عبارت دیگر، می توان با اطمینان 95%بیان کرد بین میزان تحصیلات حسابرسان مستقل و کاربرد روش های تحلیلی رابطه معنی داری وجود ندارد.

آزمون فرضیه فرعی دو:بین سابقه خدمت حسابرسان مستقل و کاربرد روش های تحلیلی رابطه معنی داری وجود دارد.

در مورد فرضیه فرعی دو نیز مانند فرضیه فرعی یک، متغیر کاربرد روش های تحلیلی به سه گروه و سابقه خدمت آزمودنی ها به دو گروه تقسیم شده است.گروه اول شامل سابقه خدمت 15 سال و کمتر و گروه دوم شامل سابقه خدمت بالای 15 سال در نظر گرفته شد.با توجه به اطلاعات جدول شماره 2، 2 K محاسبه شده برابر با 696/3 می باشد و با توجه به این که در فرضیه های تبیین شده این تحقیق آلفا برابر 5%در نظر گرفته شده است و از آن جایی که آماره آزمون در ناحیه o H قرار می گیرد پس نمی توان گفت که در سطحک اطمینان 95%رابطه معنی داری را نشان می دهد (سطح معنی داری 158%05/0).

بنابراین، با توجه به مطالب مزبور می توان نتیجه گرفت که میزان سابقه خدمت آزمودنی ها در کاربرد روش های تحلیلی در حسابرسی تأثیری ندارد و دو متغیر مستقل از یکدیگرند.

17.محدودیت های تحقیق

این تحقیق با محدودیت هایی به شرح زیر مواجه بوده است:

1.محدودیت ذاتی پرسش نامه کتبی؛

2.محدودیت دیگر تحقیق مربوط به مقیاس اندازه گیری داده ها و طیف لیکرت است.باوجوداین که طیف لیکرت، نسبت به طیف های دیگر گرایش ها را دقیق تر و با حجم کار کمتر می سنجد؛با این وصف از سطح یک مقیاس ترتیبی تجاوز نمی کند و نمی توان آن را در سطح مقیاس های فاصله ای دانست.

3.احتمال عدم تعمیم پذیری نتایج تحقیق به آن دسته از حسابرسان مستقلی که عضو جامعه حسابداران رسمی نبوده و یا عضو غیر شاغل هستند، نیز از محدودیت های دیگر تحقیق به شمار می رود.

18.پیشنهادها

با توجه به تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق و نتایج به دست آمده از آن به منظور گسترش کاربرد روش های تحلیلی در حسابرسی پیشنهادات زیر ارائه می شود:

1.پیشنهاد می شود تغییراتی در عناوین درس حسابرسی در دانشگاه ها ایجاد شود تا روش هایی مانند روش های تحلیلی حسابرسی، بیشتر مودر توجه قرار گیرد و چگونگی کاربرد آن ها به دانشجویان آموزش داده شود.

2.با توجه به توضیحات اکثر پاسخ دهندگان در مورد یکی از پرسش ها(مقایسه درصدهایی مثل درصد سود ناخالص صاحب کار با شاخص های صنعت)مبنی بر این که شاخص صنعت تاکنون در ایران به صورت مدون منتشر نشده و دسترسی به شاخص های صحیح امکان پذیر نبوده است؛لذا پیشنهاد می شود که سازمان های ذیربط اطلاعات و شاخص های گروه های مختلف تجاری و صنعتی را جمع آوری و در اختیار استفاده کنندگان به خصوص حسابرسان قرار دهند.

3.با توجه به این که در استاندارد شماره 52 ایران حسابرسان ملزم به استفاده از روش های تحلیلی در مرحله بررسی نهایی صورت های مالی هستند؛ولی یافته های این تحقیق نشان داد که یک گروه از جامعه یعنی حسابداران رسمی شاغل انفرادی کاربرد روش های تحلیلی را در مرحله بررسی نهایی تأیید نمی کنند؛پیشنهاد می شود از طریق آیین رفتار حرفه ای شیوه خود کنترلی توسط مؤسسات حسابرسی و حسابداران شاغل انفرادی اعمال و الزامی شود و به عوامل کنترل کیفیت کار حسابرسی توجه شود.افزون بر این، جامعه حسابداران رسمی ایران نیز نظارت بیشتری بر کار حرفه ای حسابداران شاغل انفرادی بنماید.

4.همان طورکه در جدول شماره(6)مشاهده می شود در مورد حساب های بحرانی(مانند موجودی جنسی یا مطالبات)ارزیابی مجدد آن ها در سطح پایینی قرار دارد(میانگین 751/2)با توجه به این که بررسی مجدد حساب های بحرانی دارای اهمیت زیادی است بنابراین پیشنهاد می شود، حد اقل حسابرسان مستقل این موضوع را بیشتر مورد توجه قرار داده و حساب های بحرانی را مجداد ارزیابی نمایند و یا این که در ارزیابی های اولیه آن را با دقت و کنترل بیشتری انجام دهند.

5.اگرچه بررسی گزارش های مالی میان دوره ای در روش های تحلیلی مهم است اما با توجه به اطلاعات مندرج در جدول شماره(6)مشاهده می شود که در ایران این عمل در حد بسیار کمی صورت می گیرد(میانگین 673/1).به نظر می رسد که دلیل آن عدم تهیه گزارش های میان دوره ای توسط شرکت های صاحب کار باشد.به همین دلیل پیشنهاد می شود که از سوی مجامع حرفه ای، شرکت ها ملزم به تهیه و ارائه گزارش های مالی میان دوره ای شوند.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

19.پیشنهاد برای تحقیقات آتی

1.پیشنهاد می شود به منظور اطمینان بیشتر از نتایج تحقیق، در تحقیق های دیگری، با بررسی پرونده های شرکت های حسابرسی، میزان میزان کاربرد روش های تحلیلی در عمل مشاهده شود.

2.به منظور اجرای صحیح و کامل روش های تحلیلی در حسابرسی، پیشنهاد می شود با انجام تحقیقاتی، محدودیت ها و مقدمات به کارگیری روش های مزبور مشخص شده و براساس نتایج این تحقیقات، مراجع صلاحیت داری نسبت به رفع محدودیت ها و فراهم کردن مقدمات اقدام نمایند.

3.پیشنهاد می شود در تحقیقی دلایل عدم کاربرد روش های تحلیلی در مرحله بررسی نهایی صورت های مالی توسط حسابداران رسمی شاغل انفرادی مشخص شود.

جدول 1.چکیده محاسبات آماری آزمون فرضیه ها

جدول 2.چکیده محاسبات آماری فرضیات فرعی

جدول 3.آماره آزمون فرضیه اول

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 4.آماره آزمون فرضیه دوم

جدول 5.آماره آزمون فرضیه سوم

جدول 6.طبقه بندی شاخص های مربوط به فرضیه های تحقیق برمبنای میزان اهمیت

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

منابع الف.فارسی

آذر، عادل، مؤمنی، منصور.(1378).آمار و کاربرد آن در مدیریت، جلد دوم، تهران:انتشارات سمت.

اکبری، فضل اللّه، علی مدد، مصطفی.(1379).مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی، بررسی تحلیلی، شماره 143.

حساس یگانه، یحیی.(1376).فصل نامه بررسی های حسابداری.تهران، دانشگاه تهران، 16 و 17.

استانداردهای حسابرسی.(1379).سازمان حسابرسی.شماره 124.

مهام، کیهان، (1381)حسابرسی مستقل و کنترل های داخلی.حسابدار، شماره 147.

ب.انگلیسی

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است