جستجو در   
امکانات

مرحله اول گذار جمعیتی ایران
پدیدآورنده : سرایی، حسن
بازدید : 825
تاریخ درج : 1385/11/14
منبع :

 
دانشنامه پرتال علوم انسانی و اسلامی :: مدیریت :: نظریه :: مرحله اول گذار جمعیتی ایران

مرحله اول گذار جمعیتی ایران


چکیده

بنابر نظریه گذار، در مرحله اوّل دوران گذار باید شاهد 1-تقلیل تدریجی سطح مرگ و میر 2-ثبات نسبی سطح با روری و در نتیجه 3-افزایش در نرخ رشد جمعیت باشیم.یافته های این تحقیق به خوبی موافق این انتظارهاست:

1-امید زندگی به هنگام ولادت که در حوالی سال 1300 در حدود 25 سال بوده به تدریج افزایش پیدا کرد و در سال 1365 به حدود 60 سال رسید.

2-برآورد نرخ خام ولادت ایران در حوالی سال 1300، در حدود 43 در هزار در سال، پس از 65 سال در سال 1365 هم باز در همان حدود (3/43)به دست آمد.بنابراین، صرفنظر از تغییراتی جزئی و بطئی، سطح با روروی در این دوره باید بالنسبه ثابت مانده باشد.

3-در نتیجه افزایش فاصله بین سطح کاهنده مرگ و میر و سطح بالنسبه ثابت با روی در این دوره، نزخ رشد طبیعی هم از 5 در هزار در سال در حدود 1300 تا تقریبا 32 در هزار در دهه 65-1355 افزایش پیدا کرد.

در پایان، کوشیدیم جمعیت افزوده را بر حسب مؤلفه های جمعیتی تغییر (با روی، مرگ و میر، و مهاجرت)تجزیه کنیم.البته، همان طور که انتظار می رفت، سطح کاهند( مرگ و میر عاملی اصلی رشد جمعیت ایران در این دوره بود.در واقع مشارکت این عامل در تکوین جمعیت افزوده که در سال 1320 در حدود 4/82 درصد بود به تدریج بالا رفت و در سال 1365، با حذف مهاجرت، به 2/96 درصد رسید.

واژگان کلیدی:جمعیت، نظریه گذار، مرگ و میر، باروری نرخ رشد، مهاجرت، ولادت امید زندگی.

مقدمه

همه مللی که از یک نظام اقتصادی سنتی مبتنی بر کشاورزی به سوی نظامی مبتنی بر صنعت و شهرنشینی رفته اند، همزمان تغییرات شگرفی را هم در وضعیت دموگرافیک خود تجربه کرده اند(استولیتز 1 2، 1969، ص 30).وجه دموگرافیک گذار از جامعه سنتی و فلاحتی به جامعه صنعتی مردن را جمیعت شناسان با استفاده از«نظریه گذار جمعیتی 2 توضیح می دهند.

نظریه گذار جمعیتی، به اجمال، ترسیم و تبیین کننده ذر از یک تعادل دموگرافیک به تعال دیگری است؛گذر از تعادل طبیعی یابیولوژیکبین نرخهای ولادت و مرگ که مناسب جوامع سنتی و فلاحتی است به تعادل ارادی یا اقتصادی که مناسب جوامعپس از صنعتی است. * حّد فاصل این دو تعادل، دوران گذار جمعیتی است.

دوران گذار را هم دو مرحله کرده اند:در مرحله اوّل، در جریان توسعه ابتدا سطح مرگ و میر به طور مداوم پایین می آید، حال آنکه با روری تقریبا در سطح سابق باقی می ماند.در مرحله دوم، با روری هم در پی پایین آمدن سطح مرگ و میر، ولی با تأخیر زمانی، به تدریج پایین می آید و با تقریب سطح کنترل شده با روری به سطح از پیش کنترل شده مرگ و میر، جمعیت از دوران گذار خارج و به دوران تعادل ارادی وارد می شود.[نگاه کنید به جدول شماره 1.البته فکر اصلی این جدول از پیترسن(1669، ص 18)است ولی ما محتوای جدول را در خدمت اهداف خود تغییر داده ایم.]

در این مقاله ما در پی مطالعه تغییرات سطح مرگ و میر، سطح با روی، و نرخ رشد جمعیت ایران از آستانه قرن جدید هجری شمسی تا سال 1365 هستیم.این فاصله زمانی، شاید با چند سال اختلاف، مقارن است با مرحله اوّل گذار جمعیتی ایران.در این مرحله، بنا بر این نظریه، اقتصاد مختلط است؛سطح مرگ و میر رو به کاهش است؛و سطح باروری بالا و تقریب ثابت است.بنابراین، نرخ رشد(طبیعی)جمعیت به تدریج بزرگتر می شود و حجم جمعیت در اندازه هایی که در تاریخ بی سابقه است افزایش پیدا می کند.

(1)-Stolnitz

(2)-Theory of Demographic Transition

(*)-اصطلاحاتبیولوژیکواقتصادیاز ون نورت(1970,Van Nort)است.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 1.نمایش جدول گونه نظریه گذار دموگرافیک

روش کار

وضعیت دموگرافیک ایران در دوره های زمانی مختلف از مرحله اوّل گذار جمعیتی اش را با استفاده از مدلهای جمعیت پایا 1 (یا ثابت)استنباط کرده ایم.این استنباط در دو مرلحه انجام گرفت:1-انتخاب مدل مناسب هر دوره زمانی، 2-انتساب ویژگیهای دموگرافیک مدل انتخاب شده به جمعیت آن دوره زمانی.برای انتخاب مدل مناسب هر دوره زمانی حداقل دو پارامتر جمعیتی نیر سطح با روری، سطح مرگ و میر، نرخ رشد، یا ترکی بسنی جمعیت را باید در دست می داشتیم.ما در این مطالعه، براساس یافته های مطالعات پیشین راجع به جمعیت ایران شامل مطالعات علیزاده(1352)و مهاجرانی(1367)، تحقیقات شورتر و پاستا 2 (1974)، زنجانی(1370)، میرزایی(1367)، امانی(1374)، و مطالعات اغلب چاپ نشده نویسنده، و نتایج آمارگیری نمونه ای میزانهای حیاتی ایران(نهاپتیان و خزانه 1365)و اندازه گیری رشد جمعیت(مرکز آمار ایران 1355)تقریبی از امید زندگی * و نرخ متوسط رشد سالیانه جمعیت ایران را به دست آوردیم و با قرار دادن این پارامترها در مدلهای جمعیت پایای سازمان ملل، ویژگیهای دموگرافیک دیگر هر دوره را استنباط کردیم.در استنباط این ویژگیها، اصل مقبولیت 3 (1)-Stable

(2)-Shorter and Pasta

(3)-Plausibility

(*)-منظور، امید زندگی به هنگام ولادت است.

را هم مدّنظر داشتیم.یکی از شرایط احراز مقبولیت را پیوستگی تغییر(علی الخصوص در سطح باروری)قرار دادیم.با توجه به اصل مقبولیت(از جمله پیوسته و تدریجی بودن تغییر)گاه مجبور شدیم بازگردیم و پارامترهای اولیه(امید زندی و نرخ رشد)را هم اصلاح کنیم.پیداست که هرچه عقبتر برویم اطلاعات ما راجع به جمیعت ایران کمتر می شود.لذا، در انتخاب مدل جمعیتی مناسب برای دوره های ما قبل نخستین سرشماری عمومی ایران در سال 1335، اضافه بر اطلاعات جمعیتی ناقص موجود راجع به آن دوره های زمانی، از اطلاعات تطبیقی و تاریخی (نظیر وضعیت دموگرافیک دیگر جمعیتها در شرایط مشابه)و همچنین بینشهای جامعه شناختی سود جسته ایم.

مدلهای جمعیت مورد استفاده در این تحقیق، مدلهای پایا(یا ثابت)غرب برای زنان است که ابتدا کول و دمنی 1 (1966)براساس مفروضاتی استخراج و سپس گزیده ای از آنها را در گزارش سازمان ملل(1967)چاپ کردند.در ضمن، فرض ما این بوده است که مدلهای مزبور برای زنان نشان دهنده وضعیت دموگرافیک هر دو جنس(کل جمعیت)هستند.زیرا دلایل پراکنده ولی قانع کننده موجود حاکی از آن است که وضعیت مرگ و میر جمعیت ایران بر حسب جنس و سن بیشتر از الگوی جنوب آسیا تبعیت می کند تا الگوی مناطق دیگر.به تعبیر دیگر، اختلاف بارزی که بین مرگ و میر زنان و مردان بر حسب سن در خارج از حوزه جنوب آسیا مشاهده می شود، لااقل تا سال 1365 نباید در مورد ایران صدق کند.

در مدلهای جمعیت پایا(یا ثابت)فرض عمومی و زمینه ای این است که جمعت در معرض مهاجرت نیست.تا سال 1355، این فرض در مورد جمعیت ایران تقریبا صدق می کند.

ولی از سال 1355 تا 1365، مقارن با انقلاب و جنگ، ایران در مقایس وسیعی در معرض مهاجرتهای بین المللی قرار گرفت.برای این دوره(65-1355)، ابتدا فرض کردیم جمعیت ایران در معرض مهاجرت نیست.با این فرض ویژگیهای دموگرافیک آن را استنباط کردیم.سپس، مهاجرتهای بین المللی را به عنوان یک عامل مزاحم و مداخل وارد کرده و تأثیر آن را در نرخ رشد بررسی کردیم.

در هر حال، این کار مقدماتی است و نتایج حاصل از آن را نباید قطعی و نهایی تلقی کرد.با استفاده از بینشهای غنیتر، اطلاعات تاریخی و جمعتی معتبرتر، و روشهای دقیقتر بدون شک (1)-Cole and Demeny

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

باید یافته های این تحقیق اصلاح و تعدیل شود.

وضعیت دموگرافیک ایران در آستانه ورود به دوران گذار

تقریب وضعیت دموگرافیک ایران در آستانه ورود به مرحله اوّل گذار، تقریبا مقارن با دو دهه آخر قرن گذشته هجری شمسی، در جدول شماره 2، گزارش شده است.همان طور که از مندرجات این جدول پیداست، برای این دوره یک امید زندگی در حدود 25 تا 5/27 سال تقریب شده است.البته گرایش ما بیشتر به رقم 25 سال است.دلیل این گرایش را در جای دیگر (سرائی، زیر چاپ)توضیح داده ایم.در اینجا اضافه می کنیم که(شورتر و پاستا، ص 56، 1974) هم که درباره امید زندگی ایران قبل از نخستین سرشماری عمومی تأمل و مطالعه کرده اند، امید زندگی این دوره را 25 سال و شاید کمتر برآورد کرده اند.

اگر امید زندگی این دوره، به طور متوسط، 25 سال بوده باشد، در آن صورت نرخ رشد سالیانه جمعیت هم باید کمتر از 5 در هزار در سال بوده باشد.

جدول 2.وضعیت دموگرافیک ایران در فاصله زمانی 1280 تا 1300 هجری شمسی

زیرا نرخ خام ولادت متناظر بر امید زندگی 25 سال، و نرخ رشد 5 در هزار در سال در حدود 3/45 در هزار در سال می شود.با توجه به اصل مقبولیت و فرض یکنواختی و تدریجی بودن تغییرات در سطح با روری، این نرخ کمی بزرگ به نظر می رسد.لذا، برای امید زندگی 25 سال، نرخ مقبول رشد حدودا باید 3 در هزار در سال بوده باشد تا روند تغییرات تدریجی و یکنواختی را در نرخ خام ولادت شاهد باشیم.(نگاه کنید به جدول شماره 3)البته برای امید زندگی 5/27 سال ونرخ رشد 5 در هزار در سال، نزخ خام ولادت استنباط شده از مدل، در حدود 42 در هزار در سال می شود که نسبتا مقبول است.ولی، همان طور که اشاره کردیم،

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

علی رغم نرخهای رشد برآورد شده پیشین برای این دوره * ، مابرآورد اوّلجدول 2 را ترجیح می دهیم و از یان به بعد در این مقابله برای این دوره فقط از این برآورد استفاده می کنیم.

وضعیت دموگرافیک ایران در مرحله اوّل گذار

تقریب وضعیت دموگرافیک ایران بین 1300 تا 1365 هجری شمسی که تقریبا با چند سال اختلاف مقارن است با مرحله اوّل دوران گذار جمعیتی ایران، از مدلهای جمعیت سازمان ملل استنباط و در جدول شماره 3 گزارش شده است.

جدول 3.وضعیت دموگرافیک ایران در فاصله زمانی 1300 تا 1365

با استفاده از اطلاعات مندرج در این جدول، تغییرات، مرگ و میر، با روری، و نرخ رشد جمعیت ایران در این فاصله زمانی(1300 تا 1365)را به دنبال می کنیم و این تغییرات را به طور اجمال با تغییران متناظر در کشورهای اروپای غربی و شمالی در مرحله اوّل گذار دموگرافیک شان مقایسه می کنیم.

وضعیت مرگ و میر ایران در آستانه ورود به دوران گذار جمعیتی اش، بنابر مندرجات (*)-نگاه کنید به زنجانی(1370)و سرائی(1372).

جدول 3، بدین صورت بوده است:امید زندگی در حدود 25 سال، نزخ مرگ و میر اطفال زیر 1 سال در حدود 300 در هزار در سال و نرخ خام مرگ در حدود 40 در هزار در سال.البته این ارقام نشان دهنده سطح متوسط مرگ و میراند.به تعبیر دیگر، سطح واقعی مرگ و میر در حوالی این ارزشها، گاه به طور ضعیف و گاه بسیار شدید، در نوسان بوده است.

کاهش مستمر در سطح مرگ و میر ایران باید پس از پایان یافتن جنگ اوّل جهانی آغاز شده باشد.این دوره مقارن است با برقراری آرامش نسبی در جهان و ایران.این آرامش می تواند از طریق مهار کردن نسبی قحطی و کاستن دامنه شیوع امراض مسری، نوسانات مرگ و میر را تا حدودی گرفته باشد.تغییر در سطح مرگ و میر ایران در این دوره را، همچنین باید تا حدودی به تحولات اساسی به وجود آمده در تکنولوژی کنترل و به تعویق انداختن مرگ در فاصله بین دو جنگ [اوّل و دوم جهانی ]در کشورهای پیشرفته و کاربرد آن [تحولات ]، حتی در سطح محدود، در جامعه ایران نسبت دهیم(سرائی، زیر چاپ).

جریان انتقال تکنولوژی کنترل مرگ از کشورهای پیشرفته صنعتی به ایران، با وساطت نهادهای بهداشتی بین المللی، علی الخصوص سازمان جهانی بهداشت، پس از جنگ جهانی دوم تسریع می شود و سطح مرگ و میر ایران را از 1320 تا 1335 و سپس در سه دهه پس از آن، ضمن تضعیف فزاینده رابطه توسعه اقتصادی و اجتماعی و سطح مرگ و میر، بازهم پایینتر و پایینتر می آورد».(همان).تا سرانجام شاخصهای مرگ و میر در دهه 65-1355 به طور متوسط، حدودا به ارقام زیر نزدیک می شود:امید زندگی 5/57 سال نرخ، مرگ و میر اطفال زیر 1 ساله نزدیک به 80 در هزار در سال، و نرخ خام ولادت نزدیک به 11 در هزار در سال.

بنابر نظریه گذار جمعیتی، در مرحله اوّل دوران گذار باید شاهد کاهش پیوسته در سطح مرگ و میر و ثبات نسبی سطح با روری باشیم.آمارهای استنباط شده برای سطح مرگ و میر ایران از 1300 تا 1365 هم مؤید کاهش پیوسته سطح مرگ و میر است.با این حال، گذار مرگ و میر ایران دست کم از دو لحاظ با گذار مرگ و میر کشورهای اروپای غربی و شمال فرق دارد: ایران گذار مرگ و میرش را از سطحی به مراتب بالاتر از کشورهای اروپای غربی و شمالی آغاز کرده است و آهنگ کاهش در سطح مرگ و میر ایران به مراتب تندتر از آهنگ کاهش در سطح مرگ و میر کشورهای اروپای غرب یو شمالی است. *

(*)-این نکات را با تفصیل بیشتر در مقاله دیگری که زیر چاپ است، توضیح داده ایم.

تغییرات در سطح باروری

گذار مرگ و میر ایران را در مرحله اوّل دوران گذار مطالعه کردیم.حال باید به مطالعه تغییرات در سطح با روی در این مرحله بپردازیم.ولی ابتدا باید به دو نکته اشاره کنیم.

اوّل، نرخ رشد سالیانه جمعیت در دهه 35 تا 45 را ما به جای 32 در هزار در سال، 30 در هزار در سال در نظر گرفتیم.دلیل این کار، کم شماری بیشتر در سرشماری سال 1335 در مقایسه با سرشماری سال 1345 بود. * دوم، افزایش سقط عمدی جنین در دهه 45 تا 55 را یک عامل مزاحم تلقی کردیم.بنابراین، نرخ رشد سالیانه جمعیت در این دهه را به جای 27 هزار در سال، 30 در هزار(رقم داخل پرانتز در جدول 3)در نظر گرفتیم و بر این اساس سطح مرگ و میر و باروری این دهه را برآورد کردیم.سپس، نرخ خام ولادت واقعی 1/41 در هزار در سال، را با برداشتن تأثیر این عامل مزاحم، در حدود 3 در هزار در سال، از نرخ خام ولادت برآورد شده به مقدار 1/44 در هزار در سال(رقم داخل پرانتز در جدول 3)به دست آوردیم.پس از تذکر این دو نکته، باز می گردیم به جدول 3 و تغییرات در روند با روی را در فاصله 1300 تا 1365 مطالعه می کنیم.

بنابر نظریه گذار جمعیتی، باروری در مرحله اوّل دوران گذار باید تقریبا ثابت بماند.

آمارهای مندرج در جدول 3 هم مؤید این انتظارات است.در واقع، نرخ خام ولادت ایران در آستانه ورود به این قرن در حدود 43 در هزار در سال و در آخرین دهه مورد مطالعه در این تحقیق (دهه 55 تا 65)هم در حدود 43 در هزار در سال برآورد شده است.البته، این بدان معنا نیست که سطح باروری در طول این 65 سال ثابت بوده است.در واقع، بنابر ارقام مندرج در جدول 3، از 1300 تا 1345 نرخ خام ولادت سیر صعودی بسیار کندی را طی می کند.و در دهه 35 تا 45 به طور متوسط به 6/47 در هزار در سال می رسد.ولی در دهه 45 تا 55، شاید به دلیل بالا رفتن سن ازدواج دختران و افزایش نسبی در سقط عمدی جنین، این نرخ به طرز چشمگیری پایین می آید و به طور متوسط به 1/41 در هزار در سال می رسد و در دهه 55 تا 65 در جریان انقلاب و جنگ، دوباره کمی افزایش پیدا می کند.البته تغییرات جزئی در سطح باروری ایران به حسب نرخ خام ولادت، در دهه 35 تا 45 و دهه 45 تا 55 تا حدود زیادی منطبق بر اطلاعات موجود (*)-در واقع، بعضی کم شماری سال 35 را در حدود 5/7 درصد و کم شماری سال 45 را در حدود 5 درصد در نظر گرفته اند.در این باره نگاه کنید به شرایاک و سیگل، 1971، ص 733.

جمعیتی و انتظارات جمعیت شناسات است.با وجود این، افزایش جزئی ولی مستمر در سطح باروری تا سال 1345 شاید برخلاف تصورات رایج در این باره باشد. * لذا، اشاراتی در این خصوص مقتضی است.

افزایش جزیی ولی مستمر در نرخ خام ولادت ایران از 1300 تا 1345 را می توان حاصل ثبات فراوانی نسبی وقوع آبستنی و تقلیل فراوانی نسبی وقوع سقط غیر عمدی جنین دانست.به تعبیر دیگر در شرایط باروری تقریبا طبیعی، تقلیل در مرگ جنینی به معنای افزایش نسبی در تعداد متولدان زنده به دنیا آمده و در نتیجه ارتقای سطح باروری و نرخ خام ولادت است.

بنابراین، «بهبود نسبی در شرایط بهداشتی و شاید اقتصادی و اجتماعی ایران در نیمه اوّل این قرن، همان طور که سبب تقلیل در سطح مرگ و میر نوزادان گردید، سطح مرگ و میر جنینی را هم باید پایین آورده و از این طریق افزایشی جزیی ولی مستمر در نرخهای خام ولادت را سبب شده باشد.»(سرائی، زیر چاپ).

در خصوص تغییرات باروری هم مقایسه تجرب ایران با تجربه کشورهای اروپای غربی و شمالی از جمله کشورهای اسکاندیناوی آموزنده است.همان طور که دیدیم، تجربه ایران در مرحله اوّل گذار جمعیتی اش تقریبا به طور کامل موافق استنباط حاصل از نظریه گذار در این مرحله است.(نگاه کنید به شکل 1).این در حالی است، که در تجربه کشورهای اروپای غربی و شمالی، علی رغم تنوع در تجربه این کشورها ** ، تغییر در سطح با روروی همزمان با کمی تأخیر به موازات تغییر در سطح مرگ و میر پیش رفته است، (شکل 2 نشان دهنده تجربه گذار جمعیتی در کشور سوئد است).

تغییرات در نرخ رشد

پیداست که تقلیل شتابان در سطح مرگ و میر همراه با ثبات نسبی در سطح باروری ایران در مرحله اوّل دوران گذار جمعیتی اش، باید به نرخهایی از رشد جمعیت بینجامد که، ضمن فزایندگی، بسیار بزرگتر از نرخهای متناظر در تجربه گذار جمعیتی کشورهای اروپای غربی و شمالی است.این نرخها را، به صورت نرخ رشد طبیعی، برای برهه های مختلف در مرحله اوّل (*)-در برآوردهای، امانی(1374)هم شاید همین الگو هستیم.البته سطح برآوردهای امانی، تا سال 1335، شاید به دلیل کم شماری قابل ملاحظه در سرشماری سال 1335، کمی پایینتر از برآوردهای ماست.

(**)-در این باره برای مثال نگاه کنید به کول(Cole)، 1970.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

نرخ خام(در هزار)

شکل 1.گذار جمعتی سوئد.مأخذ:بوگ، سال 1969، ص 59.

نرخ خام(در هزار)

شکل 2.مرحله اوّل گذار جمعیتی ایران:سال 1300 تا 1365.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

گذار جمعتی ایران در آخرین ستون جدول 3 گزارش کرده ایم.در ضمن، نرخهای رشد چند کشور اسکاندیناوی را هم به منظور مقایسه در جدول 4 آورده ایم.

جدول 4.نرخ متوسط رشد سالیانه جمعیت(به صورت در هزار)برای چند کشور شمالی اروپا

مأخذ:سازمان ملل، 1973، ص 25

مقایسه نرخهای رشد جمعیت ایران از 1300 تا 1365 هجری شمسی که تقریبا مقارن است با مرحله اوّل گذار جمعیتی، با نرخای رشد جمعیت کشورهای اسکاندیناوی در دوران گذار جمعیتی شان بسیار آموزنده است.اولا، در مقایسه با نرخهای رشد(طبیعی)جمعیت ایران، نرخهای رشد جمعیت در کشورهای اسکاندیناوی عموما کوچک است.در واقع، نرخ متوسط رشد جمعیت سوئد در این دوران از 7 هزار در سال تجاوز نمی کند.در کشور فلاند هم که بزرگترین نرخهای رشد جمعیت را در میان این کشورها تجربه کرده است، نرخ متوسط رشد از 12 هزار سال تجاوز نمی کند.لذا، نرخهای رشد جمعیت ایران در مرحله اوّل گذار جمعیتی اش بسیار بزرگتر از نرخهای رشد کشورهای اسکاندیناوی در دوران گذارشان است و در نتیجه آهنگ رشد جمعیت ایران بسیارپرشتابتر از تجربه کشورهای اسکاندیناوی در دوران گذار است.ثانیا تغییرات نرخهای رشد کشورهای اسکاندیناوی، در مقایسه با تغییرات نرخهای رشد جمعیت ایران، بسیار کم دامنه است.برای مثال، اختلاف میان نرخهای رشد جمعیت در برهه های مختلف در دوران گذار سوئد از یک در هزار در سال تجاوز نمی کند.این در حالی است که اختلاف میان نرخهای رشد جمعیت ایران در دوره نسبتا کوتاه مرحله اوّل گذارش تا نزدیک به 30 هزار در سال بالا می رود.اضافه بر آن، نرخ رشد جمعیت ایران در طول مرحله اوّل دوران گذار، صرفنظر از اختلال جزیی در دهه 45 تا 55 به طور سیستماتیک رو به افزایش بوده است.

این روند، همان طور که پیش از این اشاره کردیم، برخاسته از کاهش فزاینده در سطح مرگ و میر و ثبات نسبی سطح باروری بوده است، حال آنکه در کشورهای اسکاندیناوی با روی و مرگ و

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

میر به موازات هم با اختلاف کم تغییر کرده است.

تذکر:ارقام مندرج در جدول 3، همان طور که می دانید، حاصل ایجاد سازشی بین اطلاعات جمعیتی و تاریخی، بینش جامعه شناسی، و مدلهای جمعیت سازمان ملل است.

بدین منظور ما سعی کردیم مقبولترین برازش اطلاعات در مدلها را به دست آوریم.در جریان برازاندن اطلاعات در مدلها، گاه مجبور شدیم اطلاعات اوّلیه(از جمله نرخهای رشد)را هم تعدیل کنیم.برای مثال، برای چند دهه آخر قرن گذشته هجری شمسی، نرخ سالیانه رشد جمعیت ایران را برای امید زندگی 25 سال به هنگام ولادت، در حدود 3 هزار در سال برآورد کردیم.اضافه بر آن، نرخهای رشد در برهه های واقع بین سالهای 1300 تا 1345 را هم به ترتیب مندرج در جدول زیر به طور موقت تعدیل کرده ایم.البته، این تغییران جزیی در نرخهای رشد، برآوردهای پیشین * جمیعت ایران را در سالهای 1300، 1320، 1335 کمی تغییر می دهد.

برآوردهای تعدیل شده حجم جمعیت ایران برای سالهای مزبور در ستور آخر جدول 4 گزارش شده است.

جدول 5.برآوردهای پیشین و تعدیل شده نرخهای رشد جمعیت و حجم جمعیت ایران، 1300 تا 1345.

نقش تغییرات باروری و مرگ و میر در تغییرات حجم جمعیت

دلیل رشد بی سابقه افزایش جمعیت ایران به سوی مقادیر بی سابقه تا سال 1365 هجری شمسی، با توجه به توضیحات بالا، باید روشن باشد.علی رغم این، مطلوب این است که درنگ کنیم و در جهت درک درست نقش عوامل دموگرافیک تغییر(علی الخصوص، باروری (*)-برای مثال، نگاه کنید به سرائی، 1372.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

و مرگ و میر)در تغییرات جمعیت ایران به دو سؤال زیر، در حدّی که دانش ما در حال حاضر اجازه می دهد، جواب دهیم: 1-جمعیت ایران چقدر می بود اگر وضعیت دموگرافیک حاکم در دوره زمانی 1280 ا 1300 تغییر نمی کرد؟

2-نقش هر یک از عوامل دموگرافیک تغییر(باروری، مرگ و میر، مهاجرت و سایر)در تغییرات مزبور چقدر است؟

در جدول 6، اضافه بر تقریب جمعیت واقعی، جمعیت ایران با فرض تداوم وضعیت دموگرافیک حاکم در دو دهه آخر قرن گذشته، شامل نرخ رشدی در حدود 3 در هزار در سال، گزارش شده است.برای مثال، با فرض تداوم نرخ 3 در هزار در سال، جمعیت ایران در سال 1365 به جای 49445000 فقط 13416000 می بوده؛یا جمعیت ایران در سال 1355 به جای 33709000 فقط 13020000 نفر می شد.پیداست که تحول عظیم در حجم جمعیت ایران، از سال 1300 تا 1365، ناشی از تحول انقلابی در وضعیت دموگرافیک ایران در این دوره زمانی است.حال، می پرسیم:نقش هر یک از عوامل دموگرافیک تغییر در ایجاد اختلاف بین جمعیت واقعی و جمعیت مفروض چقدر است؟

جدول 6.تقریب جمعیت واقعی، تقریب جمعیت با فرض تداوم وضعیت دموگرافیک دو دهه آخر قرن گذشته، و تفاضل جمعیت واقعی از جمعیت مفروض

*.جمعیت سالهای 1300، 1320، 1335 تعدیل شده است.نگاه کنید به جدول شماره 6

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

برای جواب دادن به سؤال مزبور، لازم است تفاضل جمعیت واقعی بر جمعیت مفروض را بر حسب عوامل جمعیتی ایجاد کننده اختلاف(مرگ و میر، باروری و مهاجرت و سایر)تجزیه کنیم.این کار انجام شده و نتایج آن در جدول 7 گزارش شده است.از این جدول پیداست که تغییرات کاهنده در سطح مرگ و میر عامل اصلی تغییر در حجم جمعیت در مرحله اوّل دوران گذار جمعیتی ایران است.البته، در چند دهه آغاز این قرن که تغییرات قابل ملاحظه در سطح مرگ و میر تازه آغاز شده بود، افزایش ناشی از تقلیل مرگ و میر جنینی در باروری تا حدودی

جدول 7.تجزیه تفاضل جمعیت واقعی از جمعیت مفروض برحسب عوامل دموگرافیک تغییر

توزیع درصدی

*.با حذف مشارکتمهاجرت و سایر

جلوه می کند.ولی با گذشت زمان و تقلیل بیشتر در سطح مرگ و میر همراه با ثبات نسبی در سطح باروری، از سهم باروری به تدریج کاسته می شود به طوری که در سال 1355 در حدود 94 درصد کل اختلاف را مرگ و میر به تنهایی به حساب می آورد و با حذف مشارکت مهاجرت و سایر، سهم مرگ و میر از کل اختلاف ناشی از انقلاب دموگرافیک ایران در مرحله اوّل گذار، باز هم بالاتر می رود و در سال 1365 به 96 درصد می رسد.

مآخذ

امانی، مهدی(1374).کوششی در نگرش تاریخی به روند میزانهای موالید و مرگ و شناخت مراحل انتقال جمعیتی در ایران.جمعیت.شماره 13 و 14.

زنجانی، حبیب اله(1370).جمعیت و شهرنشینی در ایران(جلد اوّل جمعیت).تهران: وزارت مسکن و شهرسازی، مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران.

سرائی، حسن(1372).نظری اجمالی به جمعیت جهان، قاره ها و ایران.فصلنامه علوم اجتماعی.دوره اول، شماره 3 و 4.

سرائی، حسن(زیر چاپ).گذار دموگرافیک ایران:گزارشی مقدماتی.

علیزاده، محمد(1352).جمعیت ایران در گذشته، حال و آینده.تهران:سازمان برنامه و بودجه، معاونت برنامه ریزی جمعیت و نیروی انسانی.

مرکز آمار ایران(1355).اندازه گیری رشد جمعیت ایران.تهران:مرکز آمار ایران.

مهاجرانی، علی اصغر(1367).ملاحظاتی درباره افزایش تعداد و رشد جمعیت ایران در یکصد سال اخیر(1265-1365).نامه علوم اجتماعی.دوره جدید جلد اول، شماره 1.

میرزائی، محمد(1367).سطح مرگ و میر و توسعه.نامه علوم اجتماعی.دوره جدید، جلد اول، شماره 1.

نهاپتیان، وارتکس و حبیب خزانه [1365].میزانهای حیاتی ایران.تهران:دانشکده بهداشت دانشگاه تهران.

Bogue,Donald J.(1969)Principles of Demography.New York:John Wiley and Sons Inc.

Coale,Ansley J.(1970).The Decline of Fertility in Europe from French Revolution to World.In Fertility and Family Planning.Edited by S.J. Behrmanet.al,Ann Arbor,Michigan:The Univercity of Michigan Press.

Coale,Ansley J.and Poul Domeny(1966).Regional Model Life Tables and Stable Population.Princeton,New Jersey:Princeton Univercity Press.

Peterson, William(1969).Population.New York:The McMillan Company.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

Shorter.Frederlic C.and Daviad Pasta(1974).Computational Methods for Population Projections.New York:Population Council.

Shryock.Henry S.and Jacob S.Siegel(1971).The Methods and Materials of Demography.Washington D.C:U.S Bureau of the Census.

Stolnitz,George J.(1964).The Demographic Transition.In Population: The Vital Revolution.Edited by Ronald Freedman.New York:Doubleday.

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است