جستجو در   
امکانات

گفتاری کوتاه درباره شرح شنتمری بر اشعار شعرای جاهلی
پدیدآورنده : ملاابراهیمی، عزت
بازدید : 890
تاریخ درج : 1388/5/5
منبع :

 
دانشنامه پرتال علوم انسانی و اسلامی :: علوم قرآن و حدیث :: شعر :: گفتاری کوتاه درباره شرح شنتمری بر اشعار شعرای جاهلی

گفتاری کوتاه درباره شرح شنتمری بر اشعار شعرای جاهلی


چکیده:

پژوهشگران مسلمان از همان آغاز کتابت در سده دوم هجری به جمع آوری و تدوین ادب کهن عربی دست یازیدند، بر آن شرح و تعلیق فراوان نگاشتند و در آثار خود سخت به آن تمثل جستند. تدوین و گردآوری اشعار کهن در مجموعه های نفیس و ارزنده سبب شد تا شعر از گزند تحریف و دستبرد مجدد مصون ماند. در میان منتخبات و جنگهای شعری، شرح اعلم شنتمری بردواوین شعرای جاهلی که از روایات و گزیده های مفصل شعری آکنده است، بیش از دیگر شرحها شهرت یافت، چنانکه نویسندگان متأخر به نوشته ها و روایتهای آن سخت استناد جسته اند. شرح احمد بن امین شنقیطی بر معلقات و دهها کتاب ادبی دیگر شاهد صادقی بر این مدعاست. نگارنده در این مقاله بر آن است تا به بررسی جنبه های گوناگون شرح اشعار شعراء الستة الجاهلیین بپردازد.

واژه های کلیدی: شنتمری ، اشبیلیه، اشعار جاهلی، روایت شعر، دیوان شعرای جاهلی.

مقدمه:

شعر به عنوان قدیمی ترین گنجینه عرب برای شناخت واژگان مهجور و نامأنوس بهترین مأخذ به شمار می آید. افزون بر آن شعر برای آگاهی از احوال عرب باستانی و اخبار مربوط به آنان دایرة المعارف مهمی است. از این رو دانشمندان مسلمان از آغاز کتابت به جمع آوری و تدوین ادب کهن عربی پرداختند. البته ناگفته نماند که روایت شعر جاهلی از همان آغاز تدوین باتصحیح و تنقیح همراه بود. دانش پژوهان، راویان و لغت شناسان شعر کهن عرب را از آلودگیهای بسیار پیراستند و در کمال مهارت سره را از ناسره باز شناختند. در نتیجه جوهره شعر با دقت محافظه کارانه آنان محفوظ ماند و بخش عظیمی از آن به نسلهای آینده منتقل شد. پس از پایان مرحله پیرایش شعر کهن و نقد و بررسی آن ، نویسندگان حقیقت پژوه مانند پیشینیان خود تنها به حافظه اعتماد نکردند، بلکه آن رایادداشت، تدوین و نگهداری کردند تا از گزند دستبردی مجدد مصون ماند.

در میان منتخبات ادبی و جُنگهای شعری که در سده سوم هجری پدید آمد و دامنه آن تا سده پانزدهم نیز گسترش یافت ، بجاست که از شرح شنتمری بر اشعار کهن جاهلی یاد کنیم. پیش از بررسی و تحلیل جنبه های ادبی این شرح، نخست نگاهی گذرا به زندگی شخصی، مقام علمی و ادبی شنتمری می افکنیم.

زندگینامه

یوسف بن سلیمان بن عیسی شنتمری، ادیب، نحوی، لغت شناس و نویسنده مشهور عصر ملوک الطوایف بود که در 410 ق / 1020 م در شنتمریه واقع در جنوب غربی اندلس دیده به جهان گشود . نسبت شنتمری او از اینجا ناشی شده است (کتاب الصلة ، ج 2، ص 643 ؛ وفیات الاعیان ، ج 7، ص 81، 83) افزون بر آن به سبب شکاف بزرگی که در لب وی پدید آمده بود، به "اعلم" نیز ملقب گردید (نکت الهمیان فی نکت العمیان، ص 313) شنتمری در زادگاه خویش رشد و کمال

یافت و در همانجا به فراگیری مقدمات علم و ادب پرداخت. در 433 ق / 1043 م به منظور تکمیل دانش خویش به قرطبه رفت و در محضر مشاهیر آن سامان، نخستین مایه های شعر و ادب، نحو و لغت و آیین روایت را کسب کرد (سیر اعلام النبلاء، ج 18، ص 556).

اعلم شنتمری در عصر بنی عباد که خورشید علم و تمدن آنان درخشیدن گرفت و میوه های فرهنگ و ادب نضج یافت، رو به دربار عبادیان در اشبیلیه نهاد. وی نخست در سایه عنایت ویژه المعتضد بالله و سپس در پرتو توجه معتمدبن عباد در آن سامان بزیست و سراسر عمر خود را به اشارت و حمایت آن امیران فرهیخته عبادی در راه تألیف و تصنیف سپری کرد (الذخیرة فی محاسن اهل الجزیره، ج 2، ص 474). به تدریج آوازه دانش و مهارت شنتمری در آفاق پیچید، به گونه ای که انبوه دانش پژوهان از دور و نزدیک برای فراگیری علم به نزد وی می شتافتند (إنباه الرواة علی أنباه النحاة، ج 4، ص 60؛ خریدة القصر و جریدة العصر، ج 3، ص 469). بدینسان اعلم در زمره اساتید بزرگ اشبیلیة درآمد و در مسائل ادبی و نحوی صاحب نظر گردید (الاحاطة فی اخبار غرناطة، ج 2، ص 115)

تسلط او بر لغت، ادب و شعر و احاطه اش به دقایق صرف و نحو سبب شد که در سراسر اندلس به نحو دانی شهرت یابد و به "اعلم نحوی" ملقب گردد (مرآة الجنان، ج 3، ص 159؛ معجم الادبأ، ج 7، ص 307). گویند در حفظ الکتاب سیبویه و آگاهی از لطائف آن همتایی نداشت و سرآمد همگان بود. او همچنین انبوهی از اشعار عرب را از برداشت و به دقت و شناخت عمیق آنها شهره گشت.

مقام علمی و ادبی شنتمری:

دانشمندان متأخر با دیده احترام از اعلم شنتمری یاد کرده اند و او را به دانش ، ادب و پارسایی ستوده اند و از مقام علمی و منزلت ادبی وی به نیکی سخن گفته اند. ابن بشکوال او را آگاه به زبان عربی و معانی اشعار می داند (کتاب الصلة، ج 3، ص 643).

عماد کاتب اصفهانی وی را علامه دهر، یگانه عصر و مظهر علوم زمانه خوانده است (خریدة القصر، قسم شعرای مغرب و الاندلس، ص 369). یاقوت حموی (معجم الادبا، ج 7، ص 380) ، علی بن یوسف قفطی (إبناه الرواة علی أنباه النحاة، ج 4، ص 59) وابوالفداء (المختصر فی تاریخ

البشر، ج 2، ص 195) هر کدام به نوبه خود از ستایش دانش وسیع و شناخت عمیق او نسبت به اشعار عرب دریغ نورزیده اند.

هر چند اعلم شنتمری در مسائل نحوی بیشتر از دیدگاههای پیروان مکتب بصره پیروی می کرد، اما آراء او در برخی موارد با آراء جمهور نحویان متفاوت بود. تعریف اصطلاحات، بیان دلالتهای آنها، ایجاد تقسیمات جدیدی از جمله در مکان و زمان، ذکر تفاوتهای متشابهات ، استمداد از آیات قرآن افزون بر تمثل به شعر کهن عرب، از ویژگیهای منحصر به فرد او در بیان مسائل نحوی است: اساس کار او را بازگشت به مکتب سیبویه و انتقاد از نوآوریهای ابوعلی فارسی و ابن جنی تشکیل می دهد. آراء و نظریات شنتمری در تألیفات نحویان پس از او به ویژه معاصرانش بسیار سودمند بوده و فراوان به آن استشهاد کرده اند (به عنوان مثال نک: ابو حیان غرناطی، تذکرة النحاة، ص 223224، 250، 258؛ ابن هشام، تخلیص الشواهد و تلخیص الفوائد، ص 317؛ همو، مغنی اللبیب، ص 217 و صفحات متعدد دیگر).

وفات:

اعلم شنتمری در اواخر عمر نابینا شد و سرانجام در ذی القعده 476 ق / 1084 وفات یافت و در اشبیلیه به خاک سپرده شد (سیراعلام النبلاء، ج 18، ص 556)

مؤلفات:

از وی آثار فراوانی بر جای مانده است، که از این قرارند:

تحصیل عین الذهب من معدن جوهر الادب فی علم مجازات العرب، در شرح شواهد الکتاب سیبویه، (چاپ بولاق، 1316 ق و بیروت، 1378 ق).

شرح ابیات الجمل زجاجی؛ شرح دیوان الحماسه ابی تمام؛ شرح دیوان ابوالطیب المتنبی؛ الفرق بین المسهَب و المسهِب؛ فهرسه؛ المخترع فی النحو؛ المسألة الرشیدیة؛ المسألة الزنبوریة؛ معرفة حروف المعجم؛ النکت فی کتاب سیبویه (معجم الادباء، ج 7، ص 380؛ إنباه الرواة علی أنباه النحاة، ج 4، ص 60؛ فهرسه، 314315، 422، 423؛ نفح الطیب، ج 4، ص 7786؛ کشف الظنون ، ج 1، ص 604).

شرح اشعار الشعراء الستة الجاهلیین:

مهمترین اثر اعلم شنتمری که بعدها مرجع استفاده محققان و دانش پژوهان بیشماری گشت و شهرت فراوانی برای مؤلفش به ارمغان آورد، کتاب شرح اشعار شعراء الستة الجاهلیین است.

اعلم شنتمری در این کتاب، همانگونه که خود در مقدمه مختصرش اشاره می کند، به شرح اشعار امرؤالقیس، نابغه ذبیانی، علقمة الفحل، زهیربن ابی سلمی، طرفة بن عبد و عنترة بن شداد می پردازد. شنتمری می گوید: «در نظر داشتم که دیوانی ازاشعار عرب را فراهم آورم تا مرا در فهم و درک جملات منظوم و منثور تازیان یاری بخشد. بنابراین اشعاری را بر گزیدم که مورد اجماع تمام راویان و زبانزد عام و خاص بود (شرح اشعار شعراء الستة الجاهلیین، ص 2). به طور کلی می توان ارزش منحصر به فرد این ا شعار در ادبیات عرب، طولانی بودن قصاید آنها و توجه شاعر به بیان حوادث تاریخی و نقل ایام العرب را سبب گزینش این اشعار توسط شنتمری دانست.

کتاب شرح اشعار الشعراء الستة الجاهلیین که تقریبا حدود هزار سال پیش تدوین شده ، ویژگیهای خاصی دارد که تازگی و طراوت آن را تا به امروز تداوم بخشیده است. زیرا نگارنده برای تدوین اثر خود به بیش از هزار شرح اشعار جاهلی مراجعه کرده و چون آنها را ناقص یافته، به تألیف شرح قصاید کهن پرداخته است

(شرح اشعار شعراء الستة الجاهلیین، ص 23). شنتمری این کتاب را به فرمان معتمد بن عباد نگاشت و به او تقدیم داشت (شرح دیوان علقمه، ص 27).

هوشمندی مؤلف در بررسی و عرضه مطالب، بی طرفی عالمانه، فروتنی و خردمندی او سبب شده که همگان به سهولت تمام و با علاقمندی بی شائبه ای از پرداختن به شرح قصاید کهن سرباز زنند و تنها شرح اشعار شنتمری را مورد استناد قرار دهند (به عنوان مثال نک: شرح معلقات، ص 63، 67، 68، 110، 112 و صفحات متعدد دیگر؛ المجانی الحدیثة ، ج 1، ص 61، 6567 و صفحات دیگر؛ مصادر الشعر الجاهلی، 39 و 93 و صفحات دیگر).

عبدالقادر بغدادی که خود یکی از عمده ترین نویسندگان تاریخ ادب عربی است، عنایت خاصی به این اثر داشت و در تدوین خزانة الادب فراوان از آن سود جست (نک: ج 1، ص 1819، 2122، ج 2، ص 375377، ج 3، ص 10، ج 4، ص 305 و صفحات متعدد دیگر). زیرا شنتمری توانسته بود، مجموعه اشعار شعرای جاهلی را با دقت و در قالب دلنشینی عرضه کند. اعلم پیوسته می کوشید تا لحن روان و بی پیرایه خود را در شرح این اشعار منعکس سازد. به تدریج این کتاب سرمایه علمی و ادبی دانشمندان و توشه ای برای سرودن شعر در نزد آنان گشت. چنانچه در شرح حال ابن خلدون گفته اند که وی اشعار کتاب شنتمری و برخی از گزیده های اغانی را به خاطر سپرده بود.

اعلم شنتمری روایت عبدالملک اصمعی را صحیح ترین و مورد اعتمادترین روایتها می داند. از این رو در تدوین مجموعه دواوین شعرای شش گانه جاهلی، نخست به روایت اصمعی تمثل می جوید، آنگاه به ذکر قصایدی می پردازد که توسط دیگر راویان نقل شده و از سلسله سند موثقی برخوردار است، همچون روایت مفَضّل ضَبّی، مفضل بن سلمه و ابوعمرو شیبانی.

نهایت دقت و حفظ امانت اعلم شنتمری را وامی دارد که در موارد مشکوک جانب احتیاط را فرو ننهد. او در مجموعه شعری خود همه جا به نام اصمعی تصریح دارد و حتی اگر یک بیت یا یک کلمه به غیر او منتسب باشد، از دید منتقدانه

اعلم مخفی نمی ماند.

اسلوب اعلم در این کتاب از سادگی و وضوح چشمگیری برخوردار است. نویسنده هیچ گامی در راه علوم بدیعی برنداشته و در تخیبل، تشبیه و رمزآوری تکلفی را برخورد هموار نساخته است. عبارات او شیرین ، خالی از حشو، کوتاه و پرمعنی است از اطناب و گزافه گویی سخت می پرهیزد تا موجبات ملالت خواننده اش را فراهم نسازد. وی به گزینش الفاظی که بر مدلول دلالتی تام دارند، علاقه دارد و گاه دقت را تا حد وسواس در تطبیق کلمه با مدلولش به کار می گیرد. توجه او به تدقیق و واقع گرایی در اسلوب موجب آن نگشته تاوی به کلی از تشبیهات و تصاویر ذهنی روی برتابد، بلکه تعدادی از آنها را در اثرش می توان یافت، همه هر کدام سرجای خود نشسته اند و کاملاً طبیعی، بیانگر، ساده، دور از غرابت و پیچیدگی اند. در کلام او جملات معمولاً کوتاه برازنده و آشکارند عباراتی که تطویل و اتساع یافته اند، هرگز موزونی خود را از دست نداده اند.

اعلم شنتمری با زبانی ساده و بی تکلف به توضیح و تفسیر واژگان نامأنوس و دشوار اشعار از نظر لغوی و نحوی می پردازد و مفردات و معانی آنها را واضح می سازد. آنگاه به تبیین مفهوم کلی اشعار دست می زند و از ارائه دیدگاههای خویش غفلت نمی ورزد. شنتمری برای اثبات آراء خود به امثال و شواهد شعری فراوان تمثل جسته است. شیوه کار او در شرح اشعار تقریبا یکسان و هماهنگ است. در آغاز هردیوان به ذکر شمه ای از رویدادهای تاریخی، شرح حال مختصری از شاعر، بیان اغراض شعری از مدح، رثا و هجا می پردازد. وی تاریخچه مختصری از اختلافات و کشمکشهای میان قبایل و مناسبت سرودن هر قصیده را بازگو می کند.

نسخه های خطی شرح اشعار الشعراء الستة الجاهلیین

نسخه هایی از این کتاب در کتابخانه های گوناگون جهان پراکنده است. از جمله:

در کتابخانه پاریس دو نسخه از آن به شماره های 1424 و 1425 یافت می شود. نخست در 571 هجری و نسخه دوم در سده یازدهم هجری استنساخ شده است.

در کتابخانه غوطه نیز نسخه خطی دیگری به شماره 547 نگهداری می شود. همچنین دو نسخه خطی آن به شماره های 81 و 54 در دارالکتب مصر موجود است. استنساخ نسخه اول آن در جمادی الثانی 1282، در 164 صفحه و بازنویسی نخسه دوم در 1262 ق، در 160 صفحه به پایان رسیده است.

نسخه های چاپی شرح اشعار الشعراء الستة الجاهلیین

نخستین بار دیسلان، خاورشناس فرانسوی در 1836 م قسمتی از شرح شنتمری را به همراه دیوان امرؤالقیس با نام نزهة ذوی الکیس و تحفة الادباء فی قصائد امرئالقیس در پاریس منتشر ساخت. این چاپ از روی نسخه خطی کتابخانه پاریس فراهم آمده بود. همچنین ویلیام آلوارد، خاورشناس آلمانی در 1870 م با اعتماد به همین نسخه خطی، مجموعه کامل شرح شنتمری را در لندن به چاپ رساند و آن را العقد الثمین فی دیوان الشعراء الستة الجاهلیین نام نهاد. این خاورشناس پس از تهذیب و تصحیح شرح شنتمری مقدمه عالمانه ای بر آن نگاشته است. از آن پس شرح شنتمری در مونیخ (1892 م) به چاپ رسید. آنگاه در 1930م مصطفی سقا مستخرجاتی از آن را در ضمن کتاب مختار الشعر الجاهلی گنجاند. در 1945 م این اثر به کوشش محمد عبدالمنعم خفاجه منتشر شد و سرانجام در 1982 م انتشارات دارالفکر لبنان مجموعه کامل شرح شنتمری را به چاپ رساند.

به سبب اهمیت و اعتباری که این شرح دارد، مستشرقان و پژوهشگران عرب بعدها در صدد برآمدند تا این دواوین شش گانه را از هم تفکیک نماید. آنان افزون بر اشعار برگزیده شنتمری، به جمع آوری دیگر اشعار شعرای شش گانه پرداختند و در نهایت دیوان جامع و مستقلی از برای هر شاعر جاهلی تدوین کردند. از آن

جمله اند:

1 دیوان امرؤالقیس، چاپ 1: پاریس، 1837 م، به کوشش دیسلان، چاپ 2: قاهره، 1985 م، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم.

2 دیوان زهیر بن ابی سلمی، چاپ 1: لیدن 1889م به کوشش لندبرگ ؛ چاپ 2: دمشق، 1970 م، به کوشش فخرالدین قباوه.

3 دیوان طرفة بن العبد، چاپ 1: بیروت، 1886؛ چاپ 2: برلین، 1895 م؛ چاپ 3: پاریس7 199 م، به کوشش سلیگسون، همراه با ترجمه اشعار به زبان فرانسه و بیان مقدمه تاریخی مفصلی بر دیوان؛ چاپ 4: دمشق، 1975 م، به کوشش لطفی صقال و دریه خطیب.

4 دیوان علقمة الفحل، چاپ 1: قاهره، 1293 ق؛ چاپ 2: الجزایر، 1925 م، به کوشش ابن ابی شنب؛ چاپ 3: دمشق، 1969م ، به کوشش لطفی صقال و دریه خطیب.

5 دیوان عنتره، به کوشش محمد سعید مولوی در مجله المکتب الاسلامی در دمشق.

6 دیوان النابغة، به کوشش درنبورگ در مجله آسیایی فرانسه در 1868 م.

نتیجه:

امید است که تحقیق حاضر بتواند به خوانندگان خود اطلاعاتی هر چند اندک اما دقیق و روشن عرضه کند، که هم ارزش فراگیری داشته باشد و هم از برای تحقیقات گسترده تر راه گشا باشد.

در هر حال امیدوارم این گزیده بتواند انگیزه تفکر را در پژوهشگران برانگیزد و به ارزیابی و بررسی آثار کهن ادبی وادارد.

منابع و مآخذ:

1 ابن بسام، علی، الذخیره فی محاسن اهل الجزیره، به کوشش احسان عباس، دارالثقافه، بیروت، 1399 ق.

2 ابن بشکوال، کتاب الصلة، به کوشش عزت عطار حسینی، نثر الثقافة الاسلامیة، قاهره، 1374 ق.

3 ابن خطیب، لسان الدین، الاحاطه فی اخبار غرناطه، به کوشش محمد عبدالله عنان، مکتبة الخانجی، قاهره، 1974 م.

4 ابن خلکان ، احمد، وفیات الاعیان، به کوشش احسان عباس، دارصادر، بیروت، 1968 م.

5 ابن خیر اشبیلی، محمد، فهرسه، به کوشش فرانسیسکو کودرا، مطبعة قومش، سرقسطه، 1893 م.

6 ابن هشام، محمد، عبدالله، تخلیص الشواهد و تلخیص الفوائد ، به کوشش عباس مصطفی صالحی، دارالکتاب العربی، بیروت، 1986 م؛ همو، مغنی اللبیب، مکتبة العلمیة الاسلامیة، تهران، 1291 ق.

7 ابوحیان غرناطی، محمد، تذکرة النحاة، به کوشش عفیف عبدالرحمان، بیروت، 1986 م. 8 ابوالفداء ، المختصر فی اخبار البشر، دارالمعرفة، بیروت، 1971 م.

9 اسد، ناصرالدین ، مصادرالشعر الجاهلی، دارالمعارف ، قاهره، 1956 م.

10 بستانی، فؤاد افرام، المجانی الحدیثة ، مطبعة الکاثولیکیة، بیروت، 1946 م.

11 بغدادی، عبدالقادر، خزانة الادب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، مکتبة الخانجی، قاهره، 1986 م.

12 حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون، استانبول، 1941م.

13 ذهبی ، محمد، سیر اعلام النبلاء ، به کوشش شعیب ارنؤوط و محمد نعیم عرقسوسی، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1984 م.

14 سیوطی، جلال الدین، بغیة الوعاة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، مطبعة عیسی البابی، مصر، 1965 م.

15 شنتمری، یوسف، شرح اشعار الشعراء الستة الجاهلیین، دارالفکر، بیروت 1982 م؛ همو، شرح دیوان عقلمة الفحل، دمشق، 1969 م.

16 شنقیطی، احمد، شرح معلقات، دارالکتب، بیروت، بی تا.

17 صفدی، خلیل، نکت الهمیان فی نکت العمیان، مطبعة الجمالیة، قاهره، 1911 م.

18 عماد اصفهانی، خریدة القصر و جریدة العصر، به کوشش آذرتاش آذرنوش، الدارالتونسیة، تونس، 1972 م.

19 قفطی، علی، إنباه الرواة علی أنباه النحاة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، دارالکتب، قاهره، 1952 م.

20 مقری، احمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، دارصادر، بیروت، 1968 م.

21 یافعی ، عبدالله، مرآة الجنان و عبرة الیقظان، مؤسسة الاعلمی، بیروت، 1970 م.

22 یاقوت حموی، معجم الادباء، به کوشش مرگیلوت، مطبعة الهندیة، قاهره، 1928 م.

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است