جستجو در   
امکانات

بررسی آیین تانترا
پدیدآورنده : شنکایی، مرضیه
بازدید : 474
تاریخ درج : 1388/5/5
منبع :

 

بررسی آیین تانترا


چکیده

مقاله حاضر بررسی مکتب تانترا می باشد که روش اعتقادی بر مبنای پرستش زوجیت در جهان قرار گرفته است.

این مکتب عالم مادی و ناسوت را آینه ای می داند که تصاویر عالم بالا را در خود منعکس می کند، لذا همانگونه که زوجیت در عالم بالا حکم فرماست، در عالم پایین هم سایه های آنهاست که فاعل امورند. لذا با خواندن ادعیه و انجام مراسم، سعی در تحقق درست انعکاس امور عالم بالا به پائین را دارند.

واژه های کلیدی : تانترا، برهمن ساگونه، برهمن نیز گونه، حقیقت منفی یا نیورتی، مثبت یا پراورتی، ارهت، بعد مادی بودا.

مقدمه:

آئین تانترا از دیرباز در هندوستان رایج بود. این که چگونه به وجود آمده و منشأ آن از کجا بوده است، دقیقا معلوم نیست، امّا هرچه هست به خوبی نشان می دهد که قبل از آن که ادیان آسمانی مانند دیانت زرتشتی و یهود به وجود بیایند، آئین تانترا در هند به شکل نه امروزی آن رایج بوده است.

تمایل اصلی این مکتب به بعد معنوی حقایق مادی است و بیشتر افکارش حول دو گانگی امور عالم دور می زند. لذا در این مقاله سعی شده است که مجملی از آداب و عقاید تانترا برای روشن نمودن این مطلب آورده شود.

پیدایش عرفان در دین هندو

پیدایش عرفان به عنوان روش معنوی اخلاقی زندگی و جریان فکری در بعد جهانی در هند آغاز شد و از آنجا گسترش پیدا کرد. فکر هندی از بدو پیدایش تمایل شدیدی به عرفان داشت و تقریبا تمام گرایشهای عرفانی را که در ادیان و مکاتب فلسفی دیگر وجود دارد، با توضیحات روشنتری در متون کهن هندو (اُپانیشادی و ودائی) می توان یافت. ریشی های ودائی و اُپانیشادی اولین حکمایی بودند که وحدتی که همه کثرت ها را شامل می شد، در یافتند. در حقیقت در ریگ ودا است که شاید برای اولین بار این ادراک حاصل شده است که:

Ekam sad vipa bahudha v adanti

Agnim yamam mataris¨ vanam ahud

یعنی حقیقت یکی است و سرایندگان و شعرا نام هایی مختلف به آن داده اند، آگنی، یمه، ماتریشوان.(1)

______________________________

1- ریگ ودا 461641 و نیز:

Mujtabi, F., Hindu Muslim Cultural Relations, Dehli, 1978, p.92.

پیدایش تانترا

تا مدتها گمان می کردند که تانترا یک سلسله افکار و عقایدی در کنار دین هندوئی است بنابراین به آن توجه چندانی نمی کردند؛ ولی تحقیقات اخیر در زمینه بودائی نشان داده است که قسمت اعظم ادبیات بودایی، نشأت گرفته از ادبیات تانترایی است.( C.f. Dascgupta. SH. Tantric Buddism, 1956, p.vII. U.S.A.)

شک نمی توان کرد که بعد از انقراض تمدن دره ی سند (موهنجو دارو) بسیاری از معتقدات متعلق به طبقه پایین اجتماع کم کم سربر آوردند و به تدریج وارد نظام برهمنی شدند. یکی از پدیده هایی که بدون شک عناصر بومی هند در تکوین آن نقش به سزایی داشته اند، این آیین است.(ر.ج، شایگان. داریوش، ادیان و مکتبهای فلسفی هند، تهران، 1362، ص 97.) از قرن 8 تا 14 دروه شکوفایی تانترا بود و نوشته های "سامهیتا"(Samhita) و "آگمه"(Agumas) به آن دوره برمی گردند.

C.f. A. Padoux, "Hindu tantrism" M.Eliade, ed. Encyclopedia of Religion,) vol 14, 1987, p. 274.).

در طول حیات تانترا، دو آیین هندویی وبودایی در آن بسیار تأثیر بخشیده اند و خود به دو شاخه تقسیم شد: شاخه هندویی و شاخه بودایی، گرچه این دو شاخه کمی با هم فرق دارند ولی در هر صورت در اصل از یک چشمه سیراب شده اند.

تانترا در کل به دو شعبه راستی و چپی تقسیم می شود که اولی حد اعتدال را در پیش گرفت و شاخه چپی آن به افراط و زیاده روی در اعمال جنسی و مراسم سری پرداخت.

فرق مختلف تانترایی هندویی برحسب پرستش ویشنو و شیوا و شکتی (مؤنث) از هم جدا می شوند، ولی دو تای آخر از لحاظ مبانی فکری مافوق طبیعی جدایی ناپذیرند. البته شاخه ویشنویی امروز خود را تانتریک نمی داند و گروه اصلی آن را "پنجه راترا"(Pancratra) تشکیل می دهد.

مفهوم تانترا

تانترای بودایی و هندویی هر دو معتقدند که برای به کارگیری انرژی کیهانی باید از این بدن پست و مادی برای اهداف متعال(Transcendental ends) استفاده کرد. مفهوم شاکتی در هر دو گروه یکی است و مراسم خاص اعمال جنسی برای رسیدن از اسفل به اهداف والا و متعال لازم است.

(C.f. A. Padoux, "Hindu tantrism" M.Eliade ed, vol 14, 1987, p.279.)

جهان بینی تانترا

یک محقق برای بررسی تانترا باید با ذهنی باز و به دور از تفسیر و یا برداشت غلط و مغرضانه و بدون تعصب به آن بپردازد. واقعیت ظریف و اعمال مذهبی پیچیده این مکتب را نمی توان با نظامهای ارزشی و دیدگاههای امروز بررسی کرد.

هدف اصلی نوشته های تانترایی ، شرح روش عملی درک حقیقت است و بنابراین تفکرات فوق طبیعی نتوانسته است امتیازی در آن داشته باشد. متون تانترای هندویی یا بودایی را باید به عنوان نوشته های مذهبی مستقلی به حساب آورد که به اصول فلسفی رایج در زمان پیدایش خود اختصاص دارد و منشاء آن را در هیچ تفکر یا روشهای فلسفی دیگر نمی توان دانست.

موضوع اصلی تانترا، یوگا، سرودها، مراسم و آداب و اصول و حتی قوانین و طلسم و جادو و غیره است(C.f. SH. Dasgupta. Tantric Budhism, p.I.).

بدن انسان عالم صغیر است و در آن قوه و نیرویی عظیم مخفی و نهفته است که آن را شکتی گویند و آن قوه در قاعده ستون فقرات انسان ذخیره گردیده است و به وسیله ریاضتهای جسمانی و دماغی و تربیت قوه اراده می توان آن را ظاهر کرد و باید بعضی اوراد مخصوص را تکرار کرد و با صداها و حرکات گوناگون و رسم و نقوش، طلسمات عجیب همراه با جنبش دست و پا آن را تحریک نمود تا آن که شکتی از مکان مخفی خود بیرون آید و منبع آثاری بزرگ گردد و شیاطین بدکردار و ارواح خبیثه را از انسان دور سازد.

هر یک از خدایان همسر و زوجه ای از جنس شکتی دارند که قوه فوق العاده اوست و از ترکیب و اتحاد با آن زوجه به وجود می آید. پس ستایش خدای مؤنث یعنی شکتی که همسر شیوا و سمبل تولید مثل است، رایج می گردد.

نهایتا فلسفه تانترایی از "سانکهیه یوگا" و نظریه آن در باب "پوروشا" و "پراکریتی" و تأکید به خصوص آن بر جنبه عرفانی تعلیم یوگا قرار دارد. آن مفهومی که از مادر خدا در اذهان غربی هاست، در هندو نیست؛ بلکه او را مؤنث یا مذکر نیز نمی داند. او وجودی وراء اینهاست. او "برهمن" خالص است.

در تانترا "دوی"(Devi) خدای مادینه است و در عین حال به شکل مادر خود و یا "پراکتی" و یا تمام زنان تجلی می کند؛ پس زنان را شاکتی گفته اند. او به هر شکلی از "آگاهی" وجود پیدا می کند؛ زیرا آگاهی ذات اوست. کلمه مادر از آن جهت به او اطلاق می شود که قلبی رئوف و مهربان دارد. صفت "دوی" کلمه "پراکاشهتمیکا" (Prakashhat mijka)است. به معنی چیزی که ماهیتش از نور متجلی باشد. این کلمه به آن سبب برای جنس مؤنث به کار می رود چون (او) به عنوان "شکتی" و یا "پراکریتی" مثل مادر، همه را در آغوش می گیرد. پس "دوی" همان "برهمن" است که به صورت مادرش "شری ماتا"(Shrimata) یا قدرت خلاقه و نگهدارنده عالم هستی تجلی کرده است. برای کسانی که در اقیانوس ذات او غوطه ور هستند، اختلافی میان کلیه تجلی های او وجود ندارد. "کریشناشکتی" "شیوا شکتی" و "کالی شکتی" و تمام اشکال دیگر شکتی یکی هستند.

(A. Avalon, Hymnsto the Goddess, Madras, 1952, P.VI.)

موضوع بحث تانترا 5 چیز است:

1 خلقت، 2 فساد دنیا، 3 نیایش خدایان، 4 رسیدن به قدرت مافوق طبیعی، 5 اتحاد با هستی مطلق.

در واقع محتوای تانترا هم سحر گونه است و هم اسرارآمیز، اما اشاره بر مطالب گوناگون دارد، مثل: علمی، مذهبی، پزشکی، ریاضی و ... خلاصه آنچه را که مورد نیاز پیروان آن است، در بر می گیرد. بالاخره مهم ترین مباحث تانترا درباره

قدرت های فوق طبیعی و ماهیت "برهمن متعال" است، مثل: "نیرگونه"(به معنی بدون صفات(Nirguna و "سگونه"(با صفات متفاوت (Saguna؛ یعنی در ابتدا برهمن بدون صفات وجود داشت. ذکر عرفانی اُم، آم، آوُم، اوم(Om, am, Un, Um)، فراوان در نوشته ها به کار رفته است و گاهی یک صفحه کامل را تشکیل می دهد. همه اعمال و اذکار برای مرد و زن آزاد است و فرق نمی کند. قربانی کردن زنان بیوه ممنوع و تداوم اعمال و مراسم مذهبی تا ختم دوره "کالی یوگا" باید انجام شود.

تقسیمات جدید تانترا

برای درک بهتر تانترا می بایست تقسیمات گذشته را به کنار زد و آنچه را امروزه از آن به جا مانده است، بررسی نمود.

در عصر کنونی تانترا به سه شاخه اصلی به شرح زیر تقسیم شده است:

1 تانترای بودایی

گرچه تانترا در بودیسم از توده ای عناصر ناهمگون تشکیل یافته است، مثل: خواندن و زمزمه کردن مانتراها، شرح نمودارهای عرفانی مختلف، ساختن اشکال متفاوت صورتی و بدنی، ستایش انواع گوناگون خدایان مؤنث و مذکر حتی نیمه خدایان و شبیه به آنها، و انواع تفکر و مراقبه(Meditation)، تمرینات یوگایی و گاهی پرداختن به اعمال جنسی، اما عملاً همان تانترای هندویی است.

(C.f. SH. Dasgupta. Tantric Budhism, p.3.)

تانترای هندویی و بودایی بر بدن آدمی بسیار تاکید دارد، زیرا بهترین واسطه است برای درک حقیقت، همچنین هر دو هندویی و بودایی در جنبه اساسی دیگری نیز اشتراک دارند و آن اصل الهی دو گانگی وحدت است. هر دو مکتب به غیر دوگانه بودن حقیقت در ذات خود معترف اند: منفی یا "نیورتی"(Nivrtti) و مثبت یا "پراورتی"(Pravrtti)، ثابت و متحرک، دو جنبه حقیقت اند که در هندویسم در شیوا و شکتی نشان داده شده است و در بودیسم، در "پراجنا"(Pragna) و "اُپایا"(Upaya)

(شون یا تاور کرونا)(1) در تانترای هندویی که اصول فوق طبیعی شیوا و شکتی در دنیای مادی و ناسوت به صورت زن و مرد تجلی کرده اند؛ در تانترای بودایی دو اصل پراجنا و اُپایا در زن و مرد از هم متأثر و منفعل شده اند و غایت هر دو مکتب مرحله کامل اتّحاد است. اتّحاد بین دو جنبه حقیقت و درک طبیعت غیر دو گانه خود و غیر خود. اصل فلسفه تانترا در همه جا یکی است ولی در هر محیطی تفاوت هایی در رنگ آن پیدا می شود. در دین هندویی رنگ فلسفه و در بودایی رنگ عقاید و اعمال بودایی را گرفته است.

در بررسی افکار تانترای بودایی به سه عنصر اصلی برمی خوریم:

1 عقاید فوق طبیعی غیر مرتبط که از مکاتب بودایی بخصوص مهایانا و از فکر هندویی هم تأثیر پذیرفته است.

2 الهیات تانترایی که در اساس شبیه تانترای هندویی است و در افکار مهایانا جای گرفته است.

3 اعمال.

در تانترای هندویی عقاید و دانته، یوگا، سانکهیه، پورانایی، ونیایه،(Nyaya) و واشیشکا(Vaisesika) و همچنین علوم پزشکی و کتب قانون به طور پراکنده یافت می شود و نیز در تانترای بودایی افکار فوق طبیعی که از مکاتب مهایانا نشأت گرفته است، تحت تأثیر یکتاپرستی و دانته قرار دارد؛ و آنچنان عقاید مختلف بدون در نظر گرفتن اهمیت ورودشان در کنار هم قرار گرفته اند که نتیجه آن به هم آمیختگیی "شونیه واده" و "وینجنانه واده" و "وادنتا" است، "گاهی از عناصر یوگا و سانکیه نیز تشکیل شده است(C.f. CH. Dasgupta. Tantric Buddhism, p.4.). متون هینایانا در سالهای اولیه پیدایش بودایی، تعداد قابل توجهی از صور تانترایی را به شرح زیر در خود جای داده است:

الف) قدرت عرفانی عمیقی را که گفتار درست و حقیقی در خود دارد.

______________________________

1- C.f. SH. Dasgupta. Tuntric Buddhism, p.4.

ب) نیایش های مخصوص در امان ماندن از شر خدایان بدسگال و دور کردن ترس.

ج) پرستش اماکن مقدس، زیارت و بت پرستی.

د) مراقبه و تمرکز ذهن، اساس یوگا تانترا را تشکیل می دهد. در حقیتق مراقبه بودایی نوع تغییر شکل یافته هندویی است.

2 مهایانا

مهایانا نیز به طور گسترده از اصول تانترایی بهره برده است و دو مشخصه کلی آن یکی "سادهانا"(Sadgana) است، به معنی لزوم سیر و سلوک به همراه یک "گورو" یا مرشد است تا بتواند به مقام بودائیت راه گشا باشد؛ و دیگری "وجره یانه" (Vajrayana)که طریق و روشهای ویژه نیایش است و سبب جدا شدن دو شاخه چپ و راست شده و هر دو از مهایانا منشعب شده اند.

امروزه غربی ها، تانترا را به شکل و معنی منفی آن که دست چپی است و اوراد جادویی را در بر دارد به مردم معرفی کرده اند. البته تا حدودی درست می گویند، زیرا این اعمال در میان آیین بودایی و هندویی اصلی دیده نمی شود ولی دلیل نمی شود که تمام مکتب تانترا براساس این اعمال الحاد آمیز باشد.

تانترای بودایی مدیون وجود مهایانا است؛ چون قائل به "هم دردی با جمیع خلایق" در دنیاست، بنابراین سبب گشت تا همه مردم از سرزمین های مختلف به دین بودا جلب شوند هدف کلی هینایانا رسیدن به مقام "ارهت"(Arhathood) است بنابراین از طریق نیروانا و یا فنای کامل باید از گردونه تولد و مرگ رها شوند. اما این نهایت هدف مهایانا نیست بلکه "بدهیستوا"(Bodhisattva) شدن است؛ یعنی کسی که به این مقام می رسد، گرچه با تقوی و اعمال نیک لایق نیروانا شده است، ولی نجات خود را تا نجات همه خلایق به تعویق می اندازد.

برای بودایی، بودا دارای دو وجود است که اهمیت شایانی دارد یکی "روپه کایا"(Dharma - Kaya) یا بعد مادی است و دیگری "دارما کایا" یا جسم ابدی و لایزال

و همه فراگیر است.

مهایانا می گوید:(C.f. SH. Dasgupta. Tantric Buddhism, p.II.) بودا فردی تاریخی بود و روپه کایای بودا همان وجود تاریخی اوست. وجود فوق تاریخی او همان دارما کایاست. اما این اصل والا سه جنبه دارد که سه پیکر بودا نامیده می شود(Trikaya).

1 دارما کایا(دهرمه معنی ساری در همه ابدی یکتا نامحدود (Dharma Kayaیا پیکر شریعت و دین.

2 سمبهوگه کایا(Sambhpga - Kaya) که بدن یا قالب بخشش و رحمت است و وقتی تجلی می کند که انوار نورانی از آن ساطع می شود و هر یک لوتوسی (گل نیلوفر آبی) را برمی انگیزد و عشق و شادی را سبب می گردد.

3 نیرمانا کایا(Nirmana - Kaya) که جنبه تاریخی بودا است و بوداهای دیگر که تجلی مادی پیدا می کنند مثل "شاکیاسی مهابودا"(Sakyasi mhabuddha).

گرایش فلسفه مهایانا به یک خدایی همراه با پرستش بودا به عناوین مختلف، سبب ایجاد ایده تانترای بودایی شد که در رابطه با خدای اعظم ابدی هستی مطلق است. پس خدایان دیگر تجلی ها و تظاهرات او می شوند؛ پس نه تنها یک خدای برتر و عالی قرار دارد و مجموعه ای از خدایان در کنار هم هستند، بلکه او همیشه همراه با همسر مؤنث ابدی خویش است. لذا خدایان دیگر هم دارای همسرهایی می باشند.(C.f. SH. Dasgupta. Tantric Buddhism, p.33.)

3 تانترای مناسب و شایسته

C.f. L. DE Lavalle Poussin, "Tantrism (Buddist), J. Haistings, ed E.R.,Vol,1980,)

p. 196.)

این شاخه از تانترا دارای دو صفت است. از یک طرف دارای خدایان، مراسم، آداب جادویی است که قرنها در هر دو آیین هندوئی و بودایی رایج بوده است؛ از طرف دیگر منطبق بر سحر و جادویی است که عرفان بسیار پیشرفته ای به نام "وجره

یانه" بر آن قرار دارد. و این شکل نوعی بدعت را در بودیسم سبب شد.

کاملان که در عین حال عرفا نیز هستند مدارسی را اداره می کنند که تعالیمی رمزی همراه با اوراد و نظریه های مختلف را به شاگردان منتقل می کنند؛ از قبیل: لزوم پیروی بی چون و چرا از یک معلم و مرشد که خود به مقام بودائیت رسیده باشد.(این فرد را Sadhu گویند.) جادوی سیاه و یا سفید و پرستش از جمله کارهای این مرشد است.

تانترا قبل از آن که یک آیین جادویی و خرافاتی و نیایشی باشد، یک سفینه و یک وسیله نقلیه است و از آن جا که "وجرهه یانه" به معنی سفینه ای نجات دهنده است؛ بنابراین تانترا را "تانترایانا" و یا "مانترایانا" می گویند. و چون صاعقه ابزار دست ایندرا برای دور کردن شرور بوده است، در دستان یوگی هم همان اثر را خواهد داشت. برحسب معنی وجره که امروزه دو معنی پیدا کرده است، تانترا به دو شعبه مهم به شرح زیر تقسیم شده است:

1 اشاره بر انرژی عرفانی و ملکوتی که بافراست و زیرکی شناخته می شود و وسایل شناخت آن موجوداتی علوی هستند مثل "وجره بدهیستوه" و یا "وجره یوگینی" و آن به معنی جادوگر مؤنث آسمانی است. همه موجودات آسمانی و ملکوتی "هستی مطلق" یا "آدی بودا"(adhibuddhi) هستند.

2 از طرف دیگر "وجره" معنی عرفانی "لینگا"(Linga) یا آلات تناسلی مرد است. درست مثل گل نیلوفر آبی که نشان دهنده آلت تناسلی زن است.

هر دو این مکاتب ریشه در مهایانا دارند. آنها متمسک به نظریه پوچی دنیا هستند؛ در عین حال عقیده وحدت وجود را رواج می دهند.

در حالی که مهایانا تمام خلایق را بوداهای آینده می بیند، این دو دسته مخلوقات را "وجره ستوه"(وجره ستوه یعنی آنچه حقیقت یا جوهر وجودی او وجره یا قدرت شیوا (ایندرا) است وجره در اصل یعنی صاعقه و سلاح ایندراست در تانترا و در شیوا پرستی قدرت شیوا است. Vajra - Sattra). می داند که موجودات سرانجام در مقام وحدت به ذات کل به آن می رسند.

همچنین این دو گروه معتقدند که طبیعت "وجره" در تمام مخلوقات ساری و جاری است و می توان از طریق مراقبه و مراسم ویژه به آن دست یافت. دست چپی ها بیشتر به مراسم شیوایی نزدیک تر و دستی راستی ها به آیین ودانته یوگا نزدیک هستند.

مهم ترین مطلب در مکتب تانترایی، موضوع پرستش زن یا "استری پوجا" است که در آن اعمال وقیح و گناه آلود مثل زنای با محارم انجام می شود، که عملی قهرمانانه از جانب بدهیستوا است که منجر به تقوی کامل می شود.

(Cf. L. Dalavallepoussin, "Tantrism" (Buddist), J, Hastings, ed E.R.E, Vol. 12, P.) (196.

عرفان و علم اسطوره بودایی ممزوجی از شکتی ها است (که نطفه مرد از 5 بودا تشکیل شده است) و نسبت به یک مرد خالص و پاک، همه چیز پاک است.

برحسب عقیده گروه دست چپ، مراسم اتحاد و مقام "وجره ستوه" سودمند نخواهد بود مادامی که سه مرحله تزکیه بدن، کلام و اندیشه طی نشده باشند. این سه مرحله را گروه دست راست نیز قبول دارند.

امروزه از شاخه های بالا گروه های زیادی منشعب شده اند که برای دست یابی به "تاتها گاتا"(Tathagata به معنی رحم کل که یکی از صفات "حقیقت" در عالم واحدیت است). مراقبه و معرفت را تنها وسایل موجود می دانند. برخی دیگر مراسم اتحاد با "زن معنوی نه جسمانی" را قبول دارند و برخی دیگر بر اجرای مراسم ویژه مذهبی بخصوص بر نشان دادن ا شکالی با انگشتان دست(اشکال عرفانی (Mudra تأکید می کنند.

سرود BHAIRAVISTOTRA

(A. Avalon, Hymnsto the Goddess, Chaptern "Tantraasara", p. 21.)

باشد که ترا ستایش کنم ای تری پورا

................................................................

................................................................

منشأ جهان تو هستی

گرچه سرآغاز نداری

با صدها سرود

حتی برهما، ویشنو، مهشورا(Maheshvara) نمی توانند تو را دریابند.

ای تری پوتا تو را می ستاییم

که بدنت بسان هزار خورشید درخشان می درخشد

ای بهاوانی(Bhavani) حکما ترا به صورت جسمانی شرح می دهند

دیگران ترا خدای کلام می دانند

و دیگران ریشه عوالم

اما ما درباره ات می اندیشیم

به عنوان اقیانوس غیر قابل عبور رحمت و نه هیچ چیز دیگر

سرود BHUBANESHVARI

(A. Avalon, Hyms to the Goddess, p.29)

تو خدای لایزال هستی، مادر خلایق بی شمار، خالقه بدن های برهما، ویشنو، شیوا.

که خالق، حافظ، مهلک سه عالم می باشند

................................................................

تو علت هلاک دنیایی که قدرت شیواست

................................................................

تو سرشار از عطوفتی

گرچه مادر وداها هستی

اما هنوز نمی توانند تورا به وصف کشند

گرچه مردم باید بر تو تمرکز کنند

اما هنوز از درک تو ناتوانند.

سرود SARVAVISHVAJANANI یا مادر کائنات

(A. Avalon, Hymnsto the Goddess, Chteran "tantraasara", p.29.)

او که دنیا و هر دو حقیقت و غیر حقیقت را بوجود آورده است.

او که با قدرت خود و با سه ذات خود رجس، ستوه، و تمس است، دنیا را حمایت می کند، خراب می کند، آنگاه بازی می کند.

می گویند برهما خالق جهان است.

و حکما، "پورانا" و "ودا" گویند که اوست خالق، اما خود او چون زاده شده است، پس وابسته است.

................................................................

................................................................

چگونه او که خود حمایت می شود هدایت کننده خلقت جهان بوده است.

حتی آب اقیانوس که از مایع است

بدون حفاظ نمی باشد، پس

به او پناه می برم، مادر موجودات،

که وجود دارد در همه چیز به شکل قدرت

با دیدن این که چشمان ویشن به هنگام خفتن بسته می شود

به آن دوی که سرپناه من است نیایش کن.

نتیجه:

علی رغم این که تانترا آئینی به ظاهر مبتنی بر ثنوی پرستی (مذکر، مؤنث) است که محور اصلی آن را پرستش این دونیرو تشکیل می دهد، ولی میل به گشودن راز خلقت، فساد دنیا و نیایش خدایان در آن مکتب، برای رسیدن به قدرت مافوق طبیعی و اتحاد با هستی است؛ و در این راستا هدف اصلی خود را که همانا پی بردن به برهمن متعال است، آشکار می کند. بنابراین از "برهمن سگونه" به "برهمن نیرگونه" می پردازد.

منابع:

1- Avalon. A, Hymns to the Goddess, 1952.

2- Dasgupta. SH, tantric buddism.

3- Encylopedia of religion and ethics. Ed. Haistings. j.

vol.12, 1980.

4- Encyclopedia of religion ed. Eliads.M, vol 14, 1987.

5- Mujtabai. F, Hindiu Muslem cultural relation. Delhi 1978.

6 شایگان، داریوش، ادیان و مکتبهای فلسفی هند، تهران، 1362.

7 ناس، جان، بی، تاریخ مختصر ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، تهران، 1370.

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است