جستجو در   
امکانات

سیر تاریخی کتب مبهمات قرآن
پدیدآورنده : شریفی، معصومه-رفیعی، محسن
بازدید : 655
تاریخ درج : 1385/7/27
منبع :

 
دانشنامه پرتال علوم انسانی و اسلامی :: حقوق :: تاریخ :: سیر تاریخی کتب مبهمات قرآن

سیر تاریخی کتب مبهمات قرآن


چکیده

مقاله حاضر،نگاهی است نقد گونه به سیر تاریخی در نگارش تفسیر مبهمات قرآن.درخت دانش «مبهمات قرآن»، بسی کهن است؛و پیشینه اش تا به آغازین دوران نزول وحی می رسد؛و شواهد مستند قرآنی، روایی و تاریخی، گواهی است بر این ادّعا امّا تا قرن ها پس از نزول وحی، تفاسیر مبهمات و واژه های دشوار یاب قرآن در یک جا گرد نیامده بودند؛بلکه سخنانی بودند پراکنده در میان کتب تفسیری، حدیثی، تاریخی و اسباب نزول.تا اینکه قرن ششم هجری طلوع نمود، و به گواه عموم دانشمندان علوم قرآنی، أبوزید السهیلی(508 581 ه) نخستین کتاب را بنا به درخواست کتبی یک نفر، با عنوان :«التعریف و الإعلام فیما أبهم فی القرآن من الأسماء و الأعلام» به نگارش در آورد.

نگاشته ها در این موضوع، به دو دسته «کتب مستقل» و «کتب ضمن موضوعی» تقسیم می شوند.این مقاله عهده دار معرّفی کتب تألیف شده بر اساس سیر تاریخی در نگارش، شرح حال مختصری از نگارندگان ، انگیزه و اهدافشان از نگارش، برجستگی ها و ارزش علمی، کاستی ها و نارسایی های این کتاب ها است.

کلید واژه ها: 1.مبهمات. 2.تفسیر . 3.تفسیر مبهمات. 4.تفسیر مبهمات قرآن. 5.تاریخ تفسیر. 6.علوم قرآن.

مقدمه

دانش «مبهمات قرآن»، پیشینه ای بس طولانی و دراز دارد؛و سابقه اش را می توان تا به آغازین دوران نزول وحی به پیش برد.نخستین کسی که به تعیین مصادیق مبهمات قرآن پرداخته، شخص پیامبر اکرم (ص) است چه اینکه آن حضرت به استناد این سخن خداوند:و انزلنا الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم(نحل، 16 / 44) وظیفه تفسیر و تبیین آیات مبهم را به عهده داشته است؛و با استناد به شواهد مستند قرآنی، روایی و تاریخی، از هیچ تلاش و کوششی فرو گذار ننموده است.سپس اهل بیت ایشان (ع)، صحابه، تابعین و دیگران نیز در راه زدودن ابهام از چهره آیات نورانی قرآن مجید همّت گماشته اند.تا قرن ها پس از نزول وحی،

تفسیر مبهمات و واژه های دشوار یاب قرآن در یکجا گرد نیامده بود؛بلکه سخنانی پراکنده در میان کتب تفسیر، حدیث، تاریخ و أسباب نزول بود.تا اینکه قرن ششم هجری طلوع نمود و مرحله ای نو در پژوهش درباره «مبهمات قرآن» آغاز شد؛ و درخشش فعالیت«سهیلی» در این موضوع نمایان گشت.به گواهی عموم دانشمندان علوم قرآنی، نخستین کسی که دربارهُ این دانش به تألیف مستقّل دست یا زید،«أبو زید عبدالرحمن بن عبدالله بن احمد الخثعمیّ الاندلسی السهیلی(508 581 ه ) است که کتاب گرانسنگ التعریف و الإعلام فیما أبهم فی القرآن من الأسماء و الأعلام را نگاشت.1

به هر تقدیر، اگر چه دانش «مبهمات قرآن» پیشینه ای بس دیرینه دارد؛ ولی به هر دلیل قرآن پژوهان به طور بایسته و شایسته به آن نپرداخته اند.به همین جهت مجموع نگاشته های مستقلّ در این زمینه را به راحتی می توان برشمرد و به دوسته کتب مستقل و کتب ضمن موضوعی می توان تقسیم کرد.

کتب مستقلّ پیرامون مبهمات قرآن

1.التعریف و الإعلام فی القرآن من الأسماء و الأعلام2 و 2.الإیضاح و التبیین لما أبهم من تفسیر الکتاب المبین؛ به قلم:الامام أبوزید و أبوالقاسم و أبوالحسن، عبدالرحمن بن عبدالله بن أحمد الخثعمی الأندلسی السهیلی.

سهیلی، به سال 508 هجری در خانه علم و خطابه در شهر «اشبیلیّه» متولّد شد، و دانش های اولیّه را همانجا آموخت.سپس به «مالقه» رفت و به کسب دانش پرداخت.وی اساتید فراوانی را درک کرد و شاگردان بسیاری تربیت نمود.به زبان عربی و لغت و سیره و تفسیر و قراءات و حدیث، آگاه بود.در سن 17 سالگی نابینا گشت.او را به نبوغ علمی و گستردگی دانش ستوده اند؛و تألیف های فراوان برایش دانسته اند.علاوه بر دو کتاب یاد شده، می توان به کتاب های زیر اشاره کرد:

1.أمالی؛ 2.حلیة النّبیل فی معارضة ما فی السّبیل؛ 3.الرّوض الأنف فی شرح السّیرة النبویّة لابن هشام؛ 4.شرح الجمل؛ 5.قصة یوسف(ع)؛ 6.القصیدة العینیّة؛ 7.کتاب الفرائض و شرح آیات الوصیّة؛ 8.مسئلة رویة اللّه عزوجل فی المنام و رویة النبیّ(ص)؛ 9. مسألة السّرفی عور الرجال؛ 10. نتایح الفکر فی النحو.

سهیلی در روز پنج شنبه 26 شعبان سال 581 هجری وفات کرد.3

نیم نگاهی به کتاب التعریف و الاعلام

سهیلی در مقدمه ای ارزشمند اظهار می دارد که مطالب این موضوع را به طور اختصار و به ایجاز آورده است.نیز در همان مقدّمه به موضوع کتاب، اهمیّت دانش مبهمات نزد پیشینیان، و فایده این دانش پرداخته است.4 در پایان کتاب نیز انگیزه خویش را این گونه بیان می دارد:

انگیزه من از نوشتن این کتاب، این است که شخصی به طور مکتوب درباره نام های مبهم در قرآن از من پرسید؛من نیز آنچه از گذشته و حال و... می دانستم نوشتم.

و در ادامه اظهار می دارد:

در این باره پژوهشی گسترده نکردم؛...زیرا این کتاب، پاسخی است گذرا و در خور فهم به سوءال کننده....5

ترتیب کتاب سهیلی بدین گونه است که از سوره «فاتحه» آغاز، و به سوره «فلق» به پایان می رساند.ولی به مبهمات همه سوره های قرآن نپرداخته؛بلکه از مبهمات 29 سوره غفلت ورزیده است.این سوره ها عبارتند از:«عنکبوت، فاطر، شوری، ذاریات، حدید، تغابن، طلاق، ملک، دهر، مرسلات، نبأ، نازعات، مطفّفین، انشقاق، أعلی، غاشیة، ضحی، إنشراح، قدر، بیّنه، زلزله،عادیات، قارعة، تکاثر، عصر، نصر، اخلاص، ناس».

شایان ذکر است تعداد آیه هایی که به آنها پرداخته، به 294 مورد می رسد.شیوه او در نگارش مبهمات این گونه است که غالباً نام سوره را می نویسد،سپس آیه مبهم را به ترتیبی که در قرآن آمده می آورد؛آنگاه با پایان یافتن هر آیه، به آیه جدید می پردازد.و به همین ترتیب تا پایان سوره ادامه می دهد.روش سهیلی در تفسیر مبهمات، این است که در درجه اول به خود «قرآن» تکیه می کند، و در تفسیر مبهمات از آیات دیگر مدد می گیرد.چنانچه تفسیر مبهم را در قرآن نیافت، از سنّت پیامبر (ص) بهره می گیرد.و در صورتی که تفسیر مبهم را در قرآن و سنّت نیافت، به سخنان صحابه و تابعین روی می آورد؛ولی در بیشتر موارد به هنگام نقل از آنان، به نامشان تصریح نمی کند.البته بیشتر این سخنان را به عبدالله بن عبّاس، ابن مسعود، سعید بن جبیر، حسن، قتاده، عطاء بن أبی رباح، ربیع بن أنس، و وهب بن منبّه ارجاع می دهد.

اشکال های وارد بر کتاب سهیلی و محاسن آن

در کتاب التعریف و الإعلام سه اشکال عمده به چشم می خورد:

1.ورود احادیث ضعیف؛

2.ورود سخنان غریب، بدون پی گیری آنها؛

3.زیاد گویی و بیان برخی مطالب بی فایده و خارج از موضوع اصلی.6

امّا با همه اینها، فضیلت سهیلی در پیشی گرفتن در تألیف کتاب پیرامون این موضوع، و گرد آوری آیات مبهم، و تدوین اثری ارزشمند، بر کسی پوشیده نیست. از جمله محاسن کتاب، این است که افراد زیادی به تکمیل، تلخیص و تحقیق پیرامون آن مبادرت ورزیده اند؛به این شرح:ابن عسکر(584 636 ه) مستدرکی بر این کتاب نوشت با عنوان:التکمیل و الإتمام لکتاب التعریف و الإعلام.آنگاه ابن جماعة (639 733 ه) آن دو کتاب را در کتابی با عنوان التبیان لمن لم یسمّ فی القرآن 7 گرد آورد.و سیوطی (849 911 ه) آن را با عنوان مفحمات الأقران فی مبهمات القرآن، خلاصه نمود.نیز بلنسی (714 782 ه) دو کتاب ارزشمند سهیلی و ابن عسکر را با این عنوان گردآوری و تکمیل نمود:صلة الجمع و عائد التذییل لموصول کتابی الإعلام و التکمیل، و أدکاوی(1104 1184 ه) نیز کتاب های سهیلی، ابن عسکر و بلنسی را با عنوان ترویح أولی الدّماثة بمنتقی الکتب الثلاثة تلخیص کرد.نیز شایان ذکر است ابن فرتون (000 660 ه) کتاب الإستدراک و الإتمام للتعریف و الإعلام فیما أبهم فی القرآن من الأسماء و الأعلام، و شامی (671 715 ه) کتاب الإستدراک علی التعریف و الإعلام فیما أبهم فی القرآن من الأسماء و الأعلام، را به عنوان مستدرک و متمّم بر کتاب سهیلی نگاشتند.و بحرق (869 930ه) کتاب تلخیص التعریف و الإعلام فیما أبهم فی القرآن من الأسماء و الأعلام را به نگارش در آورد.مشاهده می شود که این نگارندگان هر کدام به نوعی از آبشخور سهیلی نوشیده اند.

همچنان که در آثار سهیلی بیان شد، برخی از شرح حال نویسان ، کتاب دیگری در زمینه تفسیر مبهمات قرآن با عنوان الایضاح و التبیین لما أبهم من تفسیر الکتاب المبین، به وی نسبت داده اند.8 آقای حنیف بن حسن القاسمی به نقل از هدیة العارفین، الأعلام و معجم المفسّرین ابراز می دارد:

سهیلی کتاب دیگری در مبهمات قرآن به جز «التعریف و الإعلام» دارد که نامش «الایضاح و التبیین لما أبهم من تفسیر الکتاب المبین» است.

سپس ادامه می دهد:

به جزاینها، به منابعی دیگر دست نیافتیم.9

امّا آقای عبدالله محمّد علی النقراط محقق کتاب سهیلی ضمن نامیدن این کتاب در

میان سایر کتب سهیلی، اظهار می دارد:

شاید این کتاب همان کتاب التعریف و الإعلام باشد که با نام الایضاح و التبیین نامیده شده است؛زیرا محتوای آنها یکی است. پس چگونه می توان آنها را دو کتاب دانست.و ما این نامگذاری را خطای برخی از شرح حال نویسان سهیلی می دانیم که این کتاب را به وی نسبت داده اند؛در صورتی که این همان کتاب است.10

نقد و بررسی

استدلالی که محقق محترم کتاب التعریف و الاعلام آورده است، به چند دلیل صحیح به نظر می رسد؛زیرا اولاً :به صرف اینکه محتوای آن دو کتاب یکی است، نمی توان نتیجه گرفت که یک کتاب هستند؛بلکه چه بسا یکی از آن دو کتاب، به صورت تلخیص، و دیگری به تفصیل باشد.چه اینکه سیوطی کتابی با عنوان مفحمات الأقران فی مبهمات القرآن نوشته، سپس خلاصه آن را در معترک الأقران فی إعجاز القرآن و الإتقان فی علوم القرآن آورده است.

ثانیاً:از سخنان وی بر می آید که کتاب مورد بحث را ندیده است؛و چه بسا ممکن است چنین خطایی از سوی شرح حال نویسان رخ نداده باشد.

ثالثاً:از منابعی که کتاب الإیضاح و التبیین را به سهیلی نسبت داده اند، در نام این کتاب، اتّفاق نظر دارند؛ولی توضیح بیشتر از چند و چون آن را ارائه نداده اند.

رابعاً:کتاب التعریف و الإعلام با نام غوامض الأسماء المبهمة و الأحادیث المسندة فی القرآن، چاپ شده؛و محقق آن نیز تصریح کرده است که هر دوی آنها یکی هستند؛و همو کتاب الإیضاح و التبیین لما أبهم من تفسیر الکتاب المبین، را در کنار سایر تألیفات سهیلی آورده است.11

کتاب ارزشمند التعریف و الإعلام، به سال 1356 هجری به کوشش شیخ محمود ربیع در مصر، و به سال 1401 هجری با تحقیق استاد عبدالله محمد علی النقراط در طرابلس، و به سال 1407 هجری در بیروت به چاپ رسیده است.نیز به سال 1407 هجری با تحقیق استاد عبدالله مهنّا در بیروت انتشار یافته است.و به سال 1988 هجری نیز با تحقیق دکتر هیثم عیّاش با نام:غوامض الأسماء المبهمة و الأحادیث المسندة فی القرآن، در بیروت به چاپ رسیده است.

گفتنی است کتاب التعریف و الإعلام، توسط آقای فرزان امینی باغبادرانی کارشناس ارشد الهیات و معارف اسلامی، گرایش علوم قرآن و حدیث با راهنمایی استاد آذرتاش آذرنوش، به سال 1374 شمسی ترجمه و تحقیق شده است.

در این پایان نامه، علاوه بر ترجمه کتاب یاد شده، تحقیقات ذیل نیز انجام شده است:استخراج احادیث متن و ارجاع به منابع و نقد آنها؛نقد برخی از مواردی که نویسنده کتاب مطرح کرده است، با تکیه بر تفاسیر و معیارهای بررسی احادیث؛معرفی أعلام مذکور در متن؛ارجاع برخی از اقوال به منابع شیعی و سنّی.

3.التکمیل و الاتمام لکتاب التعریف و الاعلام. به قلم:الامام العلاّمة القاضی أبو عبدالله محمد بن علی بن عبیدالله بن الخضر بن هارون ابن عسکر الغسّانی المالقی المالکی.(584 636 ه)

أبو عبدالله بن عسکر حدود سال 584 هجری در روستایی کوچک در نزدیکی «مالقه» متولد شد، و در همانجا رشد نمود.سپس به مالقة که شهری بزرگ و پر از دانشمندان و پیشوایان ارجمند از علوم مختلف بود رفت، و در محضر دانشمندان به کسب دانش پرداخت؛و مدتی سرپرستی قضاوت در مالقه را به عهده داشت.نهایتاً ظهر چهارشنبه، چهار مانده به جمادی ال آخر، سال 636 هجری وفات یافت.

وی دانشمندان زیادی را درک کرده، و شاگردان بسیاری را تربیت کرده است.و در بسیاری از علوم اسلامی متبحّر گردیده و کتاب های فراوانی تألیف کرده است، که برخی از آنها عبارتند از:

1.التکمیل و الإتمام لکتاب التعریف و الإعلام؛ 2.المشرع الرویّ فی الزیادة علی غریبی الهرویّ؛ 3.نزهة الناظر فی مناقب عمّا ر یاسر؛ 4.الجزء المختصر فی السلوی عن ذهاب البصر؛ 5.رسالة ادّخار الصبّر فی افتخار القصر و القبر؛ 6.أربعون حدیثا؛ 7.الإکمال و الإتمام فی صلة الإعلام بمحاسن الأعلام من اهل مالقة الکرام؛ 8. أنساب بنی سعد و...12

نیم نگاهی به کتاب التکمیل و الإتمام

از عنوان کتاب التکمیل و الإتمام، معلوم است که حاشیه و تکمله ای است بر کتاب التعریف و الإعلام.ابن عسکر، هدفش از تألیف این کتاب را، کامل کردن مبهماتی از قرآن

اعلام می کند که سهیلی به آنها نپرداخته است؛و با کمال تواضع و حق شناسی، این گونه به توصیف فضیلت و ارزشمندی سهیلی و کتابش می پردازد:

اگر چه حجم این کتاب اندک است، امّا ستاره اش در نو آوری و استادی، فروزان است؛از آن هنگام که درخشش آن، و هدف ارجمندش را دیده ام، اندک اندک از خونش می مکم و از گل های باغش می چینم.13

نیز با مطالعه مقدمه اش در می یابیم که برای نقض کتاب سهیلی به تألیف این کتاب نپرداخته، بلکه برخی از توضیحات ضروری را به آنها افزوده است.ابن عسکر در بیان مبهمات قرآن، از سوره «فاتحه» آغاز، و به سوره «ناس» به انجام می رساند، امّا به همه سوره های قرآن نپرداخته است.تعداد این سوره ها به پانزده می رسد، که عبارتند از:«غایشه، بلد، شمس، لیل، شرح، بیّنه،زلزلة، عادیات، قارعة، عصر، فیل، قریش، مسد، اخلاص،فلق».

تعداد آیه های مبهم که ابن عسکر به عنوان متمّم بر کتاب سهیلی نوشته است، به 479 مورد می رسد.

روش ابن عسکر در تفسیر مبهمات قرآن نیز همچون سهیلی است.وی در تفسیر مبهمات به سه چیز تکیه می کند:ابتدا از خود قرآن، در تفسیر مبهمات بهره می گیرد؛در صورتی که تفسیر مبهم را در قرآن نیافت، به سنت مطهّر مراجعه می کند؛آنگاه از سخنان صحابه و تابعین استفاده می نماید.شاخص ترین صحابی که وی از آنان نقل می کند عبارتند از:عبدالله بن عباس، ابو سعید خدری، و ... جز آنان.و تابعین نیز عبارتند از:عکرمة، حسن بصری، و... جز آنان.

با بررسی کتاب ابن عسکر، می فهمیم که او نیز همچون سهیلی در مباحث لغوی و نحوی و فقهی و... جز آن، از این شاخ به آن شاخ پریده؛و چه بسا در برخی از قضایا که مربوط به موضوع کتاب نیست، سخن را به درازا کشیده است.

کتاب التکمیل و الاتمام، دومین کتابی است که به طور مستقلّ به تفسیر مبهمات قرآن پرداخته است.این کتاب، به سال 1404 هجری توسط آقای حسین عبدالهادی به جهت أخذ مدرک دکترا، در ریاض تحقیق شده است.نیز توسط آقای أسعد محمّد الطّیّب، تحقیق شده است؛با این توضیح که وی نام کتاب را التکملة و الأتمام فی التعریف و الإعلام14 نهاده است.نیز به سال 1418 هجری توسّط آقای حسن مروة، تحقیقی جامع بر کتاب به عمل آورده است.

4.البیان فیما أبهم من الأسماء فی القرآن، به قلم:ابو عبدالله محمد بن أحمد بن سلیمان بن ابراهیم الزّهری الأندلسی الاشبیلی، مشهور به زهری (000 617 ه). زهری، فردی ادیب بود که در «مالقه» متولد شد؛و در «اشبیلیّة» سکونت گزید.به مصر، شام، جزیره، بغداد و اصفهان سفر کرد.می گویند تاتارها وی را در بروجرد شهید کردند.15

از جمله کتاب های اوست:البیان فیما أبهم من الاسماء فی القرآن.در کتاب های هدیة العارفین16 و الأعلام17 نیز این کتاب را به وی نسبت داده اند؛اما هیچ یک از کسانی که درباره مبهمات قرآن به تألیف پرداخته اند، اشاره ای به آن نکرده اند، شاید این کتاب مفقود شده باشد.18

وی به جز این کتاب، کتاب های دیگری نیز دارد با نام های:البیان و التبیین فی أنساب المحدّثین، أقسام البلاغة و أحکام الصناعة،شرح الایضاح للفارسی، و شرح المقامات.19

5.الإستدراک و الإتمام للتعریف و الإعلام فیما إبهم فی القرآن من الأسماء و الأعلام.به قلم:ابوالعباس، أحمد بن یوسف بن ابراهیم السلمی الفاسی، معروف به «ابن فرتون» (000 660 ه).

وی مورّخ ، مفسّر، محدّث، و رجالی معروف است که در «فاس» متولّد شد؛ و در آنجا و «سبتة» به کسب دانش پرداخت.سپس به سال 635 هجری به «اندلس» رفت و از دانشمندان «مالقه» و «جزیره خضراء»، دانش آموخت و به «سبته»بازگشت؛ و در همانجا ماند تا به سال 660 هجری وفات کرد.20

از چگونگی این کتاب، اطلاعی در دست نیست؛ولی برخی این کتاب را به «ابن فرتون» نسبت داده اند.21

6.الإستدراک علی التعریف و الإعلام فیما ابهم فی القرآن من الأسماء و الأعلام به قلم:أبو عبدالله محمد بن علی بن یحیی بن علی الغرناطی، الأندلسی، معروف به:«الشامی» (671 715 ه).

وی فقیه، مفسّر، ادیب، شاعر، و نحوی، از اهل غرناطة بود که در همانجا رشد نمود و به کسب دانش پرداخت.مدتی را در مکه و مدینه اقامت گزید، و به سال 715 هجری در مدینه وفات کرد.22

برخی از شرح حال نویسان، این کتاب را به وی نسبت داده اند.23

7.التّبیان لمبهمات القرآن و 8.غرر التّبیان فی من لم یسم فی القرآن.به قلم:بدرالدّین

أبو عبدالله محمّد بن عبراهیم بن سعد الله بن جماعة الکنانیّ الحمویّ، معروف به:«ابن جماعة» (639 733 ه).

ابن جماعة، از فقهای شافعی، عالم به حدیث و فقه و تفسیر و اصول بود.وی به سال 639 هجری در «حماه» متولّد شد، و در همانجا رشد نمود؛و به «مصر»،«دمشق»، «مکه» و «قدس» سفر کرد.در قدس، قضاوت و خطابه را به عهده گرفت.نیز قضاوت مصر و شام را به عهده او نهادند: تا اینکه چشمش نابینا، و گوشش سنگین شد؛به همین جهت از قضاوت کناره گیری کرد، و تا هنگام وفاتش خانه نشین شد.24 ابن جماعة، دو کتاب درباره مبهمات قرآن نگاشته است با نام های:1.التّبیان لمبهمات القرآن. 2.غرر التّبیان لمبهمات القرآن.وی در مقدمه غرر التبیان، به کتاب اوّلش اشاره کرده است که:

این،کتابی است که چکده کتاب پیشین است:ان شاء الله در آن اسم کسانی که در قرآن بزرگ، به صفت یا لقب یا کنیه شان نامیده شده اند می پردازم؛نیز نسب های مشهور پیامبران و رسولان و پادشاهان در قرآن نام برده شده؛و معنای مردم، و موءمنانی که برای گروهی خاص آمده است؛عددی که معدودش مبهم است، و فرجام چیزهایی که روشن نشده است.و درباره آنچه اختلاف وجود دارد، بحث کرده ام؛و نام ها را بدون زیاده گویی در قصه ها و خبرها، به اختصار بیان نموده ام؛و آن را به ترتیب سوره های قرآن مرتب کرده ام و نامش را غرر التّبیان لمبهمات القرآن نهاده ام....25

شرح حال نویسان، به کتاب التبیان لمبهمات القرآن اشاره کرده اند؛از جمله، زرکلی به کتاب غرر البیان لمبهمات القرآن و غرر التّبیان لمن لم یسم فی القرآن اشاره کرده است.26 پس این جماعة خودش، کتاب التبیان لمبهمات القرآن را خلاصه کرده و آن را غرر التّبیان لمبهمات القرآن نام نهاده است.آقای دکتر عبدالجواد آن را تحقیق کرده؛که با نام:غرر التّبیان فی من لم یسمّ فی القرآن به سال 1410 هجری در دمشق به چاپ رسیده است.سیوطی نیز از این کتاب در مفحمات الأقران نام برده است.27

گفتنی است نام صحیح کتاب های ابن جماعة،التّبیان لمبهمات القرآن و غرر التبیان لمبهمات القرآن است، و «غرر البیان» صحیح نیست.و به نظر می رسد این اشتباه از سوی ناسخ این کتاب ناشی شده است.کتاب ابن جماعة، دارای دو نسخه است:

1.نسخه اصلی، که در کتابخانه دیر اسکوریال در اسپانیا با رقم اسکوریال 1598 /2 است که به خود ابن جماعة نگاشته شده است.

2.و نسخه دوم نیز در کتابخانه محمودیة در مدینه منوّره است، و به خط عبدالوهّاب برکات الأحمدی است.

ابن جماعة در تفسیر مهبمات، از سوره «فاتحه» آغاز، و به سوره «ناس» پایان داده است؛امّا به سوره «عنکبوت» و «روم» نپرداخته است.

9.صلة الجمع و عائد التذییل لموصول کتابی الإعلام و التکمیل.به قلم :الامام ابو عبدالله، محمد بن علی بن احمد بن محمد الأوسیّ البلنسیّ الغرناطیّ، مشهور به:«بلنسی»(724 782 ه).

بلنسی روز دوشنبه 28 ذیحجه سال 714 هجری تولد یافت، و روز شنبه 5 ربیع الاول سال 782 هجری وفات کرد.وی مفسّری بارز، فقیهی برجسته، و نحوی توانمند در میان هم عصرانش بوده است.ابن خطیب غرناطی که معاصر با بلنسی است وی را این گونه می ستاید:

دانش پژوهی گشاده روی و خوش برخورد، پاکدامن، حریص در علم و جوینده ء آن، بلند پایه در دانش عربی و بیان، قدرت زیاد در یادآوری مسائل و حافظه بالا، و تدریس و تقریر نیکو.

از بررسی کتاب هایی که به شرح حال بلنسی پرداخته اند، در می یابیم که وی تألیفات زیادی نداشته است.کتاب های او عبارتند از:

1.صلة الجمع و عائد التذییل لموصول کتابی الإعلام و التکمیل؛همین کتاب مورد بحث است که به عنوان تکمیل و تتمیم بر کتاب های سهیلی و ابن عسکر نگاشته است.

2.تفسیر القرآن؛این کتاب را پر حجم دانسته اند.28

نیم نگاهی بر کتاب تفسیر مبهمات القرآن

بلنسی مقدمه کتابش را با نام خداوند متعال آغاز می کند؛و پس از حمد و ستایش خداوند متعال، و درود و سلام بر پیامبر اکرم (ص) و خاندان و اصحاب بزرگوارش، پرداختن به قرآن را از شریف ترین کارها، و مایه سعادتمندی می داند؛ و با قلمی بس شیوا، اعجاب برانگیز و آهنگین، در جای جای مقدّمه اش به انگیزه نگارش این کتاب اشاره می کند.وی درباره چگونگی آشنایی اش با کتاب های سهیلی و ابن عسکر می نویسد:

برای پژوهش درباره آیاتی از قرآن، به مبهمات قرآنی اندیشیدم؛و چون در این باره به

جست وجو پرداختم، به کتاب ابوزید سهیلی با عنوان التعریف و الإعلام فیما ابهم فی القرآن من الاسماء الاعلام، دست یافتم؛و پس از آن به کتاب التکمیل و الاتمام لکتاب التعریف و الاعلام، اثر ابن عسکر که استدراکی است بر کتاب پیشین دست یافتم.29

بلنسی، کتاب را بر اساس ترتیب سور قرآن، سامان داده است؛و در بحث از مبهمات، ابتدا نظر سهیلی، و در پی آن، نظر ابن عسکر را با علامت اختصاری می آورد.سپس آنچه از آیات مبهم را که آن دو نیاورده اند، بیان می کند، با توجه به پژوهشی که محقق کتاب انجام داده است. آنچه بلنسی در جلد اول به کلام سهیلی و ابن عسکر افزوده به 107 مورد می رسد.و مواردی که به تنهایی بیان کرده، نیزدر جلد اول به 57 مورد می رسد.روش وی در تفسیر مبهمات قرآن همچون سهیلی و ابن عسکر بهره گیری از خود قرآن، سپس سخنان پیامبر اکرم (ص) و آنگاه صحابه و تابعین است.

برجستگی ها و ارزش علمی کتاب

1.جامعیّت:نخستین ویژگی و ارزش والای کتاب بلنسی، جامعیت آن است.کتاب او در برگیرنده دو کتاب سهیلی و ابن عسکر است.و مطالبی نو، متنوّع و گرانسنگ به آنها افزوده و ارزش کتابش را بیشتر و بیشتر کرده است.

2.توجه به مسایل اعتقادی:توجه و اهتمام به مسایل اعتقادی خصوصاً مسایل مربوط به عصمت ملائکه و انبیای الهی (ع) نیز ارزش علمی کتاب را افزون کرده است.

3.پیگیری برخی از روایات ضعیف:وی در پی روشن ساختن عدم توانایی در ارائه استدلال بر اساس روایات ضعیف، و ارائه نظریه درست بر مبنای روایات صحیح است.

کاستی ها و نارسایی های کتاب

افزون بر محاسن فراوانی که در کتاب بلنسی وجود دارد، برخی ضعف ها و نارسایی ها نیز بر آن وارد است؛امّا باید اذعان کرد که وزنه ارزش علمی و برجستگی های این کتاب، از ضعف هایش بسی سنگین تر است.این کاستی ها عبارتند از:

1.عدم ارجاع به مصادر اصلی:گاهی احادیث و سخنانی را ارائه می دهد، ولی به مصادر اصلی ارجاع نمی هد؛و به انتساب به تفاسیر و کتب متأخّرین اکتفا می کند.

2.عدم اشاره به مصدر برخی از سخنان:وی گاهی سخنانی را به طور کامل نقل می کند،

بدون اینکه به مصدرش اشاره نماید؛در صورتی که بیشتر این مطالب غالباً از المحّرر الوجیز، از ابن عطیّه، و الکشّاف از زمخشری است.31

3.استطراد، و سخن راندن طولانی و خسته کننده پیرامون برخی مسایل:در این باره می توان به این موارد اشاره کرد:

الف) استطراد در بحث پیرامون نام های سوره فاتحه، و پرداختن به مباحث صرفی و نحوی.32 ب) استطراد در بحث پیرامون آدم (ع) و ابلیس، و پرداختن به مباحث لغوی.33

ج) استطراد در بحث پیرامون شراب، و ارائه نام ها و صفات آن.34

4.بهره گیری از اسرائیلیّات و أخبار موهوم و غریب، و استفاده از کتب غیر معتبر: وی گاهی سخنانی را ارائه می دهد که به جز در کتاب عرائس المجالس از ثعلبی یافت نمی شود.گفتنی است این کتاب، انباشته از اسرائیلیات و اخبار موهوم و غریب است.35

5.عدم ارائه همه مبهمات قرآن:سهیلی و ابن عسکر هر کدام به پاره ای از مبهمات قرآن نپرداخته اند.و بلنسی نیز هر چند مبهماتی را به آنها افزوده است، ولی از برخی دیگر غافل شده است.

جلد نخست این کتاب را آقای دکتر حنیف بن حسن القاسمی، و جلد دوّم را آقای عبدالله عبدالکریم محمد، بررسی و تحقیق کرده اند؛و انصافاً تحقیقی شایسته و در خور انجام داده اند.این کتاب در دو جلد برای نخستین بار به سال 1411 هجری توسّط دارالغرب الإسلامی، در لبنان به چاپ رسیده است.جلد نخست، پس از مقدمه محقق و موءلّف، از سوره فاتحه آغاز، و با سوره توبه، در صفحه 646 به پایان رسیده است.و جلد دوّم، بدون هیچ گونه مقدّمه ای، از سوره یونس آغاز، و به سوره ناس در 861 صفحه به انجام رسیده است.

10.الاحکام لبیان ما فی القرآن من الإبهام؛به قلم:الحافظ ابوالفضل، شهاب الدین احمد بن علی بن محمد الکنانیّ العسقلانی، ابن حجر، مشهور به:ابن حجر عسقلانی.(773 852 ه)

وی مورّخ، ادیب، شاعر، و از فقهای شافعیّه است.اصل او از عسقلان فلسطین است.در قاهره متولد شد.فقه و ادب و نحو و لغت را آموخت، و سپس به حدیث روی آورد، و برای کسب حدیث به شام و حجاز و یمن مسافرت کرد.شهرت فراوانی بدست آورد، و گروه هایی از دانش پژوهان و دانشمندان برای کسب دانش از او به گردش جمع شدند.

«ابن حجر»، مدت 21 سال قضاوت کرد، و سپس قاضی القضاة در مصر شد.

از جمله آثارش که مربوط به تفسیر است عبارتند از:أسباب النّزول، و ال آیات النیّرات للخوارق المعجزات.36

برخی از شرح حال نویسان، کتاب الإحکام لبیان ما فی القرآن من الإبهام را به ابن حجر نسبت داده اند.37 و برخی نیز در نسبت چنین کتابی به وی تردید کرده اند.38 البته از چگونگی این کتاب، اطلاعی در دست نیست.

11.مفحمات الأقران فی مبهمات القرآن.به قلم:جلال الدین ابوالفضل عبدالرحمن بن أبی بکر بن محمد بن سابق الدین بن عثمان الخضیریّ السیوطیّ، مشهور به:جلال الدّین سیوطی (849 911 ه).سیوطی، در رجب سال 849 هجری متولّد شد، و پدرش را در سن پنج سال و هفت ماهگی از دست داد.وی حافظ، مورخ، محدّث، و مفسر بود؛و در محضر بیش از یک صد و پنجاه استاد و شیخ حدیث زانو زد؛و با تمام توان در فراگیری، و سپس در ثبت و ضبط دانش و نگارش و تصنیف کوشید، و آثاری فراوان و بی نظیر بر جای گذاشت.

سیوطی کارنامه ای پر برگ و بار از پژوهش و نگارش خصوصاً در مباحث علوم قرآنی و تفسیر و حدیث بر جای گذاشته است.تفسیر مهمّش الدّر المنثور و کتاب علوم قرآنی اش الاتقان فی علوم القرآن بسیار مشهور است.وی در سحر شب جمعه، نوزدهم جمادی الاول، به سال 911 هجری زندگی را بدرود گفت.39

سیوطی کتاب مفحمات الأقران را با مقدمه ای در بیان اهمیت علم مبهمات، و ضرورت توجه به آن آغاز کرده است؛و در ضمن آن، به کتاب هایی که پیش از این در زمینه مبهمات قرآن نگاشته شده پرداخته است؛و بنا به گفته خودش، کتاب مفحمات الإقران، در برگیرنده سه کتاب سهیلی و ابن عسکر و ابن جماعة است.وی در اینجا نامی از بلنسی به میان نبرده، ولی در کتاب بغیة الوعاة، به شرح حال و کتاب بلنسی پرداخته است.

پس از بیان مقدّمه، به تفسیر مبهمات قرآن می پردازد؛ و از سوره فاتحه آغاز، و به سوره ناس به انجام می رساند.بر اساس تحقیقی که آقای أیاد خالد الطّباع بر این کتاب به عمل آورده، مجموعاً 586 مورد از تفسر مبهمات قرآن بحث شده است. سیوطی به مبهمات 91 سوره از سوره های قرآن پرداخته، اما از تعداد 23 سوره غافل شده است، که عبارتند از:جاثیه، طور، صفّ، تغابن، طلاق، ملک، مزّمل، انفطار، مطففین، انشقاق، أعراف، غاشیه، ضحی، شرح، بینه، زلزلة، عادیات، قارعه، تکاثر، عصر، ماعون، نصر، اخلاص.

این کتاب به سال 1384 هجری برای نخستین بار چاپ شده است. و به سال 1403

هجری با عنایت دکتر مصطفی دیب البغا، به چاپ رسیده است.نیز به سال 1409 هجری چاپ دوم این کتاب با تحقیق آقای أیاد خالد الطّباع در بیروت به بازار فرهنگ و دانش آمده است.و به سال 1412 هجری نیز با تحقیق آقای طه عبد الروءوف سعد چاپ شده است.نیز با تحقیق آقای محمّد ابراهیم سلیم توسط انتشارات مکتبة القرآن، در قاهره انتشار یافته است.

کتاب مفحمات الاقران، به سال 1370 شمسی توسط آقای محسن قاسم پور کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث در دانشگاه تهران، ترجمه و تحقیق شده است.در این پایان نامه، آیاتی که سیوطی از آنها به سادگی گذشته، تبیین شده؛ و آیاتی که نزول آنها درباره اهل بیت (ع) مورد انکار واقع شده بررسی گردیده؛و ثابت شده، که آنها در خصوص آنان نزول یافته است.همچنین در مواردی نیز بر این کتاب تعلیقاتی نوشته شده است.

گفتنی است سیوطی خلاصه مباحث مبهمات قرآن را از مفحمات الأقران، در معترک الأقران آورده؛و خلاصه «معترک» را نیز در الإتقان فی علوم القرآن گنجانیده است.

12.تلخیص التعریف و الإعلام فیما أبهم فی القرآن من الأسماء الأعلام. به قلم جمال الدّین محمّد بن عمر بن مبارک بن عبدالله الحمیریّ الحضرمیّ، مشهور به «بحرق».(869 930 ه).

وی نیمه شب پانزدهم شعبان، به سال 869 هجری در «حضرموت» متولّد شد، در همانجا رشد یافت، و در همانجا به کسب دانش پرداخت، و به حفظ قرآن همت گمارد، و در ادبیات و نحو، متبحّر گردید.وی را علاّمه یمن نام نهاده اند.مدتی قضاوت نمود، و سپس به هند رفت.در آنجا مورد تکریم سلطان مظفّر شاه دوم (917 932 ه) قرار گرفت.می گویند تعدادی از وزرا، به سبب جایگاهی که نزد سلطان به دست آورده بود، نسبت به وی حسادت ورزیدند؛و وی را مسموم کردند.وفاتش در شب بیستم شعبان 930 هجری اتفاق افتاده است.40

کتاب بحرق با نام:تلخیص التعریف و الاعلام، چکیده التعریف و الاعلام از سهیلی است.در مقدمه کتابش آمده است:

این، چکیده و خلاصه ای از التعریف و الأعلام لما أبهم فی القرآن من الاسماء الاعلام است؛شامل پیامبر یا جانشین پیامبر یا فرشته یا جنّ یا شهر یا درخت یا ستاره، یا جز آنی که نامی دارد.41

بحرق، تفسیر مبهمات را با آیه 35 سوره بقره:اسکن انت و زوجک الجنة آغاز کرده، و به

سوره مسد به پایان می رساند.این کتاب هنوز به صورت نسخه خطی است، و حجمی اندک در 13 ورقه دارد.نسخه ای از آن در مرکز پژوهش علمی در دانشگاه أمّ القری با شماره 953 وجود دارد که از کتابخانه أحقاب در یمن تصویر برداری شده است.

13.موسوعة الأسماء و الأعلام المبهمة فی القرآن الکریم، موسوم به:ترویح أولی الدّماثة بمنتقی الکتب الثلاثة،به قلم:عبدالله بن سلامة الأدکاوی المصریّ، مشهور به:«موءذن» و «ادکاوی» (1104 1184 ه).

ادکاوی در روستای ادکو نزدیک رشید در مصر به سال 1104 هجری متولد شد، و در قاهره رشد نمود، و در همانجا به کسب دانش پرداخت.وی فردی است ادیب، شاعر، و سخنور؛و کتاب های فراوانی در موضوعات ادبی دارد.نیز کتابی با نام: المنح الرّبانیّة فی تفسیر آیات الحکم الفرقانیة دارد.42

همچنان که از نام کتاب بر می آید، مجموعه ای است از کتاب های سهیلی، ابن عسکر و بلنسی. این کتاب، خلاصه و چکیده تفسیر آنان را آورده و چیزی به آنها نیفزوده است.نسخه خطی این کتاب که پیشتر گفته ایم، در مرکز پژوهش علمی در دانشگاه أم القری، با شماره 684 به خط موءلف وجود دارد.43 این کتاب با تحقیق و شرح مروان العطیة و محسن خرابة در دو جلد، و برای نخستین چاپ، به سال 1421 هجری توسط انتشارات مکتبة العبیکان در ریاض به بازار دانش عرضه شده است.

جلد نخست این کتاب، در برگیرنده مقدمه ای از محققان، و شرح حال ادکاوی،سهیلی، ابن عسکر، و بلنسی است.سپس مقدمه های سهیلی و ابن عسکر آمده، و در ادامه، بحث از اسباب ابهام در قرآن، و توضیح پیرامون نسخه خطّی و تصاویری از این نسخه، و سپس روش تحقیق و بررسی کتاب، و مقدمه نویسنده آمده است.ترتیب تفسیر مبهمات قرآن در این کتاب، بر اساس ترتیب کتاب بلنسی است.جلد نخست شامل سوره های حمد تا اسراء، و جلد دوم از سوره کهف تا ناس است.این کتاب دارای فهرست های متنوع و کار آمد به شرح زیر است:آیات قرآن، قراءات قرآن، احادیث،أعلام، أشعار، أماکن و أیام، أمثال، مصادر و مراجع، موضوعات، و فهرست فهرست ها.

بر اساس بررسی که در کتاب ترویح أولی الدّماثة، به عمل آورده شد، نکات زیر بدست می آید:

1.همچنانکه پیش از این نیز بیان شد؛این کتاب، خلاصه سه کتاب سهیلی، ابن

عسکر، و بلنسی است؛و تفسیر خیلی از آیات مبهم را به اختصار آورده؛و چه بسیار از آنها را نیز حذف کرده است.برای نمونه، می توان به سوره های بقره و آل عمران و نساء اشاره کرده که 58 آیه مبهم از بقره، 28 آیه مبهم از آل عمران و 27 آیه مبهم از سوره نساء در مقایسه با کتاب بلنسی، در کتاب ادکاوی نیامده است.

2.نگارنده در شروع مطرح کردن آیات مبهم، روّیه یکسانی را اعمال نکرده است.به مثل:همه آیات را از ابتدای پاراگراف می نویسد؛ولی در برخی از موارد، در ادامه تفسیر آیه قبل و در وسط سطر نوشته است.

نیز در تفسیر القرآن، و ترویح أولی الدّماثة، تفسیر آیه 19 مائده، پیش از آیه 18 بیان شده است.

14.الیاقوت و المرجان فی تفسیر مبهمات القرآن.به قلم:دکتر عبدالجواد خلف عبدالجواد.(معاصر).

جلد نخست این کتاب به سال 1984 میلادی در هند به چاپ رسیده است.

روش نویسنده این گونه است که آیه مبهم را بیان می کند؛سپس سخنان همه پیشینیان را درباره آن می آورد؛آنگاه ضمن بیان حکمت إبهام، به شرح واژه های دشوار یاب، و کشف أسرار بلاغی و سایر موارد می پردازد.جلد نخست حاوی 500 صفحه ، و شامل تفسیر آیات غریب از سوره های فاتحه و بقره است.

آقای عبدالجواد خلف عبدالجواد، در مقدمه کتابش می نویسد:

پس از استقرار و جست و جو در تاریخ تدوین این علم، و کسانی که به طور مستقل در این موضوع کتاب نگاشته اند، دریافتیم که همه آنچه در تاریخ اسلام نوشته شده، شش کتاب متعلق به پنج دانشمند است که همگی شان در قرن های ششم تا هشتم هجری به نگارش در آمده اند.44

محقق کتاب تفسیر مبهمات القرآن می نویسد:

عجیب آنکه، وی از کتاب مفحمات الأقران، به قلم سیوطی که در نیمه دوم قرن نهم و ابتدای قرن دهم هجری می زیسته است نام برده، و سپس گفته است:

این کتاب من که جلد اوّلش را پیش روی دارید به عنوان هفتمین کتابی است که در این موضوع نگاشته شده است.

و آنگاه در نقد این سخن می نویسد:

امّا این ادّعا قابل مناقشه است؛زیرا بنابر آنچه تا کنون به آن اشاره کرده ایم بیش از اینها است که وی گفته است!!45

و در ادامه، تعداد کتاب هایی را که از آنها یاد کرده است را یازده عدد بر می شمرد.

15.أسامی الذین نزل فیهم القرآن، نویسنده آن مشخص نیست.

آقای حنیف بن حسن القاسمی، محقق کتاب تفسیر مبهمات القرآن، در پی دیدارش از ترکیه، در سال 6140 هجری به نسخه خطّی کتاب یاده شده در کتابخانه سلیمانیه استانبول دست یافته، که نویسنده آن مشخص نبوده است.وی این نسخه را این گونه توصیف می کند:

این نسخه به ترتیب حروف الفبا است؛ابتدای بحث را با «ابوبکر» و آیاتی که در قرآن در درباره وی نازل شده آغاز کرده است.وی پیش از آنکه به تفسیر آیه بپردازد، شرح حال کسی را که این آیه با آیه هایی درباره اش نازل شده ارایه می کند؛سپس به بیان آیه می پردازد.به مثل:هنگامی که ابوبکر را به همراه شرح حالش بیان می کند، به چهار آیه که [گمان می کند] درباره وی نازل شده اشاره می نماید.سپس أبی بن کعب و دیگران را بر اساس ترتیب الفبا به همان روش می نویسد.

پس از پایان یافتن نام افرادی که [آیه ای از] قرآن درباره آنان نازل شده، به نام قبایل، سپس نام کسانی که از امّت پیامبر (ص) نبوده اند،پرداخته است.46

تاکنون به تعداد پانزده عنوان کتاب درباره مبهمات قرآن اشاره کردیم که برخی از آنها به چاپ رسیده اند.و چه بسا برخی دیگر همچنان به صورت نسخه خطّی باقی مانده اند.گفتنی است در برخی از منابع، به کتاب های دیگری اشاره شده است، امّا ما از چگونگی آنها اطّلاعی کسب نکرده ایم.برخی از این کتاب ها عبارتند از:

کتاب البیان فیما أبهم من الأسماء فی القرآن؛ به قلم:محمد بن سلیمان بن احد زهری (000 617 ه) آقای محسن ادیب بهروز، طی مقاله ای، کتاب نامبرده را به زهری نسبت داده، و نوشته است که این کتاب «ظاهراً چاپ نشده است.»47

کتاب ذیل التعریف و الإعلام؛ به قلم:محمد بن علی بن محمّد بلنسی (000 636 ه).این کتاب در مکتبة الحرمین مکه، به صورت خطّی موجود است.48

کتاب مبهمات القرآن؛ نام موءلف گزارش نشده است؛و تنها نسخه خطّی از آن در کتابخانه جامع باشا در موصل، موجود است.49

کتاب غرائب القرآن و مشکلاته و بیان شأنه و نزول آیاته و معانیه و بعض لغاته و شرح

مبهماته؛ شایان ذکر است، در گزارش دکتر علی شواخ اسحاق، از موءلف آن هیچ نامی برده نشده است.50

کتب ضمن موضوعی درباره مبهمات قرآن

علاوه بر کتاب هایی که به طور مستقل درباره تفسیر مبهمات قرآن نوشته شده است، کتاب های دیگری نیز وجود دارد که در لابلای مباحث علوم قرآنی، به این دانش پرداخته اند که در جای خود قابل بررسی و تقدیر است.ناگفته نماند که تعداد این کتابها از انگشتان دست تجاوز نمی کند.اکنون به معرفی آنها می پردازیم:

1.البرهان فی علوم القرآن، به قلم:ابو عبدالله بدر الدین محمّد بن عبدالله الزرکشی، معروف به:زرکشی( 457 79 ه)

زرکشی، به سال 745 هجری در قاهره به دنیا آمد، و در همان دیار آموختن را آغاز کرد؛سپس به دمشق رفت، و به کسب دانش پرداخت؛و در تفسیر، حدیث، فقه، اصول، و ادبیات عرب به آگاهی های گسترده ای دست یافت.تفسیری نوشته است که تا سوره مریم رسیده و ناتمام مانده است.وی روز یک شنبه سوم رجب سال 974 هجری وفات یافت؛و در مصر مدفون گردید.51

مهم ترین کتاب زرکشی در زمینه علوم قرآنی، کتاب ارزشمند البرهان فی علوم القرآن است که در 47 نوع، تنظیم شده است.بی شک این کتاب تا به آن روز در کامل بودن و گستردگی، بی نظیر بوده؛و پس از آن نیز کم نظیر است.وی دو نوع ششم از البرهان، به بحث پیرامون دانش مبهمات پرداخته است، و ضمن اشاره به پیشینه نگارش ها در این موضوع، از سهیلی و ابن عسکر نام می برد.سپس به هفت مورد از اسباب ابهام در قرآن می پردازد، و برای هر کدام مصادیقی از قرآن ارائه می دهد.و در ادامه نیز خواننده را به چهار تذکر درباره برخی مبهمات در قرآن فرا می خواند.سیوطی معتقد است: «آنچه خداوند دانشش را به خود اختصاص داده نباید به جست و جو و ارائه نظر پرداخت».52

این کتاب بارها به چاپ رسیده است؛از جمله با تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، احمد عبدالقادر عطاء، و نیز تحقیق ارزشمند دکتر یوسف عبدالرحمن مرعشلی، انتشار یافته است.

2.معترک الاقران فی اعجاز القرآن، و 3.الاتقان فی علوم القرآن، به قلم:سیوطی.

پیش از این بیان شد که سیوطی کتاب مستقلی درباره دانش مبهمات قرآن به نام:مفحمات

الاقران فی مبهمات القرآن دارد؛که خلاصه آن را در قسمتی از معترک الأقران فی اعجاز القرآن آورده؛ و خلاصه این را نیز در قسمتی از الأتقان فی علوم القرآن آورده است.53 اکنون نگاهی گذرا به چگونگی این بحث در دو کتاب یاد شده می افکنیم:

الف) نگرشی بر مبهمات قرآن در معترک الأقران

سیوطی در جلد نخست از این کتاب، به بیان 35 وجه از وجوه اعجاز قرآن پرداخته است، و وجه سی و سوم را با عنوان «ورود آیات مبهمة یحیر العقل فیها» آورده است.وی پس از نام بردن از سهیلی، ابن عسکر و ابن جماعة به عنوان نگارندگان در این موضوع، راه دستیابی به مبهمات را نقل محض می داند.سپس به اسباب هفتگانه ابهام در قرآن اشاره کرده، مصادیقی را می نویسد.

سیوطی به مناقشه با نظر زرکشی پیرامون محدوده دستیابی انسان ها به مبهمات قرآن پرداخته، 54 و مبهمات قرآن را به دو دسته تقسیم کرده است:

1.مبهمی که مراد از آن عموم نباشد. 2.مبهمی که مراد از آن عموم باشد.

وی دسته اول را شامل مردان و زنان و فرشته و جن، با تثنیه و جمع، و با موصول که مراد از آن، عموم نباشد می داند؛و سپس به 144 مصداق از آیات مبهم اشاره می کند.و جمع های مبهم را که شامل عموم است، در دسته دوم قرار داده و به 73 مصداق از آیات مبهم اشاره می کند.و در پایان نیز به 5 مورد دیگر اشاره می نماید.

ب) نگرشی بر مبهمات قرآن در الاتقان

سیوطی مجموعه علوم قرآنی اش را در 80 نوع، و با عنوان :الاتقان فی علوم القرآن مطرح کرده.و نوع هفتادم را به بحث درباره مبهمات القرآن اختصاص داده است.سبک و محتوای نگارش وی در این نوع، همانند معترک الأقران است؛جز اینکه در ارائه مصادیقی از مبهمات قرآن، در تعداد مصادیق، اختلاف دارند.

1.ر.ک:التعریف و الإعلام/ 7 8؛التکمیل و الإتمام/ 17؛تفسیر مبهمات القرآن،1/ 41و 45؛معترک الأقران، 1/366؛سیر نگارش های علوم قرآنی / 79 80.

2.این کتاب با نام غوامض الأسماء المبهمة و الأحادیث المسنده فی القرآن نیز چاپ شده، و دکتر هیثم عیّاش محقق این کتاب به این نکته تصریح کرده است .ر.ک:غوامض الأسماء المبهمة.../9.

3.درباره شرح حال او، ر.ک:طبقات المفسّرین(داودی)، 1/296؛نکت الهمیان/187؛انباه الرواة، 2/162؛غایة النهایة، 1/371؛زاد المسافر /96؛المغرب، 1/448؛الدیبا ج المذهّب/150، بغیة الملتمس/354؛وفیات الأعیان، 3/143؛تذکرة الحفّاظ/1384؛العبر:4/244:شذرات الذهب:4/271؛البدایة و النهایة، 12/ 319؛بغیة الوعاة، 2/81؛طبقات النجاة(ابن قاضی شهبة)، 2/69؛مرآة الجنان، 3/422؛التکلملة:رقم 1613؛روضات الجنّات/429؛هدیة العارفین، 1/520؛المطرب/230؛نفح الطّیب، 3/300؛معجم الموءلّفین، 5/147.

4. التعریف و الإعلام/ 7 16.

5. همان/189.

6. تفسیر مبهمات القرآن، 1/45.

7.این کتاب با نام غرر التّبیان فی من لم یسمّ فی القرآن، با تحقیق دکتر عبدالجواد خلف انتشار یافته است.

8.هدیة العارفین، 1/520؛الأعلام، 3/313؛ترویح أولی الدّماثة، 1/14؛معجم المفسّرین، 1/ 267.

9. تفسیر مبهمات القرآن، 1/ 45 46.

10. التعریف و الإعلام/22 23.

11.در این باره ر.ک:غوامض الأسماء المبهمة/9.

12.درباره شرح حال او ر.ک:اختصار القدح/130؛قضاة الأندلس/123؛نفح الطیب، 2/ 351؛المغرب، 1/431؛التکملة،2/ 461؛کشف الظنون/1209 و 1692؛بغیة الوعاة، 1/179؛هدیة العارفین، 2/113؛الأعلام، 7/170؛معجم الموءلفین، 11/ 7؛الإحاطة، 2/ 122.

13.در این باره، ر.ک:مقدمه موءلف در التکمیل و الإتمام/33 36.

14.آقای دکتر عبدالجواد در تحقیقش بر کتاب غرر التّبیان، بین ابن عساکر و ابن عسکر خلط کرده است.در این باره. ر.ک:التکمیل و الإتمام/19.

15.درباره شرح حال او، ر.ک؛بغیة الوعاة، 1/25؛الوافی بالوفیات، 2/ 104؛نفح الطیّب، 2/ 214 معجم الأدیان ، 17/ 277؛کشف الظنون/263؛معجم الموءلّفین، 8/ 265 و 10 / 74؛الأعلام، 7/ 18؛هدیة العارفین، 2/110.

16.هدیة العارفین، 2/110.

17.الأعلام، 5/320.

18.در این باره، ر.ک:التکمیل و الإتمام/17.

19.ر.ک:الأعلام، 5/320.

20.درباره شرح حال او، ر.ک:النبوغ المغربی/115؛معجم المحدّثین و المفسّرین/22؛جذوة الإقتباس، 1/ 177 119؛نیل الإبتهاج/63؛شجرة النور الزکیة/200؛فهرس الفهارس، 2/272؛الأعلام، 1/274؛معجم الموءلّفین، 2/208.

21. جذوة الاقتباس، 1/118؛شجرة النور الزکیّة/200؛ الأعلام، 1/274.

22.درباره شرح حال او ر.ک:نفح الطیّب، 2/661 662؛الدّرر الکامنة، 4/214؛هدیة العارفین، 2/143؛بغیة الوعاة، 1/193؛معجم الموءلّفین، 11/71.

23. هدیة العارفین، 2/143؛معجم المفسّرین، 2/585.

24.درباره شرح حال او ر.ک:نکت الهمیان/235؛الوافی بالوافیات، 2/18؛الأنس الجلیل،2/136 الدّرر الکامنة، 3/367، البدایة و النهایة، 14/163؛الرسالة المستطرفة/214؛قضاة دمشق/80؛مرآة الجنان،4/287:النّجوم الزّاهرة، 9/298:هدیة العارفین، 2/148؛الشذرات، 6/105؛ذیل العبر/178؛دول الإسلام، 2/183؛وفات الوفیات، 3/297؛حسن المحاضرة، 1/425؛ایضاح المکنون، 2/145 و 209 و 367؛کشف الظنون/1495.

25.غرر التبیان/192 198.

26.کشف الظنون، 1/341؛هدیة المعارفین،2/418؛ایضاح المکنون، 1/224؛الأعلام، 5/298.

27.مفحمات الأقران/33.

28.درباره شرح حال او، ر.ک:طبقات المفسّرین ، 2/211؛بغیة الوعاة، 1/198؛الدررالکامنة، 4/207؛نیل

الإبتهاج/270؛کشف الظنون/421 و 454، الذیل، 2/377؛معجم الموءلفین، 10/305 و 11/46.

29.بنگرید به مقدمه موءلف در تفسیر مبهمات القرآن، 1/99 103.

30.در این باره،ر.ک:تفسیر مبهمات القرآن، 1/324 360.

31. همان/360.

32. همان/110 120.

33. همان/127 143.

34. همان/219 239.

35. همان/69.

36.درباره شرح حال او ر.ک:رفع الإصرار، 1/85، لسان المیزان/ 7؛الضوء اللاّمع، 2/36؛نظم العقیان/45؛البدر الطّالع، 1/87؛ مورّخو مصر الإسلامیة/105؛الدرّرالکامنة؛دائرة المعارف اسلامیة، 1/131؛بدایع الزهور، 2/ 7؛الفواید البهیّة/11؛تهذیب التهذیب/12؛شذرات الذهب، 7/270؛زیدان، 3/182.

37. کشف الظنون، 1/21؛هدیة العارفین، 1/128؛شذرات الذهب، 9/398؛الأعلام، 1/178.

38. التکمیل و الإتمام/19.

39.درباره شرح حال او ر.ک:الضوء اللاّمع، 4/65؛البدر الطّالع،1/328؛حسن المحاضرة، 1/188؛الکواکب السائرة، 1/226؛هدیة العارفین،1/534؛عقود الجوهر/194؛معجم المطبوعات،10/73؛النّور السافر/54؛ روضات الجنّات/432؛ ذیل الطبقات الکبری(شعرانی)/4؛تاریخ آداب اللغة العربیّة، 3/250؛ التّاج المکلّل/349؛معجم الموءلّفین، 5/128؛الموءرّخون فی مصر القرن الخامس عشر المیلادی/56.

40.درباره شرح حال او ر.ک:النّور السافر/143؛الضوء اللاّمع، 8/253؛معجم المطبوعات/532، مجلّة الزهراء، 4/96؛هدیة العارفین،2/ 230؛تاج العروس، 6/284؛معجم الموءلّفین،11/89.

41. تفسیر مبهمات القرآن، 1/52.

42.درباره شرح حال او، ر.ک:عجائب ال آثار، 3/ 7؛ هدیة العارفین، 1/484؛ خطط مبارک، 8/51.

43.تفسیر مبهمات القرآن، 1/53.گفتنی است محقّقان کتاب ادکاوی، به نسخه خطّی دیگری دست یافته اند.در این باره، ر.ک:ترویح اولی الدّماثة، 1/30.

44.الیاقوت و المرجان/12، به نقل از:تفسیر مبهمات القرآن، 1/55.

45.همان/12، به نقل از:تفسیر مبهمات القرآن، 1/55.

46. تفسیر مبهمات القرآن، 1/53 54.

47.بینات:سال پنجم، ش20/155.

48.همان.

49.همان.

50.معجم مصنفات، 4/190، به نقل از:بینات سال پنجم، ش 20/155.

51.درباره شرح حال او ر.ک:انباء الغمر، 1/446؛الدّرر الکامنة، 4/17؛شذرات الذّهب، 6/335؛حسن المحاضرة، 1/437؛طبقات المفسّرین(داودی)، 2/157؛النجوم الزاهرة، 12/ 134؛الرسالة المستطرفة/142، السلوک، 3/2.

52. البرهان فی علوم القرآن، 1/201 211.

53.سیوطی در معترک الأقران، 1/366 و 384 می نویسد:مبهمات قرآن را در کتابی گسترده تر به بحث نشسته است.

54. البرهان، 1/202؛معترک الأقران، 1/367 368؛الاتقان، 2/461.

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است