جستجو در   
امکانات

هیجان ابراز شده و شخصیت
پدیدآورنده : نفیسی، غلامرضا-برج علی، احمد-دهقان، شهرام-جمهری، فرهاد
بازدید : 370
تاریخ درج : 1386/9/4
منبع :

 

هیجان ابراز شده و شخصیت


چکیده:

هدف:این پژوهش، به منظور بررسی رابطه میان سطح«هیجان ابراز شده»و «صفات شخصیتی»در خویشاوندان بیمارن روان پریش انجام شد.

روش:81 بیمار مبتلا به اختلال روان پریشی که به روش در دسترس انتخاب شده بودند(50 مرد و 31 زن)به کمک مقیاس سطح هیجان ابراز شده (EEL)، میزان«هیجان ابراز شده ی» خویشاوندان خود را تعیین و سپس 32 نفر از خویشاوندان بیماران(15 مرد و 17 زن)پرسشنامه تجدید نظر شده پنج عاملی شخصیت (R-IPOEN) را تکمیل نمودند.داده های پژوهش به کمک روش های آماری توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و آنووای یکطرفه تجزیه و تحلیل شدند.

یافته ها:نتایج نشان دادند که بین«صفات شخصیتی»-روان نژندگرایی، برونگرایی، گشودگی به تجربه، توافق گرایی و وجدان گرایی-و«هیجان ابراز شده»رابطه معنا داری وجود ندارد.اما بین یکی از مؤلفه های«هیجان ابراز شده»-مؤلفه مزاحمت و مداخله گری-و صفت وجدان گرایی رابطه و مثبت وجود دارد.این بررسی همچنین نشان داد که بین برخی (1)این پژوهش برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (.A.M) در رشته روانشناسی شخصیت توسط مؤلف اول انجام گردیده است.مشهد، انتهای خیابان عامل، بیمارستان و مرکز آموزش روانپزشکی ابن سینا، واحد روانشناسی.

(2)روانشناس بالینی، عضو هیئت علمی و رئیس گروه روانشناسی بالینی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، خیابان کارگر جنوبی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، گروه روانشناسی.

(3)روانشناسی بالینی، عضو هیئت علمی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، خیابان کارگر جنوبی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، گروه روانشناسی.

(4)روانشناس، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

از مؤلفه های«هیجان ابراز شده»و رویه های شخصیتی(بین مؤلفه نگرش منفی نسبت به بیماری با رویه های شخصیتی گرمی و هیجان های مثبت، رابطه مثبت، بین مؤلفه تحمل/انتظار با رویه شخصیتی گرمی رابطه مثبت، بین مؤلفه مزاحمت و مداخله گری با رویه های شخصیتی نوعدوستی، وظیفه شناسی و تلاش برای موفقیت رابطه مثبت)رابطه معنادار، مثبت یا منفی وجود دارد.

کلید واژه ها:هیجان ابراز شده، صفات شخصیتی، روان پریشی

مقدمه:

یکی از دلایل بستری مجدد بیماران روانپزشکی این است که آنها به محیطهای آزارنده و جوامعی که چندان خوش برخورد نیستند برمی گردند(سلیگمن 1 1999 به نقل از سید محمدی، 1379)، و این همان فضای روانی خانواده است که در حوزه های پژوهشی به هیجان ابراز شده 2 (1) namgileS.P.E.M

(2) desserpxE noitomE

معروف و پژوهش های متعددی را موجب گردیده است.این مفهوم اولین بار حدود چهار دهه قبل توسط براون 1 و همکارانش(1958)در انگلستان مطرح گردید.هیجان ابراز شده چگونگی بروز هیجان در فضای خانواده زمانی که یکی از اعضای خانواده دچار بیماری صعب العلاجی می شود بوده و به عنوان شاخصی نیرومند برای پیش بینی برگشت بیماری و نتیجه درمان در اختلالات روانپزشکی و غیر روانپژشکی مطرح گردیده است.در همین راستا کارنو 2 (1992) می گوید:هیجان ابراز شده به هیجانات، نگرشها و رفتارهای خاصی اطلاق می شود که توسط خویشاوندان درباره عضوی از خانواده که مبتلا به اسکیزوفرنی است ابراز می شود.

تحقیقات متعدد نشان داده که هیجان ابراز شده با بازگشت بیماری و طول دوره درمان رابطه دارد، هیجان ابراز شده ی خویشاوندان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی پیش بینی کننده ای استثنایی و نیرومند در بازگشت بیماری بعد از ترخیص از بیمارستان می باشد، این یافته ها به جمعیت هائی که مبتلا به سایر اختلالات روانپزشکی(از قبیل افسردگی یک قطبی، دو قطبی و...)می باشند نیز گسترش یافته و اخیرا به عنوان پیش بینی کننده بودن ضعف نتیجه درمان در اختلالات اضطرابی نیز مورد توجه قرار گرفته است-ببینگتون 3 ، کوئیپرز 4 ، 1994، کاوانگ 5 1992، هالی 6 1998، گرلسما 7 ، هال 8 1997، سادوک 9 ، 2000، تاناکا 10 و شیمودرا 11 1997، بوتزلاف 12 و هالی 1998)

(1) .G,nworB

(2) onraK.M

(3) notgnhbbeB

(4) srepiuK

(5) .JD hgnavK

(6) M lliJ,yelooH

(7) C,amslreG

(8) W.W,llaH

(9) J.B,kcodaS

(10) S.akanaT

(11) S,aredomihS

(12) ffalztuB

تاناکا و همکارانش(1997)نشان دادند، بیماران خویشاوندان حایز هیجان ابراز شده ی بالا در مقایسه با بیماران خویشاوندان حائز هیجان ابراز شده ی پایین از نظر عملکرد اجتماعی به طور معناداری ضعیف تر می باشند، و این تاییدی بر یافته های بارکلوچ 1 و تارییر 2 (1990)است.

برانگیختگی هیجانی، استرسوری عمده برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی محسوب می شود.برانگیختگی هیجانی 3 از طریق نشان دادن درجات بالایی از عواطف منفی ممکن است منجر به بازگشت بیماری یا تشدید نشانه های بیماری گردد(کارنو، 1992).

اگر تلاش های مکرری که خویشاوندی در جهت کنترل بیمار انجام می دهد، بر سطح فزاینده فشار روانی که بیمار در دوران پس از مرحله حاد بیماری تجربه می کند اضافه شود، در ترکیب با عوامل مستعد و زمینه ساز زیستی و دیگر استرسورهای فیزیولوژیکی ممکن است احتمال تباهی و زوال بعدی را افزایش دهد(مایکلوویتز 4 ، ریچادرز 5 ، 200).

بررسی های نشان داده است که، بیماران خانواده های حائز هیجان ابراز شده ی بالا، رفتارهای غیر کلامی منفی 6 بیشتری نشان می دهند تا بیماران خانواده های حائز هیجان ابراز شده ی پایین 7 . خانواده های حائز هیجان ابراز شده ی بالا از لحاظ هیجانی برآشفته تر از خانواده های حائز هیجان ابراز شده ی پایین هستند، بیماران و اعضای خانواده، در خانواده های حائز هیجان ابراز شده ی بالا بیشتر احتمال دارد که درگیر تعاملات رفتاری منفی بشوند تا خانواده های حائز هیجان ابراز شده ی پایین، به عبارت دیگر، هر بار، منفی گرایی ابراز شود، دیگر اعضای خانواده عینا پاسخ خواهند داد.هالی(1987)یک الگوی اسنادی را برای تبیین الگوهای (1) hguolcworraB.C

(2) N,reirraT

(3)برانگیختگی هیجانی، استرسوری عمده برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی محسوب می شود

(4) J,ztiwolkiM

(5) sdrahciR.AJ,

(6)خودداری از تماس چشمی با خویشاوندان، خشم در حالت چهره، بکار بردن لحن صدای کنایه دار و طعنه آمیز.

(7)آنها رفتارهایی مانند لبخند زدن، نگاه کردن با محبت و استفاده از لحن صدای حمایت کننده و صمیمانه را بیشتر نشان دهند.

تعاملی مشاهده شده در خانواده های انتقادی حائز هیجان ابراز شده ی بالا و پایین ارائه داد 1 (سیمونه 2 ، 1998).

تحقیقات نشان داده که هیجان ابراز شده در بیماری های مختلف آثار متفاوتی دارد، مثلا خویشاوندان بیماران اسکیزوفرنیک ارتباط غیر کلامی با بیمار خود برقرار می کردند، در حالیکه خویشاوندان بیماران دو قطبی تعامل غیر کلامی بیشتری داشتند، جالب ترین یافته در این خصوص ارتباط بین سطح درگیری هیجانی مفرط خانواده و پیامد بالینی بهتر در شخصیت های مرزی است(هالی، دبورا 3 ، 1997.هالی، هافمن 4 ، 1999).

طبق نظریه لازاروس 5 -فولکمن 6 (1991)اکثریت خویشاوندان در مقابل خواسته های نابجای بیماران از استراتژی های مواجهه ی متنوعی استفاده نموده و در اغلب مواقع، استراتژی های مواجهه را هنگام بروز بحران روان پریشی بیمارشان و پذیرش در بیمارستان بکار می برند، تا پس از ترخیص بیمار 7 .استفاده کمتر از مواجهه بعد از ترخیص بیمار، همراه با بهبودی احساس فشار و خستگی بود.به احتمال بسیار زیاد، استراتژی های متمرکز بر مشکل زمانی مورد استفاده قرار می گیرند که موقعیت نسبت به تغییر تاثیر پذیر ارزیابی شده باشد، و لذا مواجهه به اصلاح و بهبود علل مشکل و پریشانی معطوف می گردد، استراتژی های اجتنابی زمانی بکار برده می شوند که موقعیت غیر قابل تغییر ارزیابی گردد، و مواجهه به اداره و کنترل (1)او معتقد بود که خویشاوندان حائز هیجان ابراز شده ی بالا اسنادهای قابل کنترل و درونی دباره علل رفتارهای منفی بیمار می سازند و بیمار را به خاطر رفتارهایش مقصر و گناهکار می دانند(رفتارهایی که ممکن است نشانه های بیماری باشند)، از طرف دیگر، خویشاوندان حائز هیجان ابراز شده ی پایین بیشتر احتمال دارد که رفتارهای منفی بیمار را به عوامل غیر قابل کنترل بیماری نسبت دهند.

(2) L,uaenomiS

(3) .I.M arobeD

(4) D,namffoH

(5) S.R surazaL

(6) namkloF,.S

(7)استفاده کمتر از مواجهه بعد از ترخیص بیمار، همراه با بهبودی احساس فشار و خستگی بود.به احتمال بسیار زیاد، استراتژی های متمرکز بر مشکل زمانی مورد استفاده قرار می گیرند که موقعیت نسبت به تغییر تاثیر پذیر ارزیابی شده باشد، و لذا مواجهه به اصلاح و بهبود علل مشکل و پریشانی معطوف می گردد، استراتژی های اجتنابی زمانی بکار برده می شوند که موقعیت غیر قابل تغییر ارزیابی گردد، و مواجهه به اداره و کنترل هیجانات رنج آور معطوف می گردد.

نمودن هیجانات رنج آور معطوف می گردد.خویشاوندان حائز هیجان ابراز شده ی بالا بیش تر استراتژی های اجتنابی را بکار می برند 1 .این گروه از خویشاوندان احتمالا گرایش دارند که موقعیتشان با بیمار را غیر قابل تغییر ارزیابی کنند، بنابراین احساس بسیار بدبینانه ای نسبت به آینده دارند.تنها نوع فرعی از هیجان ابراز شده ی بالا که بطور واضح با استراتژی اجتنابی مرتبط بود، درگیری هیجانی مفرط است و این ناشی از اجتناب رفتاری مواجهه بود تا اجتناب شناختی آن، احتمال دارد که استفاده از مواجهه اجتنابی-رفتاری تاثیر منفی بیش تری در نشانه های بیمار داشته باشد تا استفاده از سایر استراتژی ها، و لذا احتمال دارد که در بازگشت بیماری نقش داشته باشد(اسکازوفکا 2 ، کوئیپرز، 1999).

هالی(2000)می گوید:اگرچه رابطه هیجان ابراز شده-بازگشت بیماری به خوبی مورد مطالعه قرار گرفته اما در خصوص مولفه های آن شناخت نسبتا کمی وجود دارد.بدون شک تفاوت های موجود در این ساختار تا حدودی از طریق ویژگی های خود بیماران تبیین گردیده است، به عنوان مثال، ادبیات موجود شامل گزارشهایی از همبستگی میان هیجان ابراز شده ی بالا و متغیرهای مربوط به بیماری، مانند طول مدت بیماری طولانی تر، عملکرد اجتماعی ضعیف تر و تفکر هذیانی بسیار شدیدتر است.دوچرتی 3 (1995)و مایکلو ویتز(1986)هیجان ابراز شده را با اختلالات معینی در روابط که شبه صفت 4 هستند مربوط می دانند، آنها شواهد عمده ای را ارائه نموده اند که سازگار با عقیده ای است که هیجان ابراز شده را انعکاس دهنده برخی از ویژگی های ثابت خویشاوندان می دانند.نتایج مطالعه هالی(2000)حاکی از آن است که خویشاوندان حائز هیجان ابراز شده ی پایین هستند، خویشاوندان حائز هیجان ابراز شده ی بالا احساس لیاقت و خوشبینی کمتری را درباره زندگیشان گزارش می نمودند(هالی و هیلر 5 (2000).

روش:

(1)این گروه از خویشاوندان احتمالا گرایش دارند که موقعیتشان با بیمار را غیر قابل تغییر ارزیابی کنند، بنابراین احساس بسیار بد بینانه ای نسبت به آینده دارند.

(2) .M,acfuzacS

(3) .M,ycnan,ytrehcoD

(4) ekil tiart

(5) B,relliH

پژوهش حاضر به دلیل بررسی رابطه بین صفات شخصیتی و سطح هیجان ابراز شده ی خویشاوندان بیماران روان پریش از نوع طرح های همبستگی(پیش بین)است.

آزمودنیها:

تعداد 81 بیمار مبتلا به روان پریشی(50 مرد و 31 زن، 17 تا 44 ساله، و 32 نفر از خویشاوندانشان(15 مرد و 17 زن، 44 تا 70 ساله)در این پژوهش شرکت داشتند.آزمودنیها با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.

ابزار گردآوری داده ها:

در این پژوهش از سه ابزار مختلف برای گردآوری داده ها استفاده شده است.

1-پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی 1

2-مقیاس سطح هیجان ابراز شده (EEL) 2

3-آزمون R-IPOEN 3

روش اجرا:

پس از تهیه تدریجی لیست بیماران بستری شده در بیمارستان(جمعا 956 نفر)تعداد 81 بیمار که معیارهای پژوهش را برای انتخاب به عنوان آزمودنی(تشخیص راونپریشی، حداقل مدرک تحصیلی سیکل، داشتن خویشاوندی با حداقل مدرک تحصیلی دیپلم، نداشتن اعتیاد و صرع و (1)با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته اطلاعات جمعیت شناختی از آزمودنیها درباره متغیرهایی مانند جنسیت، سن، وضعیت تاهل، تحصیلات، تعداد اعضای خانواده و...بدست آمد.

(2)این مقیاس که شامل 60 سئوال است، سطح هیجان ابراز شده ی خویشاوندان بیمار را اندازه گیری می نماید.این مقیاس پس از ترجمه و محاسبه همسانی درونی آن به روش آلفا کرونباخ(جدول شماره 1) برای استفاده پژوهشی آماده گردید.خط برش آزمون نیز پس از اجرا بر روی 100 آزمودنی محاسبه گردید، نمرات بالاتر از 149 نشاندهنده هیجان ابراز شده ی بالا و نمرات پایین تر از 116 نشاندهنده هیجان ابراز شده ی پایین است(دامنه نمرات از 60 تا 240 است).

(3)این آزمون از نوع آزمونهای مداد-کاغذی است، 240 سئوال دارد، از آزمودنی خواسته می شود تا پس از خواندن سوالات یکی از 5 گزینه(کاملا مخالفم، مخالفم، نظری ندارم، موافقم، کاملا موافقم)را انتخاب نماید.این آزمون که به منظور عملی کردن الگوی 5 عاملی شخصیت توسط مک کرای و کاستا خواسته شده، چارچوبی از صفات اصلی شخصیت ارائه می دهد، و در خلال چهار دهه گذشته بسط و گسترش یافته و توسط گروسی(1380)برای جمعیت

آسیب مغزی)داشتند انتخاب، سپس پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی بصورت مصاحبه اجرا می گردید(برای بررسی وضعیت روانی بیمار و یقین از اینکه در هنگام اجرای آزمونها تحت تاثیر هذیان و توهم نباشد)، در صورت پذیرفته شدن، آزمون EEL اجرا می شد (جمعا 135 آزمون EEL انجام شد).سپس از خویشاوندی که توسط بیمار به عنوان موثرترین فرد در زندگیش انتخاب شده بود برای تکمیل آزمون R-IPOEN دعوت بعمل می آمد (جمعا 23 خانواده، 32 نفر همکاری نمودند).

نتایج:

داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون با کمک نرم افزار 11-SSPS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.نتایج بدست آمده بشرح ذیل می باشند:

1-بین هیجان ابراز شده و صفات شخصیتی(روان نژند گرایی، برونگرایی، انعطاف پذیری، توافق جویی و با وجدان بودن)همبستگی معناداری مشاهده نشد.

2-ایرانی استاندارد شده و از درجه اعتبار درونی و روایی بسیار خوبی برای تعیین صفات شخصیت برخوردار است.

3-بین مولفه نگرش منفی نسبت به بیماری در هیجان ابراز شده و صفات شخصیت همبستگی معناداری مشاهده نشد.

4-بین مولفه تحمل/انتظار در هیجان ابراز شده و صفات شخصیت همبستگی معناداری مشاهده نشد.

5-بین مولفه پاسخ هیجانی و صفات شخصیت همبستگی معناداری مشاهده نشد.

6-بین مولفه مزاحمت و مداخله گری و صفات شخصیتی تنها با صفت شخصیت با وجدان بودن رابطه معنادار مشاهده گردید،.

به منظور بررسی بیشتر و یافتن ارتباط درونی بین مولفه های بین هیجان ابراز شده و زیر مجموعه های صفات شخصیتی، همبستگی بین چهار مولفه هیجان ابراز شده و سی(30)زیر مجموعه صفات شخصیتی محاسبه گردید(جمعا 120 ضریب همبستگی)، جدول شماره 2 خلاصه نتایج را در مواردی که همبستگی وجود داشته نشان می دهد.همانطور که مشاهده می شود:

1-بین مولفه نگرش منفی نسبت به بیماری در هیجان ابراز شده و رویه شخصیتی گرمی در صفت برونگرایی رابطه مثبت معنادار وجود دارد

2-بین مولفه نگرش منفی نسبت به بیماری در هیجان ابراز شده و رویه شخصیتی هیجانهای مثبت در صفت برونگرایی رابطه مثبت معنادار وجود دارد3-بین مولفه تحمل/انتظار در هیجان ابراز شده و رویه شخصیتی گرمی در صفت برونگرایی رابطه مثبت معنادار وجود دارد4-بین مولفه مزاحمت و مداخله گری در هیجان ابراز شده و رویه شخصیتی تکانشوری در صفت روان نژندگرایی رابطه منفی وجود دارد5-بین مولفه مزاحمت و مداخله گری در هیجان ابراز شده و رویه شخصیتی تخیل در صفت شخصیتی انعطاف پذیری رابطه مثبت معنادار وجود دارد6-بین مولفه مزاحمت و مداخله گری در هیجان ابراز شده و رویه شخصیتی نوعدوستی در صفت شخصیتی توفق جویی رابطه منفی دارد7-بین مولفه مزاحمت و مداخله گری در هیجان ابراز شده و رویه شخصیتی وظیفه شناسی در صفت با وجدان بون رابطه مثبت معنا دارد8-بین مولفه مزاحمت و مداخله گری در هیجان ابراز شده و رویه شخصیتی تلاش برای موفقیت در صفت با وجدان بودن رابطه مثبت معنادار وجود داردبرای بررسی تاثیر تعداد دفعات بستری بیمار بر میزان هیجان ابراز شده ی خویشاوندان تحلیل واریانس یکطرفه انجام گردید خلاصه نتایج حاصله در جدول شماره 3 ارائه شده است، همانطور که مشاهده می شود تفاوت معناداری میان دفعات بستری بیمار و سطح هیجان ابراز شده ی خویشاوندان وجود ندارد.

بحث و نتیجه گیری:

نتایج بدست آمده اولین شواهد مقدماتی در مورد اینکه هیجان ابراز شده ممکن است با برخی از صفات شخصیتی رابطه داشته باشد را فراهم می نماید.یافته ها نشان دادند که بین هیجان ابراز شده و صفات شخصیتی رابطه معناداری وجود ندارد، و از میان مولفه های هیجان ابراز شده نیز تنها مولفه مزاحمت و مداخله گری 1 (که مترادف با درگیری هیجانی مفرط (1) ssenevisurtnI

است)با صفت شخصیتی وظیفه شناسی 1 در نئو.پی.آی.آر.همبستگی مثبت و معنادار نشان داده است.

همانطور که قبلا گفته شد، هر صفت شخصیتی از شش رویه یا زیر مجموعه تشکیل شده است.در بررسی بیشتر در خصوص همبستگس بدست آمده مشخص گردید که مولفه مزاحمت و مداخله گری تنها با دو رویه از شش رویه موجود در صفت وظیفه شناسی رابطه معنادار دارد و این دو عبارت بودند از وظیفه شناسی 2 و تلاش برای موفقیت 3 .

گروسی(1380)در تعریف وظیفه شناسی می گوید:وظیفه شناسی، اداره کردن آگاهانه، پایبندی به اصول اخلاقی و تعهدات اخلاقی خود را به طور دقیق انجام دادن است.با توجه به این تعریف علت این رابطه را اینگونه می توان تبیین نمود که، چون بیمار به علت بیماری دچار اختلال در قضاوت می شود، طبعا رفتارهایی خارج از هنجارهای اجتماعی از خود نشان خواهد داد و این عملکرد موجب حساس شدن خانواده نسبت به این موضوع که خویشاوندان بیمارشان نیاز به مراقبت بیش تری دارد شده و بالطبع باعث افزایش رفتار مداخله گری آنان خواهد شد، و چون خانواده احساس می کند که بیمار در انجام امور خود ناتوان است لذا در کلیه امور شخصی او دخالت می کند، این مطلب می تواند تاییدی بر یافته های اسکرایبر(1995)باشد(او معتقد بود که، هیجان ابراز شده محصول تعاملات مابین والدین و خویشاوندان بیمارشان است، بعبارت دیگر حضور بیماری پاسخ درگیری هیجانی مفرط را بوجود می آورد).

در تجزیه و تحلیل داده ها این نکته نیز مشخص شد که مولفه مزاحمت و مداخله گری با رویه های شخصیتی تکانشوری 4 و تخیل 5 رابطه منفی و با رویه های شخصیتی نوعدوستی 6 ، وظیفه شناسی و تلاش برای موفقیت رابطه مثبت دارد.این یافته نیز تاکیدی بر تبیین بالا می باشد، چرا که احتمالا نوعدوستی(توجه فعال به دیگران، دیگران را در نظر گرفتن، به هنگام نیاز به دیگران کمک کردن و خوشی خود را در بخشندگی دانستن)، وظیفه شناسی(تعریف بالا) (1) ssensuoitneicsnoC

(2) ssenlufituD

(3) nemevihcA

(4) ssnevislupmI

(5) yzatnaF

(6) msirutllA

و تلاش برای موفقیت(سطح آرزوی بالا و سخت کوشی برای رسیدن به اهداف خود، ساعی و هدفمند بودن)در خویشاوندانی اینگونه تصور می کنند که بیمارشان قادر به محافظت و مراقبت از خود نمی باشد و به کسی نیاز دارد که از او مراقبت نماید، در نتیجه در تمام امور بیمار مداخله می نمایند، از طرف دیگر، با بیمار بصورت تکانه ای برخورد نخواهند کرد، چرا که تکانشوری مغایر با تعریف ارائه شده برای درگیری مفرط می باشد و احتمالا به همین دلیل رابطه بین این دو متغیر منفی بوده است.

در بررسی وجود رابطه احتمالی میان سایر مولفه های هیجان ابراز شده با زیر مجموعه های صفات، مشخص گردید که میان مولفه نگرش منفی نسبت به بیماری 1 در هیجان ابراز شده(مترادف با عیب جویی در سی.اف.آی.)با گرمی 2 و هیجان های مثبت 3 در صفات رابطه مثبت وجود دارد، احتمال دارد که این رابطه مربوط به نمرات پایین در این رویه شخصیتی باشد، در ضمن با تعریف ارائه شده از مولفه نگرش منفی(شک و تردید درباره اینکه بیمار واقعا مریض است، کم و بیش روی نشانه هایش کنترل دارد، نکوهش، ملامت کردن مکرر بیمار و او را مسئول بیماریش دانستن)همخوانی بیشتری دارد، و با مفهوم کلی هیجان ابراز شده و ادبیات مربوطه نیز هماهنگ تر است.احتمالا افرادی که در این مولفه نمرات بالایی دارند می بایستی در صفت گرمی نمره کمتری داشته باشند چرا که طبق تعریف گروسی(1380) افرادی با نمره کم در این رویه در رابطه خود خیلی رسمی بوده و با احتیاط عمل می کنند، اما این ضرورتا به مفهوم روابط خصمانه یا کمی غمخواری نیست.در تعریف عیب جویی نیز رسمی بودن و انتقاد کردن از بیمار شایع است، احتمالا این موضوع می تواند در رابطه با شیوه های مواجهه ی خویشاوندان برای کنترل رفتارهای نابهنجار بیمارشان و یکی از سبکهای مواجهه باشد.

یکی دیگر از یافته ها که در مبحث یافته های جانبی پژوهش مطرح گردید، معنادار نبودن تفاوت میانگین نمرات آزمودنی ها در هیجان ابراز شده و مولفه های آن با تعداد دفعات بستری (1) ssenllI drawoT edutittA evitageN A

(2) htnraW

(3) noitomE evitisoP

بیمار در بیمارستان بود.در تبیین این یافته به دو نکته می توان اشاره نمود، نکته اول:ارتباط میان حضور بیمار و بروز هیجان ابراز شده آنگونه که اسکرایبر(1995)گفته است می باشد.

نکته دوم:در ارتباط با فرهنگ است، در فرهنگ ما داشتن بیمار روانی یا بیمار روانی بودن عیب تلقی گردیده، موضوعی شرم آور، موجب خجالت و سرافکندگی خانواده تلقی می شود، به همین علت در صورت بروز بیماری، خانواده آن را مخفی نموده و بسیار دیر برای درمان اقدام می نماید، در زمانی که بیماری مزمن شده است.این می تواند توجیه کننده عدم معناداری تفاوت میانگین ها باشد.

یکی از اهداف این پژوهش آشنا کردن پژوهشگران ایرانی با این نظریه و کاربردش در درمان اختلالات روانی بوده است، مداخلات درمانی با خانواده بر ایجاد تغییرات در نگرش ها و رفتارهایی که در میان خویشاوندان حایز«هیجان ابراز شده ی»بالا شایع و عمومی است تاکید داشته(نشان داد سطوح بالای عیب جویی، «درگیری هیجانی مفرط»و خصومت)و تلاش می شود تا نگرش های سودمند 1 و مثبت افزایش داده شوند.چنین مداخلات درمانی اساسا به طور تجربی انجام می شده.به همین دلیل احتمال دارد که نظریه پیشنهادی استرس و مواجهه ی لازاروس-فولکمن(1984)به درک و فهم ما از تغییرات درمانی که در این مداخلات رخ می دهند کمک نموده و آگاهی و شناخت بیش تری از مداخلات درمانی جدید را برای ما فراهم نماید(اسکازوفکا و کوئیپرز، 1999).

یکی از فرضیاتی که در مداخله های بالینی با خانواده، پایه و مبنا قرار گرفته این است که ویژگی های هیجانی زندگی افراد را از طریق مخاطب قرار دادن نقایص و کمبودهایشان در مهارتهای مواجهه، می توان اصلاح نمود(لم، 1991).بهرحال نتایج پژوهش ها نشان داده که خویشاوندان از استراتژی های مواجهه ی متنوعی استفاده می کنند، و لذا، مداخلات درمانی با خانواده ها می بایستی بر اصلاح جنبه هایی از روابط میان بیماران و خویشاوندان منتفذ که تحت تاثیر شیوه های متداول اگرچه درمان های خانواده-مبنا در مورد بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا به خوبی توسعه یافته، اما برای بیماران مبتلا به اختلال«شخصیت مرزی»هنوز در آغاز راه است. قبل از این که شتابزده عمل کرده و به انتخاب مجدد رویکردهای درمانی ای که برای دیگر گروه (1) gnilaeppA ارزشیابی خویشاوندان از رفتار بیماران هستند متمرکز شود(اسکازوفکا و کوئیپرز 1999).

های تشخیصی بکار رفته اند اقدام کنیم، درک و شناخت بیش تر از ویژگی های خانوادگی که ممکن است تسهیل کننده بهبودی یا آسیب شناسی 1 اصلی در بیماران مرز باشند امری کاملا ضروری است(همان منبع).

درمان متمرکز شده بر آموزش روانی تربیتی 2 خانواده قصد دارد تا به خانواده ها برای کسب تعادل 3 بعد از این که یکی از اعضای خانواده دچار مشکل هیجانی و عاطفی گردید؛کمک کند و تاثیر آسیب زای 4 بیماری بر خانواده را کاهش دهد.مؤلفه های این درمان شامل ارزیابی محیط اجتماعی 5 خانواده، آموزش روانی تربیتی برای بیمار و خانواده درباره دوره درمان اختلال دو قطبی، بهبود و تقویت ارتباطی 6 و نیز آموزش مهارتهای حل مسئله است.بهبود و تقویت ارتباط، قسمتی از درمان الگوهای«هیجان ابراز شده»در خانواده، شامل رشد و توسعه مهارت و تسلط در چهار حوزه ذیل است:

گوش کردن فعال 7 ، ابلاغ فیدبک مثبت، ابلاغ فیدبک منفی 8 ، درخواست تغییرات در رفتار دیگر اعضای خانواده(سادوک و سادوک، 2000)

مطالعه روش مداخله خانواده 9 که، توسط باروکلوچ و تارییر(1990)انجام شد، حاکی از آن است که این روش قادر است میزان بازگشت بیماری را کاهش و عملکرد اجتماعی را افزایش دهد، آن ها استدلال می کنند که این سطح اصلاح شده عملکرد اجتماعی ممکن است موجبات و دلائل نگرش های منفی و عیب جویی از سوی خویشاوندان را کاهش دهد(تاناکا، شیمودرا و مینو، 1997).به نظر می رسد که درمان بیمار از طریق دارو درمانی و«مداخلات روانی تربیتی خانواده»در کاهش 10 طول دوره بیماری برای بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و اختلالات دو قطبی (1) golohtaP

(2) lanoitacudeohcysP

(3) muirbiliqE

(4) citamuarT

(5) ueiliM

(6) tnemecnahnE noitacinummoC

(7) gninetsiL evitcA

(8) kcabdeef evitageN gnirevileD

(9) noitnevretnI ylimaF

(10) gniyifidoM

شیوه ای کار آمد باشد(وندل مایکلوویتز، ریچاردز، جورج، 2000).جالب است توجه کنیم که استراتژی هایی را که خانواده ها برا کنترل بیمار ایجاد می کنند قسمت مکمل اکثریت درمان های خانواده-مبنا برای اسکیزوفرنیا است.مداخلات خانواده همچنین، تاکید زیادی بر آموزش خویشاوندان درباره ی اختلال دارند، بنظر می رسد این مطلب کاملا متناسب با یافته های ما باشد که سطوح بالاتر آموزش و معمولا با سطوح بالاتر انعطاف پذیری و تحمل مرتبطاند. احتمال این که شیوه های روان-تربیتی بگونه ای مستقیم توسعه نگرش های انعطاف پذیری و تحمل بیش تر نسبت به بیماران را افزایش دهد وجود دارد.موضوعی که استحقاق پژوهش تجربی را دارد-(هالی و هیلر، 2000).

مطالب فوق می تواند توجه دست اندرکاران آموزش عالی و درمان را به لزوم توجه جدی به تربیت رواندرمانگران متخصص در زمینه های زوج درمانی و خانواده درمانی جلب نماید، چیزی که با توجه به فرهنگ ایرانی و اسلامی تاکنون کمتر مورد توجه درخور و مناسب قرار گرفته است.

در کشور ما بعلت شرایط فرهنگی خاص خود، فرزندان تحت نفوذ والدین هستند، و این امر حتی پس از ازدواج و تشکیل زندگی مشترک و مستقل از والدین نیز ادامه دارد، بالا بودن انتخاب گزینه مادر(50%)بعنوان مؤثرترین و بانفوذترین فرد در زندگی افراد، می تواند و بایستی توجه برنامه ریزان آموزشی و تعلیم و تربیت کشور را به این نکته جلب نماید که، بسیاری از روابط و اعمال فرزندان نشأت گرفته از مادر می باشد، و لذا با توجه به نقش مادر و همسر در خانواده لزوم بازنگری جدی برنامه های زنان در کشور را بایستی مد نظر قرار داد.با آموزش شیوه های مناسب مقابله با استرس، چگونگی بروز و نشان دادن هیجانات به شیوه ای مناسب، موجبات افزایش بهداشت روانی جامعه را فراهم نمود.نقش منفی هیجان ابراز شده ی بالا را در دوران رشد کودکان و نوجوانان نیز می توان یافت.

(در اینمورد مادران و پدران مد نظر هستند، که توجه پژوهشگران را می طلبد)یافته کلافی و همکارانش در خصوص میزان 74 درصدی هیجان ابراز شده ی بالا در میان خانواده های ایرانی تأکیدی بر این مهم است.

اگرچه داده های پژوهش بطور کلی وجود رابطه میان هیجان ابراز شده و صفات شخصیتی (آن چنانکه در آزمون نئو.پی.آی.آر.سنجیده می شود)را تایید ننمود، اما نشان داد که برخی از

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

مولفه های هیجان ابراز شده با برخی از رویه های شخصیت ارتباط دارند و این می تواند حداقل به عنوان سرنخ هایی مبنی بر احتمال وجود رابطه میان هیجان ابراز شده و شخصیت در پژوهش های بعدی بکار آید.

جدول شماره 1 همسانی درونی مقیاس EEL براساس آزمون آلفا کرونباخ

جدول(2)میزان همبستگی میان مولفه های«هیجان ابراز شده»و زیر مجموعه های «صفات شخصیتی»

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول شماره 3 خلاصه تجزیه و تحلیل آنووای یکطرفه

منابع:

1-پور افکاری، نصرت اللّه، (1376).فرهنگ جامع روانشناسی-روانپزشکی:انگلیسی- فارسی.تهران:فرهنگ معاصر..

2-حق شناس، حسن، (1378).هنجاریابی آزمون شخصیتی نئو، فرم تجدید نظر شده. فصلنامه اندیشه و رفتار، سال چهارم، شماره 4، 38-47

3-خدا پناهی، محمد کریم، (1376).انگیزش و هیجان.تهران:سمت.

4-ریو، جان.مارشال، (1376).انگیزش و هیجان.(یحیی سید محمدی، مترجم).تهران: ویرایش(تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی 1995).

5-ساراسون، جی.ایروین، و ساراسون، آر.باربارا(1371).روانشناسی مرضی(بهمن نجاریان، محمد علی اصغری مقدم، محسن دهقانی، مترجمان.)تهران:رشد(تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی 1987 چاپ پنجم).

6-سرمد، زهره، بازرگان، عباس، حجازی، الهه، (1380).روشهای تحقیق در علوم رفتاری. تهران:سخن.

7-سلیگمن، مارتین، ای.پی، و روز نهان، دیوید، ال.(1379).روانشناسی نابهنجاری آسیب شناسی روانی.(سید محمدی یحیی، مترجم).تهران:ساوالان(تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی 1995 ویراست سوم).

8-سیف، علی اکبر، (1375).روشهای اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی.تهران:نشر دوران.

9-شریفی، حسن پاشا، شریفی، نسترن(1380).روشهای تحقیق در علوم رفتاری.تهران: سخن(چاپ اول).

10-شعاری نژاد، علی اکبر، (1364).فرهنگ علوم رفتاری.تهران:امیر کبیر.

11-شولتز، دوآن، (1377).نظریهای شخصیت.(کریمی، جمهری، نقشبندی، گودرزی، بحیرایی، نیکخو، مترجمان).تهران:ارسباران.(تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی 1990).

12-فرگوسن، جرج ا، تاناکه، یوشیو، (1377).تحلیل آماری در روانشناسی و علوم تربیتی. (علی دلاور، سیامک نقشبندی، مترجمان)تهران:ارسباران.

13-کاستلو، تیمونی، و کاستلو، (؟؟؟)، (1373).روانشناسی نابهنجاری(نصرت اللّه پورافکاری، مترجم).تبریز:آزاده(؟؟)انتشار اثر به زبان اصلی 1992).

14-گروسی فرشی، میر تقی، (1380)رویکردی نوین در ارزیابی شخصیت(کاربرد تحلیل عاملی در مطالعات شخصیت).تبریز:جامعه پروژه.(چاپ اول).

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

15-میلانی فر، بهروز، (1376).بهداشت روانی.تهران:قومس.

16-هادوک(؟؟)، پتردی، اسلید، (1377).رفتار درمانی شناختی اختلالات اسکیزوفرنیک. (مجید محمود علیلو، تورج هاشمی نصره آبادی، حمید پور شریفی، مترجمان).تهران:دانشگران فردا.(تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی 1996).

17-نفیسی، غلامرضا، زند، پارسا، (1375).سنجش و ارزشیابی.تهران:دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب.

18-زرگر، محمود، (1380).راهنمای جامع 10 SSPS همراه با 66 تمرین علمی کاربردی. تهران:بهینه.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است