جستجو در   
امکانات

بررسی سیستم مالیات بر شرکتها از نظر وصول مالیات و کشش قیمت در استان تهران
پدیدآورنده : موسوی، میر حسین-معتمدی، منیره
بازدید : 322
تاریخ درج : 1386/7/7
منبع :

 
دانشنامه پرتال علوم انسانی و اسلامی :: علوم قرآن و حدیث :: آزمون :: بررسی سیستم مالیات بر شرکتها از نظر وصول مالیات و کشش قیمت در استان تهران

بررسی سیستم مالیات بر شرکتها از نظر وصول مالیات و کشش قیمت در استان تهران


(*).منیره معتمدی؛کارشناس ارشد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی.{L -moc.oohay@idematomnm:liam.E L}P}(**).میرحسین موسوی؛کارشناس ارشد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی.{L moc.oohay@yvasom:liam.E L}P}حاضر درآمد مالیات بر شرکتها در استان تهران را به لحاظ وقفه جمع آوری مالیات و کشش قیمتی در دوره مورد نظر مورد بررسی قرار می دهد.نتایج حاکیست، وقفه جمع آوری مالیات بالا بوده و سیستم نسبت به تغییرات شاخص قیمتها انعطاف ناپذیر است.این نتایج فرضیه تانزی را تأیید می کند.کلید واژه ها: مالیات، وصول مالیات، شرکتها، کشش قیمتی، تأثیر اقتصادی، استان تهران، تورم، دیدگاه تانزی، آزمون اقتصادسنجیمقدمه حدود دخالت دولت در اقتصاد یکی از موضوعات مورد بحث اقتصاددانان طی دهه های گذشته بوده است.در گذشته یعنی قبل از جنگ جهانی اول به واسطه حاکم بودن دیدگاه کلاسیک ها و حاکمیت بازار بر تصمیم گیرهای اقتصادی، دخالت مستقیم دولت در فعالیتهای اقتصادی و تولیدی اندک بود.پس از پایان جنگ جهانی اول 1918-1914 و بحران بزرگ اقتصاد غرب یعنی رکود 1929 و به وجود آمدن حاکمیت دیدگاه کینز و زیر سؤال رفتن دیدگاه کلاسیک، دولت نقش مسلطی در عرصه تولید و اقتصاد بدست آورد.دخالت دولت در اقتصاد از طریق ابزارهایی از جمله سیاستهای مالی صورت می گیرد که عمده ترین آنها را مالیاتها تشکیل می دهند و برای تحت تأثیر قرار دادن تقاضای کل و همچنین برای پوشش هزینه های لازم از آنها استفاده می کند.در همه کشورها بخش عمده ای از منابع درآمدی دولت از طریق مالیاتها صورت می گیرد.سهم مالیاتها از کل درآمدهای عمومی در میان کشورها متفاوت است و میزان آن بستگی به سطح توسعه و ساختار اقتصادی کشورها دارد.در ایران به دلیل وجود منابع سرشار نفت، ارز حاصل از صادرات نفت عمده ترین منابع درآمدهای دولت است؛لذا به واسطه وجود درآمدهای نفتی، مالیات جایگاه خود را در اقتصاد ایران پیدا نکرده است، یعنی اندازه مالیات در مقایسه با تولید ناخالص داخلی کشور در حدی نیست که دولت از آن به عنوان ابزار کنترل و هدایت نظام اقتصادی بهره بگیرد و بتواند به وسیله آن با نوسان های اقتصادی مقابله کند.یکی از دلایل مهم پایین بودن نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی، وجود تورم زیاد و وقفه ها و فرارهای مالیاتی در اقتصاد ایران است.برای برخورد با معضل فرارهای مالیاتی و وقفه در پرداخت مالیاتها، شناخت ماهیت گروههای درآمدی بسیار حائز اهمیت است.از طرف دیگر با توجه به پایتخت و پرجمعیت بودن شهر تهران حجم عمده فعالیت های اقتصادی کشور در آن صورت می گیرد و با عنایت به اینکه تقریبا حدود 90 درصد شرکت های فعال کل کشور در استان تهران مستقر می باشند، لذا بررسی این موضوع در استان تهران-که تأمین کننده عمده درآمدهای مالیاتی کشور می باشد-از اهمیت ویژه ای برخوردار است.در راستای مطالب ذکر شده، مقاله حاضر اینگونه سازماندهی شده است که ابتدا مروری بر ادبیات موضوعی مطرح در جریان وصول درآمدهای مالیاتی پرداخته می شود در این قسمت فرضیه تانزی در ارتباط با تورم، وقفه مالیاتی و درآمدهای حقیقی مالیاتی بررسی می شود.در قسمت دوم، روند درآمدهای مالیاتی استان تهران بررسی می شود و مقایسه ای تطبیقی با درآمدهای مالیاتی کشور ارائه می شود.در ادامه به تصریح مدل پرداخته شده و از طریق تکنیک های اقتصادسنجی اقدام به برآورد مدل می گردد و در نهایت نتایج و پیشنهادات سیاستی ارائه خواهد شد.ادبیات موضوع تجربه بعضی از کشورهای صنعتی در دهه 1970، حاکی از آن است که در این کشورها تورم، اغلب با افزایش درآمدهای حقیقی مالیاتی همراه بوده است، احتمالا افزایش تورم وقتی منجر به افزایش درآمدهای حقیقی مالیاتی می شود که:الف)وقفه های جمع آوری مالیات کوتاه باشد ب)نظام مالیاتی با کشش باشد.وقتی در کشوری درآمدهای مالیاتی با وقفه های طولانی جمع آوری شود و کشش قیمت درآمد مالیاتی کمتر از یک باشد، نتایج تأثیر تورم به ویژه وقتی که نرخ تورم بالا باشد، می تواند متفاوت باشد.در اینگونه کشورها، تورم موجب کاهش در درآمدهای حقیقی مالیاتی می شود.به هر حال وقتی نظام های مالیاتی کشش ناپذیر و وقفه های جمع آوری مالیات طولانی و نرخ تورم در حد بالایی قرار داشته باشد، تحلیل در مورد اینکه چه اتفاقی بر مالیاتها می افتد، دشوارتر می شود.لذا در این بخش از مقاله به ادبیات موضوع در مورد وقفه های مالیاتی که از دیدگاه تانزی گرفته شده است، پرداخته می شود.دیدگاه تانزی ادبیات اقتصادی موجود در زمینه نقش و اثر تورم بر درآمدهای مالیاتی مبین این نکته است که تورم سبب کاهش ارزش حقیقی درآمدهای مالیاتی خواهد شد، در حالیکه تجربیات کشورهای صنعتی جهان در سال های اخیر، عکس این مطلب را نشان می دهد.در این کشورها اغلب تورم با افزایش حقیقی درآمدهای مالیاتی همراه بوده و مشکل کشورهای مزبور سازماندهی نحوه برخورد آنان جهت خنثی نمودن اثرات نامطلوب این افزایش بر مکانیسم توزیع درآمدها بوده است.بطور کلی افزایش حقیقی درآمدهای مالیاتی از دو طریق ممکن است: 1.زمان تأخیر در جمع آوری مالیاتها کوتاهتر باشد.2.سیستم مالیاتی انعطاف پذیر باشد.اگرچه شرایط یاد شده در مورد سیستم های مالیاتی، بسیاری از کشورها صادق است، اما نمی توان در این زمینه حکم کلی برای تمامی کشورها صادر کرد.کشورهایی که در جمع آوری مالیات با وقفه های زمانی نسبتا طولانی مواجهند و از سوی دیگر کشش درآمدهای مالیاتی نسبت به درآمد ملی آنان کمتر از یک است، تغییرات نرخ تورم می تواند نتایج کاملا متفاوتی (بویژه در نرخ تورم های شدید)از خود بجای بگذارد.شرایط اخیر، تصورات انتزاعی اقتصاددانان جهت بررسی مباحث نظری نیست؛بلکه شرایطی است که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و حتی برخی از کشورهای صنعتی پیشرفته به خوبی محسوس است.بررسی این قبیل کشورها، مشکل اصلی افزایش درآمدهای مالیاتی نیست، بلکه کاهش حقیقی درآمدهای مالیاتی در اثر تورم مسئله ساز است.متأسفانه در بسیاری از موارد کاهش حقیقی درآمدهای مالیاتی از طریق مراجعه دولت ها به سیستم بانکی و چاپ اسکناس های جدید برای تأمین مالی فعالیتهای اقتصادی، خود عاملی جهت تشدید هرچه بیشتر روندهای تورمی محسوب می شود.حال پرسش این است که عدم انعطاف پذیری کافی سیستم مالیاتی و وجود تأخیرات زمانی طولانی در جمع آوری مالیاتها و نرخ های تورم نسبتا بالا، چه تأثیری بر درآمدهای مالیاتی حقیقی خواهد داشت؟واقعیت آن است که در صورت بروز فشارهای تورمی نسبتا شدید و تأخیرات اجتناب ناپذیر و طولانی در جمع آوری مالیاتها، انعطاف ناپذیری سیستم مالیاتی سبب کاهش بسیار شدید درآمدهای مالیاتی می شود.برای تشریح این فرآیند به مفهوم مالیات اشاره می شود.منظور از مالیات تعهد مالی و قانونی شخص حقیقی یا حقوقی مالیات دهنده(نظیر افراد، مؤسسات تجاری و غیره)نسبت بهدولت است.مثلا کسب درآمد از سوی افراد متضمن تعهد مالیاتی جدید برای خریدار یا فروشنده به صورت«مالیات بر فروش»است و در نهایت مالک بودن یک کالا ممکن است با پرداخت نوعی«مالیات بر ثروت»همراه باشد.فرض کنید فروشنده ای {L x L}دلار کالا با وجود نرخ مالیاتی {L a L}بر آن کالا به فروش می رساند و فردی را با درآمد{L y L}دلار در نظر بگیرید که به ازای هر واحد از درآمد خود ضریب مالیاتی {L b L}را باید بپردازیم.در چنین شرایطی، تعهد مالیاتی این فروشنده {L xa L}دلار و تعهد مالیاتی فرد دوم {L yb L}دلار است.اگرچه این تعهد مالیاتی بلافاصله پس از کسب درآمد و یا فروش نوع معینی کالا بوقوع می پیوندد، لذا دریافتی دولت از این بابت با وقفه زمانی نسبت به این لحظه انجام می پذیرد.با وجود این تأخیرات زمانی در جمع آوری مالیاتها پیچیدگی هایی در تعریف کشش مالیاتی و حتی در تعیین نرخ متوسط مالیات در هر مورد مالیاتی نسبت به کل درآمدها و یا پایه مالیاتی تحت تأثیر تأخیر زمانی قرار نمی گیرد.چنانچه درآمد ملی تغییر نماید، درصد تغییر در مالیاتهای جمع آوری شده مساوی، کمتر و یا بیشتر از درصد تغییر درآمد ملی خواهد بود.بنابر این به لحاظ نظری کشش مالیاتی برابر، کوچکتر و یا بزرگتر از واحد خواهد بود.اگر کشش درآمد مالیاتی بیش از یک باشد؛وجود تورم سبب افزایش ارزش حقیقی مالیاتهای دریافتی خواهد شد، چرا که نسبت درآمدهای مالیاتی به درآمد ملی در حقیقت افزایش یافته است.تورم و درآمدهای مالیاتی مالیات، در همه کشورها با وقفه جمع آوری می شود.این موضوع همواره مشکل زا بوده و حتی برای برخی از مالیاتها غیرممکن به نظر می رسد.شاید برای درآمدهای کل مالیاتی، این وقفه کوتاه باشد، همچنانکه در بیشتر کشورهای توسعه یافته مشاهده شده است، با توجه به اینکه کشش درآمدهای کل مالیاتی حقیقی ممکن است کمتر، مساوی و یا بیشتر از یک باشد، لذا درآمدهای مالیاتی حقیقی ممکن است کاهش، بدون تغییر و یا افزایش یابد.در کشورهای پیشرفته سیستم مالیاتی با وقفه های کوتاه و کشش بالای بیش از یک، همراه است.بدون تعدیلات تورمی یا شاخص بندی 1P}، سیستم مالیاتی با کشش واحد فرض خواهد شد.در کشورهای در حال توسعه به نظر می رسد که سیستم مالیاتی با کشش پایین و وقفه های طولانی جمع آوری مالیات همراه باشد.اگر وقفه جمع آوری مالیات به دو دوره زمانی کوتاه و طولانی تقسیم شده باشد، می توان ترکیب زیر را در نظر گرفت:حالت های {L D L},{L F L}بیشتر در کشورهای صنعتی اتفاق می افتد.حالت {L D L}برای کشورهایی است که در آنها شاخص بندی مالیات ها صورت می گیرد و ترکیبی از وقفه های کوتاه جمع آوری مالیات با کشش واحد سیستم مالیاتی است.حالت {L F L} برای کشورهایی است که شاخص بندی مالیات ها وجود ندارد و وقفه های کوتاه با کشش بیش از یک را بیان می دارد؛همچنین دلالت بر این دارد که تورم موجب افزایش درآمدهای حقیقی مالیاتی خواهد شد.حالت های {L C L},{L A L}برای کشورهای در حال توسعه مصداق دارد.حالت {L C L}بیانگر وقفه های طولانی با کشش واحد سیستم مالیاتی است که بطور اجتناب ناپذیر موجب کاهش درآمدهای مالیاتی حقیقی با افزایش سطح قیمت ها خواهد شد.اگر وقفه های طولانی با سیستم مالیاتی کم کشش باشد، کاهش زمانی بسیار معنی دار خواهد بود؛یعنی ترکیب {L A L}.{L A L}در واقع حالت نهایی {L C L}است.(1).منظور از شاخص بندی مالیاتها این است که مالیات با توجه به نرخ تورم تعدیل می شود.P}از ترکیبات {L B L}و{L E L}نیز چشم پوشی می شود و بحث فقط به ترکیبات {L C L}و{L D L}و{L F L} محدود می گردد.این سه ترکیب در شکل(1)نشان داده شده است.شکل(1)محور عمودی نرخ تورم، محور افقی درآمد مالیاتی حقیقی فرض:وضعیت تورمی حاکم نباشداگر کشوری وضعیت {L D L}را دارا باشد و در آن {L 1 E L}و وقفه طولانی باشد، در این صورت درآمد مالیاتی حقیقی خیلی کم متأثر می گردد.این موقعیت با خط {L VD L}مشخص شده است.اگر ترکیب {L F L}مدنظر باشد، درآمدهای حقیقی مالیاتی افزایش خواهد یافت(خط{L FV L}).اگر ترکیب {L C L}یا{L A L}اتفاق افتد، تورم موجب کاهش درآمدهای مالیاتی حقیقی خواهد بود{L (CV) L}است.درصد کاهش درآمدهای مالیاتی حقیقی فقط به نرخ تورم بستگی ندارد؛بلکه به وقفه های جمع آوری در شرایطی که کشش مالیاتی واحد فرض می شود، نیز بستگی دارد.با وجود این و ذکر این نکته که مقدار مطلق کاهش، به نسبت اولیه مالیات بر درآمد ملی نیز بستگی دارد(تعهدات مالیاتی اولیه) 1P}، در این صورت در تعهدات مالیاتی بالا با افزایش نرخ تورم، زیان های مطلق درآمدهای مالیاتی بیشتر خواهد بود.تورم و وقفه مالیاتی با کشش قیمتی مخالف یک تاکنون فرض شده است که کشش قیمتی نظام مالیاتها برابر یک است و این امر بیانگر آن است که تورم به خودی خود در نبود هرگونه عوامل دیگری موجب کاهش یا افزایش درآمد حقیقی مالیاتها نخواهد شد.البته فرض کشش قیمتی واحد برای نظام مالیاتی کشورهای در حال توسعه، فرض موجهی است.همانطور که این فرض برای کشورهای پیشرفته که در آنها مالیات بر درآمد اشخاص چندان بالا نیست و از نظام مالیاتی تصاعدی برخوردار نیستند، فرض موجهی است.اگر کشوری به حد زیادی به مالیات بر درآمد اشخاص وابسته باشد و این گونه مالیاتها با وقفه کوتاهتری جمع آوری شود، احتمالا وضعیت تورمی با فرض ثابت بودن عوامل دیگر سبب افزایش ارزش حقیقی درآمدهای مالیاتی دولت می شود.به هر حال اگر مالیاتها با وقفه جمع آوری شود، منفعت حاصل از این افزایش باید با زیان حاصل از تأثیر وقفه و تورم بر درآمدهای حقیقی مالیاتی مقایسه شود.افزایش یا کاهش درآمد حقیقی مالیات در یک فاصله زمانی معین به سه عامل کشش قیمتی درآمدهای مالیاتی، نرخ تورم، و وقفه در جمع آوری مالیاتی بستگی دارد.در صورتی که سیستم مالیاتی با تأخیر زمانی در جمع آوری درآمدهای مالیاتی مواجه باشد و کشش قیمتی درآمدهای مالیاتی بیش از یک باشد، با افزایش سطح عمومی قیمتها، درآمدهای مالیاتی اسمی بیش از آن افزایش می یابد.این افزایش تا زمانی که سطح عمومی قیمتها در حال صعود باشد، ادامه خواهد داشت.بطور کلی کاهش درآمدهای حقیقی اولیه با افزایش بعدی نرخ تورم خنثی شده و در نهایت درآمدهای حقیقی مالیاتی (1).{L nedruB xaT laitinI L}منظور میزان مالیاتی است که قبل از افزایش قیمت ها پرداخت می شد.اما با افزایش سطح عمومی قیمتها تعهدات حقیقی مالیاتی کاهش می یابد.P}افزایش خواهد یافت.هرچه تأخیر زمانی در جمع آوری مالیاتها کمتر بوده و کشش درآمدی مالیات ها بیش از یک باشد، افزایش درآمدهای حقیقی سریعتر تحقق خواهد یافت.با فرض اینکه کشش درآمد مالیاتی برابر یک نباشد، محاسبات ریاضی برای بررسی اثر تورم بر درآمد حقیقی مالیات پیچیده خواهد شد.کشش های مالیاتی که بیش از یک است، با وجود سایر مالیات ها نظیر مالیات بر دارایی ثروت و فروش که کشش کمتر را دارا می باشند، جبران می گردد.بنابر این قبول کشش مالیاتی برابر یک برای کشورهای در حال توسعه قابل دفاع است.تصریح مدل و برآورد آن در این قسمت از مقاله به بررسی چگونگی برآورد میزان وقفه مالیاتی و حساسیت مالیات بر شرکتها به تغییرات سطح عمومی قیمتها پرداخته می شود.در این راستا از دو آزمون«انگل-گرنجر»و«یوهانسون-یوسیلیوس»به منظور برآورد روابط بلندمدت بین متغیرها استفاده می شود.برای بررسی دینامیسم های کوتاه مدت، روش خود رگرسیون برداری 1P}بکار برده می شود.بدیهی است یک مدل هیچگاه قادر به توصیف دقیق واقعیت ها نیست.لذا برای توصیف واقعیت نباید مدل های پیچیده ای ارائه شوند که فاقد ارزش علمی باشند.برای این منظور ساده سازی و استفاده از مدلهای خلاصه شده 2P}برای دستیابی به نتایج منطقی امری ضروری است.در این رابطه اصل قلت متغیرهای توضیحی 3P}حکم می کند که یک مدل تا حد ممکن ساده در نظر گرفته شود. 4P}از سوی دیگر برای جلوگیری از خطای تصریح ناشی از حذف متغیرهای اصلی و وارد کردن متغیرهای غیر ضروری بایستی از یک چارچوب تئوریکی قوی استفاده شود. 5P}(1).{L (MCEV)evissergeR otuA rotceV L}P}(2).{L ledoM morF ecudeR L}P}(3).{L ynomisraP L}P}(4).{L .1960,namdierF notliM L}P}(5).{L .s1980,itarajoG,radomaD L}P}لذا با توجه به دیدگاه تانری در زمینه عوامل مؤثر بر سطح وصول درآمدهای مالیاتی مدل به صورت زیر تصریح می شود: رابطه(1)درآمدهای حقیقی مالیاتی(درآمدهای اسمی مالیاتی است که به وسیله شاخص تعدیل کننده {L PDG L}تعدیل شده است)درآمدهای اسمی مالیاتی نرخ تورم ماهانه {L n L} متوسط وقفه جمع آوری مالیات برحسب ماه اگر معادله(1)به صورت فصلی در نظر گرفته شود، به صورت زیر خواهد آمد.(2)که در آن ، نرخ تورم فصلی است.معادله های(1)و(2)برای حالتی هستند که زمان به صورت گسسته است؛ حال اگر زمان را به صورت پیوسته در نظر بگیریم، رابطه(2)به صورت زیر می آید: (3)اگر از طرفین معادله(3)لگاریتم گرفته شود: (4)چون درآمدهای مالیاتی تابعی از تولید ناخالص داخلی هستند، لذا برای تصریح بهتر مدل باید وارد معادله(4)شد.در نهایت معادله قابل برآورد به صورت زیر می آید: (5)که در آن درآمد حقیقی مالیات بر شرکتها در استان تهران،تغییرات سطح عمومی قیمتها در استان تهران، {L HET.PDG.R L}تولید ناخالص داخلی که براساس شاخص تعدیل کننده ضمنی تعدیل شده است وجزء اخلال معادله است.با توجه به اینکه اثرگذاری تورم روی سطح وصول درآمدهای مالیاتی بر اساس کشش قیمتی تحلیل می شود، لذا بایستی کشش قیمتی درآمدهای مالیاتی استان تهران نیز برآورد شود.این برآورد براساس مدل«برگس و استیسرد» 1P}که به صورت زیر است انجام می گیرد: (6)که در آن درآمد اسم مالیات بر شرکت و{L HET.IPC L} سطح عمومی قیمتهای استان تهران است وبیانگر جزء اخلال است.از نظر علائم انتظار می رود که ضریب متغیردر معادله(6)منفی بوده و سایر پارامترها در معادلات(5 و 6)مثبت باشد.قبل از برآورد مدل، برای جلوگیری از تخمین مدل رگرسیون کاذب لازم است تا ابتدا پایایی متغیرها بررسی شود.در این قسمت از مقاله به بررسی پایایی و ناپایایی متغیرها پرداخته می شود.(1).{L 1993.drecetSssegruB L}P}آزمون ایستایی متغیرها(آزمون {L FDA L} 1P}) آزمون ریشه واحد دیکی-فولر به صورت های مختلف و ممکن براساس معنی دار بودن هریک از عوامل جبری(مقادیر ثابت و روند)و معنی دار بودن متغیرهای وابسته با وقفه داده ها و برای کلیه متغیرهای موجود در مدل آزمون گردید.نتایج نهایی این آزمون در جدول(1)و(2)به ترتیب برای سطح داده ها و تفاضل آنها منعکس شده است.نتایج نشان می دهد که کلیه متغیرهای سری زمانی ملحوظ در مدل در سطح داده ها غیرساکن بوده و همواره مقادیر{L t L}محاسبه شده دیکی-فولر گسترش یافته از مقادیر بحرانی مک کینون در سطح 1%، 5% و 10% کمتر است، لذا برای تمامی متغیرها فرضیه مبنی برداشتن ریشه واحد در سطح 1%، 5% و 10% رد نمی شود.تکرار آزمون برای تفاضل داده های سری زمانی نشان می دهد که کلیه متغیرها پس از یکبار تفاضل گیری، فرضیه مبنی بر داشتن ریشه واحد تفاضل داده را رد کرده و متغیرهای سری زمانی 1%، 5% ایستا هستند.طبق این آزمون تمامی متغیرهای سری زمانی انباشته از درجه یک بوده یا به عبارتی(1){L I L}هستند.(1).{L relluF-yekciD detnemguA L}P}آزمون هم انباشتگی یوهانسون-یوسیلیوس برای آزمون هم انباشتگی از روش یوهانسون-یوسیلیوس استفاده شده است. 1P}از آنجا که در آزمون انگل گرنجر فرض بر وجود یک بردار هم انباشتگی است و علاوه بر آن عدم (1).لازم به ذکر است که برای آزمون هم انباشتگی از روش انگل گرنجر نیز استفاده شده است.در این آزمون ابتدا درجه هم انباشتگی متغیرها بررسی شده است.با توجه به اینکه منطق این روش این است که چنانچه تمامی متغیرها انباشته از درجه یک باشد و جزء باقی مانده نیز دارای انباشتگی از درجه صفر باشد، در این صورت رابطه ای بلندمدت و با ثبات بین متغیرها وجود دارد.چون مدل برآورد شده با این منطق سازگار بوده، نتایج بلندمدت و کوتاه مدت نیز به صورت زیر درآمده است:با توجه به نتایج روش فوق وقفه مالیاتی در مورد شرکتهای استان تهران در حدود 28 سال و یا 34 ماه است، چون کشش قیمتی مالیات بر شرکتها کمتر از یک می باشد.لذا با توجه به مبانی نظری مطرح شده، فرضیه تانزی با این روش در مورد سیستم مالیاتی استان تهران صدق می کند.در معادله {L b L}متغیر{L 2PUD L}بیانگر متغیر مجازی برنامه دوم است.P}تقارن وجود دارد، بنابر این در صورتی که مدل دارای متغیری مستقل باشد، نتایج به قوت خود باقی است.با توجه به اینکه مدل های موجود در این پژوهش از دو متغیر توضیحی برخوردار هستند، لذا ممکن است بیش از یک بردار هم انباشتگی بین متغیرها وجود داشته باشد.از این نظر روش یوهانسون-یوسبلیوس نسبت به روش انگل-گرنجر برتری خواهد داشت.بنابر این به منظور تعیین بردار بهینه از روش یوهانسون-یوسیلیوس استفاده شده و آزمون اثر برای تعیین تعداد بردارهای هم انباشتگی به ترتیب برای معادلات(5)و(6)انجام شده است.به منظور تعیین بردار بهینه، بعد از بدست آوردن تعداد بردارهای هم انباشتگی، با توجه به مبانی نظری و تجربی، علائم انتظاری ضرایب و معقول بودن آنها، بردار بهینه انتخاب می شود.نتایج آزمون اثر برای معادلات یاد شده به شرح زیر است:نتایج آزمون اثر برای معادله وقفه مالیاتی نشان می دهد که در سطح اطمینان 95%و 99%فرض عدم وجود هم انباشتگی در مقابل یک بردار هم انباشتگی و یا بیشتر رد می شود.لیکن فرض یک بردار هم انباشتگی در مقابل دو بردار و دو بردار در مقابل سه بردار یا بیشتر رد نمی شود.بنابر این مطابق آزمون اثر، یک بردار هم انباشتگی تأیید می شود.نتایج آزمون فوق برای معادله کشش مالیاتی بیانگر این است که در سطح اطمینان 99 درصد، فرض عدم وجود هم انباشتگی در مقابل یک بردار یا بیشتر و یک بردار در مقابل دو بردار و بیشتر رد می شود؛در صورتی که فرض دو بردار هم انباشتگی در مقابل سه بردار یا بیشتر رد نمی شود.لذا مطابق نتیجه این آزمون وجود دو بردار هم انباشتگی تأیید می شود.با توجه به نتایج به دست آمده به بررسی بردارها پرداخته می شود.برای معادله وقفه مالیاتی شرکت ها بردار هم انباشتگی اول مورد تأیید قرار می گیرد.با توجه به اینکه برای این معادله یک بردار هم انباشتگی مدنظر است، لذا نیازی به شناسایی وجود ندارد.در مورد کشش مالیاتی شرکت ها نکته ای که از آزمون اثر بدست می آید این است که دو بردار هم انباشتگی وجود دارد.با توجه به این که روش یوهانسون یوسیلیوس روشی صرفا آماری است، لذا نمی توان از طریق آن بردار مورد تأیید را انتخاب کرد.این روش برای تعیین بردار مورد نظر، از مبانی نظری مطرح در مورد موضوع استفاده می کند و برداری انتخاب می شود که سازگار بانظریات اقتصادی باشد.لذا با توجه به این موارد، در مورد معادله کشش قیمتی مالیات بر شرکتهای بردار دوم به عنوان بردار بهینه انتخاب می شود.بنابر این تخمین معادلات مطابق این روش و بدون در نظر گرفتن متغیر جنگ به صورت زیر است:(7)(8)همانگونه که ملاحظه می شود علامت ضرایب تمامی متغیرهای معادلات مطابق انتظار است.نتایج حاکی از آن است که متوسط طول وقفه مالیاتی در مورد مالیات بر شرکتها در تهران طی دوره 1380-1359 حدود 1/2 سال؛یعنی 25 ماه برآورد شده است.یعنی از زمانی که مؤدیان به طور قطعی موظف به پرداخت مالیات می شوند، بطور متوسط حدود 25 ماه طول می کشد تا به دست دولت برسد.با توجه به اینکه متوسط نرخ تورم سالانه در تهران طی دوره 1380-1359 حدود 22 درصد در آن، ارزش حال یک واحد مالیات بعد از تقریبا 25 ماه فقط به اندازه 65/. [(1.2^(22.0+1)/1]واحد خواهد بود.ضمن اینکه این مقدار حداقل زیان مالیاتی است که در آن کشش قیمتی درآمد حاصل از مالیات بر شرکتها در حدود واحد می باشد و در طول دوره مطالعه به اندازه 35/. واحد از ارزش هر واحد مالیات دریافتی کاسته می شود.حال اگر درآمد مالیاتی دریافتی در طرحهای پربازده سرمایه گذاری می شد، در این صورت هزینه فرصت از دست دادن 35/. از هر واحد مالیات دریافتی نیز به زبان فوق اضافه می شد و مقدار زیان بیش از این مقدار خواهد بود.وقفه های جمع آوری مالیات یکی از مهمترین عامل کاهش درآمدهای واقعی مالیاتی است.تخمین ضرایب با لحاظ نمودن متغیر برونزای جنگ تأیید می کند که در دوران جنگ، دولت به دلیل نیاز شدید به درآمد برای تأمین مخارج دفاعی و پوشش دادن سایر هزینه ها به سیستم مالیاتی تا حدودی فشار آورده و وقفه مالیاتی به 7/1 سال؛یعنی 20 ماه رسانده است.در این صورت زیان مالیاتی به اندازه 29/. واحد خواهد بود یعنی یک واحد درآمد مالیاتی بعد از 20 ماه به اندازه 71/. ارزش خواهد داشت.وجود راههای فراوان گریز مالیاتی، عدم شاخص بندی مالیات های به تعویق افتاده، عدم اعمال جریمه بر مالیات های معوقه و...از مهمترین عوامل وقفه های طولانی جمع آوری مالیات در سیستم مالیاتی تهران محسوب می شوند.بررسی ساختار پویای مدل وقفه و کشش قیمتی مالیاتی بررسی توابع عکس العمل تحریک 1P}{L (FRI) L} همانطور که قبلا نیز بیان شد، معادله برآورد شده براساس روش یوهانسون- یوسیلیوس نشان دهنده رابطه بلندمدت بین متغیرهای وابسته و توضیحی مدل است.در این قسمت با استناد به روابط بلندمدت با ثبات ارائه شده می توان به ارزیابی آثار پویا از طریق مکانیزم تصحیح خطای برداری {L (MCEV) L} 2P}پرداخت.آثار شوگ، نشان دهنده اثرات تغییرات در هریک از متغیرهای توضیحی به اندازه یک انحراف معیار حول میانگین روی متغیر وابسته طی مدت زمان خاصی می باشد.به عبارت دیگر بیان کننده این نکته است که به ازای تغییر ناگهانی به اندازه یک انحراف در متغیرهای توضیحی، متغیر وابسته، طی زمان چه واکنشی از خود نشان می دهد.نمودارهای زیر نشان دهنده اثر شوک به اندازه یک انحراف معیار در کلیه متغیرها بر روی درآمد واقعی مالیاتی می باشد.دوره زمانی این اثرگذاری به مدت سی دوره است.(1).{L noitcnuF elbisnopseR eslupmI L}P}(2).{L ledoM noitcerroC rorrE rotceV L}P}همانطور که نمودارهای فوق نشان می دهند تغییرات ایجاد شده در درآمدهای مالیاتی حقیقی در دوره های قبلی به اندازه یک انحراف معیار در پنج سال اول سبب کاهش این درآمدها شده و بعد از آن تا دوره هفتم منجر به افزایش درآمدهای حقیقی مالیاتی شده و سپس به روند باثبات خود ادامه می دهد و تعدیل می شود.همچنین افزایش یک انحراف معیار تولید ناخالص داخلی حقیقی تا دوره چهارم سبب افزایش درآمدهای حقیقی مالیاتی شده و بعد از آن کاهش می یابد و از دوره نهم به بعد به روند تعدیل شده و با ثبات خود ادامه می دهد.در مورد تغییرات نرخ تورم بایستی اشاره کرد که شوک وارده شده به صورت منفی بوده و تا دوره سوم به شدت درآمد مالیاتی حقیقی شرکتها را کاهش می دهد و سپس به روند پایدار خود نیز ادامه خواهد داد؛پس مشاهده می شود که اثر تانزی در کوتاه مدت نیز عمل کرده است.در این قسمت به بررسی آثار تغییرات متغیرهای توضیحی به میزان یک انحراف معیار بر روی متغیر وابسته اشاره می شود.این آثار به صورت نموداری در زیر آورده می شود.با بررسی اثرات تغییرات متغیرهای مستقل بر روی درآمد مالیاتی اسمی مشخص می شود که تغییرات ایجاد شده در خود متغیر وابسته در دوره های قبلی به اندازه یک انحراف معیار منجر به کاهش این درآمدها تا دوره چهارم شده و بعد از آن افزایش می یابد و به روند با ثبات خود نیز ادامه می دهد.همچنین تولید ناخالص داخلی حقیقی تا دوره چهارم، درآمد اسمی ناشی از مالیات بر شرکتها را افزایش داده و بعد از آن به روند پایدار خود ادامه می دهد.سطح عمومی قیمتها نیز، اثر مشابه مانند تولید ناخالص حقیقی خواهد داشت.بررسی تجزیه واریانس 1P}وقفه مالیاتی تجزیه واریانس نشان دهنده درصد توضیح دهندگی متغیرهای توضیحی از تغییرات متغیر وابسته طی زمان است.به عبارت دیگر بیانگر این موضوع است که طی زمان چند درصد از تغییرات متغیر وابسته توسط هریک از متغیرهای مستقل موجود در مدل توضیح داده می شود.نمودارهای زیر نشان دهنده درصد توضیح دهندگی هریک از متغیرهای مورد نظر از کل تغییرات موجود در متغیر وابسته می باشد.با توجه به نمودار مربوط به تجزیه واریانس، در شروع دوره مورد بررسی صددرصد تغییرات متغیر درآمد حقیقی مالیاتی توسط خودش توضیح داده می شود.در دوره دوم 87 درصد از تغییرات توسط خود متغیر، 12 درصد توسط تولید ناخالص داخلی و 25/. درصد توسط نرخ تورم توضیح داده می شود.درصد توضیح دهندگی تولید ناخالص داخلی در طول دوره، همواره صعودی است؛به طوریکه در طول دوره سی ساله به طور متوسط 60 درصد از تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر توضیح داده می شود.درصد توضیح دهندگی نرخ تورم در دوره سوم به 7/4 درصد رسیده و پس از آن شروع به کاهش می کند؛به طوریکه از 7/4 درصد در دوره سوم به 1/2 درصد در دوره سی ام می رسد.با توجه به این روند تغییرات مشخص می شود که بیشترین قدرت توضیح دهندگی را تولید ناخالص داخلی دارد که به عنوان پایه مالیاتی در نظر گرفته شده است.(1).{L noitisopmoceD ecnairaV L}P}پیشنهادات سیاستی در این مقاله به بررسی اثرات تورم بر روی درآمدهای واقعی مالیاتی با تأکید بر مالیات بر شرکتها در استان تهران پرداخته شد و برای این منظور کشش قیمتی و وقفه مالیاتی برای این شاخه مالیاتی استخراج گردید.بررسی روند تورم در تهران نشان می دهد که ساختار اقتصاد تهران همواره با نرخ تورم دو رقمی مواجه بوده است و بیشترین نرخ تورم در دوره مورد مطالعه، 1380-1359، مربوط به سال 1375 است که تورم حدود 5/44 درصد بوده است.با توجه به اینکه تمامی متغیرهای ملحوظ در مدل انباشته از درجه یک و پسماندهای حاصل از معادلات انباشته از درجه صفر بوده است، لذا روابط بلندمدت برآورد شده باثبات است.بر اساس روش انگل-گرنجر، وقفه در جمع آوری درآمدهای مالیاتی حدود 34 ماه و کشش قیمت درآمدهای مالیاتی، حدود 85/. برآورد گردید.با توجه به اینکه تعداد متغیرهای معادلات دوگانه بیش از دو متغیر است، لذا روش یوهانسون-یوسیلیوس نسبت به انگل-گرنجر از کارایی بیشتری برخوردار می باشد.طبق این روش وقفه جمع آوری مالیاتی بدون لحاظ نمودن متغیر مجازی جنگ، حدود 25 ماه و با وارد کردن آن حدود بیست ماه و کشش قیمت درآمدهای مالیاتی حدود 71/. با در نظر گرفتن جنگ برآورد گردید.به نظر می رسد وجود راههای فراوان گریز مالیاتی، عدم شاخص بندی مالیاتهای معوقه، عدم اعمال جریمه بر مالیاتهای به تأخیر افتاده، معافیت های مالیاتی متعدد، ضعف نظام شناسایی و ردیابی مؤیدان مالیاتی در کنار سایر ملاحظات اجتماعی و سیاسی از مهمترین عوامل وقفه های طولانی جمع آوری مالیات در اقتصاد ایران باشد.علاوه بر این، وجود درآمدهای نفتی به عنوان آسانترین را برای تأمین مخارج دولت سبب شده که دولت در جهت اصلاح نظام مالیاتی گامهای مهمتری بر ندارد.به عبارت دیگر، همه این عوامل نشان دهنده ناکارایی نظام مالیاتی ایران است.برای اصلاح این وضعیت، چنین به نظر می رسد، در صورتی که دولت بتواند مؤدیان مالیاتی را شناسایی کند، توان دریافت بیشتر مالیاتها را خواهد داشت.شاخص بندی مالیاتهای معوقه، اعمال جریمه بر مالیاتهای به تأخیر افتاده حداقل به میزان نرخ تورم، حذف معافیتهای غیر ضروری و تقویت نظام شناسایی و ردیابی مؤیدیان مالیاتی به روشهای الکترونیکی، مانند ایجاد سیستم بانک اطلاعاتی الکترونیکی مؤدیان مالیاتی، شفاف سازی قوانین مالیاتی و عدم انعطاف در مقابل فرار از مالیات و مالیات تأخیری می تواند در جهت اصلاح مالیاتهای مستقیم بسیار مؤثر باشد.تحقق درآمدهای مالیاتی و تأمین بخشی از بودجه دولت کمک مؤثری برای کاهش حجم نقدینگی، کسری بودجه و تورم خواهد بود.علاوه بر این، باید توجه داشت که اجرای سیستم عادلانه مالیات بندی مبتنی بر کارشناسی دقیق و کمک گرفتن از مؤدیان مالیاتی و بویژه روش خود اظهاری می تواند در جلب اعتماد و اطمینان مالیات دهندگان مؤثر باشد.بنابر این راه برون رفت در گرو اجرای روشهای مناسب مالیات گیری و اجرای باز دارنده است.از طرف دیگر، انجام طرحهای پژوهشی مناسب در خصوص امتناع و فرار مالیاتی می تواند چراغ راه مناسبی برای کارا نمودن نظام مالیاتی ایران ارائه دهد.مطالعه کارشناسی برای دریافت مالیات از طریق اظهارنامه مالیاتی و ضمانت اجرایی قوی آن می تواند نظام کارامدی برای ایران نوید دهد.واقعیت امر این است که اظهارنامه مالیاتی ابزار بسیار قوی در اجرای نظام کارامد مالیاتی کشور بوده و شرط لازم آن نیز تدوین اظهارنامه مالیاتی مناسب و متناسب با شرایط اقتصادی کشور و همچنین تدوین قوانین لازم الاجرای آن می باشد.البته شرط کافی، استفاده از کارشناسان خبره و صادق و ضمانت اجرایی این اظهارنامه مالیاتی از سوی دولت می باشد.پی نوشتها: 1.برانسون، ویلیام اچ.تئوری و سیاست های اقتصاد کلان.ترجمه عباس شاکری، تهران:نشر نی، 1376.2.تانزی، ویتو.«تورم، درآمدهای حقیقی مالیاتی و تاخیر در جمع آوری مالیاتها»، ترجمه محمد کردبچه.مجله برنامه و بودجه، شماره 6، 1375.3.تقی پور، انوشیروان.«بررسی ارتباط بین کسری بودجه دولت، رشد پول و تورم در ایران:به روش معادلات همزمان».مجله برنامه بودجه، شماره 66 و 65، (1380).4.تقی پور، انوشیروان.«وقفه های جمع آوری مالیات، تورم و درآمدهای مالیاتی حقیقی دولت».مجله برنامه و بودجه، شماره 42، (1378).5.زمانی، احمد.«اندازه گیری وقفه های قانونی و برآورد زیان مالیاتی».پژوهشهای اقتصادی، 1378.
کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است