جستجو در   
امکانات

ایرانیان در سیام، نگاهی به نقش و نفوذ فرهنگی ایرانیان مقیم در دربار پادشاهان تایلند
پدیدآورنده : خوش رو، علی رضا
بازدید : 221
تاریخ درج : 1386/6/21
منبع :

 
دانشنامه پرتال علوم انسانی و اسلامی :: حقوق :: نفوذ :: ایرانیان در سیام، نگاهی به نقش و نفوذ فرهنگی ایرانیان مقیم در دربار پادشاهان تایلند

ایرانیان در سیام، نگاهی به نقش و نفوذ فرهنگی ایرانیان مقیم در دربار پادشاهان تایلند


چکیده: نقش ایرانیان مهاجر و مقیم که از اوایل قرن هفدهم با سفر شیخ احمد قمی و برادرش و جمعی دیگر از ایرانیان مهاجر به تایلند آغاز شد، نقطه عطفی در روابط فرهنگی ایرانیان با سیامی هاست، به ویژه نفوذ تعدادی از ایرانیان در دربار سلطنتی و کسب مناصب عالی حکومتی و مذهبی از سوی پادشاهان تایلند، طی سالیان دراز، منجر به پیامدهای فرهنگی و اسلامی در این جامعه شده است. به هر روی، ایرانیان در دوره ای طولانی از تاریخ تایلند نقش های حسّاسی داشته اند که این شرایط را نمی توان در سایر کشورهای جنوب شرق آسیا مشاهده کرد. از این رو، با برجسته و تبیین کردن موضوعات متفاوت در حوزه مطالعات ایرانیان مهاجر می توان بستری مناسب برای دوستی میان دو ملّت ایران و تایلند به صورت پایدار فراهم نمود. کلید واژه: ایرانیان، تایلند، سیام، روابط فرهنگی، نفوذ فرهنگی، خاندان بونناگ. مقاله حاضر که به روابط فرهنگی ایران با جامعه سیام می پردازد، با هدف ارایه تصویری روشن از کتب و مقالات پراکنده درباره جامعه ایرانیان مقیم سیام، از قرن هفدهم، به ویژه با هدف ذکر موضوعات اصلی است. از این رو، مقاله به دو بخش تقسیم شده است: یک بخش در باره سرآغاز روابط فرهنگی و نفوذ ایرانیان در دربار پادشاهان سیام و بخش دیگر درباره تأثیر فرهنگ و تمدّن ایرانی اسلامی بر جامعه سیام، با دید کلان نگر. اهمّیّت انتخاب موضوع به منظور تأکید بر ظرفیت های موجود با ریشه هایی در گذشته، جهت توسعه مناسبات و پیوندهای فرهنگی با جامعه تایلند در آینده است، زیرا بدون شناخت از پیشینه روابط فرهنگی و ریشه های تاریخی، ارتباط دوجانبه از استحکام و روابط دوستانه پایدار برخوردار نخواهد بود. از همین رو، تا کنون دو هم اندیشی با عنوان های «شیخ احمد قمی و تاریخ سیام» و «تاریخ روابط ایران و تایلند در بانکوک» برگزار شده است که این گونه هم اندیشی ها می تواند راهی برای گسترش روابط چندجانبه، به ویژه در زمینه فرهنگی باشد. تاریخچه روابط فرهنگی و نفوذ ایرانیان در دربار پادشاهان سیام قلمرو و نفوذ فرهنگ و تمدّن ایران از زمان باستان، در شرق و غرب همواره برجسته بوده است. مراودات اقوام ایرانی و حضور فرهنگی آنان در منطقه شرق آسیا از زمان های کهن، بر اساس یافته های نوین، توسّط پژوهش گران هویدا شده است. به عنوان نمونه قبیله سیتیان ها یا Saka از اوّلین قبایل ایران بودند که به طرف شرق آسیا در 2500 سال پیش مهاجرت نمودند.(1) در قرن سیزدهم میلادی نیز هجوم مغول ها به غرب آسیا و تخریب شهرهای مهم ایران مانند: ری، کاشان و ساوه، موجب مهاجرت ایرانیان به مناطق مختلف، از جمله شرق آسیا شد. البتّه تاجران مسلمان ایرانی در اوایل قرن نهم و دهم از طریق برمه به جنوب شرقی آسیا رفت و آمد داشتند، به طوری که در قرن دهم میلادی، تاجران عرب، هندی و ایرانی در ناحیه Kra، در جنوب تایلند، جوامعی را برای خود بنا کردند.(2) هم چنین در کتاب «مطلع السعدین و مجمع البحرین»، نوشته عبدالرزّاق سمرقندی، نیز از تاجر ایرانی معروف به نام خواجه ذوالنور، در اوایل قرن شانزدهم نامی برده شده و آمده که جوامع ایرانی از قرن ها قبل به منطقه آیوتایا، پایتخت قدیمی تایلند، در رفت و آمد بوده اند.(3)______________________________ 1. Setudeh - Nejad, Shahab (1999): p, 107; Kyuzo, kato (1992): No. 32, pp. 5-20. 2. Forbes, Andrew (1994): p. 1. 3. تعلیقات دکتر عبّاس فاروقی. چاپ دانشگاه تهران، 1356. (یک نسخه از این کتاب در موزه ملک و نسخه ای دیگر در انگلستان است و جزو کتاب های میراث ایران در میان انتشارات یونسکو می باشد). از سومین گروه مهاجران ایرانی در تایلند، خاندان بونناگ Bunnag که سلف ایرانی آنان به اوایل قرن هفدهم می رسد، می باشند. امروزه در تایلند نام «بونناگ»، بیانگر شجره خانوادگی ایرانی از اقشار تاجر، دیپلمات، اشراف زاده و مأموران و خانواده پادشاهی است که در امور کشور تایلند از اوایل قرن هفدهم (1602م) تا به امروز نفوذ داشته اند. سرآغاز این مهاجرت و نفوذ با سفر خانواده های ایرانی به سرپرستی دو برادر به نام شیخ محمّد سعید و شیخ احمد قمی تحقّق می یابد. علّت سفر این دو برادر را باید در شرایط اجتماعی و اقتصادی تجّار ایرانی خلیج فارس جستجو کرد، زیرا در سال 1514 م نیروی دریایی پرتغال، به فرماندهی دریادار آلفونسو دی آلبوئر Admiral Alfonso de Albuquerqu جزیره هرمز را برای ورود به خلیج فارس تصرّف کرد.(1) از این رو، ورود ایرانیان مهاجر به سیام Siam تحت شرایط جنگ و اشغال سرزمین شان تحقّق پذیرفت و ایران آن زمان در حالت رکود و شرایط اقتصادی از هم پاشیده بود. شیخ احمد قمی شیخ احمد قمی ابتدا با کسب و کار و پیشینه موفّق در امور تجاری توانست با دختر یکی از ثروتمندان آیوتایا به نام Ch Chuay ازدواج کند که ثمره این ازدواج دو پسر و یک دختر به نام Chi بود. شیخ احمد در دوره پادشاه بزرگ سیام، به نام نارسوئن Narsuen، در اوایل قرن هفدهم (1602) به آیوتایا وارد شد و تا آخر عمر، یعنی سن 88 سالگی، در سیام زندگی کرد و توانست با درایت و درستکاری، از جایگاه و مناصب عالی در میان پادشاهان سیام برخوردار باشد. او پس از مدّتی توانست نظر پادشاه نارسوئن را جلب کند و مشاورت عالی وزیر خزانه داری و هم چنین مسئولیّت تمام امور مرتبط به تجارت خارجی تایلند را به عهده بگیرد. بعدها شیخ احمد منصب وزیر خزانه داری سلطنتی را که حوزه وظایف وسیع تری مانند امور گمرکی، تجاری، امور خارجه و حل و فصل اختلافات و دعاوی خارجیان مقیم آیوتایا داشت، به دست گرفت.(2) نکته حایز اهمّیّت آنکه پس از فوت شیخ احمد قمی نیز تمام کسانی که مسئولیّت وزارت______________________________ 1. Setudeh-Nejad shahab (1999): p. 112. 2. Oudaya Bhanuwongs (1987): PP. 5,6. را به عهده داشتند، از نوادگان شیخ احمد بودند که آنان را به نام چاوکون کرمماتا Chao khon Krommatha می نامیدند که این منصب عالی تا هشتمین نسل از شیخ احمد و تا زمان حکومت پادشاه بزرگ تایلند، چولالانکورن (1875 م) بانی نوسازی در این کشور ادامه داشت. در این زمان پادشاه چولالانکورن با تفکیک وظایف وزارت امور خارجه و امور تجاری، عملاً این منصب را از ایرانیان سلب کرد. سرانجام شیخ احمد در دوران بازنشستگی خود مورد عنایت پادشاه نارای Narayکبیر قرار گرفت و به عنوان وزیر شهری نایل شد و مدّت اندکی پس از آن، در سال 1659 درگذشت.(1) آقامحمّد استرآبادی درباره آقامحمّد استرآبادی نکات شبهه انگیزی وجود دارد. برخی بر این باورند که او متولّد منطقه استرآباد ایران است و بعدها به سیام مهاجرت و وارد آیوتایا شده است، امّا براساس تحقیقات پژوهشگران به ویژه کی. اس.آر.کولاپ (2)K.S.R.Kulap آقامحمّد در واقع فرزند محمّد سعید، برادر شیخ احمد قمی است که همراه با برادر و تعدادی از خانواده های ایرانی وارد سیام شدند. محمّد سعید که به علّت دوری از وطن دچار ناراحتی شده بود، تصمیم می گیرد از همسر تایلندی خود جدا شود و یگانه فرزند خود را به عنوان تحفه به ایران ببرد. آقامحمّد که در دوران کودکی وارد ایران شده بود، بعدها از پدر خود درباره مادر و سیام بیشتر دانست. از این رو، پس از فوت پدر تصمیم می گیرد به آیوتایا بازگردد. او نخست با پسر عمویش Chuenزندگی کرد و توسّط همو به شاهزاده نارای معرّفی شد و از سوی این شاهزاده که بعدها با کمک آقامحمّد و تعدادی از ایرانیان به پادشاهی رسید، به لقب Phay Sri Naowaraty نایل آمد و وزیر کشور پادشاه نارای شد. از آنجا که تنها دختر شیخ احمد قمی به نام Chi همسر پادشاه پراسارت تانگ Somdej Prasart Thongبود و مدّت ها بدون فرزند زندگی می کردند، پس از مرگ این پادشاه، با پا در میانی برادرش Chan، از قصر سلطنتی جدا و به عقد______________________________ 1. Ibid, 7. 2. Setude-Nejad: p. 118; Wyatt, David. K: PP. 108-109. آقامحمّد درمی آید که ثمره این ازدواج دو پسر می شود. پسر کوچک به نام Keaowبعدها رهبر جامعه مسلمانان تایلند می گردد و پسر بزرگ Ree نیز در زمان پادشاه نارای همانند برادر خود منصب شیخ الاسلامی یا رهبری جامعه مسلمانان تایلند را به عهده می گیرد. چون Taan Chuen چون، پسر بزرگ شیخ احمد و وابسته به دربار پادشاه Suthamaraja بود. او پس از فوت پدر در زمان پادشاه نارای کبیر، جانشین پدر شد و در ابتدا لقب Phay Boworn Chetre Bhakdi را یافت و بعدها به عنوان Chao Phya Apai Raja ارتقاء یافت و بالاترین منصب های اداری، مانند وزارت امور شهری را در اختیار گرفت. او این پست ها را در زمان حکومت پادشاه نارای نیز حفظ کرد، تا آنکه در سن هفتاد سالگی درگذشت.(1) نوادگان شیخ احمد و خاندان سلطنتی پس از فوت چون Chuen فرزندان وی عهده دار مناصب حکومتی مهم شدند و به نشان چاوز پایا ماهارت تای Chao Paya Mahart Thai مفتخر گردیدند و تا زمان سقوط آیوتایا توسّط برمه ای ها، این روند ادامه داشت. در سال 1750م بورم کت Boramkot (1757-1833)، پادشاه متعصّب آیین بودا، روی کار آمد و از ایرانیان خواست که برای حفظ مناصب شان به مذهب بودایی بگروند. از این رو، بزرگتر ایرانیان در آن زمان (پیاپت پی چایی) در برابر شاه و کشیش اعظم به طریقت بودا گروید و به پیروی از او تعدادی از بازماندگان مهاجرین ایرانی نیز تشیّع را رها کردند و بودایی شدند، امّا تعدادی دیگر تصمیم گرفتند در کنار سایر تایلندی ها در منطقه تنبوری Thonburi زندگی کنند. پس از به قدرت رسیدن سلسله پادشاهان کنونی تایلند، به نام خاندان چاکری Chakri، در سال 1872 م یکی از سیاستمداران ایرانی به نام بونناگ Bunnagبه مقام ریاست______________________________ 1. op. cit: p. 14. وزارت جنگ یا فرماندهی قوا رسید. نیاکان او که با نام خانوادگی بونناگ مشهورند، با خاندان سلطنتی سیام وصلت نمودند و در قرن نوزدهم در زمان سلطنت رامای چهارم (18511868م) و رامای پنجم (1868-1910م) دو نفر از آنان والا حضرت (Somdet Chao Praya) خطاب می گردیدند و در زمان رامای پنجم، یکی از شاهزادگان بونناگ با لقب چاو پرایا سری سوریانگ Chao Praya Sri Suriawngبه مقام ولیعهدی مفتخر گردید(1) و شخصاً تربیت شاه جوان را که یازده سال داشت، زیر نظر گرفت و از او پادشاهی مترقّی، با افکاری نواندیش ساخت. این پادشاه به نام رامای پنجم، چولالانکورن، پدر اصلاحات تایلند، معروف است. اگر چه از اوایل قرن نوزدهم خانواده های چینی، برهمن و بونناگ از خانواده های صاحب منصب و با نفوذ به شمار می آمدند، امّا این خانواده بونناگ بود که نقش رهبری را در امور کشور تا انقلاب 1932 م به عهده داشت و هنوز هم این خاندان جزو خاندان های اشرافی و اصیل تایلند به شمار می آیند و حتّی در سال 1994 م یکی از آنان به ریاست مجلس تایلند رسید.(2) حاجی سلیم مازندرانی و هیأت سیاسی ایرانی در سیام حاجی سلیم از افراد بانفوذ ایرانی در دربار پادشاه نارای کبیر بود. در زمان این پادشاه، همانند شاه عبّاس کبیر، روابط خارجی تایلند با کشورهای اروپایی و خاورمیانه گسترش یافت. نارای کبیر به توصیه ایرانیان بانفوذ در دربار، تصمیم می گیرد تا سفیر تام الاختیار خود، یعنی حاجی سلیم مازندرانی، را در 1682 م همراه با هدایای نفیس، بفرستد. شاه سلیمان صفوی نیز به خاطر علاقه مندی نارای کبیر به گسترش روابط سیاسی و تجاری بین دو کشور، یک هیأت به رهبری «محمّد حسین بیگ» به عنوان سفیر ایران همراه حاج سلیم مازندرانی به سیام می فرستد. یکی از نکات حایز اهمّیّت این سفر اعزام محمّد ربیع بن ابراهیم، واقعه نویس این هیأت بود که خاطرات خود را پس از سفر با عنوان «سفینه سلیمانی» به رشته تحریر درآورد که______________________________ 1. Op. Cit: p. 24. 2. The Nation, June 16, 1994, PA2. یگانه منبع مهم فارسی درباره وضعیت تایلند و حضور ایرانیان در دربار سیامی هاست.(1) هیأت سیاسی پس از شش ماه توقّف در بندر عبّاس، در تاریخ 17 ژوئن 1685 میلادی، با یک کشتی انگلیسی ابتدا به مسقط و سپس به بندر مدراس در هند و از آنجا به جزایر «آن دامان» و خلیج بنگال و به بندر «مرگی» در جنوب شرق میانمار عزیمت می کند و پس از چند روز توقّف، روانه «بندر تناسری» می شود. در این بندر محمّد حسین بیگ به علّت بیماری استسقا (عطش زیاد) می میرد و بقیه اعضا به شهر ناویا «آیوتایا» می رسند (این شهر هم اکنون جزو آثار باستانی تایلند و در 80 کیلومتری بانکوک است). از آنجا که شاه نارای در قصر خود در شهر لوپ بوری به سر می برد، آنان وارد این شهر می شوند و به گرمی از سوی شاه مورد پذیرایی قرار می گیرند. هیأت سیاسی به علّت مرگ سفیر، شخص ابراهیم بیگ را به جای مرحوم محمّد حسین بیگ معرّفی و نامه شاه سلیمان را در مراسمی خاص به پادشاه سیام تقدیم می کنند.(2) آنان حدود دو سال در تفریحات و ضیافت های شاهانه همراه پادشاه بودند و سرانجام در 7 ژانویه 1687، پادشاه سیام هیأت ایرانی را همراه با نامه ای برای شاه سلیمان، روانه ایران می کند و این هیأت به رغم مشکلات عدیده، در 25 مه سال 1688 به بندرعبّاس می رسد. روایت محمّد ربیع، کاتب سفینه سلیمانی، از ایرانیان مقیم سیام محمّد ربیع می نویسد: پادشاه نارای در 17 اکتبر 1658 به پادشاهی می رسد و مدار مهمات حکومتی را به دست عبدالرزّاق گیلانی، متولّد سیام می دهد. او که با پادشاه بزرگ شده بود، عمده امورات کشوری را به دست می گیرد. امّا محمّد ربیع شخص عبدالرزّاق گیلانی را فردی ظالم و فاسق توصیف می نماید(3) و به همین علّت است که شاه نارای پس از چندین سال تحمّل، آخرالامر او را به حبس می اندازد تا آنکه جان می سپارد. کاتب سفینه از شخصی به نام آقامحمّد استرآبادی گیلانی نام می برد که پس از عبدالرزّاق به مسند قدرت می نشیند و او را صاحب خصلت های نیکو و صفات پسندیده که زبان و______________________________ 1. محمّد ربیع بن محمّد ابراهیم: تصحیح و تعلیقات دکتر عبّاس فاروقی. 2. همان، ص 40. 3. همان، صص 9596. دستور تایی را به نیکی می دانست، توصیف می کند.(1) همان گونه که قبلاً ذکر شد، آقامحمّد دارای مرتبه عالی، یعنی وزیر و مشیر شاه نارای می گردد، امّا به نظر کاتب سفینه سلیمانی، از آنجا که آقامحمّد تعداد 200 نفر از ایرانیان را از هندوستان که عمدتاً از منطقه استرآباد و مازندران بودند، برای حفاظت شاه به سیام آورده بود، آنان به لحاظ کمی مواجب و تنگ نظری، بدگویی آقامحمّد را به شاه می کنند و سرانجام شاه تصمیم می گیرد لب های آقامحمّد، این فرد مدیر و مدبّر، را دوخته و در نهایت به هلاکت برساند. البتّه پادشاه پس از مجازات آقامحمّد سخت پشیمان می شود و دو فرزند او را به نام های «چوچی و چوگیا» یعنی جگرپاره و دل خطاب می کند و به آنان منصب می دهد. یکی دیگر از ایرانیان مقیم که محمّد ربیع از او نام می برد، شخصی است از اهالی شوشتر به نام خواجه حسنعلی شوشتری که فردی عالم بود و ادعای قرابت به خواجه عبداللطیف وزیر سابق خراسان را می نمود(2) و می گوید این شخص صاحب شعور و کاردان و به زبان تایی کاملاً مسلّط بود و شاه مدار مهمات خود را به او رجوع می داد، امّا پس از زمان کوتاهی شخصی از مردم خراسان، از راه عناد، او را به قتل می رساند. خاندان سلیمان برخلاف خاندان شیخ احمد قمی که دارای مناصب دولتی مهم در دربار سیام بودند، از خاندان سلیمان کمتر در محافل علمی نام می برند. در حالی که این خاندان، بر اساس بنیاد سلیمان که در بانکوک مستقر است، در طول حکومت پادشاهان سیام، از اوایل قرن هفدهم دارای نفوذ بوده اند.(3) ابتدا شخصی به نام مغول MOGOL(سیامی ها ایرانیان را نیز مغول می نامیدند) همراه با خانواده از مناطق مرکزی جاوه به سال 1605، به خلیج سونکالا آمد. این ایرانی از اهالی شیراز بود و پس از استقرار در سونکالا از سوی پرا اکاتت سازت به فرمانروایی سونکالا برگزیده شد و پس از مرگ مغول، پسر بزرگ او به نام سلیمان، اداره این استان را به عهده گرفت. در سال 1629 م در زمان حکمرانی پادشاه «پراسات تنگ» بین تعدادی از رجال دربار و دیگر صاحب منصبان، بر سر تاج و______________________________ 1. محمّد ربیع: ص 97. 2. همان، ص 100. 3. Chullada Bhakdibhumin (2002): pp.1-3 تخت جدالی درگرفت و سلیمان از این فرصت استفاده کرد و در سال 1642 م سونکالا را مستقل و خود را سلطان و حاکم آنجا اعلام کرد، از این رو، مردم او را سلطان سلیمان نامیدند. امّا در زمان پادشاه نارای King Narai، سونکالا بار دیگر تحت قیمومیّت آیوتایا درآمد و فرمانروایی آن کماکان به فرزندان سلیمان رسید. مصطفی، فرزند ارشد سلطان سلیمان، مفتخر به پرایا سیری وی چای سنگکرن (Phraya Sri Wichai Songhran)، حاکم چای یا Chaiya و حسین، فرزند دیگر او، با عنوان Phraya Chakri، حاکم پاتتالنگ Patthalung شد. حسن نیز به پرایا راج بنگ سن Phraya Rajbangsan (منصب فرماندهی کلّ نیروی دریای اوتایا) مفتخر شد.(1) از آن زمان تا کنون خانواده های زیادی از صلب نوادگان سلطان سلیمان، دارای مناصب مهم حکومتی بوده اند. یکی از این نوادگان به نام چاو پرایا چکری سیری انگ کرک، نوه حسن، فرمانده نیروی دریایی ارتش تایلند بود که در زمان سقوط آیوتایا توسّط ارتش برمه به سال 1767م، به دربار شاه تکسین King Taksinپیوست تا استقلال کشور و ثبات و وحدت ملّی بار دیگر احیاء شود. هم چنین خانواده های بزرگ نظیر ناپاتالنگ Napha Thalung، چان تارا چوانگسی، سری سم بند و... از نوادگان سلطان سلیمان به شمار می آیند. گفته می شود رامای پنجم و تمام خواهران و برادرانش می توانند از نوادگان سلطان سلیمان باشند. تأثیرات فرهنگی و اجتماعی ایرانیان بر جامعه تایلند همان گونه که ذکر شد، حضور قدرتمند ایرانیان از اوایل قرن هفدهم میلادی در دربار سیام و نقش های کلیدی آنان در حکومت، طی سالیان متوالی، منجر به پیامدهای مثبت فرهنگی و اجتماعی در تایلند شده است. اگرچه پس از سقوط آیوتایا توسّط برمه، آثار و سندهای تاریخی زیادی از بین رفت، امّا برخی شواهد بر جای مانده حکایت از تأثیر جامعه ایرانیان دارد. نخستین تأثیر در حوزه ادب فارسی است. یک تاریخ نگار تایلندی به نام چارنویت______________________________ 1. Chullada Bhakdibhumin (2002): pp.1-3. کاستسیری Charnvit Kasetsiriمی گوید که در دست نوشته فردی پادشاه رام کام هنگ که الفبای تایی را اختراع نمود، به تاریخ 1292م کلمه ای به زبان فارسی به معنی Bazaarبرای تلفّظ این کلمه در تایلند، در دوره سوخوتای مورد استفاده قرار گرفته که مؤیّد این نظر است که ایرانیان در این دوره با این منطقه ارتباط داشته اند.(1) هم چنین کلمات متعدّدی که اینک در گفتار تایلندی ها به کار می رود، نشان از نفوذ فرهنگی جامعه ایرانی در قرون گذشته دارد. کلماتی نظیر: نم (به معنی آب)، کلم پلی (کلم)، یاه فران (زعفران)، صابو (صابون)، کاروان، بست (محلی امن)، انگون (انگور)، ییراه (زیره)، گلاب، صنم (زوجه)، فرنگ (اهل اروپا)، شاوی (شعله)، راجهاودی (همان رنگ لاجوردی)، خاکی (رنگ زمین یا همان خاک)، خط (نوشته)، چتر (سایابان) و...(2) محمّد ربیع، کاتب سفینه سلیمانی، در این زمینه می نویسد: یک خراسانی به نام سیّد درمندی شاهنامه را به زبان سیامی ترجمه کرده بود و هر شب برای پادشاه نارای می خواند و نیز یکی از وزیران از «رموز امیر حمزه» برای شاه هر شب قصّه ای می گفت.(3) هم چنین وجود پیشوندهایی نظیر آقایی "Aghayee" و "Aghayer" قبل از یک اسم خاص، نشان دهنده محل و یا شخص معتبر و محترم است که به طور مشابه به کاربرد سیامی آن Taan به کار رفته است. یکی از شواهد روشن که مؤیّد تأثیر و رواج زبان فارسی در قرن هفدهم و هجدهم در جامعه سیام است، وجود عارف بزرگ مالایی پارسی گو به نام حمزه فنصوری است. پروفسور محمّد نقیب العطّاس که حدود 30 سال پیش مقالاتی درباره حمزه فنصوری نگاشته، می گوید: او متولّد مالایا (باروس) است و در شهر ناو به روشنایی رسید.(4) حمزه در آیوتایا توانست کمالات و سجایای اخلاقی را در کنار ایرانیان بیاموزد، به طوری که در اشعارش می خوانیم که او مکان تولّد (مقصود مرحله روحانی است) را شهر ناو می داند.(5)______________________________ 1. Kestsiri, Charnvit (1976): PP. 8,79. 2. تایلندی، اسماعیل، صص 510. 3. محمّد ربیع: صص 123، 140. 4. Marcinkowski, M. Ismail (2003): p. 27. 5. Ibid, p. 28. حمزه شهر ناوی به حقیقت فرسوده شد مانند چوب خاکستری از او چیزی نمانده وطن او دریایی است که آب روان به خود ندیده سرانجام در باروس به کافوری بدل شد اشعار او بیان گر آن است که وجود خود را در شهر ناو یافته و در آنجا با ایرانیان هم فکر و فرهیخته درآمیخته و به روشنایی دست یافته است. بی شک حمزه فنصوری این شاعر عارف مسلک، فارسی را در آیوتایا آموخته است که العطّاس در این زمینه چنین نتیجه گیری می کند: "معنی این واقعیت که حمزه مدّت زیادی از عمر خود را در شهر ناو گذرانده، مؤیّد این نظر است که جامعه ای ایرانی در سیام زندگی می کردند و آن جا زیر نفوذ ایرانیان مسلمان بوده، پس چه دلیلی داشته که ایرانیان او را یک ایرانی بشناسند.(1)" هم چنین آنتونی راید درباره حمزه می گوید: او عرفان را از مسلمانان ایرانی ساکن پایتخت سیام آموخت که من فکر می کنم آنان شیعه بوده اند و با نگاهی به اشعار صوفیانه حمزه فنصوری، این عارف بزرگ مالایی، می توان دریافت وی گرایش به شیعه داشته، به گونه ای که اخلاص خود را مکرر در اشعارش به حضرت علی بن ابی طالب(ع) بیان می کند.(2) تأثیر ایرانیان در ترویج تشیّع پیش از ورود شیخ احمد قمی و برادرش به سیام، اطّلاعاتی دال بر حضور تشیّع در شهرهای عمده و پایتخت آن، یعنی آیوتایا دیده نمی شود. ولی با ورود آن دو به تایلند و مهاجرت جمعی از ایرانیان از مناطق هند به این کشور، شکل گیری مذهب تشیّع آغاز می شود، به گونه ای که پس از چهار قرن، شیعیان تایلند، عمدتاً اخلاف شیخ احمد و مهاجران ایرانی می باشند و در محل های قدیمی بانکوک و سایر شهرها سکونت دارند. گفته می شود که در اواخر قرن هفدهم میلادی در آیوتایا دوهزار شیعه در مراسم______________________________ 1. Ibid, p. 28; Al-Attas (1970): p. 7. 2. Marcinkowski, M. Ismail: p. 29; Reid, Anthony p. 190 سوگواری امام حسن(ع) و امام حسین (ع) شرکت می کردند که این مراسم از ارج و قرب زیادی در نزد پادشاهان تایلند برخوردار بود، به طوری که پادشاهان نیز در کنار شیخ الاسلام تایلند نظاره گر این مراسم با شکوه می شدند.(1) در اینجا برای ترسیم اهمّیّت مراسم سوگواری عاشورا مشاهدات یک فرانسوی را که در دهه 1680 م از سیام داشته و حاکی از سازش غیر مسلمانان تایلندی و وفاداری شیعیان جامعه سیام است، بیان می کنیم: مورها (منظور مسلمانان) به افتخار پیامبر شاه (حضرت) محمّد(ص) و فرزندش برای هشت روز چراغانی بزرگی به راه انداختند و مراسم آنان برای ده شب به طور ویژه ای با شرکت 2000 نفر آغاز می شود. این مسلمانان با خود نمادی از آرامگاه های آن دو بزرگ را حمل می کردند که با پارچه های رنگین مزیّن و با موسیقی طبل و سنج، با گام های هماهنگ توأم بود. در پیشاپیش گروه افرادی با سه یا چهار اسب آذین بندی شده، جلو می رفتند و در عقب آنان کسانی بودند که چراغ هایی در دست داشتند که محیط را روشن کرده و آهنگ هایی می خواندند که حالتی عجیب داشت. این مراسم با همان شعف تا چند شب، تا ساعت پنج بامداد ادامه داشت و باعث تعجّب بود که این افراد چگونه برای پانزده تا شانزده ساعت این اجسام را به طور منظّم حمل می کردند. در این میان، افراد زیادی از زن و مرد و بچّه دیده می شد که حاکی از آن بود که هنگامی که ایرانیان به سیام آمدند، توانسته بودند مردم زیادی را به اسلام (شیعه) جذب کنند.(2) محمّد ربیع در این زمینه می نویسد: پادشاه نارای که با دستیاری ایرانیان به مسند حکومت رسیده بود، مقرر داشته بود مراسم تعزیه اباعبداللّه الحسین(ع) هرسال از سوی مردم مغول (ایرانیان) به رویه کیش خویش انجام شود و جنب خانه خود حسب الصلاح مرحوم آقامحمّد بتخانه ای را شکسته و مسجدی ساخته و مقرر داشته که آنچه فرش و اسباب و شربت و شمع، با چراغ و مایحتاجی که در کار باشد، با مبلغی نقد، هرسال به ایشان بدهند. لذا مردم ایران به تعزیه مشغول گردیدند و این بندگان را هر روز تکلیف کرده به آن مسجد می برند و خطیب بر منبر رفته لعن و طعن بر بت پرستان و______________________________ 1. Ibid. p. 39. 2. MarcinKowski: p. 40; Guy Tachard: 2 / PP. 214-215. کافران به آواز بلند می کرد و در سفوات سابقه خود در شب ها بر روی فیل سواره می ایستاد و سیر و تماشا می کرد و به نوعی که رسمی است دیرین و قاعده ای است متین، در اوّل و آخر فاتحه سلامتی پیشوای دنیا و دین، ولی نعمت تحقیقی و استفنا و استعدام دشمنان اهل بیت را خوانده و بعد از آن فاتحه در باب استهداء او می خوانند.(1) یکی دیگر از تأثیرات مذهبی ایرانیان مقیم در حوزه تشیّع، ایجاد ارکان یا نهاد شیخ الاسلامی در تایلند است. این نهاد پیش از رسیدن شیخ احمد قمی در تایلند وجود نداشت و اوّلین بار شیخ احمد، به عنوان شیخ الاسلام تایلند، از سوی شاه «سنگ تام» که همزمان با شاه عبّاس اوّل صفوی بود، انتخاب شد. هم اکنون این نهاد از ارکان اصلی امور مسلمانان در تایلند به شمار می آید و تاکنون چهارده شیخ الاسلام آن را اداره نموده اند، نکته جالب آنکه، با وجود تعداد کثیری از مسلمانان سنّی مذهب در تایلند، از زمان شیخ احمد قمی تا سال 1945 م خاندان سلطنتی تایلند حکم شیخ الاسلامی را به شیعیان دوازده امامی که از نوادگان شیخ احمد بودند، تفویض می کردند،(2) در حالی که چهار شیخ الاسلام آخر سنّی بوده اند. یادآوری می شود پس از اصلاحات 1997 در نهاد شیخ الاسلامی، پس از برگزیده شدن شخص شیخ الاسلام توسّط مسلمانان، از سوی پادشاه تایلند حکمی به او تفویض می شود.(3) تأثیرات هنری و معماری ایرانیان در کتاب های مرتبط به فرهنگ تایلند، به تأثیر سبک های معماری و هنر ایرانی بر معماری تایی در دوره آیوتایا، همواره اشاره شده است. پرفسور پیتیا بونناگ، استاد دانشگاه چیانگ مای که از اعقاب مهاجران ایرانی و خاندان بونناگ است، در زمینه تأثیر سبک های معماری ایرانیان تحقیقات جدیدی ارایه داده است. او به صورت مقایسه ای با مشاهده آثار بر جای مانده در شهرهای آیوتایا و لوپ بوری و بازدید از شهرهای ایران مانند قم، اصفهان، شیراز، کرمانشاه و مازندران (استرآباد) به نتایج جالبی اشاره می کند که بیانگر نفوذ ایرانیان در مراکز هنری و فرهنگی تایلند در قرون هفدهم و هجدهم______________________________ 1. محمّد ربیع: ص 75. 2. Op. cit: p. 44. 3. Yusuf: p. 284. است.(1) وی اعتقاد دارد که آثار درب های جلوی قصر لوپ بوری متأثّر از سبک اسلامی ایرانی است که در آن زمان به کار گرفته شده است. هم چنین نقّاشی های درون قصر لوپ بوری که محل اقامت پادشاهان بزرگ تایلند است، حکایت از آثار معماری اسلامی دارد که توسّط ایرانیان از هند به تایلند و منطقه لوپ بوری آورده شده است. بر اساس یافته های این پژوهشگر، نوع درب های تعبیه شده در قصرهای لوپ بوری و آیوتایا به سبک ایرانی است که از ورود باران به داخل اتاق ها جلوگیری می کند و تزئینات دیوارها نیز یکی از وجوه معماری ایرانی است که با سرامیک مزیّن شده و حتّی مردم تایی از این سبک در تزئینات معابد استفاده کرده اند. گنبدها و طاق بوستان های باقی مانده از دوران طلایی آیوتایا که با نفوذ ایرانیان مهاجر توأم بوده، بیان گر شباهت های زیاد آنان با گنبدهای ساخته شده در ایران، به خصوص در شهرهای قم و کرمانشاه است. کتابشناسی تایلندی، اسماعیل (1380): نفوذ زبان و ادبیّات فارسی در تایلند، نشریه فرهنگ و تمدّن آسیا، اداره کلّ فرهنگی آسیا و اقیانوسیه، سازمان فرهنگی و ارتباطات اسلامی، آبان ماه. محمّد ربیع بن محمّد ابراهیم (1356): سفینه سلیمانی، تصحیح و تعلیقات عبّاس فاروقی، تهران، دانشگاه تهران.-Al-Attas (1970): The Mysticism of Hamazah Fansuri, Kuala Lumpur, University of Malaysia press. -Bhakdibhumin, Chullada (2002): Sultan Sulaiman Shah, Published by: The Foundation of Sultan Sulaiman''''s Descendants, Bangkok. -Bunnag Pity ``The Influence of Persian Art in Ayutthaya''''s Architecture'''''''',The Seminar on Sheikh Ahmad Qomi and the History of Siam Bangkok, Cultursal Center of Islamic Republic of Iran (Bangkok), ed.______________________________ 1. Bunnag, Pity: pp. 225, 232. -Forbes, Andrew (1994): "Islam in Thailand and Chiangmai" Chiangmai. Newsletter. Vol.3, No.3, March. -Kato, Kyuzo (1992): Cultural Exchang on The Ancient Steppe Rante, Some observations on Pazyryk Heritage''''. senri Ethnological Studies, National Museum of Ethnology, No 32, OSaka Japan. -Kestsiri, Charnvit (1976): The Rise of Ayudha, Kuala Lumpur, Oxford University Press. -Marcinkowski, M. Ismail (2003): The Iranian - Siamese Connection, An Iranian Commonity in The Thai Kingdom of Ayuttaya, Iranian Stadies, Volume 35, numbers 1-3. -Oudaya Bhanuwongs (1987): A Geneglogical Narrative of Sheikh Ahmad Qomi; Ba. - ------------------- : Thailand, A Short History. -Reid, Anthony: Southeast Asia in the Age of Commerce, 1450-1680, Volome Two: Expansion and crisis (New Haven and London, 199), 190. -Setudeh-Nejad, Shahab (1999): The Impact of Persia''''s Civilization in Siam and Southeast Asia, Journal of The K.R. CAMA ORIENTAL INSTETUTE, MUMBAI -Tachard, Guy (1999): A Relation of The voyage to Siam, Performed by six jesuits, Sent by the French King, to the Indies and China, in the year 1685 Bangkok. -Wyatt, David. K: Studies in Thai History, 95 The Nation, June 16, 1994, PA2. -Yusuf: ``Islam and Democracy in Thailand, Reforming the office of Chubrajmontri/ Shaykh al-Islam''''''''.
کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است